بیوگرافی مهدی اخوان ثالث و تمام آثار او + اسم همسر و تعداد فرزندانش

9 دقیقه
مهدی اخوان ثالث

بیوگرافی مهدی اخوان ثالث، سیاسی‌ترین چهره ادبی معاصر ایران، و اطلاعاتی درباره فرزندان، مذهب و آثار او پیش روی شماست.

بی‌شک اشعار زیبا و غمگین هوا بس ناجوانمردانه سرد است و قاصدک هان چه خبر آوردی که از بهترین اشعار اخوان ثالث هستند را تا به حال خوانده‌اید؛ مهدی اخوان ثالث، شاعر معاصری که با شاعران بزرگ دیگری همچون شاملو و فروغ فرخزاد معاصر بود. اما چقدر با این شاعر بزرگ و اشعار او آشنایی دارید؟ 

در این مطلب از بخش ادبی مجله آنلاین ستاره به زندگینامه این شاعر پرداخته‌ایم و آثار مهدی اخوان ثالث فارسی نهم را نیز برای اطلاع بیشتر دانش‌آموزان ذکر کرده‌ایم، با ما همراه باشید. 

زندگینامه مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث ۱۰ اسفند ۱۳۰۷ در توس نو مشهد به دنیا آمد و البته به گفته خودش، در اواخر سال ۱۳۰۶ به دنیا آمده اما شناسنامه‌اش را یک سال بعد گرفته‌اند. در پاسخ به سوال پرسرچ «مهدی اخوان ثالث قرن چندم است» باید بگوییم این شاعر، متخلص به م.امید، هم‌دوره ما محسوب می‌شود و از شعرای معاصر است. او به زبانی تلفیقی از شعر کهن و نو و مضامینی نمادین شعر می‌سرود و زمستان و قاصدک از معروف‌ترین شعر‌هایش هستند.

مهدی اخوان ثالث کیست

پدر و مادر مهدی اخوان ثالث

پدر مهدی اخوان ثالث علی نام داشت که به کار عطاری مشغول بود و نام مادرش نیز مریم و از اهالی خراسان بود. 

همسر مهدی اخون ثالث

مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۲۹ با دختر عمویش ایران (خدیجه) اخوان ثالث پیمان زناشویی بست.

فرزندان مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث و همسرش شش فرزند داشتند که لاله، لولی، تنسگل، توس، زردشت و مزدک علی اسامی فرزندان این شاعر است. گفتنی است مهدی اخوان دو فرزندش را از دست داد؛ اولی تنسگل، سومین دخترش، که در سال ۱۳۴۲ و در حالی که هنوز چهار روز از تولدش نگذشته بود فوت کرد و دومی نیز دختر اولش لاله که در سال ۱۳۵۳ در حالی که بیست سال داشت، در رودخانه کرج غرق شد و پدر را داغدار کرد.

 دین و مذهب مهدی اخوان ثالث 

مهدی اخوان ثالث مسلمان و شیعه بود. 

عکس جوانی مهدی اخوان ثالث
عکس جوانی مهدی اخوان ثالث

تحصیلات و مشاغل مهدی اخوان ثالث

مرحوم اخوان ثالث تحصیلات دبیرستانش را در رشته آهنگری در هنرستان خواند و مدتی به همین کار مشغول بود؛ سپس به تهران آمد و شغل معلمی را برگزید. او در اطراف تهران در چند مدرسه تدریس می‌کرد.

این شاعر همچنین در رادیو و تلویزیون فعالیت کرده است. در سال ۱۳۳۶ در رادیو مشغول به کار شد و مدتی بعد نیز به تلویزیون خوزستان انتقال پیدا کرد. در سال ۱۳۵۳ از خوزستان به تهران بازگشت و این بار در رادیو و تلویزیون ملی ایران به کار پرداخت.

گفتنی است مهدی اخوان ثالث سابقه تدریس در دانشگاه نیز دارد؛ او در سال ۱۳۵۶ در دانشگاه‌های تهران، ملی (شهید بهشتی امروز) و تربیت معلم به‌ تدریس شعر سامانی و معاصر پرداخت. در سال ۱۳۶۰ با محرومیت از کار دولتی بازنشسته شد. در سال ۱۳۶۰ او با محرومیت از تمام مشاغل دولتی محروم و بازنشسته شد و ۹ سال پایانی عمر خود را به سختی گذراند.

زندگی نامه اخوان ثالث

آغاز شاعری اخوان ثالث

اخوان ثالث شاعری را از نوجوانی آغاز نمود و ابتدا در قالب شعر کهن می‌سرود، اما بعدها از اشعار نیما یوشیج تاثیر پذیرفت و شعرهایش رنگی از تجدد به خود گرفت. در واقع شعر اخوان تلفیقی از سنت و تجدد بود. البته باید بگوییم اخوان در سبک [بیش از این که دنباله روی نیما باشد] دنباله رو شمس کسمائی، دکتر ناتل خانلری و فریدون توللی بود؛ اشعار وی عروضی است و ساخته‌های او کاملا با عروض فارسی مطابقت دارد. 

در ستاره بخوانید: مجموعه اشعار مهدی اخوان ثالث 

سبک شعری مهدی اخوان ثالث

مهدی اخوان ثالث شاعری حماسی و اجتماعی محسوب می‌شود که گاه اندیشه‌های فلسفی‌اش را وارد شعرهایش نمود. سبک اخوان را می‌توان «سمبولیسم اجتماعی» نامید؛ او اندیشه‌ها و اعتراض‌های اجتماعی‌اش را با زبان نمادین بیان می‌کرد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد بدبینی، ناامیدی و شکست اندیشی بر ذهن و روان اکثر نویسندگان و اندیشمندان حاکم شد و اخوان هم یکی از این افراد بود که شکست را پذیرفت. او هیچوقت امید واهی نمی‌دهد و خودش در این باره گفته است:

نومید بودن و نومید کردن، نجیب‌تر و درست‌تر از امید دروغین دادن و داشتن است، چون حداقل فایده‌ی این نجابت و درستی این است که آدم، دروغ‌ها و پدر سوختگی‌ها را نخواسته و نیاراسته. 

اسماعیل خویی درباره سبک اخوان می‌گوید:

اخوان از ادب سنتی خراسان و از قصیده و شعر خراسانی الهام گرفته‌است و آشنایی او با زبان و بیان و ادب سنتی خراسان به حدی زیاد است که این زبان را به راستی از آن خود کرده‌است. اخوان دبستان شعر نوی خراسانی را بنیاد گذاشت و دارای یکی از توانمندترین و دورپروازترین خیال‌های شاعرانه بود. اخوان همانند نیما از راه واقع گرایی به نماد گرایی می‌رسد.

خویی درباره عنصر عاطفه در شعر اخوان چنین ادامه می‌دهد:

اگر در شعر قدیم ایران باباطاهر را نماد عاطفه بدانیم، شعری که کلام آن از دل بر می‌آید و بر دل می‌نشیند و مخاطب با خواندن آن تمام سوز درون شاعر را در خود بازمی یابد، اخوان فرزند بی نظیر باباطاهر در این زمینه است.

آثار اخوان ثالث

کتاب های مهدی اخوان ثالث که معمولا با عبارت «آثار مهدی اخوان ثالث در جدول» مورد سوال قرار می‌گیرند، به شرح زیر است:

مجموعه شعرها

  • ارغنون مجموعه شعر ۱۳۳۰
  • زمستان ۱۳۳۵
  • آخر شاهنامه مجموعه شعر ۱۳۳۸
  • از این اوستا مجموعه شعر ۱۳۴۴
  • منظومه (شکار) ۱۳۴۵
  • پاییز در زندان ۱۳۴۸
  • عاشقانه و کبود
  • بهترین امید
  • زندگی می‌گوید: اما باز باید زیست… اشعار این مجموعه شامل زندان‌نامه مهدی اخوان ثالث می‌باشد.
  • در حیاط کوچک پاییز در زندان
  • دوزخ، اما سرد
  • ترا‌ ای کهن بوم و بر دوست دارم

سایر آثار

  • آورده‌اند که فردوسی (کتاب کودکان، ۱۳۵۴)
  • درخت پیر و جنگل (۱۳۵۵)
  • پیر و پسرش (قصه‌ای نه کوتاه برای بچه‌ها)
  • نقیضه و نقیضه سازان (بحث و تحقیق ادبی)
  • کتاب مقالات (جلد اول)
  • بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج (کتابی مفصل در بحث و تحقیق شیوه نو نیمایی در شعر فارسی، ۱۳۵۷)
  • عطا و لقای نیما یوشیج (۱۳۶۱)
  • برگزیده اشعار (۱۳۴۹)
  • گزینه اشعار (۱۳۶۸)
  • شاملو مردی دوست داشتنی

اخوان ثالث در زندان

اخوان ثالث چندین بار در حکومت پهلوی به زندان افتاد و یک بار هم به حومه کاشان تبعید شد. او پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ مانند بسیاری از اهل قلم دستگیر و روانه زندان شد. در این زمان از او خواسته شد که برای آزادی‌اش تعهدنامه‌ای را امضا کند اما او از امضای این تعهدنامه خودداری کرد و همین باعث شد که چند ماه در زندان بماند.

اخوان پس از آزاد شدن از زندان تا آخر عمر از کار‌های روزمره‌ی سیاسی کناره‌گیری کرد و برای امرار معاش به روزنامه «ایران ما» پیوست.

کتاب اخوان ثالث

تاثیرپذیری اخوان ثالث از نیما یوشیج

خود اخوان درباره تاثیرپذیری اش از نیما این گونه می‌گوید:

من نه سبک شناس هستم نه ناقد …. من هم از کار نيما الهام گرفتم و هم خود برداشت داشته ام…. شايد کوشيده باشم از خراسان ديروز به مازندران امروز برسم…

او دو کتاب درباره نیما و شعر نیمایی به نام‌های «بدعت‌ها و بدایع نیما یوشیج» و «عطا و لقای نیما یوشیج» نوشته که در شناساندن سبک نیمایی بسیار مفید بوده است.

مهدی اخوان ثالث که بود

نیما با چاقو به دنبال اخوان!

سیروس نیرو شاعر معاصر و از شاگردان نیما یوشیج چنین نقل کرده است:

اخوان در مصاحبه‌ای که از نیما به چاپ رسانده بود، در نوشته نیما دست برده بود؛ به این شکل که در جمله “قطعاتی که جوانان در این سال ها به سبک من ساخته‌اند از حیث وزن هرج و مرج عجیبی را ایجاد کرده است” کلمه “عجیبی”، “عروضی” چاپ شده بود، همین مسائل و مسائلی دیگر شاید باعث شده بود که نیما با چاقو آشپزخانه اخوان را دنبال کند. بعد از آن نیما نه دیگر اخوان را ملاقات کرد و نه از او یادی کرد.

جایگاه اخوان ثالث از زبان استاد شفیعی کدکنی

در سال ۱۳۹۱ کتابی با عنوان «حالات و مقامات م.امید» منتشر شد که به اخوان و شعرهایش از نگاه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی می‌پرداخت. نویسنده می‌گوید که این کتاب “دربارۀ یکی از معماران بزرگ زبان فارسی” نوشته شده است.

شفیعی همچنین در مقاله‌ای با عنوان «هدیه‌هایی از عالم غیب» درباره اخوان ثالث می‌نویسد:

شعرهای اندک‌یابی هست که موجب شگفتی ما می‌شود. مثل بخش‌هایی از مثنوی، دیوان شمس، اوجیات سعدی و حافظ و خیام و… اما او که شعر بسیار خوانده از شعر هیچ‌کس از معاصران در شگفت نشده الا از بعضی شعرهای اخوان.

شعرهایی مانند سبز و نماز و حالت و آنگاه پس از تندر. این را با اطمینان می‌گویم که در شعر صد سالۀ اخیر ایران – با همۀ لذتی که از بعضی شعرهای بهار، ایرج، نیما، شاملو، و فروغ و سایه و چند تن دیگر برده‌ام – از شعر هیچ کدامشان در شگفت نشده‌ام … اما از ۱۳۳۹ که دست‌نویس شعر «آنگاه پس از تندر» به مشهد رسید من این حالت شگفتی را نسبت به این شعر داشته‌ام و لحظه به لحظه بیشتر شده است.

درگذشت مهدی اخوان ثالث

آقای شاعر در سال ۱۳۶۹ و چند ماه پس از بازگشت از آلمان که برای برگزاری یک شب شعر رفته بود، در چهارم شهریور از دنیا رفت.

آرامگاه اخوان ثالث کجاست؟

او را طبق وصیت خودش در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپردند. 

آرامگاه مهدی اخوان ثالث

بخش‌هایی زیبا از اشعار مهدی اخوان ثالث

باز می‌گویند: فردای دگر

صبر کن تا دیگری پیدا شود

کاوه‌ای پیدا نخواهد شد، امید

کاشکی اسکندری پیدا شود

*****

بهار آمد، پریشان باغ من افسرده بود اما

به جو باز آمد آب رفته، ماهی مرده بود اما

*****

از تهی سرشار

جویبار لحظه‌ها جاری‌ست

*****

می‌دَمَد شبگیر فروردین و بیدارم

باز شبگیری دگر

وز سال دیگر، باز

باز یک آغاز …

*****

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی كه می‌بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

*****

خفته‌اند

این مهربان همسایگانم شاد

در بستر

صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر

وای، آیا

هیچ سر بر می‌کنند از خواب

***

هیچیم

هیچیم و چیزی کم

ما نیستیم از اهلِ این عالم که می‌بینید

وز اهلِ عالم‌های دیگر هم

یعنی چه پس اهلِ کجا هستیم؟

از عالمِ هیچیم و چیزی کم

آیا این مطلب را دوست داشتید؟