متن ادبی، دلنوشته و دکلمه در مورد حضرت معصومه (س)

با مجموعه‌ای از دکلمه در مورد حضرت معصومه (س) و روز دختر، متن ادبی درباره حضرت معصومه (س)، دلنوشته برای حضرت معصومه (س)، دلنوشته وفات حضرت معصومه، متن دلتنگی برای زیارت حضرت معصومه و ... همراه ما باشید.

دکلمه در مورد حضرت معصومه

ستاره | سرویس سرگرمی – قرن‌هاست که شهر قم میزبان قدوم زائرین عمه سادات است. بارگاه ملکوتی حضرت معصومه همچون نگینی درخشان در کویر قم خودنمایی کرده و دل هر رهگذری را مجذوب خود می‌گرداند. به راستی چه سری است که دل‌ها همه عاشق اویند. با مجموعه‌ای زیبا و احساسی متن ادبی و دلنوشته برای حضرت معصومه (س) همراه همیشگی ستاره باشید.

دکلمه در مورد حضرت معصومه (س)

دِکلَمِه به فن خواندن شعر یا متن به طوری که آهنگین و با شور و حرارت باشد و بتواند احساسی متناسب با موضوع نظم (شعر) یا نثر (متن) مذکور را به مخاطب القا کند، گفته می‌شود. در ادامه متون و اشعاری درباره ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر آورده شده که می‌توان با لحنی آهنگین و پر حرارت اجرا کرد.

 

ولادت حضرت معصومه (س)

دکلمه در مورد حضرت معصومه (س)

 

سلام بر تو ای دختر ولی خدا، سلام بر تو ای عمه ولی خدا، سلام بر تو ای دختر موسی بن جعفر علیه السلام»!

ما خستگان و راه ماندگان طریق عشق، به شفاخانه تو پناه آورده ایم تا به آیین کرامت، از دریای شفاعت سیرابمان کنی!

معصومه جان! بغض دلتنگی در هوای بارانی چشم هامان شکسته شده است . یاد بانوی تنها کوچه های مدینه، صبر از کف احساسمان برده است و برای زیارت قبر پنهان مادر مظلومه ات، تاب نداریم. پس به سایه امن حرم تو می شتابیم تا در کنج خلوت حریمت آرام بگیریم.

ای خواهر کریمه رضا علیه السلام! چقدر گلدسته های حرم تو، به آستان آسمانی رضا علیه السلام نزدیک است! انگار طنین صدای او، هر لحظه در هوای قلب هایمان می پیچد که: «هرکس معصومه علیهاالسلام را در قم زیارت کند، گویی مرا زیارت کرده است» 

★★★

 

روزی از میان امواج دریای غم و اندوه، گوهر امید و آرزو سر برآورد و مرا به تکاپو وادار کرد.

گویی، بوی امید به مشام می رسید و دل را بشارت یک هوای لطیف و یک آسمان صاف می داد.

با همه چیز و همه کس، راز و نیاز، نشاید و دل آرام نباید.

آن گاه که نور طلایی گنبد حرم، چشمان خسته ام را نوازش می داد،

آهنگ های دردناک دل مُرد و افقی روشن از زیر ابرهای سیاه دلم بیرون آمد.

آن روز، چون آتشی که میل به خاشاک داشت، عشق زیارت مرا به سوی حریمی می کشاند، که خواسته یا ناخواسته از علایق پست مادی فراریم می داد.

و آن لحظه یافتم که خدای مهربان، چشم لطف از حال زارم مپوشانده و روی لطف و عنایت از گرفتاری چون من متابیده است.

می خواستم از غم زمانه برهم، گویی در وادی وصل حق گام بر می داشتم.

مرا فرموده بودند که برای ورود باید از درب خلوص آمد و ریا را در پشت دیوارهای آن حرم رها نمود، بی ادب، قدم درآستان صحن مگذارم و بر سینه سینا آرام قدم بردارم.

براستی باید دَلق ریا را کند و برای ورود از همگان جز او و خدای او دل برید.

شده است که دلت پر از ناله باشد و ظاهرت خالی از جوش و من آن روز چنین بودم،

لبریز از حرف امّا از گفتار خاموش.

حرف بسیار داشتم،

اما رخصت و اجازه ی گفتار نمی یافتم،

گویی، بر سر هزاران اسرار دلم سَر پوشانده بودم و خاموش خاموش بر اندیشه شکارگاه غریب دنیا بودم، که چگونه بر دام آن صیاد افتاده بودم.

و چرا تاکنون دل بر خرابه ای بسته ام که دنیایی از معاصی و گناه را بر کوله بارم افزون نموده است و مرا خانه زاد محنت، اندوه و ماتم کرده است.

یادم آمد،

که بنای خاک بر آب است و آب بر باد و بیچاره من که اعتماد بر خاک سست بنیاد کرده بودم و غافل از آن که در همین خاک مدفن مولایی است که از فرش درگهش، بسیط خاک در عرش افتخار می کند.

از ازل، از همان زمان که بنای فراق گذاشته شد فلک سه فاطمه را مبتلای فراق نمود و صاحب این بنای آسمانی، بانویی است که در فراق و آتش هجران برادر و انتظار هوای وصل برادر غریب خویش شراره ای بر جسم مبارکش افتاد و حزینه مضطر و علیله ی تبدار را یک هفته و ده روز در بستر بیماری در سرزمین قم نهاد و ندیده روی سلطان غریب در آرزوی دیدار جان سپرد و ساکنان شهر، در سرزمین نورانی قم او را در ماتم و سختی به خاک سپردند و امروزه بارگاه هزاران عاشق زیارت و ولایت است.

★★★

 

دکلمه در مورد حضرت معصومه

دکلمه در مورد حضرت معصومه (س) و روز دختر

 

چه احساس خوبیست که یک روز از بین این همه روزهایی که می آید و می روند بدهند به تو ومال خود خودت باشد.

امروز هم روز من است روز دختر .

که گوش می کنی صدای نوزادی مبارک را می شنوی که معصومیت در چهره اش ٬در صدایش و درقلب مهربانش موج می زند.خوب که نگاه می کنی گنبدی طلایی بین آسمان آبی شهر می درخشدکه آرامگاه این دختراست .

دختری که روزی فقط به عشق برادر پای در خاک شهرمان گذاشت .می روم حرم و گم می شوم بین این همه نور و آدم هایی که فقط به عشق این مولود فرخنده آمده اند تا کنار ضریحش بنشینند و از دردهایشان بگویند.

 

★★★

 

كویر براى حضورت نورانى مى‌شود و پنجره‌ها به شوق رویت، نیمه شبى را به سوى خورشید باز نمى‌شوند. كوچه پس كوچه هاى قم به یمن حضورت نورانى مى‌شوند و سرو هاى آزاد به احترامت قیام مى‌كنند. آرام آرام، بر پهنه كویر حضور پرولایت شكوفه مى دهد؛ غربت به یمن غریب معنا مى‌یابد.
دلم مى خواهد برایتان از بانویى سخن بگویم كه خیال سبزتان نیمه شبى بر اقامه ی سبزش سلام مى‌دهد و در آینه حرمش چهره آراید.
برایتان از بانویى سخن مى‌گویم كه همانند زینب علیهاالسلام كه براى قیام قربانى داد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف كرد، او هم با قدمهاى پرحیاتش، به سرزمین كویرى قم حیات بخشید و در رگ ایرانیان خون حمایت از ولایت را جارى ساخت.
برایتان از بانویى سخن مى گویم كه به یمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم و دانش علوى شد و محل رشد و بالندگى.
برایتان از بانویى سخن مى گویم كه بارگاه زیبایش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بیتوته مى كنند. به نیابت از شیعه در نیمه شب هاى كویرى قم، سر بر آستان حرم حضرت دوست مى سایند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …
معصومه تفسیر معصومیت است كه روزگارى در مدینه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت.
معصومه نگاه سبزى است كه از معصومیت سرچشمه مى گیرد، معصومه، روزگار دلدادگى است و از غربت به قربت رسیدن.
معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه ی با زینب هم سفر شدن.
معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد.
معصومه ضریب بالاى ارادت به ولایت است، معصومه، قصه ی بلند مدینه تا مشهد است.
معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سر سلسله ی تنهایى است، معصومه فانى فى الله است…

★★★

 

«مرغ دلم راهی قم می‌شود‌
در حرم امن تو گم می‌شود

عمه سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک

کوثر نوری به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو کیستی؟
فاطمه یا زینب ثانیستی؟

از سفر کرب و بلا آمدی؟
یا که به دنبال رضا آمدی؟

من چه کنم شعله داغ تو را
درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی
باخبر از وقت ظهورم کنی»

 

 

شعر وفات حضرت معصومه

شعر وفات حضرت معصومه

 

دلنوشته برای حضرت معصومه (س)

سلام به آسمون و زیبایی هایش

سلام به گنبدهای طلایی کشورمان

سلام به خواهر و برادر مهربان

سلام به محبت و دلتنگی های دل خواهرکه به دنبال نامه ی برادر پای به سفر نهاد و در این وادی منت برسرما گذاشت

ای کریمه اهل بیت، ای دختر موسی بن جعفر و ای خواهر سلطان خراسان٬ خورشید مشرق هر روز که به این وادی می رسد نور و روشنی اش را از گنبد طلایی شما می گیرد و به اهل عالم می بخشد . سرچشمه علم و فقاهتی که گستره ی دامن وجودت عطش جویندگان علم و کمال الهی رااز اقصی نقاط دنیا سیراب می کند. هرگاه به زیارت تو می آییم عطر وجود مادر را از تربتت استشمام می کنیم سایه وجودت همیشه برسرما مستدام باد. آن گاه که جسم بی جانم را گرد حرمت طواف می دهند تورا به حق مادرت ٬ شفاعت مرا نزد خدا قبول کن.

 

★★★

 

زیر باران، ای معصومه آسمانی،دروازه های عشق و آرزویم را تنها به روی تو گشاده ام.

تنهای تنها، به روی تو.

وقتی گذشته از همه زندگی، از همه هست و نیست،

از تمامِ بودنها و نبودنها و زنان و مردان و دنیایشان،

خسته و رهیده از همه، نگاه در نگاهِ کبوترهای عاشقِ حرمت می دوزم؛

چنان رها می شوم و از «من»ها خارج که در «صحنِ آراسته به چراغ و آب و آیینه ات» غرق می شوم.

و آهسته از مرز حرفهای مکرر زندگانی ام، حس می کنم؛

«بر آستان جانان، گر سر توان نهادن»

«گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد».

امروز، روز میلاد توست و من

به یاد و آرزوی لحظه های شیرینِ با تو بودن،

بنر-هومکا-ستاره

باز غرق می شوم.

برایت حرفها دارم.

اما وقتی صدای نقاره ها را می شنوم، که از بلندای مناره های سپید، دریچه ای به وسعت تمام عالم در قلبم باز می کنند؛

باز هستی ام را گم می کنم.

 

★★★

دلنوشته برای حضرت معصومه

دلنوشته برای حضرت معصومه

 

فاطمه جان!

آمدی و با خودت بهشت را به ارمغان آوردی

آمدی و «بیت النور» را معمور کردی

و ما می‏‌دانستیم می‏‌آیی

«ما را حرمی است در «قم» و به زودی فرزندم فاطمه در آن دفن خواهد شد. هر کس او را زیارت کند، بهشت بر وی واجب می‏‌شود»

و ما می‌‏دانستیم برای همیشه می‏‌مانی، تا زائرانت رو به روی ضریح مقدست بنشینند

و از همیشه تا هنوز، هر روز کرامت‏‌هایت را ببینند

«یا فاطِمَةُ اشْفعی لِی فِی الجَنَّةِ فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللّهِ شَأناً مِنَ الشّأنِ»

 

★★★

 

این که برادرتان که یکی از دردانه‌های خدا روی زمین بوده است، آنقدر شما را با عصمت دیدند که معصومه خطابتان کردند،

این که پدرتان فراتر از قربان صدقه‌های معمولی پدر-دختری، سه بار به شما گفتند “فداها ابوها”

این که آسمانی‌ها برایمان روایتی به یادگار گذاشتند که اگر دلمان هوای “مادر حسین علیه السلام ” را کرد

و قبرش را پیدا نکردیم، پناه بیاوریم به مزار شما …

همه این‌ها یعنی شما دختر آسمانی مسلمانان هستید.

 

★★★

 

امروز، از حریم حرمت که گذشتم، انگار عطر حضور ملکوتیان که آمده بودند تا ضریحت را غرق «گلاب» کنند، چون نسیمی خنک روح را نوازش می داد.

