آشنایی با معروف ترین الهه های زن و مرد ایران باستان؛ معرفی کامل الهه آب و آتش در ایران باستان و جایگاه اسطورههای کهن پارسی.
در باورهای ایران باستان، نیروهای طبیعت و ارزشهای والای انسانی در قالب ایزدانی قدرتمند و باشکوه جان میگرفتند. از الهه حیاتبخش آناهیتا و فروغ مقدس آذر تا قدرت پیروزیبخش ورهرام، هر یک از این خدایان نقشی کلیدی در شکلگیری جهانبینی نیاکان ما داشتند. در این مقاله از ستاره، سفری به دنیای اساطیر ایران کهن خواهیم داشت و با ویژگیهای ایزدانی آشنا میشویم که روزگاری ستونهای اصلی اعتقادات مردم این سرزمین بودند.
معرفی الهه های ایران باستان
در این بخش با نماد هر یکی از الهه های ایران باستان معنی اسم آنها آشنا خواهیم شد.
الهه میترا در ایران باستان
میترا یکی از کهنترین الهههای ایران باستان و آریایی است که به مرور از یک اسطوره به آیینی فراگیر تبدیل شد و حتی پس از ظهور زرتشت نیز بسیاری از باورهای آن وارد آیین زرتشتی شد. در اسطورهها، وقتی اهریمن با ایجاد قحطی قصد نابودی آفریدههای مهر را داشت، مهر با فرو کردن نیزه خود در صخره، آب را جاری کرد و زمین و موجودات آن را از خشکسالی نجات داد.
در پایان شب یلدا نیز بر اساس باورهای کهن، مهر سوار بر ارابهای چهار اسبه به آسمان عروج میکند و با خورشید یکی میشود تا از آن پس به کمک ماه، زمین را گرم و روشن نگه دارد؛ به همین دلیل است که پیروان آیین مهر، خورشید را نماد و مظهر نیایش او میدانستند.
ماجرای تولد میترا
درباره تولد میترا الهه مهر در اسطورهها آمده که میترا از درون یک سنگِ سخت در دلِ غاری تاریک زاده میشود. او در لحظه تولد، مشعلی از نور در دست دارد که نماد روشنایی و شکست دادن سیاهی است و خنجری نیز همراه دارد که نشاندهنده دلیری و قدرت اوست.
ایرانیان باستان باور داشتند که شب یلدا (طولانیترین شب سال) اوج قدرت تاریکی است. اما از فردای آن شب، خورشید دوباره جان میگیرد و روزها بلندتر میشوند؛ از این رو، این لحظه را زمان تولد میترا میدانستند که نمادی از پیروزی قطعی روشنایی بر تاریکی است.

الهه آناهیتا در ایران باستان
آناهیتا که در متون کهن با نام اَردَویسور شناخته میشود، یکی از محبوبترین الهههای ایران باستان است. او به عنوان بانوی آبها، نگهبان چشمهها و مظهر باروری و شفابخشی مورد ستایش بود و مردم باور داشتند که بارش باران، جاری شدن رودها و رشد گیاهان و موجودات زنده، همگی به لطف و اراده اوست.
این ایزدبانوی کهن که احتمالاً پیش از پیدایش آیین زرتشت نیز در میان اقوام ایرانی رواج داشت، جایگاهی نمادین میان زن، زایش و آبادانی یافته بود. آناهیتا به دلیل ویژگیهایش در عشق و زیبایی، همتای آفرودیت در اساطیر یونان شناخته میشود و در طول تاریخ، همیشه به عنوان نمادی از سرسبزی و برکت در باورهای مردم این سرزمین جایگاه ویژهای داشته است.
اناهیتا دختر کدام پادشاه بود؟
در پاسخ به این سوال باید اشاره کرد که آناهیتا دختر اورمزد بزرگ و نیرومند است.

ورهرام الهه پیروزی
بهرام یا الهه ورهرام، یکی از ایزدان اساطیر ایران باستان و باورهای زرتشتی است. در پاسخ به این پرسش که معنی ورهرام چیست باید اشاره کرد که نام این ایزد «پیروز» و «مانعشکن» است. در باورهای کهن، ایزد ورهرام آفریدهای نیرومند و باشکوه از اهورامزداست که بینایی شگفتانگیزی دارد و دشمنان، از جادوگران و پریان گرفته تا ستمگران، را شکست میدهد. گفته میشود بهرام به جهان تازگی و آرامش میبخشد، به برآوردهشدن آرزوها کمک میکند و به انسانها فرزند، نیروی بازو، تندرستی و دلیری میدهد.
وایو؛ الهه باد در ایران باستان
وایو یا وای، از ایزدان مشترک ایران و هند باستان و خدای باد بود که با طوفان و گردباد نیز پیوند داشت. در اساطیر ایران، او در فضای میان جهان روشنایی و تاریکی جریان دارد و نماد بیطرفی است. وایو چهرهای دوگانه داشت؛ هم میتوانست زندگی ببخشد و مایه برکت باشد و هم مرگ و ویرانی به همراه آورد.
او را ایزد سربازان و مردگان نیز میدانستند و باور داشتند که برای اورمزد و اهریمن قربانی میکند. در اوستا، جنبه نیک او که با دیوان میجنگد، ستوده شده است. باد در باورهای کهن از هر دو جهان نیک و بد میگذرد و به همین دلیل وایو هم نیکوکار و هم ویرانگر دانسته میشد. گفتهاند نیروی او میتواند همهچیز را درهم بشکند و صدایش مانند رعد است؛ هنگام وزیدن به سوی آسمان، ابرها را شعلهگون میکند و وقتی بر زمین میوزد، تودههای غبار را به هوا میبرد.
وایو یعنی چی؟
در نوشتههای اوستایی واژه وایو به معنای «روح باد» یا «ایزد باد» است.

