معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر با آرایه ها و معنی واژگان

معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر صفحه 128 فارسی دوازدهم را با آرایه های ادبی حکایت و معنی کلمات و نکات دستوری آن بخوانید. این حکایت از سندبادنامه ظهیری سمرقندی انتخاب شده که تاریخ ادبیات آن را در این مطلب می‌خوانید.
معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر – گنج حکمت صفحه ۱۲۸ فارسی دوازدهم حکایت کوتاهی است از کتاب سندبادنامه نوشته ظهیری سمرقندی. معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر را به همراه معنی کلمات و آرایه های ادبی آن بخوانید. 

تاریخ ادبیات: «سندبادنامه» کتابی است از محمد بن علی ظهیری سمرقندی به زبان فارسی، که در نیمه اول قرن هفتم هجری نوشته شده است. این کتاب در قالب حکایت‌ها و قصه های کوتاه درباره علم اداره مملکت و رفتار با رعیت داست.

معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر

معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر

معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر

 

«اشتری و گرگی و روباهی از روی مصاحبت مسافرت کردند و با ایشان از وجهِ و توشه، گِرده‌ای بیش نبود. چون زمانی برفتند و رنج راه در ایشان اثر کرد، بر لب آبی نشستند و میان ایشان از برای گِرده مخاصمت رفت. تا آخر‌الأمر بر آن قرار گرفت هر کدام از ایشان به زاد بیشتر، بدین گِرده خوردن اولیٰ‌تر.

گرگ گفت: «پیش از آنکه خدای – تعالی – این جهان بیافریند، مرا به هفت روز پیش‌تر مادرم بزاد!» روباه گفت: «راست می‌گویی؛ من آن شب در آن موضع حاضر بودم و شما را چراغ فرا می‌داشتم و مادرت را اعانت می‌کردم!»

اشتر چون مقالات گرگ و روباه بر آن گونه شنید، گردن دراز کرد و گِرده بر گرفت و بخورد و گفت: «هر که مرا ببیند، به حقیقت داند که از شما بسیار کلان‌ترم و جهان از شما زیادت دیده‌ام و بار بیشتر کشیده‌ام!»

بازگردانی و معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر به زبان ساده:

روزی سه جانور شتر، گرگ و روباهی همراه هم به سفر رفتند و تنها خوراکی ایشان، یک قرص نان بود.  پس از مدتی که در راه بودند و خستگی و رنج سفر در آنها اثر کرد سپس تصمیم گرفتند کنار رود یا برکه ی آبی بشینند و استراحت کنند. اما به خاطر خوردن قرص نان بین آن‌ها اختلاف ایجاد شد. سرانجام اینگونه تصمیم گرفتند که هر کس از دیگران سن بیشتری داشته باشد برای خوردن نان شایسته‌تر در نظر گرفته شود. (بزرگتر از لحاظ سنی حق بیشتری داشته باشد.)

گرگ گفت: هفت روز پیش از این که خدای والا، جهان را بیافریند، من به جهان آمده ام. (از لحاظ سنی بسیار بزرگ هستم.)

روباه گفت: راست می‌گویی، من در شب به دنیا آمدنت به مادرت کمک می‌کردم و برای شما، چراغ را نگه می‌داشتم. (یعنی من از تو هم سنم بسیار بیشتر است.)

شتر وقتی گفتگوی روباه و گرگ را به این شکل (با دروغ و گزاف) شنید، گردنش را دراز کرد و نان را برداشت و خورد و گفت: هر کسی هیکل مرا ببیند، تایید خواهد کرد که سن و سال من از همۀ شما بیشتر است و به خوردن قرص نان، شایسته تر از شما هستم.

معنی کلمات:

اشتر: کاربرد پیشین شتر/ مصاحبت: هم نشینی، هم صحبت داشتن، همسخنی / وجه: سرمایه، پول، نقدینه / زاد: توشه، خوردنی و آشامیدنی که در سفر همراه می‌برند / گِرده: قرص نان، نوعی نان / مخاصمت: دشمنی، خصومت / آخرالامر: سرانجام / به زاد بیشتر: سالمندتر، کهنسال‌تر، دارای عمر طولانی‌تر / اولی: شایسته؛ اولی‌تر: شایسته تر /  پیش‌تر: قبل تر/  فرا داشتن: بلند کردن و بر سر دست گرفتن؛ نگه‌ داشتن / اعانت: یاری دادن، یاری / مقالات: جِ مقالت، گفتارها، سخنان / کلان: دارای سن بیشتر، بزرگ / زیادت: بیشتر

آرایه های ادبی:

آب در «لب آب»: مجاز از جوی آب / جهان زیادت دیدن: کنایه از با تجربه بودن / مصاحبت، مسافرت: سجع / دیده ام، کشیده ام: سجع / قرار گرفتن: کنایه از تصمیم گرفتن و حکم دادن/ اغراق در جملاتی که گرگ و روباه درباره سن و سالشان بیان می‌کنند. 

نکات دستوری:

را در «شما را چراغ فرا داشتم»: حرف اضافه / تعالی: جمله معترضه به معنای «برتر است» / حذف فعل «باشد» به قرینۀ معنوی در انتهای جمله بدین گِرده خوردن اولیٰ‌تر. / در واژه «اولی‌تر» با آنکه «اولیٰ» خود صفت تفضیلی و به معنای شایسته‌تر است، در گذشته به آن «تر» افزوده اند.

امیدواریم معنی گنج حکمت کلان تر و اولی تر در این مطلب برای شما مفید بوده باشد. شما می‌توانید معنی گنج حکمت گمان فارسی دوازدهم و معنی حکایت سه مرکب زندگی فارسی دوازدهم را نیز در ستاره بخوانید. همچنین می‌توانید نظرات و پرسش های خود را با ما در میان بگذارید. 




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور