استخاره آنلاین
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۷:۰۰
کد خبر: ۳۱۳۸۰
خواندن مداحی و روضه وفات حضرت خدیجه (س) در مجالس عزاداری آن بزرگوار، نه تنها شنوندگان را به فیض می‌رساند، بلکه باعث می‌شود تا از فداکاری‌های آن بانو آگاه شویم. از اینرو چند متن و فایل صوتی سوزناک را برای شما گردآوری کرده‌ایم.

مداحی و روضه وفات حضرت خدیجه


ستاره |
سرویس مذهبی -
۱۰ رمضان هر سال مصادف است با سالروز وفات حضرت خدیجه (س) همسر گرامی پیامبر اسلام (ص)، کسی که شاخه‏‌های بی‏‌پناه رسالت، بر ریشه‏‌های مقتدرش پیوند خورده بودند. اگر برای این روز به دنبال مداحی و روضه می‌گردید سایت ستاره برای شما فایل صوتی ۴ مداحی و روضه وفات حضرت خدیجه (س) همراه با متن را گردآوری کرده است.

 

مداحی و روضه وفات حضرت خدیجه

۱- روضه ام‌المومنین از حاج محمود کریمی



مؤمنون آیه‌های قرآنند
گاه مقداد و گاه سلمانند
از عرب تا عجم مسلمانند
همه فرزندان بارانند
یا نوه یا نتیجه‌اند همه
بچه‌های خدیجه‌اند همه (۲)
وقتی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله بفرمایند"ما مثل خدیجة" ما که اصلا نمیفهمیم ... یه عالمی بود، مدینه مشرف شده بود سر قبر ام البنین نمیرفت فقط ائمه بقیع ... هر چی می‌گفتند: بابا ام‌البنین ... " می‌گفت: اینا امامند و ایشون مامومه من سر قبر امام برم بهتره، روز آخر می‌خواستن برن شجره محرم بشن، دیدن غیبش زده، لحظه‌های آخر داره میاد از سمت بقیع، خراب، به هم ریخته، گریه میکنه، داد میزنه، چی شده؟ گفت: دیشب در عالم خواب، قمر بنی هاشم علیه السلام رو دیدم، سلام کردم به من سنگین جواب عنایت فرمودند، گفتم: آقا از من ناراحتید؟ فرمود: بله ناراحتم، مدینه میای سر قبر مادر من نمیای؟ عباسی که در حضور امام، خودش و هیچ کسی رو نمیبینه ... اینجا هم چهار امام هستند، سر قبر مادر من چرا نمیای؟ مادر اینطوریه برای بچه ... اونم برای مادر هستی که فاطمه هست ببینم این مادر چگونه است؟! 
سایه‌اش مستدام بر سر ماست
خانه‌اش قبله‌گاه دیگر ماست
نامش آرامش پیمبر ماست
مادر فاطمه است مادر ماست
مادرم‌ ای امام مادر‌ها
به فدایت تمام مادر‌ها
گرمی آشیان پیغمبر
همه مهربان پیغمبر
یاد تو در روان پیغمبر
نام تو بر زبان پیغمبر
خاطرات تو گرمی شب اوست
یاد تو آه حسرت لب اوست
زن، ولی مردتر ز هر مردی
جگر کفر را درآوردی
قد علم کرده پیش هر دردی
تو بر اسلام مادری کردی
نه فقط ام مومنین هستی
ام اسلام ام دین هستی
یه جمله خیلی برام جالب بود: همه شاکی بودند تو خانم با اون درجه و مقام یه بچه یتیم رو به شوهری قبول کردی همه خوردن به بن‌بست کسی نیومد، دست بند مادر دست دختره، هر کی اومد فاطمه فقط منتظر علی بود...

 

دانلود روضه و مدح حضرت خدیجه از حاج محمود کریمی


بیشتر بخوانید:  ماجرای آتش زدن خانه حضرت زهرا (س) چه بود؟


۲- تو کیستی از سید مهدی میرداماد



تو کیستی که سینه‌ی ما بی قرار توست
چشم زمین و چشم زمان سوگوار توست
کی هستی خانم جان؟! کی میتونه در وصف شما حرف بزنه؟ فقط یک نفر میتونه اونم پیغمبره... 
کم نیست این که مادر زهرای اطهری (۲)
سوگند می‌خورم که همین افتخار توست
مگه کمه؟! وقتی از همه‌ی فرصت‌ها و از همه ثروت و ازهمه جلال دنیا، بخاطر پیغمبر گذشت یک نفر را انتخاب کرد به همه پشت کرد، اما با همه باور و اعتقادش این کارو کرد خدا هم برای این خانم سنگ تمام گذاشت به خاطر همه این‌ها خدا یه فاطمه بهش داد. وقتی فاطمه میخواست به دنیا بیاد همه‌ی زن‌های قریش ترکش کردند، بالاخره یه مادر تو اون شرایط سخت وضع حمل نیاز به همراه داره. پیغمبر اومد تو حجره دید خدیجه تنهاست داره با خودش حرف میزنه خدیجه جان با کی داری حرف میزنی؟ کسی رو نمیبینم! یا رسول الله طفلی که در رحم دارم داره منو آروم میکنه منو دلداری میده مادرغصه نخور مادر! مادر غم به دلت راه نده مادر! مادر اگر زن‌های قریش نیامدن لیاقت تو رو نداشتن ... من فاطمه‌ام من "لایمسه الا المطهرونم" این خدیجه هست باید به احترام خودش و بچش آسیه بیاد، مریم بیاد، باید هاجر بیادکمک ... کیه این خانم؟! 
کم نیست این که مادر زهرای اطهری
سوگند می‌خورم که همین افتخار توست
در هر کجا همیشه کنار پیمبر و
در هر کجا همیشه پیمبر کنار توست
مادربزرگ محترم خانواده‌ای
همه اهلبیت ما هر زیارتی رو که ورق بزنید، کربلا بری، امام رضا میری، حضرت معصومه میری، وقتی سلام میدی با احترام باید به حضرت خدیجه سلام بدی
مادربزرگ محترم خانواده‌ای
داماد خانواده علی بی‌قرار توست
خیر کثیر خانه‌ی پیغمبر از تو بود
زهرای خانه‌ی نبوی یادگار توست
من همه‌ی این شعرو به خاطر این یک بیتش جدا کردم، خیلی قشنگه وشاه بیت این شعره
بیخود نبی به پای کسی پا نمی‌شود
هر وقت خدیجه رو میدید به احترامش بلند میشد تا زنده بود ... وقتی هم از دنیا رفت سلمان میگه هروقت اسم خدیجه می‌آمد پیغمبر گریه می‌کرد
بیخود نبی به پای کسی پا نمی‌شود
هر مادری که مادر زهرا نمی‌شود (۲)
دنباله‌دار عشق و اویس قرن شدی
در شب دلیل گریه‌ی چشمان من شدی
جایت اگرچه زیر کسای نبی نبود (۲)
مادر شدی خلاصه‌ی آن پنج تن شدی ...
 
روضه حضرت خدیجه از سید مهدی میرداماد

۳- بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو از میثم مطیعی



بهشت را مبر از خانه ناگهان بانو
برای بی‌کسی فاطمه بمان بانو
پیغمبر داره با خدیجه سلام الله علیهما صحبت می‌کنه
به جان دختر مظلومه‌ات مرو از دست
مساز اشک یتیمانه را روان بانو
خیلی پیش خدا ارزش و مقام داره مرحوم مجلسی از تفسیر عیاشی نقل کرده" ُّ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ إِنَّ جَبْرَئِیلَ (ع) قَالَ لِی لَیْلَةَ أُسْرِیَ بِی حِینَ رَجَعْتُ" پیغمبر فرمود: اون شبی که به معراج رفتم موقع برگشت جبرییل به من یه چیزی گفت "وَ قُلْتُ یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ لَکَ مِنْ حَاجَةٍ "‌ ای امین وحی آیا درخواستی داری یا نه؟! "قَالَ حَاجَتِی أَنْ تَقْرَأَ عَلَى خَدِیجَةَ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّی السَّلَامَ " یا رسول الله از سوی خدا و از طرف من به خدیجه سلام برسون، پیغمبر اومد سلام خدا رو به خدیجه رسوند چی جواب داد؟ "فَقَالَتْ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ وَ عَلَى جَبْرَئِیلَ السَّلَامُ" اینو داشته باش تا یه چیز دیگه هم برات بگم
برای غربت من جان به لب شدی، اما
بدان که غربت زهراست بعد از آن بانو
به باغ یاس تو سیلی زنند باور کن (۲)
بمان که یاس نمیرد جوان جوان بانو
یه روزی میرسه میان در همون خونه‌ای که هر روز پیغمبر دست به آستانه در می‌گرفت، نمیگم در این خونه چه کردند ... اما شما که دیده بودید پیغمبر هر روز میاد سلام میده ... اگه خواستید در خونه‌ای رو بزنید اول به اهل خونه سلام بده اگه رفتی در خونه اگه خانوم خونه اومد دم در -اگه دین نداری مرد باش- اگه با مرد خونه دعوا داشتی، مشکلم که داشتی بگو خانوم تو برو کنار من با تو کاری ندارم، اگه فهمیدی خانوم بار شیشه داره اصلا برگرد، کارتو بنداز به بعد، بی بی جان
مرحوم شیخ طوسی در امالی نقل کرده از استاد شیخ مفید اون بزرگوار از استادش ابن قولویه که امام صادق علیه السلام فرمود " قال لمّا توفّیت خدیجة رضی الله عنها" وقتی خدیجه از دنیا رفت، "جعلت فاطمه سلام الله علی‌ها تلوذ برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم " فاطمه زهرا به پیغمبر پناه آورد -این فرازش من رو یاد خیلی چیزا میندازه- "و تدور حوله" هی دور بابا می‌گشت. -آی حسین... آی حسین...-  "و تقول أبت این اُمّی؟ "بابا مادرم کجاست؟ "قال فنزل جبرئیل علیه السلام"جبرییل نازل شد "فقال له ربک یامرک أن تُقری فاطمة السلام "عرضه داشت یا رسول الله خدا امر کرده به فاطمه سلام برسونی بهش بگی مادرت در قصر‌های بهشتیه "بین آسیة و مریم بنت عمران" همراه آسیه و مریم -این دخترم تربیت شده همون مادره مثل مادرش سلام کرد- " فقالت فاطمة سلام الله علی‌ها ان الله هو السلام و منه السلام و الیه السلام"
این یه بیتم بگم و رد شم، خدیجه جانم...
میان این درو دیوار فضه را طلبید... یا فضه خذینی...
 
