اثبات امکان وحی در اندیشه اسلامی + بررسی شش دلیل گواه بر امکان وحی

11 دقیقه

این مقاله با بررسی دلایل امکان وحی و مبانی وحی در اسلام، از منظر فلسفه دینی به تبیین ارتباط خدا و انسان پرداخته و جایگاه وحی در اسلام را روشن می‌سازد.

بشر همواره از طریق حس، تجربه، تفکر و استدلال به شناختی از جهان دست یافته و علوم متعارف حاصل همین دو مسیر معرفتی هستند. در طول تاریخ، شخصیت‌های بزرگی با انگیزه اصلاح و هدایت بشر برخاسته‌اند و خود را فرستاده از جانب خداوند دانسته‌اند.

این افراد ادعا کرده‌اند که پیام‌هایی از ماورای طبیعت دریافت کرده و آن را به صورت کلامی که حاوی معارف و احکام دینی است، به بشر منتقل کرده‌اند. این مدعیان که شخصیت‌های برجسته‌ای بودند، توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده و معتقد بودند که پیام‌ها نه از طریق حس و تجربه یا تفکر و استدلال، بلکه از جانب خداوند بر روح و روانشان القا شده است.

این واقعیت تاریخی، پرسش‌هایی را درباره امکان ارتباط انسان با جهان غیب و امکان وجود وحی را مطرح می‌کند و محققان را به تلاش برای پاسخ به این پرسش و تبیین ماهیت وحی برمی‌انگیزد.

از دلایل امکان وحی چیست؟

به خلاف تصور مادی گرایان، «وجود» مساوى با ماده نبوده بلکه از آن گسترده‌تر است. کسانى که وجود را مساوی ماده مى دانند، راه ماوراى طبیعت و علوم غریبه را به روى خود بسته، و با چنین اعتقادى، مجالى براى ورود در این گونه مسائل براى آنان وجود نخواهد داشت. کاوش در این بحث از آن کسانى است که به جهان غیب ایمان دارند و خواهان یافتن راهى براى آشنایى با آن هستند.

در زندگى بشر و دیگر جانداران، یک رشته آگاهى‌هایى وجود دارد که از قلمرو حس و عقل بیرون است و دریافت‌هایى است که نمى‌توان آن‌ها را با دو راه مزبور تفسیر کرد. این واقعیت خود گواه روشنى بر امکان وحی  ـ نه اثبات وحى نبوت ـ محسوب می‌شود، راه هایى که هم اکنون به‌طور مختصر به آن‌ها اشاره مى کنیم.


۱ – الهام در جانداران

دستگاه آفرینش حس راه‌یابى را در نهان جانداران نهاده است، آنگاه که چشم به جهان مى‌گشایند بدون کوچکترین آموزش به راه زندگى خود آشنا هستند. این نوع ادراک از قبیل: هدایت غیبى است که آن‌ها را در مسیر زندگى رهنمون مى گرداند. جلوه هاى این ادراک و هدایت غیبى در زندگى همه جانداران به ویژه بعضی از آن‌ها مانند مورچه، موریانه و زنبور عسل، کاملاً نمایان است.

زنبور عسل، آنگاه که سر از تخم بیرون مى آورد، و قدرت پرواز پیدا مى کند، با رهیافت مرموزى به سوى گل‌ها پرواز کرده، و شیره آن‌ها را به گونه خاصى مى مکد تا از آن شهد بسازد. لانه خود را آن چنان شش گوشه مى سازد که هرگز گوشه اى نسبت به گوشه دیگر، کم و زیاد نمى شود.

در کوران بادهاى تند و در فضاى تاریک و غبار آلود لانه خود را به آسانى پیدا مى‌کند و گفته می‌شود نوعى از آن (زنبور قرمز) ملخ را شکار کرده و به جاى حساس آن نیش مى زند، و آن را بى هوش نموده و به صورت گوشت زنده آن را نگاه مى‌دارد، و سپس در نقطه مناسبى از بدن ملخ تخم گذارى مى‌کند، تا پس از آن که بچه‌ها از تخم بیرون آمدند، از گوشت آن تغذیه کنند.

این‌ها و هزاران نمونه از این قبیل، همگى جلوه هایى از هدایت هاى غیبى است که در زندگى جانداران به چشم مى خورد و دلیلی گواه بر امکان وحی است.

دلایل امکان وحی اندیشه اسلامی ۲

۲ – رؤیاهاى راستین

خواب در حفظ زندگى انسان تأثير بسزايى دارد، اين كه حقيقت آن چيست از قلمرو بحث ما بيرون است، آنچه كه مهم است اشاره به اقسام خواب هاست :

  • افكار آشفته كه گاهى در بيدارى و بيشتر در عالم خواب خودنمايى مى كند و غالباً گريبانگير افراد بيمار مى‌گردد.
  • افكار عادى روزانه كه در عالم خواب خود را نشان مى دهد. مثلاً دانش آموز در روزهاى امتحان،  خواب هاى مربوط به درس و امتحان و نمره مى بيند.
  • قسمتى از خواب ها، اسرار نهانى انسان است كه بيانگر واقعيت انسان مى باشد، و اين قسم از خواب ها در روانكاوى ارزش علمى دارد و به وسيله آن مى توان به ضمير پنهان پى برد. فرويد براى اصل خواب و كشف آن از ضمير پنهان اهميت بسزايى قائل است، و تعبیر خواب يك قسمت از بحث هاى نظریه روانکاوی فروید را تشكيل مى دهد.
  • خواب هايى كه نه از افكار آشفته سرچشمه مى گيرد و نه افكار روزانه به پديد آمدن آن كمك مى كند و نه حاكى از ضمير پنهان انسان است، بلكه از يك واقعيت جدا از ذهن و انديشه گزارش مى‌دهد. اين نوع خواب‌هاست كه ما را با جهان خارج از خود مرتبط مى سازد، و از روى حقايق عالم پرده بر مى‌دارد، و ثابت مى‌كند كه انسان علاوه بر درك حس و عقل از آگاهى سومى برخوردار است كه معلول دو ابزار ياد شده نيست. گويى آفريدگار جهان براى تماس با جهان خارج روزنه سومى را باز نموده و آن همان رؤياهاى صادق است، تا بدين وسيله زمينه را براى تصديق نبوت و وحى فراهم سازد.

شیخ الرئیس ابن سینا فیلسوف نامى اسلام؛ بسیارى از خواب‌ها را روزنه اى به سوى جهان خارج از درون و ضمیر انسان مى‌داند و در این باره مى‌نویسد: «آزمایش هاى زیاد نشان مى‌دهد که انسان به وسیله خواب مى‌تواند آگاهى‌هایى از جهان خارج به دست آورد و در عالم رؤیا چیزهایى را درک کند که عین حقیقت و متن واقع باشد و کوچک‌ترین اختلافى با آنچه که در جهان خارج تحقق می‌پذیرد نداشته باشد.»
سپس اضافه مى کند: «هرگاه براى انسان در عالم رؤیا امکان چنین ادراکى وجود دارد، چه مانعى دارد که انسان در حال بیدارى داراى چنین ادراک و آگاهى باشد.»[۱] بسیارى از مردم خواب هاى شگفت مى بینند، به این معنا که آنچه در خواب دیده اند، بدون کم و زیاد در خارج تحقق مى یابد، تعداد این خواب‌ها به اندازه اى زیاد است که کتاب هایى درباره آن تألیف شده است.

خواب حضرت یوسف علیه السلام و همچنین خواب عزیز مصر که در قرآن آمده از این نوع خوابهاست. این دو نفر چهره واقع را دیدند، ولى لحظه بیدارى، تغییر شکل یافته بود. مثلاً حضرت یوسف علیه السلام در خواب خود پدر و مادر و یازده برادر را دیده بود [۳] ولى وقتی بیدار شد، تغییر شکل داده و به صورت خورشید و ماه و یازده ستاره در خاطر او مانده بود.

این خواب‌ها را چگونه مى توان تفسیر کرد؟ آیا مى توان همه آن‌ها را از نوع تصادف دانست، و یا آن را بازتاب حالات درونى دانست؟ پاسخ منفى است. زیرا تعداد آن‌ها به قدرى زیاد است که نمى‌توان آن‌ها را پدیده اى تصادفى انگاشت، و نیز واقع‌نما بودن آن‌ها با فرضیه بازتاب حالات درونى سازگار نیست. حتى فلاماریون در کتاب «اسرار مرگ» صفحاتى را به نقل این نوع خواب‌ها اختصاص داده است.

با پذیرفتن این نوع خواب‌ها که پرونده آن‌ها از نظر تحلیل علمى هنوز باز است،  انکار امکان وحی به بهانه این که از قلمرو حس و عقل بیرون است بى جهت خواهد بود.


۳- الهام در بیدارى

گاهى اتفاق افتاده که اندیشه اى به فرد الهام شده است، یا ناگهان خود را بر چنین اندیشه اى واقف و آگاه یافته است، این نوع اندیشه‌ها را «الهام» مى نامند، و قرآن نیز آن را نوعى وحى دانسته است. به دلیل اینکه مى فرماید:

(سوره قصص آیه ۷)

وَأَوحَیْنا إِلى أُمّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذا خِفْتِ عَلَیْهِ فَأَلْقِیهِ فِى الیَمّ وَلا تَخافِى وَلا تَحْزَنِى إِنّا رادُّوهُ إِلَیْکِ وَجاعِلوهُ مِنَ الْمُرْسَلِین

به مادر موسى وحى (الهام) کردیم که کودک خود را شیر بده، و اگر بر آن بیمناک شدى او را به دریا بیفکن و نترس و غمگین مباش ما او را به تو بازگردانده، و از رسولان قرار مى دهیم.

مادر حضرت موسى علیه السلام که در آن هنگام سخت نگران فرزند خویش بود، و از آن مى ترسید که مأموران فرعون از نوزاد او آگاه شوند، و به حیات او خاتمه بخشند، ناگهان با گوش جان این ندا را شنید که راه نجات فرزندش این است که او را در صندوقى نهاده و به دریا افکند، دریافت چنین ندایی از قبیل «الهام» است.

دریافت این نوع الهام گاهى بدون شنیدن صداست و احیاناً گاهی با شنیدن صدا نیز همراه مى باشد.

هم اکنون در جامعه ما پاکان و پرهیزکاران داراى چنین الهامات بوده و حقایقى را دریافت مى کنند. ولى متأسفانه کسى در صدد ثبت و ضبط آن‌ها بر نیامده است. طبعاً براى این نوع دریافت‌ها سرچشمه اى وجود دارد که دو صورت آن را یادآور مى شویم:

  • فرشتگانى كه مأمور حفظ انسان هستند، از راه الهام والقاى مطلب در قلب يا ايجاد صدا در گوش، او را به خير و صلاح رهبرى مى كنند.
  • ارواح پاك و خيرخواه، افراد مورد علاقه خود را از طريق القا رهبرى مى نمايد.

فخر رازى در تفسیر آیه (فَالمُدَبِّراتِ أَمْراً) مى گوید: ارواحى هستند که به تدبیر امور اشخاص مى پردازند [۵] و پس از ذکر شواهد فراوان از غزالى نقل مى کند که ارواح پاک به افرادى که با آن‌ها سنخیت یا علاقه دارند الهام نموده و کمک مى کنند و گاهى هم مى خواهند آن‌ها را از واقعیت داشتن عالم ارواح آگاه سازند.

دلایلی گواه بر امکان وحی

۴ – خواب مغناطیسى و هیپنوتیزم (خواب آوری مصنوعی)

تنویم مغناطیسى یا همان خواب هیپنوتیزم از حقایق مسلّم امروز است که گفته می‌شود کاشف آن دکتر «مسمر» آلمانى در قرن هیجدهم است. او و همکارانش براى اثبات آن و اعتراف گرفتن از دانشمندان تلاش‌هایى کرده و موفقیت‌هایى به‌دست آورده‌اند.

آن‌ها ثابت کرده اند که انسان در حال خواب مصنوعى نیروى دید و شنوایى‌اش، افزایش یافته، اشیاى واقع در فاصله دور را مى‌بیند و صداهاى دور را مى‌شنود، و چیزهایى که در دید اشخاص نیست، مشاهده مى کند.

خواب مصنوعى درجات مختلفى دارد که در هر درجه اى به انسان یک نوع آگاهى مى تواند بدهد و هر چه درجات آن قوى‌تر باشد درک و تماس آن بیشتر است. استاد این کار، مى تواند از طریق خواب مصنوعى افکارى را در ذهن انسان پدید آورد و مى تواند افکارى را پاک نماید.

این روش ثابت مى کند که ممکن است عاملى از خارج در روح انسان تصرف کند، و فکرى را در او پدید آورد و یا از ذهن او بزداید. بنابراین آنجا که وحى از طریق فرشته بر قلب پیامبر نازل مى شد، مى تواند نمونه بسیار کامل این روش باشد و سرانجام نتیجه مى گیریم که آگاهى‌هاى انسان منحصر به حس و عقل نیست و عاملى فراتر از این دو مى تواند منشأ یک رشته آگاهى‌ها باشد. بنا بر چنین حقایقی مسلما امکان وحی نیز وجود دارد. 


۵ – نهان بینى

دانشمندان مى گویند در نهاد انسان استعداد مرموزى وجود دارد که به کمک آن مى تواند افکار دیگران را بخواند. بشر امروز از طریق تلگراف، تلفن، رادیو و تلویزیون، افکار و احساسات را از دور مى‌گیرد، ولى دانش، براى گرفتن افکار و احساسات دیگران، حسى به نام نهان بینى کشف کرده است؛ و تصدیق چنین حسی روشن مى‌سازد که انسان گاهى جدا از طریق حس و عقل مى تواند افکار، آراء و یا احساسات افراد را از دور دریافت کند.

اگر علم چنین مسئله اى را ثابت مى کند نباید مسئله وحى را امر مشکلی تصور کنیم. اگر یک بشر عادى آمادگى گرفتن فکر و اندیشه از راه دور را دارد قطعاً برگزیدگان خدا آمادگى بیشتری  براى اخذ پیام هاى فراسوى ماده خواهند داشت.

دلایل امکان وحی چیست اندیشه اسلامی ۲

۶ – روشن بینى

دانشمندان به وسیله آزمایش هاى فراوان موفق شده اند حس مستقلى به نام «روشن بینی» کشف کنند و مى گویند: انسان هاى فوق العاده در پرتو این حس، وقایع آینده را کشف مى کنند. گاهى این حس از مقدمات و سنجش آثار موجود نتیجه را پیش بینى مى کند و احیاناً بدون استمداد از مقدمات، از وقوع حادثه اى گزارش مى دهد؛ و یکى از نمونه هاى روشن بینى، دیدن اشیاء یا اشخاص به صورت خارق العاده است.

مدیر انجمن روانى آمریکا در کتاب «تله پاتی»  اعتراف مى‌کند که ممکن است همین طور که نشسته‌اى پسر عموى خود را که فرسنگ‌ها از شما دور است، مشاهده کنى و در برابر شما حاضر شود و بلافاصله ناپدید گردد و در این مورد داستان هاى فراوانى نقل مى کنند که هر یک از آن‌ها هر چند قابل خدشه است ولى در مجموع مى تواند ما را به امکان این مسئله مطمئن سازد؛ در این صورت تصدیق وحى آسان خواهد بود. وقتی که بشر عادى، اشیاء را از دور، و صدا‌ها را از دورتر مى بیند و مى شنود، چه مانعى دارد که برگزیدگان خدا، حقایق عالم بالا را دریافت کنند؟


سخن پایانی

در نهایت، این شش روش و مشابه آن‌ها نشان می‌دهند که مرزهای ابزارهای شناختی حس و عقل محدود نیستند و ممکن است انسان بتواند درک‌هایی فراتر از این دو به دست آورد که نتیجه هیچ‌کدام از آن‌ها نباشد.

هرچند هدف ما هرگز قرار دادن وحی نبوت در چارچوب این مقولات نیست، اما هر یک از این روش‌ها می‌تواند زمینه‌ساز اثبات امکان وحی آسمانی به عنوان یکی از کرامات اولیاء خدا باشد و حداقل این نکته را روشن کند که وجود چیزی به نام «وحی» ممکن است.


آیا این مطلب را دوست داشتید؟