شعر عاشقانه اخوان ثالث؛ زیباترین اشعار اخوان ثالث درباره عشق

با مجموعه‌ای زیبا از گلچین اشعار عاشقانه مهدی اخوان ثالث، شعر عاشقانه اخوان ثالث، ، شعر اخوان درباره عشق و عکس نوشته اشعار عاشقانه اخوان همراه ما باشید.
شعر عاشقانه اخوان ثالث؛ زیباترین اشعار اخوان ثالث درباره عشق

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر – مهدی اخوان ثالث متخلص به م. امید در سال ۱۳۰۷ در مشهد بدنیا آمد. مضمون اشعار اخوان ثالث بیشتر اجتماعی و در مورد حوادثی است که در زندگی مردم رخ می‌دهد، ولی در این بین عاشقانه‌هایی نیز سروده شده که در ادامه شما را به خواندن این اشعار عاشقانه زیبا دعوت می‌کنیم. با گلچینی از اشعار عاشقانه اخوان ثالث همراه همیشگی ستاره باشید.

 

اشعار عاشقانه اخوان ثالث

 

 

شعر عاشقانه اخوان ثالث

بیا ای مهربان با من!

به دیدارم بیا هر شب

در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است

 

بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند

شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها

دلم تنگ است

 

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه

در این ایوان سرپوشیده

 

وین تالاب مالامال

دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی‌ها

و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

 

به دیدارم بیا، ای هم گناه، ای مهربان با من

شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم

در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند

پرستوها و ماهی‌ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!

 

بیا ای یاد مهتابی

 

♥♥♥

 

با تو دیشب تا کجا رفتم

تا خدا وآن سوی صحرای خدا رفتم

من نمی‌گویم ملایک بال در بالم شنا کردند

من نمی‌گویم که باران طلا آمد

با تو لیک ای عطر سبز سایه پرورده

ای پری که باد می‌بردت

از چمنزار حریر پر گل پرده

تا حریم سایه‌های سبز

تا بهار سبزه‌های عطر

تا دیاری که غریبی‌هاش می‌آمد به چشم آشنا، رفتم

با تو دیشب تا کجا رفتم

 

بیشتر بخوانید: گزیده ای از بهترین اشعار مهدی اخوان ثالث

 

♥♥♥

شعر عاشقانه اخوان ثالث
← شعر عاشقانه اخوان ثالث →

♥♥♥

 

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من

چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟

یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز

بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست

دردم این نیست ولی

دردم این است که من بی تو دگر

از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم ! آهوکم

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم

 

♥♥♥

 

من اينجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می‌بينم بد‌آهنگ است

بيا ره توشه برداريم،

قدم در راه بی‌برگشت بگذاريم،

 

ببينيم آسمان ِ «هرکجا» آيا همين رنگ است؟

 

♥♥♥

اشعار عاشقانه اخوان ثالث
← شعر عاشقانه اخوان ثالث →

♥♥♥

 

لحظه دیدار نزدیک است

باز من دیوانه‌ام، مستم

باز می‌لرزد، دلم، دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

های! دل

ای نخورده مست

لحظه دیدار نزدیک است

 

♥♥♥

 

هی فلانی! زندگی شاید همین باشد

 

یک فریب ساده و کوچک

آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را

جز برای او و جز با او نمی خواهی

من گمانم زندگی باید همین باشد.

 

♥♥♥

 

در آن لحظه که من از پنجره بیرون نگا کردم

کلاغی روی بام خانه ی همسایه ی ما بود

و بر چیزی ، نمیدانم چه ، شاید تکه استخوانی

دمادم تق و تق منقار می زد باز

و نزدیکش کلاغی روی آنتن قار می زد باز

نمی دانم چرا ، شاید برای آنکه این دنیا بخیل است

و تنها می خورد هر کس که دارد

 

♥♥♥

اشعار عاشقانه اخوان ثالث
← شعر عاشقانه اخوان ثالث →

♥♥♥

 

کاش می شد بنویسم چه نوشتی با چشم

کاش می گفت عبارت چه اشارت کردی

 

نادر از هند نبرد، آنچه تو بردی ز دلم

که تو مهری و مهاری و مهارت کردی

 

دلم ایران و تو اسکندر تاییس اطوار

زدی و سوختی و کشتی و غارت کردی

 

♥♥♥

 

لطفی کن و در خلوت محزون من

ای دوست!

آرام و قرار دل دیوانه من باش …

 

 

♥♥♥

 

با نگاهی که شب دوش اشارت کردی

بخدا بود و نبودم همه غارت کردی

 

آشکارا نتوان گفت چه کردی و چه بود

آن عبارت که تو پنهان به اشارت کردی

 

♥♥♥

 

اشعار عاشقانه اخوان ثالث
← شعر عاشقانه اخوان ثالث →

♥♥♥

 

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارم
وای از این حال پریشان که من امشب دارم

کاش یکباره زنم خیمه به صحرای عدم
دیگر ای زندگی از روی تو هم بیزارم

قصه ی روز و شب من سخنی مختصرست
روز در خواب خیالاتم و شب بیدارم

وه که من دیگر از این عمر به تنگ آمده ام
کیست کز لطف گشاید گرهی از کارم

من دگر درس ترا از برم ای کهنه دبیر
تیره شد طالع رخشنده ز بس تکرارم

ترک می گفتمت ار بود به من چون همه چیز
حیف در کار تو ای مرغ نفس ناچارم

ای سکوت ابدی بشنو و دریاب مرا
خوشی عمر نخواهم که دهد آزارم

چون به تلخی گذرد آخر از این عمر چه سود
مثل این که بود نیم نفس بسیارم

همه گویند گلستان جهان وه که هنوز
دامن جان نگرفته ست کسی جز خارم

 

♥♥♥

 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی …

دمت گرم و سرت خوش باد

سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

 

منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

منم من، سنگ تیپاخورده رنجور

منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

 

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

 

♥♥♥

 

اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانا بود و در ادامه به شعر نو گرایید. از وی اشعاری در هر دو سبک به جای مانده است. همچنین او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بود. اخوان ثالث علاوه بر شعر نیمایی اشعاری در قالب‌های قصیده، قطعه، مثنوی، ترکیب بند، مستزاد و رباعی سروده است. «ارغنون»، «زمستان»، «آخر شاهنامه»، «از این اوستا»، «منظومه (شکار)»، «پاییز در زندان»، «عاشقانه و کبود»، «بهترین امید»، «زندگی می‌گوید:، اما باز باید زیست»، «در حیاط کوچک پاییز در زندان»، «دوزخ، اما سرد»، «ترا‌ای کهن بوم و بر دوست دارم» مجموعه شعر‌های اخوان هستند. مهدی اخوان ثالث چهارم شهریورماه ۱۳۶۹ در تهران از دنیا رفت. وی در توس در کنار آرامگاه فردوسی به خاک سپرده شد.

از اینکه با مجموعه‌ای از اشعار عاشقانه اخوان ثالث همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم. لطفا نظرات و پیشنهادان خود را در انتهای همین مطلب با ما به اشتراک گذارید.

 



نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور