شعر در مورد کتاب؛ گلچین بهترین اشعار درباره کتاب

شعر در مورد کتاب مخاطب را به خواندن کتاب تشویق می‌کند و فواید کتاب را برمی‌شمارد، شاعران در وادی دیگر بدون اشاره به خوبی کتاب، فقط توصیفی از کتاب ارائه می‌دهند. اشعار متنوع راجع به کتاب را در ستاره بخوانید.

شعر درباره کتاب در بسیاری موارد اشاره به ارزش آن دارد و مخاطب را به خواندن کتاب تشویق و توصیه می‌کند. شاعران سنتی واژه «کتاب» را در اشعار خود به معناهای متفاوت گرفته‌اند که کتاب آسمانی یعنی قرآن و حساب و کتاب روز قیامت از آن جمله هستند؛ گاهی نیز کتاب به معنای نامه آورده شده است. از سوی دیگر گاه دفتر با کتاب مترادف و به جای آن آورده شده است. با همه این اوصاف در مطلب حاضر تعدادی از اشعار قدیم و معاصر درباره کتاب به معنای امروزی آن، مقام کتاب و شعرهایی که با مضمون کتاب مرتبط هستند، نقل شده است.
شعر کتاب - شعر در مورد کتاب

شعر در مورد کتاب و کتابخوانی

 

انواع شعر در مورد کتاب

 

شنیدم شبی در کتب خانه من
به پروانه می‌گفت کرم کتابی

به اوراق سینا نشیمن گرفتم
بسی دیدم از نسخه فاریابی

نفهمیده‌ام حکمت زندگی را
همان تیره‌روزم ز بی آفتابی

نکو گفت پروانه نیم سوزی
که این نکته را در کتابی نیابی

تپش می‌کند زنده‌تر زندگی را
تپش می‌دهد بال و پر زندگی را

اقبال لاهوری

 

✦✦✦

 

نانوشته حرف می‌خوانیم ما
این کتاب نیک می‌دانیم ما

مخزن اسرار او ما یافتیم
نقد گنج کُنج ویرانیم ما

ما به او علم لدنی خوانده‌ایم
این چنین علمی نکو دانیم ما…

شاه نعمت الله ولی

 

✦✦✦

 

شد مدتی که خشت سر خم کتاب ماست
موج شراب، سرخی سرهای باب ماست…

از بس کتاب در گرو باده کرده‌ایم
امروز خشت میکده‌ها از کتاب ماست

صائب تبریزی

 

✦✦✦

 

حریفی که از وی نیازرد کس
بسی آزمودم، کتاب است و بس

رساند سخن را به خوبی به بن
به بسم‌الله آغاز سازد سخن

نگیرد به کس سبقت از هیچ باب
از او تا نپرسی نگوید جواب

توان خواند در لوح پیشانیش
خط سرنوشت سخن‌دانیش

ز طورش به خلوتگه انجمن
همه خاموشی، با تو گوید سخن

کند مستمع، گر قبولِ کتاب
توان گفت در وصف او صد کتاب

منسوب به فخرالدین عراقی

 

✦✦✦

 

کتاب عشق بر طاق بلند است
ورای دست هر کوته پسند است

فرو گیر این کتاب از گوشه طاق
که نگشودش کس و فرسودش اوراق

ورق نوساز این دیرین رقم را
ولی نازک تراشی ده قلم را

اگر حرفت نزاکت بار باید
قلم را نازکی بسیار باید

چو مطرب نازکی خواهد در آهنگ
زند مضراب نازک بر رگ چنگ

قلم بردار و نوک خامه کن تیز
به شیرین نغمه‌های رغبت آمیز

نوای عشق را کن پرده‌ای ساز
که در طاق سپهرش پیچد آواز

فلک هنگامه کن حرف وفا را
برآر از چنگ ناهید این نوا را

حدیث عشق گو کز جمله آن به
ز هر جا قصه آن داستان به

محبت‌نامه‌ای از خود برون آر
تو خود دانی نمی‌گویم که چون آر

وحشی بافقی

 

✦✦✦

 

انیس کنج تنهایی کتاب است
فروغ صبح دانایی کتاب است

بود بی مزد و منت اوستادی
ز دانش بخشدت هر دم گشادی

ندیمی مغز داری پوست پوشی
به سر کار گویایی خموشی

درونش همچو غنچه از ورق پر
به قیمت هر ورق زان یک طبق در

ز یک رنگی همه هم روی و هم پشت
گر ایشان را زند کس بر لب انگشت

به تقریر لطایف لب گشایند
هزاران گوهر معنی نمایند

منسوب به جامی

 

