معنی حکایت گنج حکمت پیرایه خرد فارسی دهم با قلمرو زبانی و ادبی

معنی حکایت گنج حکمت پیرایه خرد فارسی دهم را با بررسی قلمرو زبانی و قلمرو ادبی این حکایت بخوانید. پیرایه خرد حکایت سه ماهی از کلیله و دمنه است.

معنی پیرایه خرد فارسی دهم

ستاره | سرویس محتوای کمک درسی – یکی از متون گنج حکمت که در کتاب فارسی دهم آمده، حکایت پیرایۀ خرد یا همان داستان سه ماهی است که برگرفته از یک حکایت کوتاه کلیله و دمنه است. در این مطلب معنی حکایت گنج حکمت پیرایه خرد فارسی دهم را با معنی واژگان آن می خوانید. 

 

معنی حکایت گنج حکمت پیرایه خرد فارسی دهم

در آبگیری سه ماهی بود: دو حازم، یکی عاجز. از قضا، روزی دو صیّاد بر آن گذشتند و با یکدیگر میعاد نهادند که دام بیارند و هر سه را بگیرند.

در یک برکه کوچک سه تا ماهی زندگی می‌کردند: دو تا از ماهی‌ها دوراندیش و هوشیار بودند و یکی دیگر ناتوان. روزی از روی اتفاق دو صیّاد از آنجا گذشتند و ماهی ها را دیدند. با یکدیگر قرار گذاشتند که دام بیاورند و هر سه ماهی را صید کنند.

معنی کلمات: آبگیر: برکه، استخر / حازم: محتاط، هوشیار / عاجز: ناتوان و ضعیف / از قضا: اتفاقا / میعاد: وعده، قرار / میعاد نهادن: قرار گذاشتن / دام: تله، تور

 

ماهیان این سخن بشنودند؛ آنکه حزم زیادت داشت و بارها دست‌برد زمانۀ جافی را دیده بود، سبک، روی به کار آورد و از آن جانب که آب درمی آمد، بَرفُوْر بیرون رفت.

ماهی ها صحبت صیادان را شنیدند؛ آن ماهی که خیلی دوراندیش و عاقل بود و بارها هجوم زمانۀ ستمگر را دیده و تجربه کرده بود، سریع دست به کاری زد و از آن سو که آب داخل می‌شد، فورا بیرون رفت.

معنی کلمات: بشنودند: شنیدند / حزم: دوراندیشی / زیادت: زیادی، افزونی / دست‌برد: حمله و هجوم  / دست‌برد دیدن: مورد حمله و هجوم قرار گرفتن / زمانه: روزگار / جافی: ستمگر، ظالم / سبک: به سرعت / سو / درآمدن: داخل شدن / برفَوْر: فورا، بی درنگ / 
آرایه های ادبی: زمانۀ جافی: شخصیت بخشی (اضافه استعاری) / روی به کار آوردن: کنایه از اقدام کردن

 

در این میان، صیّادان برسیدند و هر دو جانب آبگیر محکم ببستند.

در همین میان، ماهی گیران رسیدند و هر دو طرف آبگیر را محکم بستند.

معنی کلمات: در این میان: در این اثنا / جانب: طرف 

 

دیگری هم که از پیرایۀ خرد و ذخیرت تجربت، بی بهره نبود، با خود گفت: «غفلت کردم و فرجام کار غافلان چنین باشد و اکنون وقت حیلت است.

ماهی دوم هم که از خرد و تجربه بهره ای داشت با خودش گفت: سهل انگاری و نادانی کردم و عاقبت کار افراد نادان گرفتاری است. الان [در همین فرصت کم] موقع چاره اندیشی و حیله است.

معنی کلمات: پیرایه: زیور و زینت / ذخیرت: ذخیره، پس انداز / تجربت: تجربه / بهره: نصیب / غفلت: نادانی و سهل انگاری / فرجام: عاقب، پایان / غافل: نادان / حیلت: حیله، چاره گری

آرایه های ادبی: پیرایۀ خرد: اضافه تشبیهی / ذخیرت تجربت: اضافه تشبیهی

 

هر چند تدبیر در هنگام بلا فایدۀ بیشتر ندهد؛ با این همه عاقل از منافع دانش هرگز نومید نگردد و در دفع مکاید دشمن، تأخیر [را] صواب نبیند. وقت ثبات مردان و روز فکر خردمندان است. پس خویشتن مرده کرد و بر روی آب می‌رفت.

اگرچه چاره اندیشی در هنگام بلا فایدۀ زیادی ندارد؛ با این حال شخص دانا هیچوقت از سود دانش ناامید نمی‌شود و در بی اثر کردن حیلۀ دشمن درنگ نمی‌کند. اینک زمان پایداری مردان و روز اندیشه کردن خردمندان است. پس خودش را به مردن زد و مثل یک ماهی مرده بر روی آب شناور شد.

معنی کلمات: تدبیر: چاره اندیشی، اندیشیدن برای یافتن راه کار / بلا: گرفتاری / منافع: م منفعت / نومید: ناامید / دفع: دور کردن / مکاید: جِ مَکیدت، مکرها، حیله ها / تأخیر: واپس افکندن، عقب افکندن / صواب: درست (ثواب: پاداش) / ثبات: پایداری / مرده کرد: به مردن زدن

 

صیّاد او را برداشت و چون صورت شد که مرده است، بینداخت. به حیلت خویشتن در جوی افکند و جان به سلامت برد.

ماهی‌گیر او را برداشت و چون به نظرش آمد که ماهی مرده است آن را دور انداخت. آن وقت ماهی دوم با نیرنگ خودش را به نهر انداخت و زنده ماند.

معنی کلمات: صورت شد: به نظر آمدن، تصوّر شدن / حیلت: نیرنگ، ترفند

آرایه های ادبی: جان به سلامت بردن: کنایه از زنده ماندن

 

و آنکه غفلت بر احوال وی غالب و عجز در افعال وی ظاهر بود، حیران و سرگردان و مدهوش و پای کشان، چپ و راست می رفت و در فراز و نشیب می‌دوید تا گرفتار شد.

ماهی سوم که نادانی بر او چیره بود و ناتوانی در کارهایش نمایان بود سرگشته و سرگردان شد و با ناتوانی به این طرف و آن طرف می رفت تا اینکه صید شد.

معنی کلمات: غالب: چیره، غلبه یافته / عجز: ناتوانی / افعال: کارها / ظاهر: مشخص، نمایان / مدهوش: سرگردان / فراز: بالا / نشیب: پایین /

آرایه های ادبی: پای کشان: کنایه از «با کندی و سستی» / «چپ و راست» و «فراز و نشیب»: تضاد

 

تاریخ ادبیات درباره کلیله و دمنه

کلیله و دمنه کتابی پندآموز با اصل هندی است که ابتدا در دوران ساسانی به فارسی میانه ترجمه شد. سپس از فارسی میانه به عربی ترجمه شده و بعد حدود 700 سال پیش توسط نصرالله منشی از زبان عربی به فارسی ترجمه شده است. کلیله و دمنه نام دو شغال از شخصیت‌های اصلی این کتاب داستان است. حکایت‌های گوناگون کلیله و دمنه بیشتر از زبان حیوانات نقل شده ‌است.


ستاره
Logo