دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۱
کد خبر: ۹۰۸۱
اشعار شهادت حضرت زهرا از شاعران برگزیده اهل بیت جهت استفاده در مراسم روضه و مداحی ایام فاطمیه. اشعار شهادت حضرت زهرا جهت سوگواری برای ایشان.

اشعار شهادت حضرت زهرا

شب است و بغض سکوت و صدای گریه آب

تـمــام غـصــه عـالم نشسته در محراب

نگـــاه کــن کــه بـبـیـنـی چگـــونه مــی‌بارد

مـصـیـبــت از در و دیــوار خـــانــه اربــاب

بــرای غسل شــب قـــدر آمــده امـــشب

فـقـط خــدا و رسولـش به منـزل مهتاب

بــنــای زنــدگـی اش را بــه آب مــی‌شــوید

 الهی صبــر علـــی را بـه فاطمـه دریاب

بـه قـطره قـطره سرشکش دخیل می‌بندد

بر آن ضریح کبود و شکسته و بــی‌تاب

چـه آبــها کــه سراسیمه غسل می‌کردند

بـرای آن کـه نـمانـد در آن بـدن خـوناب

چــه مــی‌رسد بــه علی از مرور خاطره‌ها

که ناله‌های صبورش ندارد امشب تاب

رحمان نوازنی

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . شعر شهادت حضرت زهرا


اشعار شهادت حضرت زهرا

 

از بــیـت آل طـاهـا (ص) آتـــش کــشــد زبـانــه

گــوئـی شــده قـــیـامـت بـر پـا درون خــانــه

برپاست شور محـشر از عـتـرت پـیـمبـر (ص)

خـلــق انـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه

اهریمنان نمودند خون قلب مـصـطفی (ص) را

در مـنـظـر خـلایـق بـی جــرم و بــی بـهــانـه

در پــشــت در فــتــاده، ام الائـــمـــه (س) از پـا

دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر یـگــانـه

زیـنـب (س) بـه نـاله گـویـد کـشـتـند مــادرم را

ایـن یک ز ضـرب سـیـلی آن یک ز تـازیانه

در خون فتاده زهرا (س) چون مرغ نیم بسمل

مـحـسـن (ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه 

در پشت زانـوی غم پژمان نشسته حـیـدر (ع)

مانده حـسـیـن مظـلوم (ع) حیران در آن میانه 

از نقش خون و دیوار پرسد ز حال زهرا (س)

وز زخــم سـیـنـه گـیـرد از مــیــخ در نشـانه

دارد حــســن (ع) شـکـایـت از کـیـنـه مغیره

ریـــزد ز دیـــدگـــانـــش یــاقـــوت دانـه دانـه

 بـا پـهـلـوی شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته

زهـرا (س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشیانه

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . شعر حضرت زهرا


اشعار شهادت حضرت زهرا

 
نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت

سرو علی دگر کمر پا شدن نداشت 

این بر همه طبیب، ز خود دست شسته بود

کی گفته او توان مسیحا شدن نداشت

آب از سرش گذشته، علی را خبر کنید

کوثر که میل راهی دریا شدن نداشت

پیچیده است اگر، کمرش درد می کند

او هیچ گاه قصد معما شدن نداشت

امروز کار خانه خود را تمام کرد

گویا که قصد عازم فردا شدن نداشت

حتی حسین آب ز دستش گرفت و خورد

گویا خبر ز راهی گرما شدن نداشت

می شست رخت خویش، ولی طول می کشید 

چون دست لاغرش رمق واشدن نداشت

اسماء کمی خلاصه بینداز بسترش 

تصویر فاطمه که غم جا شدن نداشت 

می خواست دختر پدر خویشتن شود 

گویا که میل حضرت زهرا شدن نداشت

با قصد قربت از پسرانش برید دل

هرچند قصد قربت مولا شدن نداشت

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . اشعار فاطمیه


اشعار شهادت حضرت زهرا


بر زانوی تنهایی ام دارم سرت را

با گریه می بینم غروب آخرت را 

من التماس لحظه های درد هستم

آیا نگاهی می کنی دور و برت را؟

دست مرا بستند و پشتم را شکستند 

می بینی آیا حال و روز حیدرت را؟ 

حالا که روی پای من از حال رفتی

فهمیده ام اوضاع و احوال سرت را!

پروانه حرف عشق را هرگز نمی زد

می دید اگر یک مشت از خاکسترت را 

افتاده ام پشت درِ قفل نگاهت

واکن دوباره چشمهای نوبرت را

بر زانوی تنهایی خود سر گذارم 

وقتی ندارم بر سر زانو سرت را

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . شعر شهادت حضرت زهرا


آن غنچه که پژمرد شکوفا شدنی نیست 

آن سینه که بشکست مداوا شدنی نیست

زخمی که نمک خورد تحمل نتوان کرد 

درد دل بی تاب شکیبا شدنی نیست

مشکل که دو چندان بشود حل شدنی نیست

وقتی گره ای کور شود وا شدنی نیست

آبی که ز جو رفته دگر باز نگردد

این خون زمین خورده حاشا شدنی نیست

حرمت شکنی سخت ترین غصه و درد است 

حرفی که زمین خورد دگر پا شدنی نیست 

تا روز قیامت فدکش رفت ز دستش

وقتی سندی پاره شد امضا شدنی نیست

ای وای از آن غصه که عنوان شدنی نیست 

ای وای از آن رخ که هویدا شدنی نیست 

گیرم پس از این هیچ کس از یاس نگوید

این داغ جگر سوز که امحا شدنی نیست

از روزنه چشم کبودش به علی گفت 

زهرای تو ای دل شده زهرا شدنی نیست

تا آنکه به تو خرده نگیرند ز اشکم 

خواهم که روم در دل صحرا شدنی نیست 

از خویش گذشتم که ز غربت به در آیی

این خواسته قلبی ام اما شدنی نیست 

در چهره زردم گل لبخند مجویید

این گم شده ای هست که پیدا شدنی نیست

هر کس که مرا دید چنین زخم زبان زد

احیای تو حتی به مسیحا شدنی نیست 

ای رهبر مظلوم دگر یار نداری 

من رفتنی ام، ماندنم آقا شدنی نیست

سید محمد میر هاشمی

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . شعر حضرت زهرا

اشعار شهادت حضرت زهرا


آخرین نافله های سحرت کشت مرا

درد دل کردن تو با پدرت کشت مرا

ای قیامت قد و بالات، قیامت کردی

این چه حالی است؟ هلال کمرت کشت مرا

نبض من با تپش قلب تو همسو گشته

غصه داری دل پر شررت کشت مرا

فاطمه، عمق نگاه تو ز غم لبریز است

غربت مخفی چشمان ترت کشت مرا

همسفر، لحظه ی معراج تو نزدیک شده

دردمندانه وداع سفرت کشت مرا  

ای پرستوی بهشتی مدینه، زهرا

این که سوزانده عدو بال و پرت کشت مرا

فاتح خیبرم و صاحب تیغ دو سرم

غصه کوچه و اشک پسرت کشت مرا

یاس نیلی شده گلشن توحیدی من!  

گل زخمی که نشاندی به برت کشت مرا  

اولین دادرسی صف محشر از توست

دادخواهی تو از دادگرت کشت مرا

سید محمد میر هاشمی

 

اشعار شهادت حضرت زهرا . اشعار فاطمیه . شعر حضرت زهرا


اشعار شهادت حضرت زهرا

 
سر مشق زندگانی ما فاطمیه است

ایام کامرانی ما فاطمیه است

دل را گره به موی ولایت زدیم و بس

میثاق آسمانی ما فاطمیه است 

یک لحظه در هیاهوی غم گم نمی شویم 

پیداترین نشانی ما فاطمیه است

برنامه تکامل انسان ز ما بخواه

سر لوحه مبانی ما فاطمیه است

تاریخ هم به محفل ما خو گرفته است

منشور جاودانی ما فاطمیه است

این اشک ناب ماست بیان حیات ما

هنگام در فشانی ما فاطمیه است

داغی به دل نشسته که گفتن نمی توان

دور غم نهانی ما فاطمیه است 

ما روضه های زنده داغ مدینه ایم

مبنای روضه خوانی ما فاطمیه است

پهلو شکسته گان ز غربت خمیده ایم

شرح قد کمانی ما فاطمیه است

سید محمد میر هاشمی


گروه فرهنگ و هنر ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.