جوک حیف نون؛ جک های خنده دار و بامزه ازحیف نون

در این مطلب مجموعه ای از جوک حیف نون، جوک حیف نون خنده دار، جوکهای حیف نون جدید، جوک درباره حیف نون و... را خواهید خواند.

جوک حیف نون

 

ستاره | سرویس سرگرمی – در این مطلب مجموعه جدید و زیبایی از جوک حیف نون و مطالب طنز و بامزه ای که تحت عنوان حیف نون دست به دست می‌شود را برای شما گرداوری کرده‌ایم.

 

جوک های خنده دار و بامزه درباره حیف نون

حیف نون میره حرم داد میزنه شلوغ نکنین

 حاجتا قاطی شده من کرونا داشتم، حامله شدم!

 

((:))

 

ﺍﺯ حیف نون می پرسن:

ﺍﮔﻪ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺟﻨﮕﻠﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺷﯿﻢ

ﻭ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ ﺷﯿﺮ ﺟﻠﻮﻣﻮﻥ ﺳﺒﺰ ﺑﺸﻪ، ﺑﻬﺘﺮه ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺯ رﻭ ﺑﺸﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯿﻢ

ﯾﺎ ﺑﺎﯾﺴﺘﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﺯ ﺧﻮﻧﺪﻣﻮﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﯾﻢ؟

حیف نون میگه: شما ﺍﮔﻪ ﻭﺿﻮﺕ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﺸﺪ، وایسا ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻩ!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

حیف نون نوار خالی گوش می‌کرد و گریه می‌کرد، بهش میگن: حالا چرا گریه میکنی؟

میگه حیف نیست خواننده به این خوبی لال باشه!؟

 

((:))

 

حیف نون گیر داده بود که بره گواهینامه پایه یک بگیره!!!

یه اتوبوس بهش دادن و گفتن اینو “پارکش” کن…!

رفته همه صندلی‌هاشو درآورده و جاشون گل کاشته

قسمت بوفه راهم داره فضای سبزش میكنه…!!!

میگن افسره خودشو خاک کرده میگه من کاکتوسم…

 

((:))

 

حیف نون ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﺳﻮﺍﻝ ﻭﺍﺳﺶ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺍُﻫﻢ، ﺭﺍ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﻫﯿﺪ

جواب حیف نون: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺮﻭﯾﻢ دست شویی، ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮕﯿﻢ‏ ﺍﻫﻢ ‏

ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﺼﺤﯿﺢ، با لبخند ملیحی دنیارو ترک کرد!

 

((:))

 

حیف نون ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﻪ ﺷﻠﻮﺍﺭﺵ ﺍﻓﺘﺎﺩ…

ﺩﺍﺩ ﺯﺩ: ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ عنترﺧﺎﻧﻮﻣﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻤﺮﺑﻨﺪﺍ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﯿﺎﺩ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

حیف نون ﺑﻪ زنش: عزیزم خوب سِت کردیا!

زن: چیو؟

حیف نون: اخلاق گندتو با قیافه‌ات!!

 

((:))

 

سوال عاشقانه حیف نون از همسرش

گلم از زندگی با من

مثل سگ پشیمونی یا

مثل خر داری کیف میکنی؟!

 

((:))

 

از حیف نون  میپرسن آپاندیس کجاست؟؟

میگه: از بالا آدرس بدم گم میشی

از پایین که وارد شدی اولین بن بست سمت راست!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

حیف نون با شنیدن اذان ظهر افطار کرد

بهش گفتن چرا افطار کردی؟

گفت: خوب اذان گفتن

بهش گفتن بابا این اذان ظهر بود!

گفت: ای بابا… چقدر شبیه اذان مغرب بود!

 

((:))

 

بیشتر بخوانید: جوک درباره خواستگاری و زن گرفتن!

 

از حیف نون می‌پرسن چی شد زنت از خونه پرتت کرد بیرون؟!

میگه: هیچی… رفتم ترکیه

وقتی که برگشتم خونه گرفتمش بغلم بوسیدمش

بعد گفتم به خدا هیشکی زن خود آدم نمیشه!

 

((:))

 

بچه حیف نون  ازش میپرسه: بابا چرا فقط برای ما جوک میسازن؟

 حیف نون میگه: اون قابلمه رو بده تا بهت بگم!

 بعد میزنه ته قابلمه: تق تق تق تق!

بچه داد میزنه: کیه!؟

 حیف نون میگه: حالا فهمیدی چرا؟

 حالا قابلمه رو بگیر من برم در و باز کنم!

 

((:))

 

دعای حیف نون:

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی

ندادی

دادی پس گرفتی

ندادی بعدا میخوای بدی

دادی بعدا میخوای پس بگیری

ندادی میگی دادی

اصلا نمیخوای بدی

نداده بودی فکر کردی دادی

نمیدی و هی میگی میدم، شکرت!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

حیف نون باسرعت ازجهنم فرار می‌کرد گفتن چه خبره؟

گفت: یا ابولفضل جهنم آتیش گرفته!

 

((:))

 

دعای حیف نون:

خدایا: عمر باعزت به شهدای اسلام عنایت فرما

خدایا: مافقط تو را داریم پس مواظب خودت باش

خدایا: گناهان ما را فقط تو دیدی، پس شتردیدی ندیدی!

خدایا: تو که با 50 تومان صدقه 70 بلا دفع میکنی چند می‌گیری کلا بیخیال من بشی؟!

 

((:))

 

ﺑﻪ حیف نون ﻣﯿﮕﻦ ﭘﺘﺮﻭﺱ ﮐﯽ ﺑﻮﺩ؟

ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﺶ طولانیه:

ﯾﻪ ﮐﻮﺩﮎ ﻓﻠﺴﻄﯿﻨﯽ ﻓﺪﺍﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ

ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﮒ ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﺵ ﺗﻮ ﻫﻠﻨﺪ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ

ﭘﯿﺮﻫﻨﺸﻮ ﺁﺗﺶ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺯﯾﺮ ﺗﺎﻧﮏ ﺍﻧﮕﺸﺘﺸﻮ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﭼﺸﻢ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻗﻄﺎﺭ

ﻭ ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ ﺁﺯﺍﺩ ﺷﺪ و ﺷﺎﻩ ﻓﺮﺍﺭ ﻛﺮﺩ و صدام حمله کرد

ﻭ بعدشم که ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ اومد!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

به حیف نون میگن چرا پاهات رو باز کردی نشستی جلوی بانک؟

میگه: آخه الان رادیو گفت به باز نشسته ها وام میدن!

 

((:))

 

به حیف نون گفتند: اسم یه پیامبری رو بگو که معروف نباشه؟

حیف نون گفت: حضرت سوج

گفتند: سوج کیه؟

گفت: من هم نمی شناسمش

پشت یک وانت نوشته بود: یاسوج!

 

((:))

 

حیف نون لب دریا نشسته بود، هی دست میزد و میگفت ماشالا ماشالا…

 ازش پرسیدن چرا هی میگی ماشالا؟

میگه: پسرم نیم ساعت رفته زیرآب هنوز نیومده بالا!

 

((:))

 

حیف نون  رو با دوستش تو سرقت بانک میگیرن ، قاضـی بهشون میگه :

شما محاربین، حکم تون اعـدامه!

حیف نون  میگه: محاربین یعنـی چی؟

قاضی میگه: یعنی جنـگ با خدا

حیف نون به رفیقش میگه: بی پدر نگفتم تیر هوایی نزن، بفـرما خورده به خُـدا!

 

((:))

 

ﺭﻭﺯﯼ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮ حیف نون ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ: حیف نون ﺍﺯ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﭘﺮﺳﯿﺪ، ﺷﻨﯿﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺷﻤﺎ ﮔﻔﺘﻪ‌ﺍﯾﺪ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﭘﻨﺒﻪ ﻭﺯﻥ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟

ﻧﯿﺘﻮﻥ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭ ﺍﺳﺖ.

حیف نون ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﭘﻨﻪ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺁﻫﻦ ﺁﻭﺭﺩ… ﺍﻭﻝ ﭘﻨﺒﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﯿﺘﻮﻥ ﺯﺩ ﺳﭙﺲ ﺁﻫﻦ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻧﯿﻮﺗﻮﻥﺯﺩ! ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﺎﻟﯿﺪ ﻭ حیف نون ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﻝ ﮐﺪﺍﻡ ﺳﻨﮕﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩ؟

ﻧﯿﻮﺗﻮﻥ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ وی ایمان ﺁﻭﺭﺩ

 

((:))

 

حیف نون و زنش میرن پیک نیک!

زنش می‌گه بشینم زیر اون درخت خوبه؟         

حیف نون میگه: نه، همین وسط جاده پتو بنداز امن تره

زنش میگه: اینجا ماشین میزنمون.

خلاصه بعد از یکم بحث پتو رو میندازن وسط جاده…

بعد چند لحظه یه کامیون میاد طرفشون، هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تکون نمیخورن. کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت!

حیف نون به زنش میگه: دیدی، اگه زیر او درخت بودیم حالا مُرده بودیم!

 

((:))

← جوک حیف نون →

 

نامه مادر حیف نون به پسرش:

حیف نون جان سلام!

ما اینجا حالمان خوب است امیدوارم که تو هم انجا حالت خوب باشد.

این نامه را من می‌گویم و جعفر آقا کفاش برایت می‌نویسد. بهش گفتم حیف نون ما تا کلاس سوم بیشتر درس نخوانده و نمی‌تواند تند تند بخواند آرام ارام بنویس که فرزندم عقب نیوفتد!

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه رفتیم اما تو به آدرس قبلی نامه‌هایت را بفرست آخر پدرت پلاک خانه ی قبلی را آورده اینجا نصب کرده تا دوست و آشنا که می‌خواهند بیایند به زحمت نیافتند!

حسن آقا هم مرد. بنده خدا وصیت کرده بود جسدش را در دریا بیاندازند بیچاره پسرش اصغر وقتی می‌خواست برای پدرش قبر بکند زیر دریا نفس کم اورد و خفه شد.

راستی حیف نون جان میخواستم برایت پول بفرستم ولی وقتی یادم آمد، که نامه را پست کرده بودم. قربانت مادرت صغری.

 این اخری داغونم کرد!

 

((:))

 

حیف نون کنار یه رودخونه نشسته بود یه نفر میاد میگه: ببخشید آقا اینجا عمقش چقدره؟ میخوام شنا کنم

حیف نون میگه نترس داداش برو خیالت تخت

 یارو هم میره تو رودخونه نزدیک بود غرق شه با دست و پا زدن و هزار بدبختی میاد بیرون

میگه احمق چرا گفتی برم اینجا که خیلی عمیقه

حیف نون میگه؛ به قرآن چند لحظه پیش یه اردک اومد از رودخونه رد شد فقطم پاهاش رفت تو آب!

 

((:))

 

میخواستن حیف نون رو رییس حفاظت اطلاعاتش كنن. بهش یه سری اسرار مملكتی میگن ببینن چقدر می‌تونه بروز نده.

تهدیدش میكنن نمی‌گه. می‌زننش نمیگه. بی‌خوابی بهش میدن نمی‌گه. زن و بچه‌اش رو شكنجه می‌كنن نمیگه. آخر سر كه می‌بینن خیلی كارش درسته واسه اطمینان بیشتر می‌ندازنش یه ماه انفرادی و رفتارشو زیر نظر می‌گیرن ببینن اگه بازم دووم آورد رییس حفاظت اطلاعاتش كنن.

تو انفرادی می‌بینن كه هی میزنه تو سر خودش و میگه: اه یادم بیا دیگه!


ستاره
Logo