تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۳۹۸ - ۱۸:۰۰
کد خبر: ۳۲۵۳۷
تعداد نظرات: ۱ نظر
مجموعه اسم دختر دلنشین شامل اسم‌هایی است که معنایی لطیف داشته و از نظر آوایی نیز روان و دلنشین باشند؛ مثل نام‌هایی که از طبیعت الهام گرفته شده‌اند. با این حال دلنشین بودن هر اسم از نظر هرکس می‌تواند متفاوت باشد.

اسم دختر دلنشین

 

ستاره | سرویس مادر و کودک - انتخاب اسم برای والدینی که منتظر تولد فرزندشان هستند یک چالش شیرین و در عین حال گیج کننده است. اگر فرزند دختر در راه دارید انتخاب یک اسم دختر دلنشین و زیبا می‌تواند کمک کند تا از عهده اولین وظیفه والدینی خود به خوبی برآیید. ما یک سری اسم خاص دخترانه برایتان گردآوری کرده‌ایم که می‌تواند انتخاب شما را آسان کند. 


چنانچه انتخاب اسمی مد نظر شماست که با حرف خاصی شروع می‌شود، با کلیک بر روی حروف ارائه شده در فهرست زیر به اسامی دلخواه خود برسید.

• الف • ب • پ • ت • ث 

• ج • چ • ح • خ 

د  • ر • ز • ژ 

• س • ش • ص • ط 

ع • غ • ف • ق 

• ک • گ • ل • م 

• ن • و • ه • ی


اسم دختر دلنشین و لطیف

دلنشین بودن یک اسم از نظر هر کس متفاوت است اما اسمی که از لحاظ آوایی، روان و از لحاظ معنایی، لطیف باشد؛ مثلا اسامی که از طبیعت الهام گرفته شده‌اند، به احتمال زیاد در نظر اکثر افراد دلنشین خواهد بود.  


اسم دختر با الف

آتریسا 
معنی: آذرگون مانند آتش، دختری با چهره‌ای زیبا و برافروخته 
ریشه: فارسی 

آتنا 
معنی: در اساطیر یونان، خدای اندیشه، هنر، دانش و صنعت 
ریشه: فرانسوی 

آتوسا 
معنی: نام دختر کوروش پادشاه هخامنشی و به معنی قدرت و توانمندی است. این اسم ریشه یونانی دارد اما از گذشته دور در فرهنگ ایرانی بوده است. 
ریشه: یونانی 

آدرینا 
معنی: آتشین، سرخ رو، دختر زیبا رو، بانوی آتشین 
ریشه: فارسی 

آدونیس 
معنی: آدنیس، گلی به رنگ زرد و قرمز که فقط هنگام تابش خورشید باز می‌شود. 
ریشه: فنیقی 

آذرگل 
معنی: گلی سرخ‌رنگ شبیه شقایق 
ریشه: فارسی 

آذرمینا 
معنی: لعل گون، سرخ‌رنگ 
ریشه: فارسی 

آرامیس 
معنی: آرامش، راحتی 
ریشه: یونانی 

آرشیدا 
معنی: بانوی درخشان آریایی، بانوی آراسته و درخشان (آر به دو معنی به کار می‌رود: اول مخفف آریایی و دیگری مخفف آرا به معنای آراینده) 
ریشه: فارسی 


آریاناز 
معنی: موجب فخر و مباهات قوم آریایی 
ریشه: فارسی 

آسمان 
معنی: فضای بالای سر که آبی‌رنگ به نظر می‌رسد، نام روز بیست و هفتم از هر ماه شمسی در ایران قدیم 
ریشه: فارسی 

آسنا 
معنی: روشنایی درونی، سرشت مادرزادی 
ریشه: اوستایی - پهلوی 

آسو 
معنی: شفق، هنگام طلوع خورشید، همچنین نام شرابی مست کننده که از قند سیاه درست می‌کنند. 
ریشه: کردی 

آلاگل 
معنی: آلا (ترکی) + گل (فارسی)، گل رنگی 
ریشه: فارسی - ترکی 

آوینا 
معنی: عشق،  بانوی همچون آب زلال و پاک
ریشه: کردی 

آیسان 
معنی: آی (ترکی) + سان (فارسی) زیبا، مانند ماه 
ریشه: فارسی - ترکی 

آیسل 
معنی: زیبا و درخشان مانند ماه 
ریشه: ترکی 

آیشن 
معنی: مثل ماه، در زیبایی همانند ماه، شبیه ماه، (در مجاز زیبا)، ماهورا، زیباروی 
ریشه: ترکی 

آیگل 
معنی: آی (ترکی) + گل (فارسی) گلی چون ماه 
ریشه: فارسی - ترکی 

آیما 
معنی: ماه من، مجازا عزیز من، زیبارو، بانوی زیبا، دختر خوش چهره 
ریشه: فارسی - ترکی

اشک ناز 
معنی: مرکب از اشک و ناز، کنایه از دختر زیباروی و لطیف 
ریشه: فارسی 

اقاقیا 
معنی: (معرب از یونانی) (در گیاهی) درختی است از راسته‌ی شبدرها که گلهای خوشه‌ای سفید یا صورتی خوشبو دارد. 
ریشه: یونانی 
 

الیانا 
معنی: نیکی و هدیه، (به مجاز) به معنی مأنوس؛ دوست داشتن ایل، دوست مشوق ایل 
ریشه: ترکی 

الیسا 
معنی: دختری که مانند گل انار لطیف است + مرکب از الیس (عربی) به معنای گل انار و الف تانیث فارسی 
ریشه: عربی 

انارگل 
معنی: گل انار 
ریشه: فارسی


ایرسا 
معنی: زنبق سفید، سوسن، آیرس، نام بیخ سوسن آسمون گون، آلیسا، رنگین کمان، به بوته سوسن کبود نیز بدان جهت که دارای گلهای زرد و سفید و کبود است ایرسا گویند. 
ریشه: فارسی


اسم دختر با ب

بَرفین 
معنی: برفی، از جنس برف؛ سفید مانند برف؛ (به مجاز) زیبا چهره 
ریشه: فارسی 

بِهشید 
معنی: تابناک و دارای فروغ و روشنایی
ریشه: فارسی 

باران 
معنی: قطره‌های آب که بر اثر مایع شدن بخار آبِ موجود در جو زمین ایجاد می‌شود؛ (در عرفان) باران کنایه ازفیض حق تعالی و رحمت اوست. غلبه عنایات را نیز که در احوال سالک حاصل شود از فَرَح و تَرَح باران گویند. 
ریشه: فارسی 

بهارا 
معنی: بهار 
ریشه: فارسی 

بهارک 
معنی: به معنای مانند بهار، همچون بهار؛ (به مجاز) زیبا با طراوت 
ریشه: فارسی 

بهارگل 
معنی: گلی که در بهار می‌روید. 
ریشه: فارسی 

بهارناز 
معنی: موجب فخر و نازش بهار 
ریشه: فارسی 

بهارین 
معنی: منسوب به بهار، بهاری 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با پ

پَرَند 
معنی: پروین، در قدیم نوعی پارچه‌ی ابریشمیِ ساده و بدون نقش و نگار، حریر ساده؛ گروهی از گیاهان 
ریشه: فارسی 

پَرَنسا 
معنی: (پَرَن = پروین (ستاره)، دیبای منقش و لطیف، پرنیان، پارچه ابریشمی + سا (پسوند شباهت))، شبیه ستاره پروین؛ همانند ابریشم و دیبا؛ زیبا و لطیف
ریشه: فارسی 

پَرتو 
معنی: شعاعی که از منبع نورانی یا گرما ساطع می‌شود، درخشش، تلألؤ، روشنایی؛ اثر، تأثیر 
ریشه: فارسی 

پَردیس 
معنی: بهشت؛ فضای سبز و گل کاری شدهی اطراف ساختمان. 
ریشه: فارسی 

پَرنیان 
معنی: پارچه‌ای ابریشمی دارای نقش و نگار؛ نوعی پارچه‌ی حریر که برای نوشتن به کار می‌بردند؛ پرده‌ی نقاشی 
ریشه: فارسی 

پامچال 
معنی: گلی زینتی به رنگهای سفید، صورتی، یا نارنجی 
ریشه: فارسی 

پرگل 
معنی: (به فتح پ) هر یک از گلبرگهای گل 
ریشه: فارسی 

پرمون 
معنی: زینت و آرایش 
ریشه: فارسی 

پریچهر 
معنی: فرشته رو، زیبا مثل پری؛ زیبارو 
ریشه: فارسی 

پریسان 
معنی: مانند پری، دختری که مثل پری زیبا است، بانویی زیبا چون پری 
ریشه: فارسی 

پریماه 
معنی: زیبا چون ماه و پری 
ریشه: فارسی 

پیچک 
معنی: گیاهی زینتی که ساقه‌ای بالا رونده دارد. 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ت

تَرنّم 
معنی: خواندن شعر، ترانه، و مانند آنها به حالت موسیقایی و معمولًا با صدای پایین، زمزمه کردن یک نغمه؛ آواز، نغمه، سرود. 
ریشه: عربی 

تُرنج 
معنی: بالنگ؛ طرحی مرکّب از طرح‌های اسلیمی و گل و بوته‌ای که معمولًا در وسط نقش قالی، تذهیب، و مانند آنها به کار می‌رود. 
ریشه: فارسی 

تبسّم 
معنی: لبخند، خنده‌ی بدون صدا؛ (به مجاز) درخشیدن
ریشه: عربی 

توتیا 
معنی: از آبزیان دریایی که در بستر دریا زندگی می‌کند؛ گردی که به عنوان سُرمه استفاده می‌کنند. 
ریشه: فارسی 

تیسا 
معنی: در گویش مازندرانی به معنی خالص 
ریشه: فارسی


اسم دختر با ث

ثَمینا 
معنی: (ثمین + الف نسبت) منسوب به ثمین، گرانبها، ارزشمند
ریشه: عربی 


اسم دختر با ج

جانا 
معنی: ای جان، ای عزیز 
ریشه: فارسی 

جانان 
معنی: معشوق، محبوب؛ خوب 
ریشه: فارسی 

جوانه 
معنی: تازه، نو؛ جوان 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با چ

چکامه 
معنی: شعر به ویژه قصیده
ریشه: فارسی 

چکاوک 
معنی: پرنده‌ای خوش آواز و کمی بزرگ‌تر از گنجشک که تاج بر سر دارد. 
ریشه: فارسی 

چیچک 
معنی: گل 
ریشه: ترکی 


اسم دختر با ح

حُسنا 
معنی: نیک، پسندیده 
ریشه: عربی 

حنا 
معنی: گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام. 
ریشه: عربی 

حورا 
معنی: حور، زن زیبای بهشتی؛ زنِ سفید پوستِ سیاه چشم و موی. 
ریشه: عربی 


اسم دختر با خ

خَضرا 
معنی: (مؤنث اخضر) به معنی سبز، کبود، نیلگون، و آبی و سبز؛ سبزه‌زار، چمن‌زار. 
ریشه: عربی 

خاطره 
معنی: یادبود، یاد، ذهن، حافظه، خاطر. 
ریشه: عربی 

خاطرآسا 
معنی: خاطر (عربی) + آسا (فارسی) آسایش دهنده خاطر 
ریشه: عربی 

خزان 
معنی: نام سومین فصل سال، پس از تابستان و پیش از زمستان، پاییز 
ریشه: فارسی 

خوشین 
معنی: خوش و زیبا 
ریشه: فارسی


اسم دختر با د 

دریا 
معنی: (در جغرافیا) توده‌ی بسیار بزرگی از آب، دریاچه، (به مجاز) شخص بسیار آگاه و دانشمند، (به مجاز) (در تصوف) حقیقت یا ذات حق 
ریشه: فارسی 

دایانا 
معنی: (دایا (زر سرخ و طلا) + پسوند اسم سازِ (نا)) به معنی مثل زر سرخ و (به مجاز) زیباروی، زیبا و گرانمایه مانند زر سرخ، همچنین نام دیگر آناهیتا الهه آب 
ریشه: فارسی 

دریاناز 
معنی: مرکب از دریا و ناز، مایه ناز و مباهات دریا یا به معنای دریای ناز، دارای زیبایی و لطافت فراوان، زیبا و قشنگ 
ریشه: فارسی 

دُریتا 
معنی: در (عربی) + ی (فارسی) + تا (فارسی) مانند در، مانند مروارید 
ریشه: عربی،فارسی


دل‌آرا 
معنی: موجب آرامش و شادی دیگران؛ محبوب، معشوق، نام همسر دارا (داریوش سوم) و مادر روشنک بنا بر روایات ایرانی
ریشه: فارسی 

دلنواز 
معنی: مایه‌ی آرامش دل، آرامش بخش؛ نوازشگر، مهربان و دلسوز، محبوب و معشوق. 
ریشه: فارسی 

دیبا 
معنی: نوعی پارچه‌ی ابریشمی معمولا رنگین. 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ر

رسپینا 
معنی: فصل پاییز 
ریشه: فارسی 

رُزا 
معنی: گل رز 
ریشه: فرانسوی 

رونیا 
معنی: آن که چهره‌اش مثل نیاکان است؛ (به مجاز) اصیل 
ریشه: فارسی 

رامونا 
معنی: مظهر عشق، لاتین نگهبان عاقل 
ریشه: فارسی  

رایا 
معنی: رای، فکر، اندیشه، تأمل 
ریشه: فارسی 

روشنک 
معنی: روشن، نام گیاهی است، در روایات ایرانی نام دختر دارا (داریوش سوم) که اسکندر با او ازدواج کرد. 
ریشه: فارسی 

رونیکا 
معنی: روی زیبا، زیباروی 
ریشه: فارسی 

رویا 
معنی: رویا، مجموعه‌ای از تصاویر، افکار و احساسات که در حالت خواب بطور غیرارادی از ذهن می‌گذرد، آنچه واقعیت ندارد و فقط در عالم خیال می‌یابد. 
ریشه: عربی


اسم دختر با ز

زرگل 
معنی: زرین گل 
ریشه: فارسی 

زرناز 
معنی: مركب از زر( طلا) + ناز(كرشمه) 
ریشه: فارسی 

 

زویا

معنی: زویا در گویش محلی طبرستان به معنی درخشان و روشن و در زبان روسی به معنی عزیز پدر است. معانی دیگر: زندگی، زنده، دوست داشتنی

ریشه: فارسی


اسم دختر با ژ

ژالین 
معنی: شعله آتش 
ریشه: ترکی 

ژرفا 
معنی: عمیق، عمیق‌ترین یا دورترین نقطه جایی 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با س

سَحرناز 
معنی: (عربی فارسی) زیبایی سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا 
ریشه: عربی 

سَروناز 
معنی: سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی 
ریشه: فارسی 

سَروین 
معنی: شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد 
ریشه: فارسی 

سَما 
معنی: آسمان 
ریشه: عربی 

سامینا 
معنی: مانند مینا؛ نام گلی 
ریشه: فارسی 

ساناز 
معنی: نام گلی؛ کمیاب، نادره 
ریشه: ترکی 

سانیا 
معنی: سایه روشنِ جنگل 
ریشه: فارسی 

سایان 
معنی: منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی 
ریشه: کردی 

سپیدار 
معنی: درختی از خانواده بید با برگهای براق 
ریشه: فارسی 

سپینود 
معنی: در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ش

شِیدا 
معنی: عاشق، دلداده؛ آشفته و پریشان 
ریشه: فارسی 

شاپرک 
معنی: نوعی پروانه بزرگ که معمولاً شب پرواز می کند. 
ریشه: فارسی 

شادناز 
معنی: ویژگی آن که شاد است و با عشوه و ناز است. 
ریشه: فارسی 

شبدیس 
معنی: مانند شب 
ریشه: فارسی 

شمیم 
معنی: بوی خوش 
ریشه: عربی 

شهگل 
معنی: بهترین گل، گلِ شاهانه 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ص

صَبا 
معنی: نسیم ملایم و خنکی که در برخی نواحی از طرف شمال شرق میوزد در مقابلِ دَبور؛ (به مجاز) پیام رسان میان عاشق و معشوق 
ریشه: عربی 

صُراحی 
معنی: ظرف شراب، ظرف شیشه‌ای شراب؛ شراب زلال؛ در تصوف مقام انس را گویند. 
ریشه: عربی 

صحرا 
معنی: بیابان؛ محلی خارج از منطقه مسکونی، که دارای پوشش گیاهی است. 
ریشه: عربی 

صفاناز 
معنی: صفا (عربی) + ناز (فارسی) آن که دارای یکرنگی و زیبایی است. 
ریشه: عربی - فارسی 


اسم دختر با ط

طَراوت 
معنی: تر و تازگی؛ (به مجاز) سامان و رونق 
ریشه: عربی 

طُلوع 
معنی: دمیدن و برآمدنِ خورشید و مانند آن؛ ابتدای روز 
ریشه: عربی 

طنین 
معنی: انعکاس صوت، پژواک؛ حالتی از صدا که دارای تأثیر و نفوذ باشد؛ خوش آهنگی 
ریشه: عربی


اسم دختر با ع

عطرین 
معنی: منسوب به عطر، دل انگیز، معطر، خوشبو 
ریشه: عربی - فارسی 


اسم دختر با غ

غَزل 
معنی: نوعی شعر، شعر عاشقانه؛ در موسیقی ایرانی هر نوع سخن آهنگین که به آواز یا همراه سازها خوانده می‌شده است. 
ریشه: عربی 

غزل ناز 
معنی: غزل (عربی) + ناز (فارسی) مرکب از غزل (شعرعاشقانه) + ناز (زیبا) 
ریشه: عربی 

غوغا 
معنی: صدای بلند، بانگ و فریاد 
ریشه: عربی


اسم دختر با ف

فرانک 
معنی: پروانه، از شخصیت‌های شاهنامه، نام دختر برزین و زن بهرام گور، نام مادر فریدون پادشاه پیشدادی و همسر آبتین 
ریشه: فارسی 

فرناز 
معنی: دارای ناز و غمزه، زیبا و باشکوه 
ریشه: فارسی 

فلورا 
معنی: فلوریا، در رم باستان، الهه گل‌ها و بارآوری 
ریشه: لاتین


اسم دختر با ق

قصیده 
معنی: نام یکی از قالب‌های شعر فارسی وعربی 
ریشه: عربی


اسم دختر با ک

کاملیا 
معنی: گلی درشت و زیبا سفید و صورتی رنگ که در بهار ظاهر می‌شود. 
ریشه: فرانسه 

کیانا 
معنی: طبیعت 
ریشه: سریانی 

کیمیا 
معنی: اکسیر، هر چیز نایاب و دست نیافتنی، افسون 
ریشه: فارسی


اسم دختر با گ

گل آرا 
معنی: زینت دهنده گل، از شخصیت‌های شاهنامه، نام مادر روشنک بنا به بعضی نسخه‌های شاهنامه 
ریشه: فارسی 

گل آسا 
معنی: مانند گل 
ریشه: فارسی 

گلبرگ 
معنی: هر یک از اجزای پوششی گل، چهره و رخسار 
ریشه: فارسی 

گلپونه 
معنی: گلهای کوچک معطر به رنگ صورتی یا بنفش، پونه جوان و تازه 
ریشه: فارسی 

گلسا 
معنی: گلسان، مانند گل 
ریشه: فارسی 

گلمهر 
معنی: (گل + مهر = خورشید)، (به مجاز) آفتاب، گل خورشید، گل آفتاب، گل آفتابگردان 
ریشه: فارسی 

گلناز 
معنی: دارای ناز و عشوه‌ای چون گل 
ریشه: فارسی 

گندم 
معنی: دانه خوراکی غنی از نشاسته، ماده اولیه و باارزش برای پخت نان 
ریشه: اوستایی - پهلوی 

گیسو 
معنی: موی بلندسر 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ل

لیانا 
معنی: بانوی درخشان و زیباروی، مرکب از لیان به معنای درخشان و الف تأنیث 
ریشه: فارسی 

لیندا 
معنی: قشنگ، زیبا 
ریشه: لاتین


اسم دختر با م

مَهدیس 
معنی: مانند ماه؛ (به مجاز) زیبارو 
ریشه: فارسی

 

مِهرآنا 
معنی: (مهر = محبت و دوستی، مهربانی + آنا (ترکی)= مادر)، مهربانی و محبت و دوستی مادر؛ (به مجاز) مهربان و بامحبت 
ریشه: فارسی 

مِهرسا 
معنی: (مهر = خورشید + سا (پسوند شباهت))، مثل خورشید؛ (به مجاز) زیبارو 
ریشه: فارسی

مَهرو 
معنی: ماه رو، (به مجاز) زیبا رو 
ریشه: فارسی 

مَهگل 
معنی: (مَه = ماه + گل)، گلِ ماه؛ (به مجاز) زیبارو 
ریشه: فارسی 

مِهرنیا 
معنی: (مهر = مهربانی، محبت + نیا)، از نژادِ مهربانان؛ (به مجاز) مهربان و با محبت 
ریشه: فارسی 

ماهک 
معنی: خوبروی کوچک، معشوقک زیباروی و یا خوبروی دوست داشتنی 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ن

نارگل 
معنی: گل انار، آن که چون گل لطیف و زیبا است. 
ریشه: فارسی 

نگارا 
معنی: بانوی زیبا، دختر خوش‌چهره، کنایه از محبوب است. 
ریشه: فارسی 

نوژان 
معنی: درخت صنوبر و کاج 
ریشه: فارسی 

نیکو 
معنی: خوب، زیبا 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با و

ویدا 
معنی: آشکار و هویدا 
ریشه: فارسی 


ویونا

معنی: عروس، دختری که عروس شده، نام روستایی در اطراف کاشان

ریشه: فارسی


اسم دختر با ه

هانا 
معنی: پناه، نفس، امید، فریاد 
ریشه: فارسی 

هستی 
معنی: زندگی، وجود، زندگانی 
ریشه: فارسی 

هورناز 
معنی: خورشید زیبا 
ریشه: فارسی 


اسم دختر با ی

یاسمینا 
معنی: یاس و مینا گلی به رنگهای سفید، زرد و کبود 
ریشه: فارسی 

 

یارا

معنی: توانایی، جرات و جسارت، مجال (دخترانه، پسرانه)

ریشه: فارسی

 

سخن پایانی

اگر بین اسامی دخترانه اسم دختر دلنشینی را می‌شناسید که جایش در میان اسامی ما خالی است، اسم مورد نظرتان را در بخش نظرات برای ما ارسال نمایید. اگر به اسامی لطیف دخترانه علاقه‌مندید، می‌توانید فهرست کامل اسم دختر با ترکیب گل را نیز در ستاره بخوانید. 

سمیه قندهاری
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
لیاندا
۲ ماه پیش
اسم دخترانه لری ولکی (لرستان ) قدیمی وجدید : تیاناز * ناز تیام * تیارا * تیادا * تیامی * تیامنی * تیماه * تیناز * چیناز * چیماه * چیمه * چیدا * چیتیام * چیگل * دتگل * دتناز * چمناز * هاویر * ویرا *ویرناز * هیرگل * هیرناز * هیردا * ویردا * سی دا * داگل * گلدا * دایار * نوشیدا * دانوش * آساره *داناز * مهردا * مهدا * مهیدا * ستین * ستین ناز * ستینا * ستین دا * سونیا * سوتیام * نازگل * مهگل * لیاندا * نیکدا * گل سما* مه سما * ماه سما * مهگل * هیلا * هیلمی * هیلماه * هیلناز * هیلدا * هلدا * هلناز * هلماه * میناز * سیناز * گیسیا * لیسکا * بارو * فریدا * فریندا * مانیدا * نورگل * مهرگل * شاندا * فرتیا * مهرتیا * نوشیدا * کامیدا * سامیدا * هانیدا * دلسا * نازار* نازاره * ریماه * ریناز * ویریا * مه هیرا *مه ویرا * ماه ویر * ماه هیر* ماه ویرا * ماه هیرا * دلسا * دلناز * گلناز * مهرناز * دلربا * نگین دا * نیکدا * هلدا * لیاندا * همیلا * نشمین * تی گل * تی کال * مریدا * مریماه * مریناز * مریگل * مریجان *ویرماه * هیلناز * گلپناه * تیامهر * تیافر * سایدا * فرگل * ماه گل * ترگل * یاس * ثمیندا * شمیندا * شایاندا *
سپاس
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
لیاندا
۲ ماه پیش
اسم دخترانه لری ولکی (لرستان ) قدیمی وجدید : تیاناز * ناز تیام * تیارا * تیادا * تیامی * تیامنی * تیماه * تیناز * چیناز * چیماه * چیمه * چیدا * چیتیام * چیگل * دتگل * دتناز * چمناز * هاویر * ویرا *ویرناز * هیرگل * هیرناز * هیردا * ویردا * سی دا * داگل * گلدا * دایار * نوشیدا * دانوش * آساره *داناز * مهردا * مهدا * مهیدا * ستین * ستین ناز * ستینا * ستین دا * سونیا * سوتیام * نازگل * مهگل * لیاندا * نیکدا * گل سما* مه سما * ماه سما * مهگل * هیلا * هیلمی * هیلماه * هیلناز * هیلدا * هلدا * هلناز * هلماه * میناز * سیناز * گیسیا * لیسکا * بارو * فریدا * فریندا * مانیدا * نورگل * مهرگل * شاندا * فرتیا * مهرتیا * نوشیدا * کامیدا * سامیدا * هانیدا * دلسا * نازار* نازاره * ریماه * ریناز * ویریا * مه هیرا *مه ویرا * ماه ویر * ماه هیر* ماه ویرا * ماه هیرا * دلسا * دلناز * گلناز * مهرناز * دلربا * نگین دا * نیکدا * هلدا * لیاندا * همیلا * نشمین * تی گل * تی کال * مریدا * مریماه * مریناز * مریگل * مریجان *ویرماه * هیلناز * گلپناه * تیامهر * تیافر * سایدا * فرگل * ماه گل * ترگل * یاس * ثمیندا * شمیندا * شایاندا *
سپاس