فلسفه قیام عاشورا چیست؟

11 دقیقه

فلسفه عاشورا در سخنان امام حسین احیای اسلام محمدی و فلسفه عاشورا از دیدگاه شهید مطهری متذکر شدن فساد درون حکومت اموی به مردم است.

ستاره | سرویس مذهبی – با توجه به اين كه بهترين و مطمئن‎ترين سند براي شناخت فلسفه و اهداف نهضت سيدالشهدا (ع)، كلمات خود آن حضرت و يا امامان ديگر در اين باره است، مجموع خطبه‎ها، سخنان، نامه‎ها و وصيت‎نامه امام حسين (ع) كه درباره اهداف و انگيزه‎هاي قيام عاشورا است و نيز برخي از تعابير زيارت‎ نامه‎هاي متعدد و مختلف كه از امامان ديگر درباره حضرت رسيده است و در آنها به انگيزه قيام پرداخته شده است، مورد مطالعه و بررسي قرار داده و سپس با استخراج فهرست‌وار اهداف قيام، به تفسير و تحليل آنها، مي‌پردازيم‎:

فلسفه عاشورا در سخنان امام حسین (ع)

۱. احیای اسلام اصیل محمدی

امام حسين (ع) در مكه در جمع گروهي از علما و نخبگان ديگر مناطق اسلامي با ايراد خطبه‎اي شور‎انگيز و كوبند‎‎ه، ضمن يادآوري وظيفه سنگين و تكليف خطير علما و بزرگان شهرها در باره پاسداري از كيان دين و اعتقادات مسلمانان و پيامدهاي سكوت در برابر جنايات امويان، از خاموشي آنان در برابر سياست‎هاي دين‌ستيزانه حاكمان اُموي انتقاد كرده و هرگونه همراهي و سازش با آنان را گناه نابخشودني دانستند‎. حضرت در پايان سخنان خود، هدف از اقدامات و فعاليت‎هايش را برضدّ نظام ستم‎گر حاكم (كه چند سال بعد خود را در قالب يك نهضت نشان داد) چنين اعلام فرمودند‎:

خدايا تو مي‎داني آنچه از طرف ما انجام گرفته است (از سخنان و اقدامات بر ضد حاكمان اموی) به خاطر رقابت و سبقت جويي در فرمانروايي و افزون‌خواهي در متاع ناچيز دنيا نبوده است، بلكه براي اين است كه نشانه‎هاي دينت را (به مردم) نشان دهيم ( برپاگردانيم) و اصلاح در سرزمين‎هايت را آشكار كنيم‎. مي‎خواهيم بندگان ستمد‎يده‎ات در امان باشند و به واجبات و سنّت‎ها و احكا‎مت عمل شود‎.

از اين جملات مي‎توان چهار هدف را براي اقدامات و فعاليت‎هاي امام حسين(ع) كه در عصر حاكميّت يزيد جزء اهداف قيام حضرت به شمار مي‎رفت، استخراج كرد:

الف ـ احياي مظاهر و نشانه‎هاي اسلام اصيل و ناب محمدي

ب ـ ا‎صلاح و بهبود وضع مردم سرزمين‌هاي اسلامي

ج ـ مبارزه با ستمگران اُموي جهت تأمين امنيّت براي مردم ستمديده

د ـ فراهم ساختن بستري مناسب برای عمل به احكام و واجبات الهی

 

فلسفه عاشورا چیست؟
فلسفه عاشورا چیست؟

۲. اصلاح در امور امت پیامبر

امام حسين(ع) ضمن وصيت‌نامه‎اي كه هنگام خروج از مدينه و در زمان وداع با برادرش محمد بن‌ حنفيه براي وي نوشت، هدف از حركت خويش را چنين بازگو كرد:

من نه از روي سرمستي و گستاخي و نه براي فساد و ستم‎گري حرکت کردم‎. بلكه تنها براي طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم. مي‎خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره جدم و پدرم علي بن‌ابي‌طالب عمل كنم‎.

و در زيارت‎هاي مختلف كه درباره امام حسين(ع) از امامان(ع) وارد شده، اين تعابير فراوان ديده مي‎شود: «اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الْصَّلوهَ وَ آتَيْتَ الزَّكوهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ»؛ «گواهي مي‎دهم كه تو نماز را بپا داشتي و زكات دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي‎.»

از اين عبارات، اهداف ذيل را از قيام حضرت، می‌‎توان استفاده ‎كرد‎:

الف ـ طلب اصلاح در امور امّت پيامبر(ص)

ب ـ امر به معروف

ج ـ نهی از منكر

د ـ عمل به سيره رسول‌خدا(ص) و اميرالمؤمنين(ع) همانند برپايی نماز و پرداخت زكات

 

مفهوم فلسفه عاشورا در کلام امام حسین
مفهوم فلسفه عاشورا در کلام امام حسین

۳. برپایی عدالت در جامعه اسلامی

حضرت در نامه‎ای كه در زمان اقامت خويش در مكه در پاسخ دعوت به نامه‎هاي اشراف و بزرگان كوفه مبني بر آمدن به كوفه، نوشتند، فلسفه قيام خود را چنين بيان فرمودند:

به جانم سوگند، پيشوا كسي است كه به كتاب خدا عمل كند، عدل و داد را محقق سازد، معتقد به حقّ باشد، خود را به آنچه در راه خدا هست پايدار بدارد‎.

امام(ع) در اين نامه، هدف از قيام را، تلاش در جهت برپايي حكومتي مي‎داند كه رهبر و پيشواي آن، صفات و امتيازات ذيل را دارا باشد:

الف ـ به كتاب خدا حكم كند‎.

ب ـ عدالت را در جامعه حاكم كند‎.

ج ـ متديّن ومعتقد به دين خدا باشد‎.

د ـ خود را وقف خدا و اهداف الهي كند‎.

۴. دعوت به کتاب خدا و سنت پیامبر

حسين بن‌علي در نامه‎اي كه ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به همياري و همراهي با وي كرده است، علّت و هدف از نهضت خويش را چنين بيان مي‎كند:

من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش مي‎خوانم‎. همانا سنّت پيامبر(ص) از بين رفته است و بدعت زنده شده است‎.

و در جواب عبدالله بن‌مُطيع مي‏فرمايد‎:

كوفيان به من نامه نوشته و از من خواسته‎اند به نزدشان بروم‎، چون اميدوارند (كه با رهبري من) نشانه‌‎هاي حقّ زنده و بد‎عت‎ها نابود شود‎.

و نيز در نامه‎اي كه به شيعيان بصره نوشتند، فرمودند:

من شما را به زنده كردن نشانههاي حقّ و نابود كردن بدعت‎ها مي‎خوانم‎.

از مجموع نامه و پاسخ حضرت، اين اهداف را مي‎توان براي نهضت عاشورا استفاده كرد‎:

الف ـ دعوت (و عمل) به كتاب خد‎ا و سنّت پيامبر ـ ص ـ

ب ـ احياي سنّت پيامبر(ص) كه از بين رفته است، و برپايي مظاهر حقّ و حقيقت

ج ـ از بين بردن بدعت‎ها (كه جايگزين احكام خدا و سنّت پيامبر(ص) شده است).

 

فلسفه قیام عاشورا
فلسفه قیام عاشورا

۵. فرمانبری از خدا

ابا‎عبدالله درخطبه‎اي كه پس از برخورد با حر بن‌يزيد رِياحي در منزل «بَيْضَه» ايراد فرمودند، انگيزه قيام خود را با استناد به فرمايش پيامبر ـ ص ـ، چنين بيان كردند‎:

اي مردم ! رسول‌خدا ـ ص ـ فرمودند: كسي كه فرمانرواي ستمگري را ببيند كه حرام خدا را حلال كرده و پيمان الهي را شكسته و با سنّت رسول‌خدا ـ ص ـ مخالفت ورزيده در ميان بندگان خدا با گناه و تجاوزگري رفتار مي‎كند، ولي در برابر او با كردار و گفتار خود برنخيزد، برخدا است كه او را در جايگاه (عذاب‌آور) آن ستمگر قرار دهد‎. هان (اي مردم‎) بدانيد كه اين‎ها تن به فرمانبري از شيطان داده‎ و اطاعت از فرمان الهي را رها كرده‎ و فساد را نمايان ساخته و حدود خدا را تعطيل نموده‎اند، درآمدهاي عمومي (بيت المال) مسلمانان را به خود اختصاص داده‎اند و حرام خدا را حلال و حلا‎لش را حرام كرده‎اند‎ و من شايسته‎ترين فرد براي تغيير دادن (سرنوشت و امور مسلمانان) هستم

از اين خطبه و يا نامه، علّت قيام سيدالشهدا(ع) را مي‎توان اين امر دانست كه حاكمان بني‎اُمَيّه (به ويژه يزيد) اقدامات ضدّ ديني زير را مرتكب شده‎اند:

الف ـ فرمانبري از خدا را رها كرده و به اطاعت از شيطان رو آورده‎اند‎؛

ب ـ فساد را (در زمين) آشكار كرده‎اند‎؛

ج ـ حدود الهي را تعطيل كرده‎اند‎؛

د ـ بيت‌المال را به خود اختصاص داده‎اند‎؛

ﻫ ـ حرام خدا را حلال و حلال الهي را حرام كرده‎اند‎.

 

از اين رو است كه در زيارات وارد‎ه درباره امام حسين(ع)، شهادت به برپايي احكام الهي و سنت پيامبر(ص) و اميرالمؤمنين(ع) توسط حضرت، داده شده است: «اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ حَلَّلْتَ حَلالَ اللهِ وَ حَرَّمْتَ حَرامَ اللهِ وَ اَقَمْتَ الصَّلا‎هَ وَ آتَيْتَ الزَّكاهَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ دَعَوْتَ اِلي سَبِيلِكَ بِالْحِكْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ»؛ «شهادت مي‎دهم كه تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام كردي و نماز را بپا داشتي و زكات دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي و (مسلمانان را) با پند‎ و اندرز‎ نيكو، به راه روش خود، فراخواندي‎.»

۶. عدم پذیرش ذلت

پيشواي سوم درمنزل «ذوحُسَم» در توجيه حركت خويش چنين فرمودند:

آيا نمي‎بينيد كه به حقّ عمل نمي‎شود و از باطل بازداشته نمي‎شود؟ (در چنين شرايطي) بايد مؤمن، به حقّ خواهان ديدار خدا باشد‎. من چنين مرگي را جز شهادت و زندگي با ظالمان را جز ننگ و خواري نمي‎بينم‎.

امام(ع) درباره ذلت‌ناپذيري خود به عنوان هدف ديگر از قيام خويش، بيانات ديگري نيز دارد، از جمله در مقابل پيشنهاد عبيدالله كه حضرت را بين كشته شدن و بين بيعت كردن با يزيد مخيّر كرده بود، مي‎فرمايد:

«… هيهاتَ مِنَّا الذِلّه يأبي اللهُ ذلكَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ المؤمنُونَ …»

از ما دور باد كه پستي را پيشه خود كنيم، (چرا كه) خدا و رسول او از آن ابا دارند.

نكته شايان توجّه در اين فراز آن كه امام حسين(ع) عدم ذلت‌پذيري خود را مستند به امر خدا و سيره رسول‌خدا(ص) و مؤمنان مي‎داند، چرا كه مؤمن واقعي با پيروي از فرمان خدا و تأسّي به سيره رسول‌خدا، به هيچ رو به ذلّت تن در نمي‎دهد.

 

عاشورا چیست . درباره عاشورا . مقاله عاشورا . فلسفه قیام عاشورا
 

و نيز در جاي ديگر فرمود:

به خدا سوگند، من دستم را (به نشانه بيعت) همانند شخص خوار به آنان (پيروان يزيد) نمي‎دهم و همانند فرار بردگان، فرار نمي‎كنم. .

و باز فرمود:

مرگ در عزت، بهتر از زندگي در ذلّت است.

از مجموع اين سخنان، اين اهداف را مي‎توان استفاده كرد:

الف ـ ترويج حقّ و عمل به آن

ب ـ نهي از ترويج باطل و بازداشتن از عمل به آن

ج ـ عدم پذيرش زندگی ذلّت‌بار و ننگين دنيا و انتخاب زندگي با سعادت آخرت.

۷. رهایی مسلمین از گمراهی

امام صادق(ع) در زيارت اربعين، هدف از نهضت حسيني را چنين بيان مي‎فرمايد:

(حسين بن علي(ع)) جان خويش را در راه تو (خدا) فدا كرد تا بندگانت را از بي‎خبري و سرگرداني گمراهي نجات دهد‎.

از ديدگاه امام ششم، سيدالشهدا(ع) با نهضت عاشورا، اهداف زير را تعقيب مي‎كردند:

الف ـ نجات مسلمانان از بي خبري نسبت به احكام دين و وظايف خويش در برابر پروردگار

ب ـ رهايی بندگان خدا از گمراهي با آگاه ساختن آنان به لزوم پيروي از رهبران واقعي دين

فلسفه عاشورا از دیدگاه شهید مطهری

در نهضت حسینی عوامل متعددی دخالت داشته است و همین امر سبب شده است که این حادثه با اینکه از نظر تاریخی و وقایع سطحی ، طول و تفصیل‌ زیادی ندارد، از نظر تفسیری و از نظر پی بردن و به ماهیت این واقعه بزرگ تاریخی ، بسیار بسیار پیچیده باشد. یکی از علل اینکه تفسیرهای‌ مختلفی درباره این حادثه شده و احیانا سوء استفاده‌هایی از این حادثه عظیم و بزرگ شده است، پیچیدگی این داستان است از نظر عناصری که در به وجود آمدن این حادثه موثر بوده‌اند .

ما در این حادثه با مسایل زیادی روبرو می شویم: در یک جا سخن از بیعت خواستن از امام حسین و امتناع امام از بیعت کردن است . در جای دیگر دعوت مردم کوفه از امام و پذیرفتن این دعوت است . در جای دیگر ، امام به طور کلی بدون توجه به مساله‌ بیعت خواستن و امتناع از بیعت و اینکه اساسا توجهی به این مساله بکند که مردم کوفه از او بیعت خواسته‌اند، او را دعوت کرده‌اند یا نکرده‌اند، از اوضاع زمان و وضع‌ حکومت وقت، انتقاد می کند، شیوع فساد را متذکر می‌شود، تغییر ماهیت‌ اسلام را یادآوری می‌کند، حلال شدن حرامها و حرام شدن حلالها را بیان‌ می‌نمایدو آنوقت می‌گوید وظیفه یک مرد مسلمان این است که در مقابل‌ چنین حوادثی ساکت نباشد .

فلسفه عاشورا از دیدگاه اهل سنت

علمای اهل سنت از پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ روایاتی را مبنی بر شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ نقل نموده که از آن جمله این روایت است: «… روزی حسین ـ علیه السلام ـ در کودکی بر پشت و گردن پیامبر(ص) بازی می کرد که جبرئیل به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گفت آیا او را دوست داری فرمود بلی. جبرئیل گفت امت تو او را خواهد کشت. و سپس محل شهادت او را به پیامبر ـ علیه السلام ـ نشان داده و مشتی خاک سرخ رنگ را از آن محل برداشته و به ام سلمه می دهد…». و نیز روایاتی را در مورد حوادث روز عاشورا و بعد از آن نقل نموده که در یکی از این روایات چنین آمده است: «هنگامی که حسین بن علی کشته شد آفاق آسمان تا چندین ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و این سرخی آسمان حکایت از گریه آن داشته است.»

بیشتر مفسرین اهل سنت این روایت را در ذیل آیه« فَما بَکَتْ عَلَیْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ » (الدخان/29) این سخن را آورده اند.

در تفسیر ابن ابی حاتم آمده است که آسمان از زمانی که دنیا بوده است بر هیچ کسی نگریسته است مگر بر دو نفر یکی یحیی بن ذکریا و دیگری حسین بن علی می باشد. و از زید بن زیاد نقل شده که چونکه حسین کشته شد آفاق آسمان چهار ماه رنگ سرخ را به خود گرفته بود و از عطاء نقل شده که گریستن آسمان سرخ شدن اطراف آن می باشد.

منابع:

  • احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/ 242، بیروت، دار صادر، و هیثمی، مجمع الزوائد، 9/187، بیروت دار الکتب العلمیه، 1408 ق.
  • سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور، بیروت، دار الفکر، 1993 م و ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، تفسیر ابن کثیر 4/143، بیروت، دار ا لفکر، 1401 ق و طبری، محمد بن جریر، تفسیر طبری، 25/124، بیروت، دار الفکر، 1405 ق.
  • رک: المحرز الوجیزفی تفسیر الکتاب العزیز، ج 5 ص 73؛ تفسیر بغوی، ج 4 ص 152، تفسیر طبری، ج 25 ص 124، تفسیر قرطبی، ج 16 ص 141، تفسیر ثعلبی، ج 8 ص 353، تفسیرالعز بن عبدالسلام، ج 3 ص 170.

آیا این مطلب را دوست داشتید؟