معنی حکایت علم و عمل سعدی و بازنویسی آن به نثر ساده

حکایت علم و عمل سعدی یکی از حکایات زیبا در خصوص دانش و عمل است. در این مطلب به بررسی معنی حکایت علم و عمل سعدی و بازنویسی و معنی آن به نثر ساده خواهیم پرداخت

معنی حکایت علم و عمل فارسی ششم

ستاره | سرویس محتوای کمک درسی – سعدی استاد سخن، حکایت‌های آموزنده زیادی در موضوعات مختلف نوشته است. یکی از این حکایات، حکایت علم و عمل است. در این مطلب به بررسی این حکایت و معنی آن خواهیم پرداخت.

 

معنی و بازنویسی حکایت علم و عمل به نثر ساده

 

حکایت علم و عمل

دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد، و دیگر آن که آموخت و نکرد.

علم، چندان که بیشتر خوانی
چون عمل در تو نیست، نادانی

نه محقّق بوَد، نه دانشمند
چارپایی، بر او کتابی چند

آن تهی مغز را چه علم و چه خبر
که بر او هیزم است یا دفتر؟

 

مفهوم و معنی حکایت علم و عمل

دو گروه از انسان‌ها هستند که بی فایده سعی و تلاش می‌کنند. یک گروه آن‌هایی که مدام در حال جمع کردن مال و ثروت هستند ولی از آن استفاده‌ای نمی‌کنند و لذتی نمی‌برند و گروه دیگر کسانی هستند که علم و دانش را فرامی‌گیرند، اما به آن عمل نمی‌کنند.

هر چه قدر علم بیشتری را یاد بگیری ولی به آن عمل نکنی، نادان هستی. اگر بر پشت هر چهارپایی باری از کتاب هم باشد، آن حیوان نه پژوهشگر و نه دانشمند می‌شود. چرا که آن حیوان چهارپا آگاهی و خبری ندارد که آنچه که بر پشت اوست هیزم است یا دفتر و کتاب.

همانگونه که از این حکایت بر می‌آید، به نظر سعدی دانشمند واقعی کسی است که به آموخته های خود عمل کند؛ چرا که هیچ حیوانی با حمل کتاب، دانشمند نمی‌شود.

 

بیشتر بخوانید: ۴۰ حکایت از گلستان سعدی با زبان ساده از باب های هشت گانه


ستاره
Logo