اپام نپات الهه آبها
آپام نپات یا بُرز ایزد، یکی از خدایان کهن ایران باستان است. نام او در متون قدیمی مانند وِداها به معنای خدای آبها و در اوستا با عنوان فرزند یا نوه آبها آمده است. او ایزد تمام آبهای روی زمین، از جمله رودخانهها، دریاچهها، دریاها و چاهها محسوب میشد و در باورهای کهن، به عنوان سرچشمه حیات آبها مورد ستایش بود.
جایگاه این ایزد در دورانهای گذشته بسیار والا بود، تا جایی که او یکی از سه خدای بزرگی به شمار میرفت که لقب اَهوره داشت. با این حال، با گذشت زمان اهمیت او نزد مردم بهتدریج کاهش یافت؛ به طوری که نقش و جایگاه او در ستایش آبها به آرامی به آناهیتا، دیگر ایزدبانوی آبها، سپرده شد و به مرور زمان اهمیت پیشین خود را از دست داد.
آذر الهه آتش در ایران باستان
آذر در ایران باستان ایزد آتش و مقدسترین عنصر در میان چهار عنصر اصلی (آب، باد، خاک و آتش) بود؛ جایگاه این عنصر چنان رفیع بود که ایرانیان به آن به چشم یک موجود الهی مینگریستند و هرگز آن را آلوده نمیکردند، تا جایی که نقش آن در آثار تاریخی مانند سنگنگارههای تخت جمشید، آرامگاه داریوش و سکههای باستانی بهوضوح دیده میشود.
فراتر از تقدس، آتش در زندگی روزمره مردم نیز نقشی حیاتی داشت، چرا که با بخشیدن گرما به خانهها و کمک به پختوپز، آسایش ایجاد میکرد و با نور و حرارت خود، تاریکی، اهریمنها و حیوانات موذی را از محیط زندگی انسانها دور میساخت.

ایندرا الهه خشم و قهر
ایندرا در میان الهه های ایران باستان، ایزد جنگاوری بوده و در اوستا برابر با دیو آمده است. ایندرا الهه خشم و قهر است، به نیروی خویش زمین و آسمان را از یکدیگر جدا میکند و همه جا را وسعت می بخشد، فرمانروای طوفانها و رودهاست، با روشنایی خویش تاریکیها را از میان میبرد و گاهی با گرز آهنین خود کوهها را شکافته و گناهکاران را کیفر میدهد. از صفتهای ایندرا، بهرام به معنای مانعشکن است.
سایر الهه های ایران باستان
خشاتریا: الهه جنگ که به ایرانیان فنون نبرد و ساخت جنگ افزار را یاد میداد و به آنها میآموخت در برابر مهاجمان چگونه از خود دفاع کنند.
ارد: الههای است که به نام دختر هورمزد و سپندارمز شناخته میشده است.
مهرداد: این الهه، هدیهای ارزشمند از جانب خورشید به مردم بود که گرمی و روشنایی را به زندگی آنها میبخشید.
بغ: الههای بوده برای خوشی و شادی، بغ خوشگذرانی را برای مردم تقسیم میکرده است.
مهراوه: الهه پاکی که به پاکی و دوری از نجاست شناخته میشد.
اوش بام: که به پرتوهای خورشید اشاره دارد و الهه پرتوها و اشعههای خورشید است.
آریامن: این الهه، مظهر دوستی، پیوند و صلح بود و به عنوان ایزدی برای بخشیدن آسایش، آرامش و ایجاد همدلی میان مردم شناخته میشد.
اشتاد: الهه درستی و راستی و پرهیز از دورویی است.
انغران: الهه برترین بهشت یا جهان روشن هرمزد است.

بسیار بسیار خوب بود مچکرم از کسانی که آگاهی رسانی مکنند
یک سوال: یعنی این الهه ها در خدمت خدای یگانه بودن؟یعنی مثل خدایان اقوام دیگه همچون مصر و یونان جنبه خدایی نداشتن؟و فقط حکم فرشته داشتن و ایرانیها بهشون نمیگفتن خدا؟
ایرانیان به الهه های خود میگویند امشاسپند یعنی در واقع ایزدی هستند که به پاسبانی از عنصری آفریده و برگزیده شدند
الهه های قدیم با توجه به اینکه مردم با فرازمینیها در ارتباط بوده اند
خیلی با ارزش و قابل تامل هستند
من که انرژی مبکیرم و ازشون درخواست یلری میکنم چون خداوند آنها را گماشته تا یاریگر باشند
اتحاد 1401
درود بر شما
آیا الهه ای به نام کیوان هم وجود داشته؟