مرجع کامل تعبیر خواب
بورس فارابی
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۳
کد خبر: ۸۲۱۹
تعداد نظرات: ۴ نظر
با تعبیر خواب بیهوش شدن و تعبیر خواب بیهوش شدن دیگران در مجموعه تعبیر خواب مجله اینترنتی ستاره همراه ما باشید.
تعبیر خواب بیهوشی – تعبیر خواب بیهوش شدن – تعبیر خواب بیهوش شدن دیگران
 
ستاره | سرویس سرگرمی - امام صادق بیهوش شدن در خواب را بر دشواری کارها و در معنای دوم به سرگشتگی و بیچارگی بیان کرده است.
 
برای مشاهده تعبیر خواب بر اساس حروف الفبا، حرف مورد نظر خود را انتخاب کنید: تعبیر خواب

تعبیر خواب بیهوش شدن

ابراهیم کرمانی گوید: اگر کسی بیند بیهوش شد، چنانکه عقل او زایل شد، دلیل است که او را کاری پیش آید، که در آن سرگشته و متحیر گردد، ولکن سرانجام کارش نیکو گردد.
 
حضرت امام جعفر صادق فرماید:
بیهوشی درخواب بر دو وجه است.
  1. دشواری کارها
  2. تحیر و سرگشتگی و فروماندگی و بیچارگی
یوسف نبی علیه السلام گوید: دیدن بیهوش شدن توبه باید کرد
 
درکتاب سرزمین رویاها آمده است:
  • شما بیهوش شده‌اید: یک بیماری در پیش است.
  • شما بیهوش و زخمی می‌شوید: امیدهای شما با موفقیت روبرو می‌شوند.

تعبیر خواب بیهوش شدن دیگران

کتاب سرزمین رویاها:
  • یکی ازاعضاء خانواده بیهوش می‌شود: یک دوست نابکار بسیار خطرناک به شما نزدیک است.
  • بچه‌ها بیهوش می‌شوند: ناکامی در عشق
  • اشخاص دیگر بیهوش می‌شوند: موفقیت شما به تأخیر می‌افتد.
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
آناهیتا
۲۴ روز پیش
سلام من خواب دیدم تو ماشین بابام ولی نمیدونم کجا میرفتیم توی خوابمم خیال کردم که الان اگر پسر یکی از اقواممون بودو میدید من رانندگی میکردم درهمین حین یهو نگام افتاد به جایی که ایستاده بودم یه سربالایی که پر از سنگای درشت بود تو خواب احساس کردم که یه روستاس ولی نمیدونم کجا همینطور که بالا میرفتم یهو یه حیاط بزرگ طرف راستم دیدم انگاری حیاط یه مدرسه بود اهمیتی ندادم بالاتر که رفتم چشم به جاده ای افتاد انگاری جاده یکی از روستاهایی بود که قبلا رفته بودم یه طرفش دره یه طرفشم درخت موقع غرکب بود تو جاده پرنده هم پر نمیزد و فک کنم همین باعث شد تو خواب احساس ترس کنم برگشتم سمت همون حیاط که کسی نبود کمی خم شدم تا ببینم گوششش کسی نیس یهو یه زنیرو دیدم زن لبخند میزد نمیدونم چرا با دیدنش به قدری ترسیدم که تمام تنم سر شد و غش کردم سعی میکردم چشامو به زور باز کنم و انگاری بابام بالاسرم بود و میخواس بیدارم کنه ولی وقتی بیدار شدم کسی نبود و پتو رو همونجور که رو سرم انداخته بودم مونده بود هنوزم که یاد خواب میوفتم میترسم میگم چرا اونجوری بدنم سر شد
خواب‌تان گویای محدودیت است. لازمست قانون‌ها را دنبال کنید. تعبیر دیگر: بیانگر اجتماع، سادگی و سنت است. بیانگر ذهن ناخودآگاهتان و احساسات نهفته‌ی شماست. ممکنست به احساسات و رابطه‌هایی اشاره داشته باشد که نشناخته‌اید. بیانگر مشکلات‌تان در دستیابی به هدفی است. نمادی از اراده و جاه‌طلبی شماست. اگر در بالا رفتن از سطح شیبدار موفق نیستید، یعنی قادر نیستید بر مشکلات‌تان غلبه کنید. هنوز مانع‌هایی سر راه شما هستند. توانایی ندارید با مسأله‌های ناخودآگاه یا احساسات ناخودآگاه روبرو شوید. لازمست ازین احساسات، آگاه‌تر باشید و آنها را تأیید کنید. گویای زمانی است که انرژی‌تان را خوب استفاده می‌کنید. از تجربه‌ها و درس‌های گذشته‌تان بیاموزید. تعبیر دیگر: نمادی از روشن کردن موقعیتی است.
سیما
۱ ماه پیش
سلام خسته نباشید من دیشب خواب دیدم با یه ماشین سفید و مدل بالا دارم میرم جایی عشقم و داداششم با موتورشون که ازاین موتور سنگیناس دارن باهام میان ینی جدا از هم ولی دنبالم میومدن تو راه نگه داشتم نون سنگک خریدم یه ذره شم خوردم بقیه شو گذاشتم تو سفره گذاشتم تو ماشین بعد که داشتم میرفتم دیدم جلو تصادف شده و ترافیکه پیاده شدم پرسیدم کیه اسم عشقمو گفتن رفتم دیدم هردوشون خونی رو زمین افتادن داداشش مرده بود ولی عشقم زنده بود وبیهوش بود منم گریه میکردم داد زدم زنگ بزنین آمبولانس گفتن داره میاد دوباره خودم زنگ زدم داد زدم زود بیاین تو اون حین که منتظربودیم آمبولانس بیاد با دوستاش گریه میکردیم بعد دیدم آمبولانس اومد عشقمو بردیم بیمارستان بعد تو یه اتاقی که مثلccu یاicuبود بستری بود بعد خانوم پرستار گف انگار به هوش اومد منم کنارش بودم چشماشووا کرد منو نگا کرد اینجاش دقیق یادم نیس که دست همو گرفتیم ولی دستش ورم کرده بود اینجاشو مطمعن نیستم اینم بگم ما الان قهریم اگه میشه خوابمو تعبیرکنین خیلی نگرانم صدقه هم دادم
خواب‌تان بیانگر جاه‌طلبی، انگیزه و توانایی‌تان برای رفتن از مرحله‌ای از زندگی به مرحله‌ی دیگر است. نقش فعالی در مسیری که زندگی‌تان در آن پیش می‌رود دارید. بیانگر ناامیدیی است که در زندگی تجربه می‌کنید. چیزها به آن همواری و راحتی که دوست دارید، پیش نمی‌روند. حس می‌کنید در جایی که اکنون در زندگی‌تان هستید، گیر کرده‌اید. نمی‌توانید عملکرد دیگران را کنترل کنید. آنان مجبورند با عواقب ناشی از تصمیم‌گیری‌هایشان زندگی کنند. نمادی ازین است که لازمست سلامت فیزیکی یا ذهنی‌تان را شفا یا بهبود بخشید. لازمست به جریان زندگی روزمره‌تان برگردید. تعبیر دیگر: کنترل بدن‌تان را از دست می‌دهید. شاید ازینکه کنترل بدن‌تان را از دست دهید، می‌ترسید.
B
۱ ماه پیش
یعنی براشون ممکنه نگران باشم یا اونا برام نگران باشند؟و یا حتی دوستم داشته باشن؟و به یادم باشن؟
بله همه‌ی اینها ممکنست؛ اما بیشتر مربوط به خودتان می‌باشد.
B
۱ ماه پیش
سلام من خواب دیدم خونه عموم هستم و ایشون بیرون بودند
منو دختر عموهام خونه بودیم بعد من رفتم پیش یکی از دختر عموهامکار داشتم یواشکی رفتم پیشش و اون ترسید جیغ زد بعد دختر داییش پشت سرم بود با چوب زد تو سرم بیهوش شدم بعد عموم از بیرون اومد دید من بیهوش شدم
نشستند صحبت میکردند با دخترعمو و دختر دایی دختر عموم
که به دختر داییم بگه چرا اینکارو کردی مگه حواست نبود مگه من چوبت رو قایم نکرده بودم بعد دختر دایی دختر عموم گفت به عموم که بله ولی یکی دیگه تهیه کردم
بعد عموم گفت اگه این بهوش نیاد جواب خانوادش رو چی بدیم آخه. بعد از این حرف عموم وقتی بهوش اومدم و از اون دختره ترسیده بودم چون چوبه هنوز دستش بود و گفتم ترو خدا نزن دوباره
و عموم گفت چیزی نیست نترس! و بعد زدم زیر گریه با ناله و گریه گفتم این چه بلایی بود سرم اومد! ولی بعد از بهوش اومدنم سرم درد میکرد دوباره بیهوش شدم و دوباره بهوش میومدم و یهو از خواب پریدم ممنون میشم تعبیرش رو سریع بگید ببخشید طولانی و پیچیده بود.خواب خیلی عجیبی بود برای من!
خواب‌تان بیانگر مسأله‌ها و احساسات خانوادگی است. نمادی از جنبه‌ای از خودتان می‌باشند. بیانگر تردید و بی‌میلی در دنبال کردن هدف‌هایتان است. اگر خیلی منتظر بمانید، فرصت ممکنست از دست برود. بیانگر بی‌یاوری و ناتوانی‌تان در عملکرد در موقعیتی است. برای تغییر بنیادی که پیرامون‌تان اتفاق می‌افتد، آماده نیستید. تعبیر دیگر: به پیرامون‌تان بی‌توجهید یا موقعیتی را نادیده می‌گیرید. ممکنست جناسی از ذهن ناخودآگاهتان و محتوای سرکوب‌شده‌اش باشد. از احساسات منفی رها شده‌اید و این بخاطر موقعیتی در بیداری‌تان است. بیانگر جنبه‌ای از میراث و خصوصیت خانوادگی شماست. نمادی از ایده‌های تازه و آگاهی‌هایی است که پدید می‌آیند.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
آناهیتا
۲۴ روز پیش
سلام من خواب دیدم تو ماشین بابام ولی نمیدونم کجا میرفتیم توی خوابمم خیال کردم که الان اگر پسر یکی از اقواممون بودو میدید من رانندگی میکردم درهمین حین یهو نگام افتاد به جایی که ایستاده بودم یه سربالایی که پر از سنگای درشت بود تو خواب احساس کردم که یه روستاس ولی نمیدونم کجا همینطور که بالا میرفتم یهو یه حیاط بزرگ طرف راستم دیدم انگاری حیاط یه مدرسه بود اهمیتی ندادم بالاتر که رفتم چشم به جاده ای افتاد انگاری جاده یکی از روستاهایی بود که قبلا رفته بودم یه طرفش دره یه طرفشم درخت موقع غرکب بود تو جاده پرنده هم پر نمیزد و فک کنم همین باعث شد تو خواب احساس ترس کنم برگشتم سمت همون حیاط که کسی نبود کمی خم شدم تا ببینم گوششش کسی نیس یهو یه زنیرو دیدم زن لبخند میزد نمیدونم چرا با دیدنش به قدری ترسیدم که تمام تنم سر شد و غش کردم سعی میکردم چشامو به زور باز کنم و انگاری بابام بالاسرم بود و میخواس بیدارم کنه ولی وقتی بیدار شدم کسی نبود و پتو رو همونجور که رو سرم انداخته بودم مونده بود هنوزم که یاد خواب میوفتم میترسم میگم چرا اونجوری بدنم سر شد
خواب‌تان گویای محدودیت است. لازمست قانون‌ها را دنبال کنید. تعبیر دیگر: بیانگر اجتماع، سادگی و سنت است. بیانگر ذهن ناخودآگاهتان و احساسات نهفته‌ی شماست. ممکنست به احساسات و رابطه‌هایی اشاره داشته باشد که نشناخته‌اید. بیانگر مشکلات‌تان در دستیابی به هدفی است. نمادی از اراده و جاه‌طلبی شماست. اگر در بالا رفتن از سطح شیبدار موفق نیستید، یعنی قادر نیستید بر مشکلات‌تان غلبه کنید. هنوز مانع‌هایی سر راه شما هستند. توانایی ندارید با مسأله‌های ناخودآگاه یا احساسات ناخودآگاه روبرو شوید. لازمست ازین احساسات، آگاه‌تر باشید و آنها را تأیید کنید. گویای زمانی است که انرژی‌تان را خوب استفاده می‌کنید. از تجربه‌ها و درس‌های گذشته‌تان بیاموزید. تعبیر دیگر: نمادی از روشن کردن موقعیتی است.
سیما
۱ ماه پیش
سلام خسته نباشید من دیشب خواب دیدم با یه ماشین سفید و مدل بالا دارم میرم جایی عشقم و داداششم با موتورشون که ازاین موتور سنگیناس دارن باهام میان ینی جدا از هم ولی دنبالم میومدن تو راه نگه داشتم نون سنگک خریدم یه ذره شم خوردم بقیه شو گذاشتم تو سفره گذاشتم تو ماشین بعد که داشتم میرفتم دیدم جلو تصادف شده و ترافیکه پیاده شدم پرسیدم کیه اسم عشقمو گفتن رفتم دیدم هردوشون خونی رو زمین افتادن داداشش مرده بود ولی عشقم زنده بود وبیهوش بود منم گریه میکردم داد زدم زنگ بزنین آمبولانس گفتن داره میاد دوباره خودم زنگ زدم داد زدم زود بیاین تو اون حین که منتظربودیم آمبولانس بیاد با دوستاش گریه میکردیم بعد دیدم آمبولانس اومد عشقمو بردیم بیمارستان بعد تو یه اتاقی که مثلccu یاicuبود بستری بود بعد خانوم پرستار گف انگار به هوش اومد منم کنارش بودم چشماشووا کرد منو نگا کرد اینجاش دقیق یادم نیس که دست همو گرفتیم ولی دستش ورم کرده بود اینجاشو مطمعن نیستم اینم بگم ما الان قهریم اگه میشه خوابمو تعبیرکنین خیلی نگرانم صدقه هم دادم
خواب‌تان بیانگر جاه‌طلبی، انگیزه و توانایی‌تان برای رفتن از مرحله‌ای از زندگی به مرحله‌ی دیگر است. نقش فعالی در مسیری که زندگی‌تان در آن پیش می‌رود دارید. بیانگر ناامیدیی است که در زندگی تجربه می‌کنید. چیزها به آن همواری و راحتی که دوست دارید، پیش نمی‌روند. حس می‌کنید در جایی که اکنون در زندگی‌تان هستید، گیر کرده‌اید. نمی‌توانید عملکرد دیگران را کنترل کنید. آنان مجبورند با عواقب ناشی از تصمیم‌گیری‌هایشان زندگی کنند. نمادی ازین است که لازمست سلامت فیزیکی یا ذهنی‌تان را شفا یا بهبود بخشید. لازمست به جریان زندگی روزمره‌تان برگردید. تعبیر دیگر: کنترل بدن‌تان را از دست می‌دهید. شاید ازینکه کنترل بدن‌تان را از دست دهید، می‌ترسید.
B
۱ ماه پیش
یعنی براشون ممکنه نگران باشم یا اونا برام نگران باشند؟و یا حتی دوستم داشته باشن؟و به یادم باشن؟
بله همه‌ی اینها ممکنست؛ اما بیشتر مربوط به خودتان می‌باشد.
B
۱ ماه پیش
سلام من خواب دیدم خونه عموم هستم و ایشون بیرون بودند
منو دختر عموهام خونه بودیم بعد من رفتم پیش یکی از دختر عموهامکار داشتم یواشکی رفتم پیشش و اون ترسید جیغ زد بعد دختر داییش پشت سرم بود با چوب زد تو سرم بیهوش شدم بعد عموم از بیرون اومد دید من بیهوش شدم
نشستند صحبت میکردند با دخترعمو و دختر دایی دختر عموم
که به دختر داییم بگه چرا اینکارو کردی مگه حواست نبود مگه من چوبت رو قایم نکرده بودم بعد دختر دایی دختر عموم گفت به عموم که بله ولی یکی دیگه تهیه کردم
بعد عموم گفت اگه این بهوش نیاد جواب خانوادش رو چی بدیم آخه. بعد از این حرف عموم وقتی بهوش اومدم و از اون دختره ترسیده بودم چون چوبه هنوز دستش بود و گفتم ترو خدا نزن دوباره
و عموم گفت چیزی نیست نترس! و بعد زدم زیر گریه با ناله و گریه گفتم این چه بلایی بود سرم اومد! ولی بعد از بهوش اومدنم سرم درد میکرد دوباره بیهوش شدم و دوباره بهوش میومدم و یهو از خواب پریدم ممنون میشم تعبیرش رو سریع بگید ببخشید طولانی و پیچیده بود.خواب خیلی عجیبی بود برای من!
خواب‌تان بیانگر مسأله‌ها و احساسات خانوادگی است. نمادی از جنبه‌ای از خودتان می‌باشند. بیانگر تردید و بی‌میلی در دنبال کردن هدف‌هایتان است. اگر خیلی منتظر بمانید، فرصت ممکنست از دست برود. بیانگر بی‌یاوری و ناتوانی‌تان در عملکرد در موقعیتی است. برای تغییر بنیادی که پیرامون‌تان اتفاق می‌افتد، آماده نیستید. تعبیر دیگر: به پیرامون‌تان بی‌توجهید یا موقعیتی را نادیده می‌گیرید. ممکنست جناسی از ذهن ناخودآگاهتان و محتوای سرکوب‌شده‌اش باشد. از احساسات منفی رها شده‌اید و این بخاطر موقعیتی در بیداری‌تان است. بیانگر جنبه‌ای از میراث و خصوصیت خانوادگی شماست. نمادی از ایده‌های تازه و آگاهی‌هایی است که پدید می‌آیند.