یادگیری نحوهی نوشتن و درست نوشتن برای کودکان کار سختی است و دیکته گفتن والدین به کودکان در خانه جز کارهای مهمی است که در تثبیت حروف و کلمات در ذهن او نقشی کلیدی دارند. به خاطر داشته باشید که نوشتن برای کودکان اول دبستانی یک فعالیت بسیار پیچیده و سخت است، بنابراین مهم است که دیکته گفتن را تا حد امکان بدون استرس انجام دهید و سعی کنید با آرامش و لحن شمرده جملات را برای کودک بخوانید. از کودک خود بخواهید به جمله گوش دهد و قبل از نوشتن آن جمله را تکرار کند. برخی از کودکان ممکن است نیاز داشته باشند که جمله را بیش از یک بار بشنوند یا جمله را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنند
ک حرف بیست و پنجم در الفبای فارسی، (به شکل ک) حرف بیستودوم در الفبای عربی و یازدهمین حرف از حروف الفبای عبری (کاف כ) است. نام این حرف «کاف» است. برای آموزش حرف “ک” از طریق کلمات، تصاویر، ویدیو و شعر از مطلب کلمات سخت و آسان با (ک، کـ) برای کلاس اول دبستان استفاده کرده و سپس سراغ دیکته جملات حاوی این کلمات به کودک کلاس اولی خود بروید و به آرامی و با تن صدای ملایم و شمرده این جملات با حرف (ظ) را به کودک خود املا بگویید.
بیشتر بخوانید: نقاشی حروف الفبا فارسی برای آموزش کلاس اول
دیکته با حرف (ک، کـ)
- به نام خداوند کریم و بخشاینده.
- باران کم کم میبارد.
- در کرمان معدنهای مس زیادی داریم.
- آزاده کبوترها را دوست دارد.
- کریم برای کبوترها دانه ریخت.
- اردک در آب شنا میکرد.
- مادر در باران سوار تاکسی شد.
- کبوتر روی بام نشست.
- مادر کریم در شهر کرمان کباب درست کرد.
- کودک دانا کندو را به من نشان داد.
- کریم در کردستان اردک و کبک دارد.
- زنبور در کندو است.
- کبوتر روی بام است.
- کریم کدو میکارد.
- بابک کباب درست کرد.
- نمکدان نمک ندارد.
- اکبر و بابک کنار رود نشستند.
- بابک به اکبر کمک کرد که بادبادک درست کنند.
- بابای اکبر کارمند بانکی در کرمان است.
- بابای بابک کتابدار است.
- بابای اکبر و بابای بابک با هم دوست هستند.
- کار از محکم کاری عیب نمیکند.
- من نامه را برای بابای اکرم بردم.
- اکبر و اکرم خواهر و برادر هستند.
- بابای اکرم در اراک زندگی میکرد.
- کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد
- کار نشد نداره!
- کار نیکو کردن از پر کردن است.
- کبوتر با کبوتر، باز با باز
- کار را باید داد دست کاردان
- کوه به کوه نمیرسد، آدم به آدم میرسد
- کوزهگر از کوزه شکسته آب میخورد
- کور از خدا چی میخواهد؟ دو چشم بینا
- کم بخور، همیشه بخور
- کسی نخارد پشت من جز ناخن انگشت من.
- کجا خوش است؟ آنجا که دل خوش است.
- کارها نیکو شود اما به صبر.
- مادرم آش را داخل کاسه ریخت و روی آن کشک ریخت.
- مادر برای پدرم کوکو سبزی درست کرد.
- دست مادرم درد نکند.
- پدرم یک کشتی ران بی باک است.
- مادر اکرم کارمند اداره پست است.
- کارنامهی من پر از نمرههای بیست بود.
- پدرم به من یک کتاب کادو داد.
- با سعی و کوشش به آرزویم رسیدم.
- مادر بابک یک دکتر مهربان است.
- اکرم کنار رود ایستاد و اردک را تماشا کرد.
- مادرم یک دسته اسکناس به کوشا داد.
- دارکوب به درخت نوک میزند.
- مادر من یک کارمند درست کار است.
- من عاشق پختن کیک شکلاتی هستم.
- کمربند شلوار من شکلاتی رنگ است.
- کفشدوزک زیبایی روی سبزههای شهر کرمان دیدم.
- کسری در کرمان زندگی میکند.
- ای کاش من یک کبوتر آزاد بودم.
- اکبر با کاغذ کاردستی درست کرد.
- کوسه حیوان ترسناکی در دریا است.
- کوهیار به کوهنوردی رفت.
- رشته کوه زاگرس در غرب کشور ایران است.
- من از تاریکی نمیترسم.
شما چه جملاتی را برای دیکته گفتن با حرف (ک) پیشنهاد میدهید؟
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در انتهای همین مطلب با ما و کاربران محترم سایت ستاره به اشتراک بگذارید.