انگار، گنبد طلایی ات، درخشان تر از همیشه می درخشید.

و گویا، صدای بال زدنهایی با طبقهای پر از نبات، می آمد که دلهای بی قرار را آرام و تاب دهد.

و امروز، در تولد معصومانه تو، تو که از رنجهای هارونی، جز عشق ترجمه نکردی،

که عطر لاله های سرخ و مهربانِ هجرت را، به جانِ شهرم دمیدی، مشتاقانه سر بر آستانت می سایم.

تو، بوی زینب می دهی. بوی کربلا، بوی حسین(ع) و رضا(ع) و قم عِطر وجود تو را.

و عطر غربت تو،

در سپیده دمان طلوع، چونان نرگسی مست از شور عشق، سر برمی آورد.

و حالا، حس می کنم

تمام خلایق بوی خوب تو و خاندانت را حس می کنند، نه با یک درک دنیایی که با یک حقیقت شیرین.

 

★★★

متن ادبی حضرت معصومه

متن ادبی حضرت معصومه

 

چه سخت است فرسنگ‌ها فاصله را بپیمایی به شوق دیدن برادر

و موفق به دیدارش نشوی …

برای رسیدن به برادر همه وجودت شوق و انتظار شود

و سختی‌ها و خطرات را به جان بخری

و در نهایت دوری از برادر، بیمار شوی و به همه‌ تمنایت نرسی …

 

★★★

 

آرام آرام، بر پهنه کویر حضور پرولایت شکوفه می دهد؛ غربت به یمن غریب معنا می یابد.

دلم می خواهد برایتان از بانویی سخن بگویم که خیال سبزتان نیمه شبی بر اقامه ی سبزش سلام می دهد و در آینه حرمش چهره آراید.

برایتان از بانویی سخن می گویم که همانند زینب علیهاالسلام که برای قیام قربانی داد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف کرد ، او هم با قدمهای پرحیاتش ، به سرزمین کویری قم حیات بخشید و در رگ ایرانیان خون حمایت از ولایت را جاری ساخت.

برایتان از بانویی سخن می گویم که به یمن حضورش ، شهر قم ، مرکز صدور علم و دانش علوی شد و محل رشد و بالندگی.

برایتان از بانویی سخن می گویم که بارگاه زیبایش ، پناهگاه دل های عاشقی است که شب های چهارشنبه در جمکران بیتوته می کنند. به نیابت از شیعه در نیمه شب های کویری قم ، سر بر آستان حرم حضرت دوست می سایند و برای ظهور گل نرگس دعا می کنند و از بانوی کرامت ، برای شکوفه دادن درخت اجابت استمداد می طلبند.

 

★★★

 

دلنوشته وفات حضرت معصومه (س)

بانو جان می‌گویند برادرت غریب بود؛

اما تو چه غریبانه در تمنای دیدار غریبت،

پرکشیدی و با وجودت تربت قم را عطر آگین کردی …

 

★★★

 

ای بانوی آیینه‌ها …

هنوز کوچه‌های قم، رد گام‌های تو را به سجده می‌آورند …

 

★★★

 

آه، خواهر امام غریب خراسان، سلاله پاکی و معصومیت!

دیوارهای خاک و افلاک، سیاه پوش داغ تواند …

 

دلنوشته وفات حضرت معصومه

دلنوشته وفات حضرت معصومه

 

برادر خواهرت را غم گرفته
زمین و آسمان این دم گرفته

پریشان مانده‌ام در بین راهت
ز داغم عالمی ماتم گرفته

صبوری خواهر کافیست
غم دوری دیگر کافیست
دگر چشمان تر کافیست

که جان گیرم ز بوی تو برادر جان
ای برادر رضا جان

کشیده دشمن تو تیر کینه
می‌آید خواهر تو از مدینه

شهید راه تو شد کاروانم
ندارم طاقتی دیگر به سینه

شبیه زینب می‌نالم
که دور از تو سوزد بالم
از این جان دادن خوشحالم

می‌آیی تو به بالینم برادر جان
خوشم امشب تو را بینم برادر جان

ای برادر رضا جان

شده با مشهد و قم دیده گریان
شده صاحب عزا شاه خراسان

سراسر تسلیت گوی رضایند
شهیدان و شهیدان و شهیدان

که می‌مانیم به پای تو
که می‌میریم برای تو
همه عالم فدای تو

همیشه ما فدایی تو می‌مانیم
غباری مانده از راه شهیدانیم

 

★★★

 

کویر براى حضورت نورانى مى‌شود و پنجره‌ها به شوق رویت،

نیمه شبى به سوى خورشید باز مى‌شوند

کوچه پس کوچه‌هاى قم به یمن حضورت نورانى مى‌شوند

و سرو‌هاى آزاد به احترامت قیام مى‌کنند

آرام آرام، بر پهنه کویر حضور ولایت شکوفه مى‌دهد؛

غربت به یمن غریب معنا مى‌یابد

 

★★★

 

معصومه جان …

می‌گویند تو شبیه زینبی …

هر دو رهرو راه ولایت بودید

زینب ماند تا جهان را از راه و مظلومیت برادرش آگاه کند …

و تو رفتی تا عالم از شوقت برای رسیدن به حسینت

به محبوبت،

که نماد معرفت و خوبی‌هاست، آگاه شود.

 

★★★

 

بانو! شانه‌های خواهری‌ات را به یاری هشتمین حجت خداوند

تا کوچه‌های قم آوردی

و اینچنین دِین خود را به دین خداوند ادا کردی

 

★★★

 

سال‌ها بعد از آن غروب غم‏بار که برادر به اهل خانه نگریست و آنان را به گریستن خواند

هیچ کس به ژرفنای این خواهر عاشق نگریست

گریه کرد، اما نه بر جدایی از عزیزترین برادر

گریه کرد، نه بر تنهایی و غربت خاندان محمد (ص)

گریه کرد، نه به یاد عاشورا و لحظه وداع حسین علیه‏السلام از بانوی حرم

گریه کرد، نه برای خود و نه به حال برادر

گریه کرد به حال مردم

ضجه زد از غفلت انسان

ناله کرد از سرنوشتی که سستی مردم را تا همیشه برایشان به ارمغان خواهد آورد

همان ارمغان تلخی که از کربلا رقم خورده بود

 

★★★

دلنوشته برای حضرت معصومه

دلنوشته برای حضرت معصومه

 

متن کوتاه ادبی وفات حضرت معصومه (س)

 

اشک‌های «قم» به خیابان‌های اندوه و ماتم می‌ریزد

همراه با متونِ فقاهت، پس‌کوچه‌های غم، نوحه می‌خوانند

بانویی از جنس بهار، کوچ می‌کند و پرستوها را در غربتی پیوسته می‌گذارد.

 

★★★

 

کبوتران، سیاهپوش غمی بزرگ‌اند و بر رواق حرم مرثیه می‌خوانند

و زائران، اشک ریز و ماتم زده، رفتنت را به سوگ نشسته‌اند

 

★★★

 

جهان را ماتم عظماست امشب

عزای دختر موساست امشب

نه تنها شهر قم ماتم گرفته

زمین و آسمان را غم گرفته

 

★★★

 

معصومه (س) نمود واقعی ارادت بـه ولایت اسـت.

معصومه، قصه بلند نرسیدن و فدا شدن راه ولایت اسـت

 

★★★

 

فاطمه معصومه علیها السلام

همچون جدّه‌اش فاطمه علیها السلام،

در علم و عمل و کرامت، گوی سبقت از دیگران ربوده بود

و به راستی فاطمه دوم و جلوه‌ای از حضرت زهرا علیها السلام است

 

★★★

 

بانو ضریح مقدست سال‌هاست همه‌ عاشقان را به طواف خود خوانده،

بارگاه تو از تبار خورشید است

بانو به یمن وجود تو شهر قم بوی بهشت می‌دهد …

 

کلام پایانی

حضرت معصومه (س) یادآور معصومیت و مظلومیت است. معصوم به واسطه والا بودن در پیشگاه الهی و مظلوم به خاطر رحلت در غربت و دوری از برادر. از اینکه با مجموعه‌ای از متن ادبی، دلنوشته و دلکلمه در مورد حضرت معصومه برای روز دختر و وفات آن حضرت همراه ما بودید، بسیار سپاسگزاریم. لطفا نظرات و پیشنهادات خود را با ما به اشتراک گذارید.


ستاره
Logo