شعر امام حسین (ع) | شعر زیبا در مدح امام حسین

با زیباترین مجموعه شعر امام حسین (ع) شامل اشعار زیبا در مدح امام حسین از شهریار، برقعی، لطیفیان، سازگار و ... همراه ستاره باشید.
اعمال شب عاشورا

ستاره | سرویس سرگرمی – وقتی به شعر درباره امام حسین (ع) فکر می‌کنیم پیش از همه شعر باز این چه شورش است شاهکار محتشم کاشانی را به خاطر می‌آوریم که در عزاداری‌های محرم نیز خوانده می‌شود. همچنین بسیاری از شعرهایی که بعنوان شعر نوحه زنجیر زنی برای محرم و نوحه سینه زنی اربعین حسینی و … خوانده می‌شود در ذهنمان مرور می‌شود. البته شعر کودکانه امام حسین (ع) و محرم نیز در مدارس در ایام ولادت امام حسین یا ایام محرم خوانده می‌شود. در این مطلب گلچینی از جانانه ترین اشعار در مورد امام حسین و شعرهایی خطاب به امام حسین سالار و سردار شهیدان عالم را می‌خوانیم.

مجموعه شعر امام حسین

مجموعه شعر امام حسین

 

شعر امام حسین

ای حضور آسمان در جان خاک
یا حسین بن علی روحی فداک

موج ها هرچه تلاطم می کنند
پیش پایت خویش را گم می کنند

ای نماز عشق را تکبیر سرخ
آیت تطهیر را تفسیر سرخ

ای شکوه آفرینش، ای یقین
آبروی مکتب، ای سالار دین

ای امام لاله های نینوا
آفتابِ غرقِ خون در کربلا

ای جلال هر چه غیرت، هرچه مرد
قوّت بازوی قرآن در نبرد

قوس محرابم، خم ابروی توست
خط «انعمت علیهم» کوی توست

آب ها وقتی که توفان می کنند
یاد آن لب های عطشان می کنند

«حسین اسرافیلی»

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید
خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید

بر دوست همان روز که با حنجره خون
گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید

شد کرب و بلا کعبه تو، حجّ تو مقبول
گفتی تو چو لبیّک، بلا در تو درخشید

ای معجزه سرخ، به ایثار تو سوگند
تو خون خدایی، که خدا در تو درخشید
«رضا اسماعیلی»

 

شعر درباره امام حسین

مجموعه شعر امام حسین

 

شعر دلتنگی امام حسین

سوز همیشه ی جگرم باش یا حسین
من سینه می زنم سپرم باش یا حسین

در طول عمر جز تو پناهی نداشتم
مثل گذشته ها پدرم باش یا حسین

هر روز مادرم سر سجاده گفته است
خیلی مراقب پسرم باش یا حسین

ای نام تو بهانه ی شیرین زندگی
شور محرم و صفرم باش یا حسین

پایین پات سر بگذارم تو هم بیا
بالای جسم محتضرم باش یا حسین

جان مرا بگیر حوالی قتلگاه
این گونه آخرین خبرم باش یا حسین

دستم به دامنت نرسید این جهان اگر
باب الحسین منتظرم باش یا حسین

باشد قرار بعدی ما اربعین حرم
مهر قبولی گذرم باش یا حسین

سربازهای لشکر یا زینب توایم
حرز مدافعان حرم باش یا حسین

 

شعر زیبا در مدح امام حسین 

ای خفته در مزار سر از خاک کن برون
احوال چاکران تو بعد از تو در هم است

از دجله و فرات گذر کن به ملک پارس
کاین‌جا برآن جناب رفاهی فراهم است

بنشین به ذوالجناح و عنان بر عنان بیا
با اکبرت که حاصل اولاد آدم است

ور خود نبود میل شریفت به ملک پارس
هرجا کنی جلوس همان‌جا مکرم است

لیکن نمان به ملک عراق و مکان نگیر
جایی که دختران تو را غم روی غم است

بر دیده رعیت مسکین قدم گذار
کین رود بر فرات هماره مقدم است

مقصود از این مکالمه عرض نیاز بود
ور نه همیشه رای تو بر قوم، اقدم است

اما حدیث تنگدلی را کجا برم
تا وصل رخ نماید، قتلم مسلم است

«محمد سهرابی»

 

شعر درباره امام حسین (ع)

ما نیافتادیم شُکرت از قلم ای جان حسین
باز می‌گوییم هردَم دَم به دَم ای جان حسین

مادرت فریاد می‌زد یابُنَیَ….سوختیم
آذری‌ها تا که گفتند از حرم ای جان حسین

نامِ ما را قبلِ ما زهرا نوشته یک به یک
مادرت تا گفت گفتیم از عَدَم ای جان حسین

هرچه ما داریم از خاکِ عزاداریِ توست
روضه آری بشکند پشتِ ستم ای جان حسین

شیعه با این روضه‌ها قد راست کرده تا اَبَد
دارم از این اشکها تیغِ دودَم ای جان حسین

دلخوشیِ ما از این دنیا فقط عشق است عشق
با تو می‌سازیم با هر بیش و کم ای جان حسین

قبلِ نامِ مادرم نامِ تو را آموختم
با اذانش گفت وقتی مادرم ای جان حسین

این کریمیِ تو ما را یاکریمت کرده است
ما گِره خوردیم با اهلِ کَرَم ای جان حسین

شُکر دستم پیش این و آن نمی‌گردد دراز
شُکر هستم با تو تنها محترم ای جان حسین

هرچه از عمرم اگر مانده است می‌گویم حسین
سیر هستم از همه غیر از حرم ای جان حسین

در خرابه خوابِ بابا دیده و بی حال بود
می‌نوشت از اشکها با قَدِ خَم ای جان حسین

«حسن لطفی»
← شعر امام حسین →

 

شعر امام حسین – غزل

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین
و ‌ای تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است
هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین

امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت
آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین

حسرت برم به مُحتضری، کآخرین نفس
روی تو دید و خنده زد و گفت: یا حسین

من کیستم که گریه کنم در عزای تو
گریند روز و شب به غمت انبیا حسین

خون آب غسل و کفن گَرد رهگذر
تشییع توست زیر سُم اسب ها حسین

سنگم اگر زنند، به جایی نمی روم
آخر تو خود بگو که روم در کجا حسین؟

تن خسته، پشت خم شده، بار گنه به دوش
رحمی به حال «میثم» بی دست و پا حسین

«غلامرضا سازگار» (میثم)

شاعران بسیاری در وصف رشادت و مصیبت‌های امام حسین (ع) شعرها سروده‌اند. برای آگاهی از این نوع اشعار گلچین غزل عاشورایی را مطالعه نمایید.

 

شعر امام حسین – شعر نو

خط با خون تو آغاز می شود

از آن زمان که تو ایستادی

دین راه افتاد

چون فرو افتادی

حق برخواست

تو شکستی

و راستی درست شد

و از روانه خون تو

بنیان ستم سست شد

ای قتیل

بعد از تو خوبی سرخ است

رد خونت

راهی که راست به خانه خدا می رود

ای باغ بینش

ستم، دشمنی زیباتر از تو ندارد

و مظلوم، یاوری آشناتر از تو

تو کلاس فشرده تاریخی….

«علی موسوی گرمارودی»

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

یا حسین بن علی

خون گرمِ تو هنوز

از زمین می‌جوشد

هر کجا باغ گل سرخی هست

آب از این چشمۀ خون می‌نوشد

کربلایی‌ست دلم!

سرِ حق بر نیزه ست

خیل آزادگی آوارۀ صحرای ستم

از سیه‌کاری شمران و یزیدان فریاد

یا حسین بن علی

همتت همره حق جویان باد!

«هوشنگ ابتهاج»

 

مجموعه شعر درباره امام حسین (ع)

مجموعه شعر امام حسین

 

دوبیتی امام حسین

دنیای بی حسین اگر آخر غم است
دنیای با حسین به آخر نمی‌رسد

این شاکلید قصۀ صحرای کربلاست
سر می‌دهد حسین، ولی سر نمی‌رسد

⚑⚑⚑⚑

ای دُرّ خوشاب یا ابا عبدالله
ای گوهر ناب یا ابا عبدالله

از نوکر در ماندۀ خود دست بگیر
در روز حساب یا ابا عبدالله

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

در مکتب عشـق شاهباز است حسین
مرآت دل اهل نیـــــاز است حسین

ســــــــر داد، نداد تن به ذلت آری
جــــاوید کنندۀ نماز است حسین

⚑⚑⚑⚑

فرمانده عشاق، دل آگاه حسین است
بیراهه مرو! ساده‌ترین راه حسین است

از مردم گمراه جهان راه مجویید
نزدیک‌ترین راه به الله حسین است

⚑⚑⚑⚑

اگر علاقه‌مند به اشعار آیینی و قالب دوبیتی هستید مطالعه مجموعه رباعی ها و دو بیتی های محرم و تک بیتی امام حسین (ع) را به شما پیشنهاد می‌دهیم.

 

تک بیتی امام حسین

عشق یک واژه‌ بی ارزش بی معنی بود
تا که یکباره خدا گفت که عشق است «حسین (ع)»

⚑⚑⚑⚑

چشم و گوش و دهن و دست شود مست اگر
بشنویم و بنویسیم و بخوانیم: «حسین (ع)»

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

رحمت به آن کسی که به من یاد داد و گفت:
وا کن دو لب به نام جنون و بگو « حسین (ع) »

⚑⚑⚑⚑

از فطرسِ مَلَک به همه پَرشکسته ها :

حَیِّ علی کرامتِ گهواره ی حسین (ع)

⚑⚑⚑⚑

پیچیده شمیمت همه جا‌ای تَن بی سر
چون شیشه‌ی عطری که سرش گم شده باشد

سعید بیابانکی

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

از سفرۀ حسین بلندم نکن که من
محتاج آب و دانۀ شب‌های جمعه‌ام

محمد بیابانی

شعر امام حسین لطیفیان

ما دو پیاله ایم که لبریز باده ایم
این دو پیا له را به ملک هم نداده ایم

تا وقت میکنیم حسینیه می رویم
ما سالهاست شیعه ی گریان جاده ایم

با هر سلام صبح به آقای بی کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه ی ارباب با وفا
احساس میکنیم که ارباب زاده ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملا ئک است که ما را میاورد
یعنی سواره ایم اگر چه پیاده ایم

داریم با حسین حسین پیر میشویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم

⚑⚑⚑⚑
← شعر امام حسین →

مانند طفل دربه دری گریه میکنم
مثل گدای پشت دری گریه می کنم

اشک مرا زمان گدایی ندیده اند
این بار چون تو می گذری گریه میکنم

حالا که بین این همه مردم زیادی ام
از این به بعد یک نفری گریه میکنم

حتی اگر مرا بزنی قول میدهم
با آب تاب بیشتری گریه میکنم

تبیه تو حواس مرا جمع میکند
من سالهاست ز خیره سری گریه میکنم

بار مرا کسی نخریده تو میخری
بار مرا بخر نخری گریه میکنم

از چند جا شکسته پرم ای شکسته بند
از غصه ی شکسته پری گریه میکنم

این روزها به درد قیامت نمیخورد
دارم برای این سپری گریه میکنم

آقا نیامد و دل ما همچنان شکست
از پای سفره ی سحری گریه میکنم

جان همان که زائر بابا نشد یه بار
یک کربلا ببر نبری گریه میکنم

 

شعر امام حسین شهریار

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبۀ جدّش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد امّا صفا دارد حسین

می‌برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی‌داند عروسی یا عزا دارد حسین …

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم “شهریار”
کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

 

مجموعه شعر امام حسین

مجموعه شعر امام حسین

 

شعر امام حسین ترکی

حسینه یئرله ر آغلار گؤیله ر آغلار
بتول و مصطفی پیغمبر آغلار

حسینون نوحه سین دلریش یازاندا
موسلمان سهلدیر که کافر آغلار

کور اولموش گؤزله رین قان دوتدو شومرون
کی گؤرسون اؤز الینده خنجر آغلار

حسینون کؤینه گی زهرا الینده
چکر قئیحا قیامت، محشر آغلار

آتاندا حرمله، اوخ کربلاده
گؤرئیدین دوشمن آغلار، لشگر آغلار

قوجاغیندا، گؤرئیدین ام لیلا
آلیب نعش علی اکبر آغلار

رباب، نیسگیل دؤشونده سود گؤره نده
علی اصغری یاد ائیله ر آغلار

باشیندا کاکل اکبر هواسی
یئل آغلار، سنبل آغلار، عنبر آغلار

یازاندا آل طاها نوحه سین من
قلم گؤردوم سیزیلدار، دفتر آغلار

علی، شق القمر، محراب تیلیت قان
قولاق وئر، مسجید اوخشار منبر آغلار

علیده ن شهریار، سن بیر اشاره
قوجاقلار قبری، مالک اشتر آغلار

به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم
دلم به یاد اسیران کربلا خون شد

 

شعر امام حسین برقعی

نوشتم اول خط بسمه‌ تعالی سر
بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر

فقط به تربت اعلات سجده خواهم کرد
که بندۀ‌ تو نخواهد گذاشت هرجا سر

قسم به معنی «لا یمکن الفرار از عشق»
که پر شده است جهان از حسین سرتاسر

نگاه کن به زمین! ما رایت الا تن
به آسمان بنگر! ما رایت الا سر

سری که گفت من از اشتیاق لبریزم
به سرسرای خداوند می‌روم با سر

هرآنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم
مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر

همان سری که یَُحّب الجمال محوش بود
جمیل بود جمیلا بدن جمیلا سر

سری که با خودش آورد بهترین‌ها را
که یک به یک همه بودند سروران را سر

زهیر گفت حسینا! بخواه از ما جان
حبیب گفت حبیبا! بگیر از ما سر

سپس به معرکه عابس «اجننی» گویان
درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر

بنازم ام وهب را به پارۀ تن گفت:
برو به معرکه با سر ولی میا با سر

خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید
گذاشت لحظۀ آخر به پای مولا سر

در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد
همان سری است که برده برای لیلا سر

سری که احمد و محمود بود سر تا پا
همان سری که خداوند بود پا تا سر

پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد
پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر

امام غرق به خون بود و زیر لب می‌گفت:
به پیشگاه تو آورده‌ام خدایا سر

میان خاک کلام خدا مقطعه شد
میان خاک الف لام میم طاها سر

حروف اطهر قرآن و نعل تازۀ اسب
چه خوب شد که نبوده است بر بدن‌ها سر

تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود
به هر که هرچه دلش خواست داد، حتی سر

نبرد تن به تن آفتاب و پیکر او
ادامه داشت ادامه سه روز …اما سر –

جدا شده است و سر از نیزه‌ها درآورده است
جدا شده است و نیفتاده است از پا سر

صدای آیۀ کهف الرقیم می‌آید
بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر

بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام
که آفتاب درآورد از کلیسا سر

چه قدر زخم که با یک نسیم وا می‌شد
نسیم آمد و بر نیزه شد شکوفا سر

عقیله غصه و درد و گلایه را به که گفت
به چوب، چوب‌ محمل؛ نه با زبان، با سر

دلم هوای حرم کرده است می‌دانی
دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر

 

سخن آخر

از اینکه با مجموعه‌ای جدید و زیبا از شعر امام حسین (ع) همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم. شما می‌توانید شعر نوکری امام حسین (تک بینی، دوبیتی و شعر زیبا درباره نوکری امام حسین) را نیز در ستاره بخوانید. همچنین اگر به دنبال شعر برای میلاد با سعادت امام حسین علیه السلام می‌گردید اشعار و متن مولودی ولادت امام حسین (ع) را بخوانید. 

طبقه بندی:


ستاره
Logo