مداحی و روضه حضرت خدیجه از میثم مطیعی

۴- روضه حضرت خدیجه از حاج محمدرضا طاهری



امشب شب روضه است، فقط اجازه بدید یه اشاره بکنم، ببرمت در خونه خانم حضرت خدیجه سلام الله علیها، راوی خود این خانمه، در مجالس‌المتقین آورده این حدیث رو، خانم حضرت خدیجه سوال کرد از آقا رسول الله یا رسول الله میشه برای من از قیامت و از حساب و کتاب روز قیامت بگید، یه وقت دید آقا رسول الله شروع کرد گریه کردن، این بی بی طاقت گریه پیامبر رحمتُ لِلعالمین رو نداره، عرضه داشت آقا جان مگه من حرف بدی زدم چرا دارید گریه می‌کنید، فرمود:نه خدیجه جان، تو منو یاد دریای رحمت پروردگار انداختی، حالا که سئوال کردی برات میگم، روز قیامت بنده رو میارن، میخوان محاسبه کنن اعمالش رو، یک به یک یادآوری میکنن، یادته فلان روز فلان ساعت فلان کار رو انجام دادی، جایی نیست اونجا کسی بخواد بگه، نه، من نبودم، این حرف‌ها مال این دنیاست، عرضه می‌دارد آن بنده، بله خدای من یادمه، فلان کار رو یادته بله یادمه، هی یک به یک می‌رسه، تا یه جا‌هایی می‌رسه که این بنده وقتی ازش سوال می‌کنن، سرش رو پایین می‌ندازه، شرم می‌کنه «امام صادق علیه السلام فرمود: برا این شرم و خجالت، که شاید از اون عذابه خیلی دردناک‌تر باشه، اگه انسان تو این دنیا سر به کوه و بیابان بذاره، جا داره» سر به زیر می‌ندازه، ندا می‌رسه چیه؟ چرا سرت رو پایین انداختی؟ میگه: خدایا حیا می‌کنم، خطاب می‌رسه تو که لعین و پستی از من حیا می‌کنی، من با این کرامتم از تو حیا نکنم، خطاب می‌رسه، این گنا‌های بنده‌ی من رو، بین دو حیای ندامت و کرامت بپوشونید، دستور میده میگه بنده‌ی من رو ببرید. پیغمبر گریه می‌کرد، اما یه گریه هم مثل فردا آقا رسول الله، بالا سر بستر خانمی که همه‌ی عمرش رو صرف دین خدا کرده، پیغمبر گریه می‌کرد، بعضی وقت‌ها مادر‌ها با دختر‌ها بیشتر و راحت‌ترند، رفیق‌ترند، راحت می‌تونه حرفاشو بزنه، لذا خانم خدیجه حیا کرد بخواد به پیغمبر بگه، فرمود:فاطمه جان تو به بابات بگو، من دیگه هیچی ندارم از مال دنیا، یه کفنم ندارم، بگو پیغمبر اون جامه‌ای که، بر تن میکرد، وحی بر او نازل میشد، با اون جامه‌ای که عبادت خدا رو می‌کرد، من رو با همون دفن کنه، کفنم کنه، وقتی خانم حضرت زهرا پیغام مادر رو آورد، پیغمبر خیلی گریه کرد، خیلی اشک ریخت.
پاکی، زلالی، مثل دریایی، خدیجه
تاج سر زن‌های دنیایی خدیجه
تو همسر محبوب من بودی و هستی
همخانه‌ام در عرش اعلایی خدیجه
من بار‌ها با دیدن تو جان گرفتم
از بسکه آرام و شکیبایی خدیجه
تو هستی خود را برایم خرج کردی
در آسمان عشق یکتایی خدیجه
شایسته‌تر از تو زنی بین عرب نیست
تو مادر اُم‌ابی‌هایی خدیجه
خیلی خواهش از تو کردم خانمم، اما این دم آخر یه خواهش بیشتر ازت ندارم
یک بار دیگر باز کن آغوش خود را
در بر بگیر این دختر خاموش خود را
حالا از اینجا آقا رسول الله میخواد براتون روضه‌ها بخونه‌
ای در میان موج غم‌ها غمگسارم
بعد از تو غیر از فاطمه یاری ندارم
حس می‌کنم وقتی که جای خالیت را
بر روی پای کوچکش سر می‌گذارم
شعب ابیطالب تو را از من گرفته
همراه زهرا در عزایت سوگوارم
آرام می‌گرید که من آرام گیرم
آرام می‌گرید که من طاقت بیارم
طاقت ندارم اشک زهرا را ببینم
از گریه هایش عاقبت جان می‌سپارم
پیغمبر چه آرزویی کرده‌
ای کاش عالم قدر زهرا را بداند‌
ای کاش صد‌ها سال بعد از من بماند
یا رسول الله قدرش رو دونستند، تو برا پیغمبر نگی چه خبر شده، خود پیغمبر خبر داره، میخواد به تو خبر بده، به دخترش هم خبر داد، به همسرش هم خبر داد، حالا داره برا خدیجه روضه‌ی دختر میخونه.
قلبم ز چشمان ترش آتش گرفته
بر حال و روز مضطرش آتش گرفته‌
می‌آید آن روزی که یاسم در گلستان
حالا اون‌هایی که تا حالا گریه نکردن
گلبرگ‌های پرپرش آتش گرفته
کسی نگه امشب نخونم، امشب شبه بی‌مادر شدن فاطمه است
قرآن ناطق بین کوچه دست بسته است
در صحن خانه کوثرش آتش گرفته
این یه خط رو می‌خونم رد میشم، اگه فاطمیه زنده نبودیم، همین یه خط رو از ما بذارن بسمونه
زینب به چشمان خودش می‌بیند آنجا
دار و ندارش مادرش آتش گرفته
صد‌ها فرشته تا قیامت در طوافند
آن خانه‌ای را که درش آتش گرفته
وقتی دل نگران بود، هی نگاه به فاطمه‌اش میکرد، اشک می‌ریخت، هر مادری دوست داره عروس شدن بچه‌اش رو ببینه، مادر خیلی کمک حاله اون لحظه برا دخترش، اسماء قول داد، گفت: من هستم، تا آخر هستم، وقتی پیغمبر شبی که دست امیرالمؤمنین علیه السلام و فاطمه سلام الله علی‌ها رو در دست هم داد، فرمود: اسماء تو هم میخوای بری برو، خدا خیرت بده، عرضه داشت یا رسول الله، من به خدیجه قول دادم، کجا برم، قول دادم براش مادری کنم، پیغمبر فرمود: خدا دنیا و آخرت خیرت بده اسماء، یه جای دیگه هم شنیدید اسماء بوده، بین درو دیوار، این اون جایی بود که مادر برای وضع حمل بچه، برا نوه اش، یه مادر بزرگ میاد کمک میکنه، اما اینجا دیگه هیچ مادری نمی‌آد، اینجا دیگه از هیچ مادری نمی‌خواد، یه جای دیگه اسماء بود، اون ساعتی که امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرمود:اسماء آب بریز رو بدن فاطمه ام. آب بریز، اما آروم آروم، هنوز علی از چیزی خبر نداره، میگه آروم آب بریز، اسماء میگه یه مرتبه دیدم دست از غسل دادن کشید، سر به دیوار گذاشت، هی داره بلند بلند ناله میزنه، گفتم چی شده آقا؟ مگه خودت بچه‌ها رو آروم نکردی، مگه نمی‌گفتی آروم گریه کنن، فرمود: اسماء دست از دلم بردار، ببین پهلوش شکسته، ببین صورتش کبوده، مادر مادر مادر، این اشکارو کف دست بگیر بالا بیار، بگید خدا به حق این روضه‌هایی که خونده شد، به حق این اشک‌هایی که ریخته شد، دیگه فرج آقامون رو برسون، تا کی مدینه بریم سرگردون باشیم.
 
مداحی و روضه حضرت خدیجه از حاج محمدرضا طاهری
 
سایت ستاره وفات حضرت خدیجه (س) را به شما تسلیت می‌گوید. اگر نظر و یا پیشنهادی برای مداحی و روضه‌ وفات حضرت خدیجه دارید آن را در بخش نظرات سایت ستاره با ما در میان بگذارید.
پریسا رودحله
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره