دانلود روضه شب قدر با صدای مداحان معروف (فایل صوتی به همراه متن)

در این مطلب چند روضه شب قدر صوتی با نوای مداحان معروف همچون روضه شب قدر مهدی رسولی، روضه شب قدر بنی فاطمه، روضه شب قدر محمود کریمی، روضه شب قدر میثم مطیعی، میرداماد، مرحوم احمد کافی، نریمانی و حجت الاسلام میرزا محمدی را می‌شنوید و چند متن روضه شب قدر بیست و یکم رمضان شهادت امام علی را می‌خوانید.
روضه شب قدر

ستاره | سرویس مذهبی – شب قدر شب با فضیلتی ی که در آن هر عبادتی برابر با هزار ماه عبادت است یکی از شب‌های نوزده، بیست و یکم، یا بیست و سوم این ماه است. ضربت خوردن امیرالمومنین علی (ع) نیز در شب ۱۹ رمضان و شهادت ایشان در شب ۲۱ ماه مبارک رمضان اتفاق افتاده است. در این مطلب روضه شب قدر را با صدای مداحان معروف اهل بیت می‌شنوید و چند متن روضه شب های قدر را نیز در پایان می‌خوانید. 

 

فایل صوتی روضه شب قدر با صدای مداحان اهل بیت

روضه شب قدر مهدی رسولی

 

روضه شب قدر مهدی رسولی

 

روضه شب قدر بنی فاطمه

 

روضه شب قدر بنی فاطمه

 

روضه شب قدر محمود کریمی

 

روضه شب قدر محمود کریمی

روضه شب قدر محمود کریمی

 

روضه شب قدر نریمانی

 

روضه شب قدر میرداماد

 

روضه شب قدر میثم مطیعی

 

روضه شب قدر میثم مطیعی

روضه شب قدر میثم مطیعی

 

روضه مرحوم کافی برای شب قدر

 

روضه حجت الاسلام میرزا محمدی شب قدر

 

متن روضه شب قدر بنی فاطمه (شب 21 رمضان شهادت حضرت علی)

خدا نگهدار گریه های نیمه شب

خدا نگهدار ای یتیمای عرب

خدانگهدار بچه هایی که بودین

منتظره سفره های نون و رطب

خداحافظ سفره ی نون و نمک

خداحافظ غصه ی تلخ فدک

خدا حافظ چاه غم های علی

خداحافظ کوچه و صبر و محن

خداحافظ روزگار ، خداحافظ غم یار

خداحافظ بچه ها ، خداحافظ ذوالفقار

بابا حیدر بابایی …

***

پلک های بستت تنمو میلرزونه

فرق شکسته ات تنمو میلرزونه

صدات میلرزه تا با من حرف میزنی

صدای خسته ات( دلم و میلرزونه)2

خداحافظیت جوابم میکنه

*امشب شب یتیمیه زینب،دیگه باید بهت چه جوری بگم،زینب دیگه بی بابا شد*

دوباره خونه علی غوغا شده

زخم سر مولای کوفه وا شده

صدای ناله ضعفش نیمه شب

مثل شبای آخر زهرا شده

***

*هر طبیبی آوردن گفتن دیگه علی رفتنیه ای گداهای نیمه شب علی،نانجیب زهرو کشیده بود به این شمشیر،زهری که وقتی طبیب نگاه کرد امیرالمؤمنین دستمال زردی رو به پیشانی بست دیگه همچین شبی صورت علی رو نگاه میکردی با اون دستمال زرد یکی شده بود،به قدری حضرت رنگ و روش برگشت؛شایدم این امشب بود نمیدونم فرمود همه برن بیرون،صورت ورم کرده یه مرتبه اشاره کرد فرمود:همه بیرون برن فقط بچه‌های زهرا کنار بستر من باشن،میخوام وصیت کنم،همه بیرون رفتن،ابی عبدالله،امام حسن،دخترانش زینب و کلثوم کنار بستر دیدن مولا یه نگاهی کرد دور و بر بستر و فرمود:حسن جان پس عباسم کجاست؟!! بابا فرمودید فقط بچه های زهرا باشن،فرمود عباسم پسر زهراست،اون ذخیره ی کربلاست …

***

اومد دید پشت در عباس سرشو پایین انداخته صدا زد داداش بیا،داداش مگه بابام نفرمودند فقط بچه های فاطمه؛صدا زد عباس مژده بهت بدم بابام گفته تو هم پسر زهرایی …” اومد کنار بستر بله بابا؟ فرمود سرتو بالا بیار” دست عباس و گرفت،هی این دست و لمس میکرد … یه مرتبه فرمود حسین جان نزدیک بیا با یه دستش دست عباس،با یه دستش دست حسین،یه وقت دیدن دست حسین و تو دست عباس گذاشت صدازد عباس حسین و به تو میسپارم …” یه نگاه کرد صدا زد عباس یادت نره حسین من کربلا غریب و تنهاست،همه جا کنار حسین باش،نکنه غم رو دل حسین بیاد،اینا پسرای زهرا هستن،حسین و تنها نزار عباس جان(من یه جای دیگه میخوام برم بسم الله من از امام رضا معذرت میخوام ببینم غیرتی ها چه میکنند)،عباس جان همه جا حواست به زینب باشه ….

***

زینب من چهار سالش بود به حسن میگفتم روشنی هارو خاموش کنه تا کسی قدو بالای زینب و نبینه،عباس کربلا حواست به زینب باشه … خدا هرکی خواهر داره براش نگه داره” یه جا زینب عباس و صدا زدم من از امام رضا معذرت میخوام اونم مجلس یزید بود سر بریده رو آوردن نانجیب چوب به لب و دندان میزد یه وقت زینب چشمش افتاد به سر بریده عباس داداش کجایی ببینی نامحرم ها دور ما ….حسین …

 

متن روضه شب قدر محمود کریمی (دعای قرآن به سر و روضه شب قدر23 رمضان)

“اَستغفرالله وَ اَتُوبُ اِلیه….”

*شب بیست و سوم ِ،  بیشترین سفارش برا امشب ِ، برا همه دعا كن، كم نمیآد،سهمیه نداری،مثلاً بگن:پنچ،شش دعات مستجاب ِ،نه،هرچی بیشتر برای افراد بیشتری دعا كنی،برای گرفتاری هاشون،برای هدایت خودت،برا دوربری هات،هر چی بیشتر دعا كنی، نشون میده بیشتر به فكر دیگران هستی، امسال بریم سراغ تهمت،عهد ببندیم دیگه تهمت نزنیم،غیبت از زنا بدتره،تهمت از غیبت،اون كسی كه اخلاقش ِ تهمت بزنه، روز قیامت خیلی گیر تر از اونیه كه غیبت می كنه، خدایا مارو از اخلاق بد دور كن،شب قدر می خواهیم بریم زیر سایه ی قرآن،دعا كنیم،خدا رو قسم بدیم،قرآن رو مقابل دیدگانت باز كن*

“اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ وَمَا فِیهِ، وَ فِیهِ اسْمُکَ الاَکْبَرُ، وَ أَسْماؤُکَ الْحُسْنى، وَ مَا یُخافُ وَ یُرْجى أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ عُتَقائِکَ مِنَ النّارِ” *همین طوری كه من این یه جمله رو می گم،به فال نیك می گیرم،شب قدر شب فاطمه است،لیلة القدر فاطمه است، توی قرآن نوشته، همه چیز بهم می ریزه كه یه نفر رو ازش سئوال كنن:*”بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ”* مادرمو برا چی كشتی؟شما كه می دونستید مادرم بارداره،بار شیشه داره. انشاءالله همه مون حاجت رواییم،گرفتاری ها بر طرف میشه، ان شاءالله امسال آقا میاد،مسلمونا همه نجات پیدا می كنند، درداتون روا میشه،حاجاتمون روا میشه، ما هم شیعه ی خوبی هستیم انشاءالله،زیر سایه ی قرآن برو، قرآن رو روی سرت بگذار، دیدی می خوای قسم بخوری،دست روی قرآن بذاری،همه میگن:نكنی این كارو، مگه قران رو همین جور میارن وسط، اما شب قدر میگه برو زیر سایه ی قرآن، بگو:من دیگه كسی رو ندارم،غیر اون كسی كه رسول خدا به ودیعه گذاشت، قرآن و فاطمه و بچه هاش و علی*

“اللَّهُمَّ به حق هَذَا الْقُرْآنِ وَ به حق مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ به حق کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِیهِ وَبِحَقِّکَ عَلَیْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ”

“بکَ یَا اللّهُ…… جل جلاله و عظم شأنه” * فرج آقامون برسان.*

“الهی: بمُحَمَّد……. صل الله علیه و آله و سلَّم” *هر چه خیره برای ما امشب به دست ِ با كفایت و مبارك امام زمان امضاء فرما*

الهی::بعَلِیٍّ…….. صلوات الله و سلامه علیه”

*دیدن یه پیرمرد، كور، جزامی تو خرابه داره گریه میكنه، ماجرای برگشت از تشییع جنازه ی آل الله، بعضی تشییع جنازه ها ماجرایی داره،دیدن یه پیرمردی داره گریه میكنه،امام مجتبی وارد خرابه شد،پیرمرد جزامی كه همه ازش دوری می كنن، امام مجتبی در آغوشش گرفت، فرمود: چی ِ ناله میزنی؟ فرمود: حبیبم الان دو سه شب ِ به من سر نزده، برام غذا می آورد،برام لقمه می گرفت، همه از من دوری می كردن اون هوامو داشت،گفت:من كه چشم ندارم، نمی دیدمش،اما هر موقع وارد می شد این سنگ ریزه های خرابه هم بهش سلام می كردن، فرمود: دیگه منتظرش نباش،او دیگه نمیآد، ولی به من گفته مراقبت باشم، علی بود،علی بود.*

“الهی:بفاطِمَةَ……… سلام الله علیها.”

*صبح دفن فاطمه داشت بر می گشت،هوا گرگ و میش بود، هر كی داشت به طرف خونه اش می رفت،دومی رسید به مقداد گفت:مقداد آماده باش دختر پیغمبر از دنیا رفته،می خواهیم بریم براش نماز بخونیم،دفنش كنیم، مقداد گفت: خواب بودی دیشب علی فاطمه شو دفن كرد، چنان سیلی به مقداد زد، مقداد روی زمین افتاد،وقتی بلند شد ، فقط گفت:یه سئوال دارم، به زهرا هم همین جور سیلی زدی؟دستت بشكنه.*

“الهی:بالْحَسَنِ……حسن بن علی صلوات الله علیه.”

در ِ خانه باز شد، اینم بعد از تشییع جنازه امام مجتبی،اولین بدنی كه روز دفن شد،عباس وارد خانه شد، سر به دیوار گذاشت،شروع كرد به ناله زدن،حالا همه توی خونه اند، دیگه دست خودش نبود، زینب آمد، داداش چی شده؟ گریه ات رو تا حالا این طور ندیدم، خوب بود تشییع جنازه؟ گفت: خانم جان! غصه ام اینه كه زور و بازوی حیدری دارم،شمشیر دارم، جلو چشمم آقامو تیر بارون كردن.بریم كربلا؟

”  الهی: بالْحُسَیْنِ….. صلوات الله علیه”

*یه قبیله ی بیابان نشین اومدن دیدن بدنا روی زمین ِ.یه چیزی میگم:تا آخر عمرت تو ذهنت باشه، بین این بدنها دیدن،یه بدن خورد،كوچلوی شیر خواره، بی سر زیر ِ آفتاب، بدن اونم دفن نكردن،شب ها حیوونا می اومدن كنار بدنشون،گرگ كنار آهو ناله می زد،شیر كنار غزال گریه می كرد، پرنده ها ناله می زدن،اینها بدن كیه اند؟یه وقت دیدن یكی از دور آمد،فرمود: برید كنار این بدنها رو من می شناسم، همه ی بدن ها رو دفن كرد،این زهیر ِ، این حبیب ِ ، این پسر عموم ِ، این داداشم ِ، اما فرمود: دارید یه قطعه حصیر بیارید؟ بدن رو ما بین حصیر قرار داد، بین خاك گذاشت، بدن شیر خواره رو روی سینه اش گذاشت، گفت: بابا رسم ِ، صورت میت رو روی خاك می گذارن، اما تو سر در بدن نداری، لب گذاشت به لب های بریده.تمام شد، گفت:بریم یه بدن دیگه مونده دفنش كنیم. كیه؟كنار علقمه. آقا این بدن كیه،دستم نداره؟ فرمود: بدن عمو جانم عباس ِ*

“الهی:بعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ……..زین العابدین صلوات الله علیه”

*همه دردامون دوا فرما، لذت مناجات رو به ما بچشان*

“الهی:بمُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ…….صلوات الله علیه”.

*قرض همه مون ادا فرما*

“الهی:بجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّد…….جعفر بن محمد ٍ صادق.صلوات الله علیه.”

*مارو عالم به وظایف مون قرار بده*

” الهی،بمُوسَى بْنِ جَعْفَر…….صلوات الله علیه “.

*داری باب الحوائج رو صدا می زنی….، رهبر عزیزمون حفظ فرما*

“الهی:بعَلِیِّ بْنِ مُوسى….بعلی بن موسی الرضا صلوات الله علیه”

*هر كی دلش مشهد ِ….،شب اول قبر آقامون به داد ما برسان*

“الهی: بمحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ…..بمحمد بن علی ٍ الجواد صلوات الله علیه  “

*ای خدا مشكل بیكاری جوونامون حل فرما، مادرا غصه بچه هاشون رو خیلی می خورن، دلواپسی مادرا رو بر طرف فرما،پدر و مادرامون ببخش و بیامرز،ما رو عاق فاطمه و عاق والدین از دنیا مبر*

“الهی: بعَلِیِّ بْنِ مُحَمَّد…….بعلی بن محمد ٍ الهادی صلوات الله علیه.”

*مرضا،مریضای منظور،طفل مریض، مرضای قلبی و اخلاقی مون و عادتی مون، هر كسی مریضی داره سفارش كرده، هر كی اومده اینجا همه بهشون التماس دعا گفتن، یه عده روی تختای بیمارستانا هستن، دكتر جواب كرده ها،سرطانی ها، همشون رو به آبروی امام هادی شفا مرحمت فرما*

“الهی: بالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ…… صلوات الله علیه”

*ای خدا شر آمریكا  و اسرائیل و دار و دسته اش،همه پیروانش،دوستانشون، به خودشون برگردان،مسلمانان عراق و سوریه و لبنان و یمن رو،نیجریه و مسلمانان شمال آفریقا، مسلمانان میانمار كه گیر بودایی های بی رحم افتادن، همه جای دنیا هر مظلومی هست از چنگال ظالمین نجات عنایت فرما،چشم مارو به جمال آقامون روشن كن، مارو به زیارت آقامون نائل فرما*

“الهی: بالْحُجَّةِ…… صلوات الله و سلامه علیه”

 

متن روضه شب قدر میرداماد (روضه شب بیست ویکم رمضان شهادت حضرت علی)

صاحب عزا کجایی گویم سرت سلامت کی می شود بیایی گویم سرت سلامت(۲)
ای آفتاب زهرا، کی شام تار ما را چون صبح دم نمایی، گویم سرت سلامت

یابن الحسن کجایی، ما اومدیم گدایی
شب قدر شب شهادت امام علی (ع) اومدی صدا میزنی، خوب دل بده

کی می شود بیایی، در صبح آشنایی ای جلوه خدایی، گویم سرت سلامت
در ماتم عزای مولا علی نشستی ای یار کربلایی گویم سرت سلامت
یابن الحسن کجایی، داد از غم جدایی

بریم در خونه امام علی (علیه السلام)، امشب کوفه چه خبره، جلوی خانه مولا علی همه جمعند…
همه اومدند ببینند چی میشه ، حال آقا امیر المومنین بهتر شده یا نه…

روی دستای یتیما کاسه های پر شیره
از نگاهشون میشه فهمید باباشون داره می میره

یکی شون با گریه می گفت دیگه هم بازی نداریم
بی تو امشب روی خاک ها غریبونه سر می ذاریم

با بچه یتیمها بازی می کرد… مرکب میشد رو پشت آقا سوار میشدند… چه آقای مهربونی بود

هر کی اومده عیادت رو لبش امن یجیبه دیگه خوب نمیشه مولا، آخرین حرف طبیبه
کنار بستر مولا صدای گریه بلنده حسنش با دست لرزون داره زخمش و می بنده
همه بی تابند و اما امون از گریه دختر مرحم زخم باباشه چادر خاکی مادر
قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه

حسین تو دیگه گریه نکن، من طاقت گریه تو رو ندارم، آخه وقتی حسین گریه میکرد، مادرش هم گریه میکرد، پیغمبر هم گریه می کرد… اصلا همه عالم گریه میکرد

قطره اشک حسین و وقتی که بابا می ببینه همه حرف و نگاهش با یل ام البنینه(۲)
عباسم تو کربلا جان تو و جان حسین… یادت نره هواش رو داشته باش

طبق سفارش آقا امیرالمومنین علی علیه السلام اومدند یه کاسه شیر برای ابن ملجم ملعون بردند…
خانم زینب خطاب به اون نانجیب گفت انشاء الله بابام خوب میشه تو رو به سزای عملت می رسونه
گفت حالا که اینجوریه بذار بگم دلت بسوزه، من اون شمشیر رو به هزار درهم خریدم، هزار درهم دادم تیزش کردند، هزار درهم دادم زهرش دادند… چه زهری اگه تو دریا بریزی ماهی ها همه می میرند… برو دیگه بابات خوب نمیشه… ای مظلوم عالم علی علی…

اما مثل امشب امام علی وصیت هاش رو به بچه هاش گفت، نیمه شب جنازه من رو روی تابوت بذارید، عقب تابوت رو بگیرید جلوی تابوت خودش بلند میشه (جبرئیل و میکاییل، ملائکه های مقرب خدا تابوت علی رو به دوش میکشند) دنبال تابوت برید هر جا فرود آمد شما هم زمین بگذارید، همونجا بر من نماز بخونید، بعد همون جا رو حفر کنید. اونجا همون جایی که پدرم نوح ۷۰۰ سال قبل از طوفان برای من حفر کرده…

به ناله های نیمه شب امام علی … الهی العفو


همراهان عزیز امیدواریم این مجموعه روضه شب قدر مورد توجه شما قرار گرفته باشد. شما می‌توانید دعای شب قدر؛ مجموعه متن دعاهای شب قدر برای احیا را نیز در ستاره بخوانید. التماس دعا…




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور