معنی شعر شیر و موش چهارم با آرایه ها و معنی کلمات

معنی شعر شیر و موش درس ۱۵ کتاب فارسی چهارم دبستان را با معنی کلمات و آرایه های ادبی هر بیت را در این مطلب می‌خوانید. همچنین مفهوم کلی و پیام شعر شیر و موش از ایرج میرزا و تناسب معنایی با ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز را خواهید خواند.
معنی شعر شیر و موش

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر – در صفحه ۱۱۲ کتاب فارسی چهارم ابتدایی، شعری است از ایرج میرزا در قالب مثنوی با عنوان شیر و موش. معنی شعر شیر و موش را در این مطلب با معنی کلمات و آرایه های ادبی آن می خوانید. این شعر مفهوم و پیام زیبایی دارد و نتیجه ی خوبی کردن به دیگران را نشان می‌دهد. 

معنی شعر شیر و موش چهارم ابتدایی

معنی شعر شیر و موش

معنی شعر شیر و موش کلاس چهارم

 

۱- بود شیری به بیشه ای خفته / موشکی کرد خوابش آشفته

شیری در جنگلی خوابیده بود ، یک موش کوچک خواب او را پریشان کرد و بر هم زد.

معنی کلمات: بیشه: جنگل / موشک: موش کوچک

∼∼∼∼∼∼∼∼

۲- آن قدَر گوش شیر، گاز گرفت / گَه رها کرد و گاه باز گرفت

موش، مدام گوش شیر را گاز می گرفت. گاهی گوش او را رها می‌کرد و گاهی دوباره گازش می‌گرفت.

آرایه ها: گه، گاه: جناس / رها کردن و گرفتن: تضاد

∼∼∼∼∼∼∼∼

۳- تا که از خواب، شیر شد بیدار / متغیر ز موشِ بد رفتار

تا این که شیر از خواب بیدار شد و از دست موش بد رفتار ، عصبانی و خشمگین شد.

معنی کلمات: متغیر: عصبانی

∼∼∼∼∼∼∼∼

۴- دست برد و گرفت کَلّه ی موش / شد گرفتار، موش بازیگوش

شیر دستش را جلو برد و سر موش را گرفت ، موش بازیگوش گرفتار شد و به چنگ شیر افتاد.

معنی کلمات: کله: سر / بازیگوش: اهل تفریح و بازی، سرزنده و شوخ

∼∼∼∼ معنی شعر شیر و موش ∼∼∼∼

۵- خواست در زیر پنجه، له کُنَدَش / به هوا برده، بر زمین زَنَدَش

شیر می خواست موش را در زیر پنجه هایش له کند و او را به هوا برده و به زمین بکوبد. (تا از این روش عصبانیت درونی خود را خالی کند! و موش را به جزای رفتار بدش برساند.)

نکته زبانی: «ش» در فعل کندش و زندش = مفعول: او را له کند و به زمین بزند.

آرایه ها: هوا، زمین: تضاد

∼∼∼∼∼∼∼∼

۶- گفت: ای موش لوس یک غازی / با دُم شیر می کنی بازی؟

شیر گفت: ای موش لوس معرکه گیر! با دم شیر بازی می کنی؟! (به چیزی که برای تو بسیار خطرناک است دست درازی می کنی؟؟؟)

معنی کلمات و عبارات: غازی: معرکه گیر / با دم شیر بازی کردن: کار خطرناک انجام دادن.

آرایه ها: ارسال المثل => شاره به ضرب المثل «با دم شیر بازی کردن»

∼∼∼∼∼∼∼∼

۷- موش بیچاره در هراس افتاد / گریه کرد و به التماس افتاد

موش بیچاره ترسید و با گریه، به شیر التماس کرد.

معنی کلمات: هراس: ترس 

معنی شعر شیر و موش چهارم دبستان

معنی شعر شیر و موش چهارم دبستان

۸- که تو شاه وحوشی و من موش / موش هیچ است پیش شاه وحوش

با التماس به شیر گفت: تو شاه همه حیواناتی و من یک موشم! موش در برابر عظمت سلطان جنگل، چیزی نیست! (ناچیز است)

معنی کلمات: وحوش: جمع «وحش»، حیوانات وحشی

آرایه ها: شاه وحوش: تکرار

∼∼∼∼ معنی شعر شیر و موش ∼∼∼∼

۹- تو بزرگی و من خطاکارم / از تو امّید مغفرت دارم

تو شیر بزرگی هستی و من اشتباه کرده ام. من امید دارم که تو به بزرگی ات خطای مرا ببخشی.

معنی کلمات: مغفرت: آمرزش و بخشش گناهان / بزرگ: در اینجا به معنی بزرگوار

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۰- شیر از این لابه، رحم حاصل کرد / پنجه وا کرد و موش را ول کرد

شیر از التماس های موش بیچاره، دلش به رحم آمد. پنجه اش را باز کرد و موش گرفتار را آزاد کرد.

معنی کلمات: لابه: التماس / رحم حاصل کرد: دلش به رحم آمد / ول: رها

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۱- اتفاقا سه چار روز دگر / شیر را آمد این بلا بر سر

بطور اتفاقی، چند روز بعد، شیر هم دچار چنین بلا و گرفتاری شد!

آرایه ها: سه چار روز: مجاز از مدت اندک / بلا بر سر آمدن: کنایه از دچار گرفتاری شدن

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۲- از پی صید گرگ، یک صیاد / در همان حول و حوش، دام نهاد

در آن اطراف، صیادی برای شکار کردن گرگ، دامی انداخته بود.

معنی کلمات: حول و حوش: حوالی، اطراف / صید: شکار کردن / نهاد: گذاشت، قرار داد

∼∼∼∼ معنی شعر شیر و موش ∼∼∼∼

۱۳- دام صیاد، گیر شیر افتاد / عوض گرگ، شیر گیر افتاد

اما تله ی شکارچی نصیب شیر شد و شیر به جای گرگ در دام افتاد.

معنی کلمات: صیاد: شکارچی / عوض: به جای

آرایه ها: گیر، شیر: جناس / گرگ، شیر، دام، صیاد:‌تناسب / گیر افتادن (در مصراع دوم): کنایه از گرفتار و اسیر شدن / چیزی گیر کسی افتادن (در مصراع اول): چیزی نصیب کسی شدن

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۴- موش، چون حال شیر را دریافت / از برای خلاص او بشتافت

موش وقتی که دید شیر در آن دام گرفتار شده، با سرعت برای کمک و آزادی او جلو رفت.

معنی کلمات: دریافت: متوجه شد / خلاص: ‌رهایی، آزادی 

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۵- بند ها را جوید و با دندان / تا که در برد شیر از آنجا جان

موش بندهای دام را با دندانش جوید تا بالاخره شیر از آن تله ، جان به در برد و رها شد.

آرایه ها: جان به در بردن: نجات یافتن

∼∼∼∼∼∼∼∼

۱۶- شیر چون موش را رهایی داد / خود رها شد ز پنجۀ صیاد

چون شیر یک بار موش را رها کرده بود ، خودش هم از دست شکارچی رها شد.

∼∼∼∼ معنی شعر شیر و موش ∼∼∼∼

پیام و مفهوم شعر: 

وقتی بدون چشمداشت به دیگران خوبی کنیم و گره ای از گرفتاری کسی باز کنیم،یک روز زمانی که خودمان دچار گرفتاری شویم، خداوند حتما وسیله ای برای نجات یافتن ما می‌فرستند و نتیجه یخوبی هایمان را می‌بینیم.

 

مفهوم این شعر با ضرب المثل زیر تناسب معنایی دارد:

  • تو نیکی می‌کن و در دجله انداز / که ایزد در بیابانت دهد باز

 

کاربران عزیز؛ شما می‌توانید معنی شعر امید فارسی چهارم دبستان با ارایه های ادبی را نیز در ستاره بخوانید. نظرات و سوالات خود را درباره معنی شعر شیر و موش و آرایه ها  وپیام این شعر برای ما بنویسید. 




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور