تاریخ انتشار: ۰۵ دی ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۵
کد خبر: ۱۷۸۶۹
شعر عاشقانه گذشت اشاره می کند که عفو و بخشش خصوصیت ذاتی عشق است. عاشق به خاطر ارزشی که برای معشوق قائل است، در برابر او گذشت می کند. گذشت عاشقانه در اشعار زیادی نمود پیدا کرده است که دعوت می کنیم بهترینشان را در مطلب حاضر بخوانید.
شعر عاشقانه گذشت نشانی از بزرگواری عاشق دارد و با تلخی فراوان همراه است؛ چرا که در این شعر عاشق واقعی از همه چیز می‌گذرد؛ از نامهربانی معشوق، بی جواب ماندن ابراز عشق و حتی وقتی معشوق را با دیگری می‌بیند. شاعر یا از معشوق می‌گذرد و از وصالش چشم می‌پوشد و یا معشوقش را می‌بخشد و عفو می‌کند تا ثبات در عشق را ثابت کند. گروه فرهنگ و هنر ستاره در مطلب پیش رو زیباترین شعرهای عاشقانه با مضمون گذشت را برای شما برگزیده است.

زیباترین شعرهای عاشقانه گذشت


مجموعه شعر عاشقانه گذشت


ز تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران

رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند
هر چه آفاق بجویند کران تا به کران

می‌روم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران

دل چون آینه اهل صفا می‌شکنند
که ز خود بی خبرند این ز خدا بیخبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت
یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران

ره بیدادگران بخت من آموخت تو را
ورنه دانم تو کجا و ره بیداد گران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

شهریارا غم آوارگی و دربدری
شورها در دلم انگیخته چون نوسفران

محمدحسین شهریار

❤❤❤❤❤❤❤

تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد
بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد

عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند
خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد

آیی و بگذری به من و باز ننگری
ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد

هر کس رسید از تو به مقصود و این گدا
محروم از عطای تو، این نیز بگذرد

ای دوست، تو مرا همه دشنام می‌دهی
من می‌کنم، دعای تو، این نیز بگذرد

آیم به درگهت، نگذاری که بگذرم
پیرامن سرای تو، این نیز بگذرد

آمدم دلم به کوی تو، نومید بازگشت
نشنید مرحبای تو، این نیز بگذرد

بگذشت آنکه دوست همی داشتی مرا
دیگر شده است رای تو، این نیز بگذرد

تا کی کشد عراقی مسکین جفای تو؟
بگذشت چون جفای تو، این نیز بگذرد

فخرالدین عراقی

اگر مراد تو ای دوست بی مرادی ماست
مراد خویش دگرباره من نخواهم خواست

اگر قبول کنی ور برانی از بر خویش
خلاف رای تو کردن خلاف مذهب ماست

میان عیب و هنر پیش دوستان کریم
تفاوتی نکند چون نظر به عین رضاست

عنایتی که تو را بود اگر مبدل شد
خلل پذیر نباشد ارادتی که مراست

مرا به هر چه کنی دل نخواهی آزردن
که هر چه دوست پسندد به جای دوست رواست

اگر عداوت و جنگ است در میان عرب
میان لیلی و مجنون محبت است و صفاست

هزار دشمنی افتد به قول بدگویان
میان عاشق و معشوق دوستی برجاست

غلام قامت آن لعبت قباپوشم
که در محبت رویش هزار جامه قباست

نمی‌توانم بی او نشست یک ساعت
چرا که از سر جان بر نمی‌توانم خاست

جمال در نظر و شوق همچنان باقی
گدا اگر همه عالم بدو دهند گداست

مرا به عشق تو اندیشه از ملامت نیست
وگر کنند ملامت نه بر من تنهاست

هر آدمی که چنین شخص دلستان بیند
ضرورت است که گوید به سرو ماند راست

به روی خوبان گفتی نظر خطا باشد
خطا نباشد دیگر مگو چنین که خطاست

خوش است با غم هجران دوست سعدی را
که گر چه رنج به جان می‌رسد امید دواست

بلا و زحمت امروز بر دل درویش
از آن خوش است که امید رحمت فرداست

سعدی

❤❤❤❤❤❤❤

چند صبح آیم و از خاک درت شام روم
از سر کوی تو خودکام به ناکام روم

صد دعا گویم و آزرده به دشنام روم
از پی‌ات آیم و با من نشوی رام روم

دور دور از تو من تیره سرانجام روم
نبود زهره که همراه تو یک گام روم

کس چرا این‌همه سنگین دل و بدخو باشد
جان من این روشی نیست که نیکو باشد

از سر کوی تو با دیده تر خواهم رفت
چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت

تا نظر می‌کنی از پیش نظر خواهم رفت
گر نرفتم ز درت شام، سحر خواهم رفت

نه که این بار چو هر بار دگر خواهم رفت
نیست بازآمدنم باز اگر خواهم رفت

از جفای تو من زار چو رفتم، رفتم
لطف کن لطف که این بار چو رفتم، رفتم

وحشی بافقی


❤❤❤❤❤❤❤

گذشت از من و رو کرد دیگری‌ها را
چگونه هضم کنم نابرابری‌ها را

همین که موی طلای تو در هوا رقصید
شکست رونق بازار زرگری‌ها را

صفوف در هم تیغ است یا که مژگان است؟
سپاه جمع کنم یا که دلبری‌ها را؟

به جز خطوط خیال و خطا نمی‌بینی
اگر که باز کنی مشت مشتری‌ها را

گذشتم از همه آن چه داشتم او هم
گذشت از من رو کرد دیگری‌ها را

احسان افشاری

❤❤❤❤❤❤❤

خبر به دورترین نقطه جهان برسد
نخواست او به منِ خسته بی گمان برسد 

شکنجه بیشتر از این؟ که پیش چشمِ خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد 

چه می‌کنی؟ اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد...

رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آن که دوست تَرَش داشته به آن برسد 

رها کنی بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد 

گلایه ای نکنی بغض خویش را بخوری
که هق هقِ تو مبادا به گوششان برسد 

خدا کند که... نه! نفرین نمی‌کنم... نکند
به او که عاشق او بوده ام زیان برسد 

خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد

نجمه زارع
 

❤❤❤❤❤❤❤

تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی
یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش

قضاوت می‌کند تاریخ بین خان ده با من
که از من شعر می‌ماند و از او باغ گردویش

رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من
هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش

حامد عسکری

❤❤❤❤❤❤❤

دلم گرفته دوباره برای بعضی‌ها
نمی‌رود ز سر من هوای بعضی‌ها

به ماه گفت شبی، آفتابگردانی
برو که پُر شدنی نیست جای بعضی‌ها

چی‌ام؟ نوار سیاهی به روی قاب زمان
پُر است حافظه‌ام از صدای بعضی‌ها

غریب چون پسر نوح، رانده از هر سو
نبود پشت سر من دعای بعضی‌ها

شکوه مجلس شادی من نشد احدی
منی که کشته شدم در عزای بعضی‌ها

در آغُل منِ چوپان عزا و عید یکی‌ست
به هر بهانه دلم شد فدای بعضی‌ها

بهای فرش دلم چون فزون شود چه غمی‌ست
اگر لگد بشود زیر پای بعضی‌ها

دلم گرفته برای گذشته‌های خودم
برای درد و دل و شانه‌های بعضی‌ها

طبیب شهرم و درمانده از علاج خودم
رواست بر دل من ناروای بعضی‌ها

محمدمهدی نورقربانی

❤❤❤❤❤❤❤

از سرم فکر و خیالت ناگهان افتاده است
چای خوش عطری که دیگر از دهان افتاده است

من گذشتم از تو تا تنها بمانی با خودت
مثل تصویری که در آب روان افتاده است

فکر کردی بی تو می‌میرم؟ نمردم، زنده‌ام
برگ سبزی از لب سرد خزان افتاده است

گفتگوها بود بین ما... ولی این روزها
قصه دل کندنم بر هر زبان افتاده است

شاد باش و خوش بمان با خودستایی‌های خود
تشت رسوایی تو از آسمان افتاده است

آرزو نوری


زیباترین شعرهای عاشقانه گذشت


دوبیتی و تک بیت‌های ناب شعر عاشقانه گذشت


به خنجر گر برآرند دیدگانم
در آتش گر بسوزند استخوانم

اگر بر ناخنانم نی بکوبند
نگیرم دل ز یار مهربانم

❤❤❤

یکی درد و یکی درمون پسندد
یکی وصل و یکی هجرون پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجرون
پسندم آنچه را جانون پسندد

باباطاهر همدانی

❤❤❤❤❤❤❤

ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها
خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن

❤❤❤

ذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمد
لطف خار غم او را گل خوش خند گذشت

مولانا

❤❤❤❤❤❤❤

یام ما که رساند به خدمتش که رضا
رضای توست گرم خسته داری ار خشنود

❤❤❤

حدیث سعدی اگر نشنوی چه چاره کند
به دشمنان نتوان گفت ماجرا ای دوست

سعدی

❤❤❤❤❤❤❤

بدم گفتیّ و خرسندم، عفاک الله نکو گفتی
جواب تلخ می‌زیبد لب لعل شکرخا را

❤❤❤

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد
صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت

❤❤❤

من از رندی نخواهم كرد توبه
ولو آذينتي بالهجر و الحجر

حافظ


❤❤❤❤❤❤❤

گر چه ما را کار دل محروم از دنیا کند
نگذرم از کار دل وز کار دنیا بگذرم

رهی معیری

❤❤❤❤❤❤❤

جانی دارم ز عشق تو کرده رقم
خواهیش به شادی کش و خواهیش به غم

ابوسعید ابوالخیر

❤❤❤❤❤❤❤

چه غریب ماندی ای دل، نه غمی نه غمگساری
نه به انتظار یاری... نه  ز یار انتظاری

هوشنگ ابتهاج

❤❤❤❤❤❤❤

بیا ببین که چه آشی برای من پخته
همان کسی که برای تو چای دم کرده

جواد منفرد

❤❤❤❤❤❤❤

در عشق باید از خودت تا بی‌نهایت بگذری
از خود گذشتم خوب من؛ از تو چگونه بگذرم؟

امید صباغ نو

❤❤❤❤❤❤❤

من تا سراب عاشقی صد بار از این دریا گذشتم
چون موج از این افسانه بگذر، ترک آغوشش کن ای دوست

ناصر فیض

❤❤❤❤❤❤❤

مفتضح بودن از این بیش؟ که در اول قهر
فکر برگشتنم و واسطه‌ای نیست که نیست

کاظم بهمنی

❤❤❤❤❤❤❤

دل من را زدی به دریاها، دل دریا ندیده ترسو
چشم دریایی‌ات به من فهماند، آبی بی‌گدار یعنی چه

محمد شریف

❤❤❤❤❤❤❤

با تو نمی‌شود که سر جنگ و کینه داشت
حتی اگر که در صف دشمن ببینمت

مسلم محبی

❤❤❤❤❤❤❤

زخم بیگانه ندارد به شعورم اثری 
نخریدم به تن و جان خودم جز خطرت 

سیدمهدی نژادهاشمی

❤❤❤❤❤❤❤

من می‌روم و هیچ مهم نیست که یک عمر
زنجیر نگاه تو که پابند نباشد

رویا باقری
 


شعر نو عاشقانه گذشت


تفکیک قوا را از تو آموختم
وقتی
جسمت با من بود
روحت
با دیگری

فرمانده کل قوا بودن را
از من بیاموز
وقتی برایت می‌میرم

افشین داورپناه

❤❤❤❤❤❤❤

مهربان
من که پا به پای تو آمده‌ام
فقط نمی‌دانم چرا این بار تنها رفتی؟
چقدر گفتم که بیا و نرو؟
چقدر گفتم حالا که می‌روی زود بیا

وقت رفتن یک آن ایستادی
در ازدحام نگاه‌ها، نگاهم کردی
دستی تکان دادی و آرام رفتی

پشت این شعر مردی می‌گرید

بهمن زارع

❤❤❤❤❤❤❤

«زن‌ها نمی‌روند
تنها از هر آنچه که هست
دست می‌کشند»

سه سطر شروع این شعر را من نگفته‌ام
گاه اما
مات می‌مانم
از اینکه چطور مردانی هم هستند
که این‌همه زنانه می‌فهمند
مثلا همین «ایلهان برک»

و تو چه بی اندازه فقط مردی
آنقدر مرد
که نمی‌بینی چقدر «زنانه مرد بودن» می‌خواهد
ترکیبی را به دوش کشیدن:

از نگرانی‌های مادرانه‌ام
که چه می‌خوری؟
کِی می‌خوابی؟
هوا سرد است؟

از بی قراری‌های زنانه‌ام
که بی بازوانت شب‌ها سر نمی‌شوند
که با زن دیگری نباشی یک‌وقت
که اصلا دوستم داری؟
داشتی...؟!

و از بی تابی دخترانه‌ام
که برای کی لوس شوم حالا؟!

تو آنقدر زنانه نمی‌فهمی
که نمی‌بینی چقدر مرد بودن می‌خواهد
مادری را
زنی را
دختربچه‌ای را
هر سه را با هم در رحم‌ات بزرگ کنی
و اخم نکنی
و خم نشوی
و اتاق را که مرتب می‌کنی
میز را که می‌چینی
زل بزنی به گوشی‌ات...
زل بزنی به گوشی‌ات...
زل بزنی...
بزنی...
و هنوز دوستش داشته باشی
و دست بکشی

عزیزم
خودآزاری ندارم
مردانه زنم

مهدیه لطیفی

❤❤❤❤❤❤❤

نوشته بود برایم:
«خودت،
سه نقطه،
تمام»

نوشتمش که:
«دلم،
چون؟
چرا؟
چگونه؟
کدام؟»

نوشته بود و نوشتم؛
نوشتن آسان است

گذشته بود و گذشتم؛
گذشتن آسان نیست

سیدمهدی طباطبایی

❤❤❤❤❤❤❤

شبیه پونه‌ها
کناره‌های دلم
ازدحام کرده‌ای

و من چشمه‌ای
که باید از تو بگذرم

پرویزصادقی

❤❤❤❤❤❤❤

تمام شد
هيچ چيز مثل روز اولش نمی‌شود
تو دلیلی برای برگشتن نداری
و من دلیلی برای ماندن

مهتاب قیاسی


❤❤❤❤❤❤❤

ترانه با مضمون گذشت عاشقانه


یکی‌و خواستی و رفته من می‌فهمم که چه سخته
داره با خاطره‌‌بازی می‌گذره روزهای هفته

وسط این همه کابوس یادش آرومت نکرده
آرزو کن اگه شاده دیگه هیچ‌وقت برنگرده

عشق آدم هرجا باشه یادش آرزو می‌سازه
پس به یاد اون شروع کن با یه آرزوی تازه

❤❤❤❤❤❤❤

گذشتم از تو و خاطرات بی‌عبورم
گذشتم از هجوم لحظه‌های سوت و کورم

من اینجا بی تو با عشق خودم بی‌آشیونم
ولی تو بی‌تفاوت از منی این‌و می‌دونم

تو عزیز دل منی عشقم و جونم
همه جوره واسه تو تا آخرش می‌مونم

ترانه‌هامو واسه تو فقط می‌خونم
آخه بدون عاشقتم عشقم

❤❤❤❤❤❤❤

من از تو گذشتم که آروم بشم
ولی بازم این دل هوایی شده

چقدر اعتمادت به چشمای من
تو این لحظه‌ها ابتدایی شده

تو تصویر چشمای تو گم شدم
چقدر جنس چشمات خدایی شده

تو اون لحظه که تلخ و ناراحتی
واست خاطراتم تداعی شده

گروه فرهنگ و هنر ستاره
اکرم ادیبی - گروه سرگرمی ستاره
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.