تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۶
کد خبر: ۱۷۶۴۱
تعداد نظرات: ۲ نظر
اگر به دنبال اسم پسر جدید و امروزی ترکی هستید ما در این مطلب لیست کاملی از اسم پسرانه ترکی را به همراه معنی آنها برای شما گرداوری کرده ایم. اسامی پسرانه ترکی زیبا و پرطرفدار هستند.
نامهای پرطرفدار ترکی پسرانه - اسم پسر جدید و امروزی ترکی
 
ستاره | سرویس مادر و کودک - انتخاب اسم یکی از کارهای جذاب در دوران بارداری است! اگر شما نیز به دنبال اسم پسر ترکی برای فرزند عزیزتان می‌گردید، ما در ادامه لیست کاملی از این اسم‌ها را به همراه معنی برای شما آماده کرده‌ایم. در ضمن قبل از شروع به خواندن ادامه مطلب، پیشنهادی در خصوص نامهای پرطرفدار ترکی پسرانه را نیز می توانید مطالعه کنید.
 
پیشنهاد ستاره برای اسم پسر جدید و امروزی ترکی

ارسلان - الیاد - امیرپاشا - آتلی - آتیلا - آرکا - آنیل - آیدین - ترلان (اسم مشترک بین پسر و دختر) - دایان - شانلی

 

اسم پسر ترکی

اَرحام
معنی: خویشان، کسان، بستگان، منسوبان به ویژه منسوبان نَسَبی، مهربانی کردن، مهر ورزیدن، بخشایش آوردن است.
 
اَرسلان
معنی: شیر، شیر درنده، اسد؛ از نامهای خاص ترکی؛ مرد شجاع و دلیر.
 
اَصلان
معنی: برابر با اسلان به معنی شیر، شیر بیشه.
 
اُکتای
معنی: نام پسر چنگیز؛ در ترکمنی به معنی نامدار، مشهور، بزرگ زاده، بزرگ منش.
 
اُلدوز
معنی: اولدوز
 
اِلشن
معنی: شادی ایل، حاکم، رهبر، حکمران یک منطقه.
 
اتابک
معنی: پدربزرگ؛ در دورهی قاجار, لقبی که به وزیران داده میشد؛ لقب هر یک از پادشاهان مستقل که حکومتهای محلی داشتند؛ کسی که پرورش فرزندان پادشاه و بزرگان را بر عهده داشت.
 
اختای
معنی: همانند نیزه، تیز
 
اُجای
معنی: بلند ، رفیع ، نام فرزند هلاکوخان
 
ارتکین
معنی: خواجه سرا ، حاجب درگاه
 
ارتگین
معنی: همسر دلاور
 
ارسمان
معنی: نام پهلوانی در کتاب سیرت جلال الدین
 
البتکین
معنی: نام پدر زن; سبکتکین پادشاه غزنوی
 
الجایتو /oljaytu/
نام سلطان محمد خدابنده ; از ایلخانان مغول
 
الچین
معنی: ال (ترکی) + چین (فارسی)، ایلچین، برگزیده ایل
 
الدنیز
معنی: اقیانوس
 
الغ بیگ
معنی: بیگ بزرگ ، آقای بزرگ
 
الیاد
معنی: ایلیاد به یاد ایل
 
الیار
معنی: یار و یاور ایل، دوست و رفیق ایل، یار شهر و ولایت، یاور خویشان.
 
امیرارسلان
معنی: (عربی - ترکی) امیر و پادشاه شجاع و دلیر؛ 2امیر ارسلان رومی پسر پادشاه روم و قهرمان داستان مشهور فارسی از نقیب الممالک، داستان سرای دربار ناصرالدین شاه.
 
امیراصلان
معنی: (عربی - ترکی) پادشاه چون شیر، حاکم دلاور، فرمانده و سردار چون شیر.
 
امیربهادر
معنی: (عربی - ترکی) پادشاه شجاع و دلاور، امیر دلیر، سردار شجاع؛ لقب حسین پاشاخان قراباغی.
 
امیرپاشا
معنی: (عربی - ترکی) از نامهای مرکب
 
انجو
معنی: جزیره، آبخوست، آل اینجو، اتابکان فارس در قرن هفتم و هشتم
 
انوشتکین
نام یکی از پادشاهان خوارزم
 
اوجا
معنی: بسیار بلندقد ، کشیده قامت
 
اوزون
معنی: افزون، افزایش و زیادتی، بلندقد
 
ایبک
معنی: ماه بزرگ ، قاصد ، معشوق
 
ایل ارسلان
معنی: شیر درنده ایل، نام چهارمین پادشاه خوارزمشاهیان
 
ایلشَن
معنی: هم معنب با اِلشن.
 
ایلقار
معنی: عهد و پیمان
 
ایلمان
معنی: سمبل ایل.
 
ایلیاد
معنی: (ترکی - فارسی) یاد ایل، به یاد ایل؛ در یونانی منظومه‌ی منسوب به هومر در شرح جنگ تروا
 
ایلیار
معنی: (ترکی ـ فارسی) دوست و رفیق ایل، یار و یاور ایل، کسی که همدم و مونس ایل و طایفه است، کمک کننده به ایل، محافظ خانواده
 
ائلمان
معنی: سنبل کشور و ملت، مانند مردم
 
آباقا
معنی: عمو، دوست، نخ و یا ریسمان بافته شده از گیاه کتان (از نام های کهن) - نام فرزند هلاکوخان مغول، دومین ایلخان مغول
 
آبرلی
معنی: آبر (فارسی، آبرو) + لی (ترکی) = دارای آبرو، آبرومند
 
آتا
معنی: پدربزرگ
 
آتاباللی
معنی: یادگار مانده از پدر بزرگ، مرد کوچک اندام
 
آتابای
معنی: آتا (ترکی) + بای (چینی) = پدربزرگ، اسم یکی از طوایف بزرگ ترکمن در ایران
 
آتابیک
معنی: پدر بزرگ، مربی کودکان و بالاخص شاهزادگان، اتابک
 
آتابیگ
معنی: لقب احترام برای خطاب کردن پیران، لقب مربیان شاهزادگان دربار سلاطین ترک
 
آتاش
معنی: آداش، همنام
 
آتاقلیچ
معنی: شمشیر پدری
 
آتاگلدی
معنی: پدر آمد، پدر بزرگ آمد، در بین ترکمن ها رسم است برای اولین پسری که بعد فوت پدربزرگ به دنیا می آید این اسم را بر می گزینند.
 
آتامکین
معنی: مانند پدرم
 
آتان
معنی: پرتاب کننده
 
آتجان
معنی: کسی که بدن استوار و اندام محکمی دارد.
 
آتسز
معنی: اسم سومین فرمانروای سلسه خوارزمشاهی
 
آتلی
معنی: سواره، صاحب اسب، اسب سوار
 
آتمش
معنی: عدد شصت که از اعداد مقدس است. همچنین پرتاب کردنی
 
آتیال
معنی: یال اسب، از اسامی مرسوم بین قبایل ترکمان
 
آتیجی
معنی: تیر انداز ماهر
 
آتیلا
معنی: (ترکی) (آت به معنی اسب + یلا (صفت))، به معنی چابک، شجاع؛ نامی
 
آداش
معنی: آتاش، همنام، هم اسم
 
آدی
معنی: امین تر، امانت دار تر
 
آدی گوزل
معنی: خوش نام، معمولا درباره حضرت محمد (ص) بکار برده می شود.
 
آدیش
معنی: (تلفظ: ādiš) آذر، آتش، (در عامیانه) آتیش - آتش، اخگر، شراره آتش
 
آذراوغلی
معنی: پسر آذر بایجان
 
آذرتاش
معنی: آذر (فارسی) + تاش (ترکی) دو تن که اجاق و بخت یکسانی دارند.
 
آراز
معنی: ارس؛ (اَعلام) قهرمان منسوب به طایفهی آس
 
آراس
معنی: آراز - رود ارس
 
آرپاچی
معنی: جو فروش ، فقیر
 
آرخا
معنی: آرکا، مایه اطمینان و پیشتگرمی
 
آرکا
معنی: آرخ، مایه اطمینان و پیشت گرمی
 
آرویج
معنی: همیشه سبز، باطراوت، شاداب
 
آریتما
معنی: نام یکی از سران ماد
 
آقشام
معنی: اول شب، فلق
 
آلب
معنی: (سکون لام و ب) دلیر، پهلوان
 
آلب ارسلان
معنی: شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی
 
آلب تکین
معنی: مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه
 
آلپ ارسلان
معنی: آلب ارسلان، شیر مرد، شیر شجاع، کنایه از مرد شجاع و نترس، نام یکی از پادشاهان مقتدر سلجوقی
 
آلپ تکین
معنی: آلب تکین، مرد دلیر، نام مؤسس سلسله غزنویان، نام یکی از امرای آل بویه
 
آلتونتاش
معنی: مرکب از آلتون (طلا) + تاش (پسوند شباهت) = همانند طلا، زیباروی، نام حاجب سلطان محمود غزنوی که به فرمان وی حاکم خوارزم شد.
 
آماندا
معنی: در امان تو، در پناه تو
 
آنیل
معنی: معروف، نامدار
 
آنیسا
معنی: مانند عشق، مبارز بزرگ، خاطره، مانند مهربانان
 
آی بک
معنی: بت، صنم
  
آیتاش
معنی: همتای ماه، نام شخصی در دوره سامانیان
 
آیتغمش
معنی: زاده ماه
 
آیتکین
معنی: غلام ماه
 
آیتونا
معنی: در ترکی به معنای زیبا و درخشان مانند ماه و در فارسی به معنای حالا، در حال حاضر و همچنین است.
 
آیخان
معنی: آیخان (آی + خان) پادشاه ماه
 
آیدین
معنی: شفاف و روشن، درخشنده مانند ماه
 
آیکان
معنی:  آیکان = آیقان (آی + قان) کسی که خونش مثل ماه شفاف و تمیز است اصیل، نجیب
 
معنی: آیهان = آیخان (آی + خان) پادشاه ماه
 
بَکتاش
معنی: فرمانده‌ی یگ گروه، بزرگ ایل؛ هر یک از خادمان و همراهان یک امیر، بزرگ ایل و طایفه.
 
بِهتاش
معنی: (به = خوب، بهتر، خوبتر، شخص خوب و دارای اخلاق و رفتار نیکو + تاش (ترکی) (پسوند) = هم، شریک، صاحب به علاوه عنوانی برای امیران ترک) به معنی شریک خوب، صاحب اخلاق و رفتار نیکو، ویژگی امیری که دارای اخلاق و رفتار نیکو باشد.
 
بابر
معنی: ببر، لقب بعضی از پادشاهان ترک
 
باشی
معنی: سرور، رئیس
 
بایتگین
از امرای سلطان مسعود غزنوی
 
بایقرا
معنی: بیگ سیاه (بای: بیگ، سرور - قرا: سیاه، سلطان حسین بایقرا)
 
بایندر
نام طایفه ای از ترکمانان
 
بغرا /boghra/
نام پادشاهی از خوارزم که به بخارا لشکر کشید و پایتخت سامانیان را گرفت و دولت خانیه را بنیان گذاشت
 
بهادر
معنی: دلیر و شجاع
 
بهادران
منسوب به بهادر
 
بیرام /beyram/
معنی: بایرام، عید، جشن، گونه از کلمه بهرام
 
بیوک
معنی: بزرگ، مهتر
 
پارلا
معنی: به معنی درخشنده و نورانی.
 
تایماز
معنی: پابرجا، استوار
 
ترخان
معنی: در دوران مغول آنکه خان به او امتیاز ویژه میداده است.
 
ترلان
پرنده ای شکاری، با پرهای سیاه وزرد
 
تکش
معنی: نام یکی از پادشاخان ساسله خوارزمشاهیان
 
تکین
معنی: پهلوان دلاور
 
تگین
معنی: تکین، پهلوان، دلاور
 
تمغا /tamgha/
معنی: نشان، علامت مهری که بر فرمان های پادشاهان می زدند
 
تورال
معنی: جاوید، همیشه زنده
 
توسن
معنی: اسب سرکش
 
توماج
معنی: چرم دباغی شده؛ تیماج (چرمی رنگی که بوی خوشی دارد).
 
تیمور
معنی: آهن، فولاد؛ نام مؤسس سلسه‌ی تیموریان یا گورکانیان، مشهور به امیر تیمور گورکانی
 
تیمورتاش
معنی: نام یکی از طوایف ترک
 
جانلی
معنی: جاندار - زنده
 
جرکا /jerka/
معنی: صف، قطار، رده
 
معنی: معنی: آن که پیشاپیش زائران با صدای بلند و به آواز اشعار مذهبی می‌خواند؛ مأمور تشریفات در دربار؛ نقیب لشکر و قافله.
 
خاقان
معنی: لقب پادشاهان چین و ترک، پادشاه
 
داشلی
معنی: سنگدار
 
دایان
معنی: سرافرازی، تکیه گاه
 
دومان
معنی: مه، غبار
 
ساتکین
معنی: ساتگین، پیاله بزرگی که با آن شراب می‌خورده‌اند، شراب، محبوب، مطلوب
 
سالداش
معنی: صخره
 
شاملو
معنی: نام قبلیه ای از ترکان قزلباش
 
شانلی
معنی: افتخار آمیز؛ مشهور
 
شاهسون
معنی: شاه (فارسی) + سون (ترکی)، شاه دوست، نام چند طایفه از طوایف ترک در ایران
 
شهرتاش
معنی: همسایه و همشهری
 
طرخان
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار چینی در سپاه افراسیاب تورانی
 
طغرا
معنی: فرمان، منشور، خطی که به شکل کمان نوشته شده باشد
 
طغرل
معنی: پرنده شکاری از خانواده باز
 
گالان
معنی: آینده
 
گالین
معنی: ستبر، ضخیم
 
گوزل /guzal/
معنی: زیبا - پسر خوش چهره - پسر زیبارو
 
نویان
معنی: امیر سپاه، شاهزاده، لقب سلاطین و بزرگان ترک
 
یارق /yarogh/
معنی: روشن سفید، نورانی
 
در پایان اگر به دنبال اسم پسر با ریشه ایرانی نیز هستید، ما قبلا در سایت ستاره فهرست کامل اسم پسر ایرانی را نیز برای شما آماده کرده ایم. پیشنهاد می کنیم حتما از این صفحه نیز بازدید کنید.
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
من
۱ ماه پیش
ستاره مطلب بروز ومتنوع ومفید کم میزاری همش شده اسم وفال وزاد روز کلا چیزهای بدردنخور الکی
با سپاس از نظر شما. لطفا بفرمایید که مطالب کدام قسمت بیشتر مورد پسند شما است و موضوعات خود را پیشنهاد بفرمایید تا مطالب از این دست بیشتر تولید و برای شما ارسال گردد.
ثمین
۶ ماه پیش
اسم من ثمین اسم شوهرم یوسف مخواستم ی اسم خوب واس پسرم بزارم کسی اسمی میتونه بگه ک هم جدید باشه هم عجیب نباشه
یاسین، برزین، فرزین، متین
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
من
۱ ماه پیش
ستاره مطلب بروز ومتنوع ومفید کم میزاری همش شده اسم وفال وزاد روز کلا چیزهای بدردنخور الکی
با سپاس از نظر شما. لطفا بفرمایید که مطالب کدام قسمت بیشتر مورد پسند شما است و موضوعات خود را پیشنهاد بفرمایید تا مطالب از این دست بیشتر تولید و برای شما ارسال گردد.
ثمین
۶ ماه پیش
اسم من ثمین اسم شوهرم یوسف مخواستم ی اسم خوب واس پسرم بزارم کسی اسمی میتونه بگه ک هم جدید باشه هم عجیب نباشه
یاسین، برزین، فرزین، متین