مجموعه جدید اشعار کوتاه طنز و خنده دار از شاعران معروف

6 دقیقه
شعر تولد خنده دار - بهترین اشعار طنز - شعر خنده دار کوتاه

گلچینی از بهترین نمونه های شعر باحال خنده دار را در این بخش بخوانید و در شبکه‌های اجتماعی‌تان به‌اشتراک بگذارید.

شعر طنز یکی از جذاب‌ترین گونه‌های ادبیات فارسی است که با زبانی شیرین، هوشمندانه و گاه کنایه‌آمیز، به نقد رفتارها، مشکلات و ناهنجاری‌های فردی و اجتماعی می‌پردازد. این اشعار در کنار ایجاد لبخند، مخاطب را به فکر فرو می‌برند و از همین رو همواره جایگاه ویژه‌ای در میان دوستداران شعر داشته‌اند. اگر به دنبال اشعار طنز کوتاه خنده دار، دوبیتی‌های طنز یا اشعار کوتاه و بامزه برای خواندن و به اشتراک گذاشتن هستید، در ادامه گلچینی از بهترین اشعار طنز اجتماعی کوتاه، شعر طنز عشق کوتاه و غیره را خواهید خواند.

شعر طنز کوتاه خنده دار

چون کاسب کوچه کار می‌باید داشت
در بالش خود دلار می‌باید داشت

تا خوش گذرد چو پادشاهان قدیم
صد خانه، هزار یار می باید داشت

😄✒️✨✒️😄

افسوس که عمر جاودان رفت از کف
سرمایه شادی جهان رفت از کف

دردا که جوانی‌ام چه بیهوده گذشت
در دادن قسط و صف نان رفت از کف !

😄✒️✨✒️😄

در زخم زبان، فوق تخصص دارد
یک ریز، کنایه بر سرت می بارد

او جز خود احمقش، کسی دیگر را
یک آدم ساده هم نمی پندارد

در ستاره بخوانید: جوک شوهرعمه ای خنده دار

😄✒️✨✒️😄

انگار که از دماغ فیل افتاده است
یا از شکم کروکودیل افتاده است

اما ورم قوزک پایش گوید
از روی درخت نارگیل افتاده است

😄✒️✨✒️😄

او از همه شکوه و شکایت دارد
از دست خودش فقط رضایت دارد

در گوشه خانه می‌نشیند تنها
چون جغد به تک نشینی عادت دارد

اشعار خنده دار - شعر طنز حافظ کوتاه - اشعار طنز حافظ کوتاه

😄✒️✨✒️😄

ساعتی از ته دل می‌نالید
که بسی زنگ زدم در عالم

خواب سنگین چه فراوان دیدم
اهل بیدار شدن اما کم
😄✒️✨✒️😄

شتر در خواب بیند پنبه دانه
کچل را حسرت مو هست و شانه

😄✒️✨✒️😄

پیری دیدم قباله ای در دستش
یک تیشه و چمچه، ماله ای در دستش

می آید و باوقار و هشتاد و سه سال !
دست زن بیست ساله ای در دستش !

😄✒️✨✒️😄

زان روز که این زمانه افراشته اند !
تخم بدی و جنگ و جدَل کاشته اند !

یک عدّه فقیر زاده اند از مادر
یک عدّه همیشه خورده و داشته اند !

😄✒️✨✒️😄

این زندگی پُر غم ما آسان باد !
این سفره ی ما پُر از برنج و نان باد !

یارانه ی ما قطع نماید هرکس
تا آخر عُمر بی زن و تنبان باد !

در ستاره بخوانید: گلچین اشعار طنز معاصر و شعر نو خنده دار

گزیده شعر کوتاه طنز اجتماعی


كنون رزم
virus و رستم شنو
دگرها شنيدستي اين هم شنو

كه اسفنديارش يكی disk داد
بگفتا به رستم كه ای نيكزاد

در اين disk باشد يكی file ناب
كه بگرفتم از site افراسياب

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

بی همگان به سر شود، بی تو بسر نمی شود
این شب امتحان من، چرا سحر نمی شود؟!

مولوی او که سر زده، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب، درس به سر نمی شود !

خر به افراط زدم، گیج شدم قاط زدم
قلدر الوات زدم، باز سحر نمی شود !

اشعار خنده دار

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد
عید می آید و اجناس گران خواهد شد

قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس
باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد

همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد
و سرا پای وجودم نگران خواهد شد

می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما
عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂
هرچند دلش ز غصّه ها خون شد و رفت
صدبار ادراه رفت بیرون شد و رفت

چون دید که افتاده گره درکارش
بادادن رشوه سخت ممنون شد و رفت !

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

زنی دارم که ناترس و دلیر است
شجاعت هاش خیلی چشمگیر است

نمی ترسد ز سوسک و موش هرگز
تو گویی که ز جان خویش سیر است

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

عیالوارم عیالوارم عیالوار
به تار و پود این دنیا گرفتار

حقوق آخر برجم سه مثقال
بدهکاری و وامم چند خروار

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

از دور که می آمد چون کبک خرامان بود
زلفان پریشانش بر شانه نمایان بود

آمد چو به نزدیکم، هوش از سر من بربود
چون گنده سبیل او تا زیر زنخدان بود

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

دیشب به خواب دیدم گر دیده ام گدایی
سرشارم از زر و مال بی هیچ مدّعایی

چون صبحدم رمیدم از خواب ناز دیدم
من هستم و لحافی همراه متکّایی

گفتم خدا چه می شد گرخواب من شدی راست
می گشتمی گدایی بی چون و بی چرایی

بیشتر بخوانید: جوک در حد انفجار خنده دار

😂🎭شعر خنده دار اجتماعی🎭😂

دیشب به خواب دیدم آن یار با وفا را
آغوش را گشودم گفتم بیا نگارا

چون صبحدم پریدم از خواب ناز دیدم
دربرگرفته ام من افسوس متّکا را

اشعار کوتاه طنز عاشقانه

به بانک عشق تو دارم وثیقه
نگاهی کن بر این حسن سلیقه

چو دانستم که فردا روز موزه است
تو را تبریک گفتم ای عتیقه

اشعار کوتاه طنز فارسی

🤣🎉شعر طنز کوتاه عاشقانه🎉🤣

از دست زمانه تیر باید بخوری
دائم غم ناگزیر باید بخوری

گفتم به تو عاشقی مکن، کار تو نیست
بچه! تو هنوز شیر باید بخوری!

شعر طنز کوتاه کودکانه

عجب رسمیه رسم زمونه خونه مون عیدا پر مهمونه

می رن مهمونا از اونا فقط آشغالِ میوه به جا می مونه !

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه !

جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه

عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه

می رن مهمونا از اونا فقط جعبه ی خالی به جا می مونه !

بس خونه رو به هم می ریزن آدم مثل خر تو گِل می مونه

یکی نیست بگه خداوکیلی جای پوست پسته توی قندونه ؟!

قند نصفه ی عموجون هنوز خیس و لهیده ته فنجونه

حالا خداییش قندش مهم نیست کنار اون قند نصف دندونه !

می رن مهمونا از اونا فقط نصفه ی دندون به جا می مونه !

پسته ی خندون ، بادوم شیرین فندق در باز ، مال مهمونه

« پرسید زیر لب یکی با حسرت » : که از این آجیل، به غیر از تخمه،

واسه ما بعدها چی چی می مونه ؟

مجموعه اشعار طنز فارسی کودکانه

✨📚😄

رفتم به باغی

دیدم کلاغی

کلاغ زاغی

سنگ و برداشتم

زدم به پایش

پایش خون آمد

بردمش دکتر

دکتر دوا کرد

آب انار داد

امروز دادم خورد

فرداش دیدم مرد

شعر ناصر فیض خنده دار

در پایان نمونه شعر طنزپرداز برجسته کشورمان، ناصر فیض، را می‌خوانید.

گُل در بر و می‌در کف و معشوق به کام است

من مانده‌ام اینجا که حلال است!؟ حرام است!؟

با اینکه به فتوای دل اشکال ندارد

گر یار پسندید تو را؛ کار، تمام است

در مذهب ما باده حلال است ولی حیف

در مذهب اسلام همین باده حرام است

شُد قافیه تکرار، ولی مسئله‌ای نیست

چون شاعر این بیت طرفدار نظام است!

با مُحتسبم عیب مگویید که او نیز

لب دارد و گاه، لبش بر لبِ جام است

بعضاً که شلوغ است سرش نیز ندانَد

از آن همه مَستیش، کُدامش زِ مُدام است

این ماه شب چاردهم در شب مهتاب

یا اینکه، نه! همسایه ما بر لب بام است؟

ابیات به هم ریخت، مضامین همه گم شد

شعرم پس از این بیت، غزل نیست؛ دِرام است

در مجلس اگر جای خودت را نشناسی

تنها هنرت، وصل قعودی به قیام است

مخصوص خواص است اگر صدر مجالس

پُر واضح و پیداست؛ کجا سهم عوام است

از جنس مضامینِ نخستین، دو سه بیتی

مانده ست؛ بخوانم؛ بِرَوم؛ ختم کلام است

پرسید طبیبم که پس از رفتن یارَت

وضع تو اعم از بد و از خوب، کدام است

از اینکه چه آمد به سرم هیچ نگفتم

گفتم که دلم سوخت؛ نفهمید کُجام است

دیری ست که دلدار پیامی نفرستاد

چون شعر مرا دید که دارای پیام است

اشعار کوتاه طنز ناصر فیض

آیا این مطلب را دوست داشتید؟