✦✦✦

 

در لوح و قلم شاهد آثار کتاب است
سر منزل و مقصود گهربار کتاب است

تاریخ اگر ثبت شده در صف ایام
تصویر رخش در خور گفتار کتاب است

رب ازلی نور جلی بر قلم آموخت
بنویس که این دفتر پر بار کتاب است

در عرش قلم قامت خود تا که بیاراست
بر سجده سر آورد که دلدار کتاب است

هر نکته که بر چهره آثار نشسته
در سینه لوح همدم و معیار کتاب است

اعجاز حقیقت بطریقت دو رقم زد
اول به قلم بعد به رخسار کتاب است

در حرکت هر ذره چه در عرش و چه در فرش
منقوش سخن سینه پر کار کتاب است

هر نکته بداند و هر آن نغمه براند
در عالم هستی سر و سردار کتاب است

هر کس بشناسد سخن خالق سبحان
آن نور که نازل شده بسیار کتاب است

خالق نشناخت دیده آدم مگر آن دم
کو جانب دل شد که جهان دار کتاب است

ای دانش عالم همه در سینه تو ضبط
دانند همگان شهد گهربار کتاب است

هر دیده بینا دل روشن چو ترا دید
فهمید که سرچشمه اسرار کتاب است

هر کس به تو آویخت دل و دیده و جان را
آراست قدش این همه انوار کتاب است

از دانش روی تو فروزان دل انسان
مسکین‌ به غنا‌ می‌رسد تا یار کتاب است

حسین خیراندیش

 

✦✦✦

 

گر که خواهی پیشرفتی با شتاب
بهره بردن از زمانت خوب و ناب

لحظه‌های عمر را غافل مشو
از رفیق مهربانی چون کتاب

 

✦✦✦

عکس پرواز برگهای کتاب

 

تک بیتی در مورد کتاب

 

همچو کتابیست جهان جامع احکام نهان
جان تو سردفتر آن فهم کن این مسئله را

مولانا

 

✦✦✦

 

ای حسن خط از دفتر اخلاق تو بابی
شیرینی از اوصاف تو حرفی ز کتابی

 

✦✦

 

از دست قاصدی که کتابی به من رسد
در پای قاصد افتم و بر سر نهم کتیب

 

✦✦

 

ز دست گریه کتابت نمی‌توانم کرد
که می‌نویسم و در حال می‌شود مغسول

 

✦✦

 

هر باب از این کتاب نگارین که برکنی
همچون بهشت گویی از آن باب خوشترست

سعدی

 

✦✦✦

 

صد کتاب صبر بر خود خوانده‌ام
چون کنم، بی‌صبرم و درمانده‌ام

عطار

 

✦✦✦

 

بشوی اوراق اگر هم‌درسِ مایی
که علم عشق در دفتر نباشد

 

✦✦

 

جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم

 

✦✦

 

دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
فراغتی و کتابی و گوشه چمنی

حافظ

 

✦✦✦

 

نیست کاری به دورویان جهانم صائب
روی دل از همه عالم به کتاب است مرا

صائب تبریزی

 

✦✦✦

 

گفتند که در هیچ کتابی ننوشتند
هر مسئله عشق کز ایشان طلبیدم

وحشی بافقی

 

✦✦✦

 

در کتاب ما غشی بوده‌ست و در مهتاب آب
عمرها شد بیدل‌ از خود می‌رویم‌ و چاره‌ نیست

بیدل دهلوی

 

✦✦✦

 

از کتابی که منش در خواندم
لوح محفوظ نخستین ورق است

عرفی شیرازی

 

✦✦✦

 

در صد کتاب یک سخن از سر عشق نیست
گفتیم یک سخن که در آن صد کتاب بود

 

✦✦

 

به وصف ساده‌رخان محتشم کتابی ساخت
ولی چو دید خطت خط بر آن کتاب کشید

محتشم کاشانی

 

✦✦✦

 

بر حاشیه کتاب چون نقطه شک
بی کارنه‌ایم اگر چه در کار نه‌ایم

ابوسعید ابوالخیر

 

✦✦✦

 

کتاب و پیمبر چه بایست اگر
نشد حکم کرده نه بیش و نه کم؟

ناصرخسرو

 

✦✦✦

 

علمی بطلب که کتابی نیست
یعنی ذوقی است، خطابی نیست

شیخ بهایی

 

✦✦✦

 

یک صفحه پر از خلاصه شوق
بهتر ز دو صد کتاب بی ذوق

امیرخسرو دهلوی

 

✦✦✦

 

همه عالم کتاب حق تعالی است
عرض اعراب و جوهر چون حروف است

شیخ محمود شبستری

 

✦✦✦

 

زاهد آن راز که جوید ز کتاب و سنت
گو به میخانه در آی و ز نی و چنگ شنو

هاتف اصفهانی

 

✦✦✦

 

روزی هزار بار بخوانم کتاب صبر
گوشم به توست لاجرم از بر نمی‌شود

خاقانی

 

✦✦✦

 

در مکتب محبت آن مه فروغیا
الا کتاب مهر کتابی نداشتند

فروغی بسطامی

 

✦✦✦

 

احمق، کتاب دید و گمان کرد عالم است
خودبین، به کشتی آمد و پنداشت ناخداست

 

✦✦

 

خواندن نتوانیش چون، چه حاصل
در خانه هزارت اگر کتابست

 

✦✦

 

چو کتابیست ریا، بی ورق و بی خط
چو درختیست هوی، بی بن و بی اغصان

 

✦✦

 

چو شاگردی مکتب دیو کردی
ببایست لوح و کتابش بخوانی

پروین اعتصامی

 

✦✦✦

 

کتاب عاریه دادن به مردمان ندهد
تو را نتیجه جز آه و حسرت و افسوس

ادیب الممالک فراهانی

 

✦✦✦

 

بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید

قیصر امین پور

 

✦✦✦

 

من و توایم دو پژمرده گل میان کتاب
من و توایم دو دلبسته از قدیم به هم

فاضل نظری

 

✦✦✦

 

داستان عاشقی‌مان، چند دفتر می‌شود
شرح هجران تو اما، خود کتاب دیگری‌ست

محسن نظری

 

✦✦✦

 

کتاب حافظم از دست من کلافه شده است
چقدر آمدنت را… چقدر فال زدم

سیدحمیدرضا برقعی

 

✦✦✦

 

من و تو آن کتاب در بادیم
می‌وزد باد و باز می‌گردیم

و نوشته است روی هر صفحه:
«راه بسته است،باز می‌گردیم!»

سیداکبر میرجعفری

 

✦✦✦

 

با کتاب کار دانا می‌شوی
صاحب یک ذهن پویا می‌شوی

 

نقاشی انتزاعی کتاب

 

شعر نو در مورد کتاب

 
دلم را ورق می‌زنم
به دنبال نامی که گم شد
در اوراق زرد و پراکنده این کتاب قدیمی
به دنبال نامی که من…
-من شعرهایم که من هست و من نیست –
به دنبال نامی که تو…
-توی آشنا، ناشناس تمام غزل‌ها-
به دنبال نامی که او…
به دنبال اویی که کو؟

 

✦✦
 

پروانه‌های خشک شده، آن روز
از لای برگ‌های کتاب شعر
پرواز می‌کنند

قیصر امین‌پور

 

✦✦✦

 

صبح است
سبو را از آب پر کرده‌ام
کتاب‌ها را با شراب شسته‌ام
می‌دانستم تو کتاب‌های سفید را دوست داری
و پارچه‌های آغشته به ابر را
به تو تعارف می‌کنم

احمدرضا احمدی

 

✦✦✦

 

کتاب‌هایم را بر هم می‌نهم
تا از آنها تخت‌گاهی بیافرینم
و در این پست آباد، بر آن بایستم
تا تو
تنها تو!
مرا ببینی!
ور نه شعر
جز خودزنی نامتناهی تازیانه نیست
در محکمه‌ای که قاضی و محکوم هر دو منم
و پُتککِ حکمم را
جز به مجازات خویش
بر میز نمی‌کوفم!

کتاب‌هایم را بر هم می‌نهم
تا بر تخت‌گاه خودساخته‌ام بایستم
و تو را
در مهتابی بالادست
بوسه‌ای بفرستم

یغما گلرویی

✦✦✦

 

چقدر جای من
در بین کتاب‌های تاریخ خالی‌ست
بس که
با چشم‌های تو جنگیده‌ام

حمید سلاجقه

 

✦✦✦

 

دیگر چه باشی چه نباشی
تنها کتاب بالینیِ من شده‌ای
در این اتاقِ پُر از کتاب‌های ناخوانده

عباس صفاری

 

✦✦✦
«شعر نو عاشقانه درباره کتاب»

 

برایم کتابی بخوان
کتابی که هر واژه‌اش عطر مخصوص دارد
و هر صفحه‌اش ابتدای بهار است
و هر فصل آن، شاخه‌ای از رسیدن.

 

✦✦✦

 

اگر روزی بمیرم
تمام کتاب هایی را که دوست دارم
با خودم خواهم برد
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد
و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم
بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم
دراز می کشم

 

عکس کتاب و برگ پاییزی

 

کتاب در شعر شاعران جهان

 

تمامِ آن چیزی که درباره تو در سرم هست
ده‌ها کتاب می‌شود
اما تمام چیزی که در دلم هست
فقط دو کلمه است:
دوستت دارم

ویکتور هوگو

 

✦✦✦

 

عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی‌دانستند

 

✦✦

 

ای قامتت بلندتر از قامت بادبان‌ها
و فضای چشمانت
گسترده‌تر از فضای آزادی…
تو زیباتری از همه کتاب‌ها که نوشته‌ام
از همه کتاب‌ها که به نوشتنشان می‌اندیشم
و از اشعاری که آمده‌اند
و اشعاری که خواهند آمد
 
نزار قبانی

 

✦✦✦

 

لب‌هایت را
بیشتر از تمامی کتاب‌هایم دوست می‌دارم
چرا که با لبان تو
بیش از آنکه باید بدانم، می‌دانم

لب‌هایت را
بیشتر از تمامی گل‌ها دوست می‌دارم
چرا که لب‌هایت لطیف‌تر و شکننده‌تر از تمامی آنهاست

لب‌هایت را
بیش از تمامی کلمات دوست می‌دارم
چرا که با لب‌های تو
دیگر نیازی به کلمه‌ها نخواهم داشت

ژاک پرِوه

 

عکس کتاب باز

شعر طنز درباره کتاب

 

ما سی قفسه کتاب داریم
یک مشت کتاب ناب داریم

در مورد اکثر مسائل
در این قفسه جواب داریم

در حوزه مبحث سیاسی
ما ریشه انقلاب داریم

یک چند کتاب زیرمیزی
در منقبت شراب داریم

در بخش امور ماورائی
تعبیرنگار خواب داریم

یا اینکه برای خواب راحت
طراحی رخت خواب داریم

یک دفتر شعر طنز جالب
از شخص ابوخراب داریم

در علم مهندسی رساله
از خالق فاضلاب داریم

صد جلد کتاب با مسمی
در پختن این کباب داریم

یک جلد کتاب زیر خاکی
با برگه ضد آب داریم

از کل کتابهای «صادق»
ما «وق وق بی صاحاب» داریم!

در حیطه جانور شناسی
آناتومی عقاب داریم

هر چند که مطلقاً نخوانیم
در بحث کتاب هم ندانیم

با این همه این کتابخانه
حالا شده چلچراغ خانه

پیش فک و فامیل و رفیقان
یا پیش تمامی رقیبان

سرمایه با کلاسی ماست
با آن پُز ما همیشه غوغاست

دیزاین درون خانه زیباست
یک جور نماد سطح بالاست

از برکت این کتابخانه
لفاظی بی حساب داریم

هر جا سخن از کتاب باشد
حرف و سخن و خطاب داریم

در خواندن و فهمشان اگر کُند
در فخر به آن شتاب داریم

مجید مرسلی

عکس کتابهای روی هم چیده شده

 

شعر کتاب کودکانه

 

من یار مهربانم
دانا و خوش زبانم

گویم سخن فراوان
با آن که بی زبانم

پندت دهم فراوان
من یار پند دانم

من دوستی هنرمند
با سود و بی زیانم

از من مباش غافل
من یار پند دانم

عباس یمینی شریف

 

✦✦✦

 

دوست دارم کتاب‌هایم را
قصه زیباست، شعر هم زیباست

من همیشه کتاب می‌خوانم
بهترین دوستم، در این دنیاست

 

✦✦✦

 

یک روز در اتاقم
تنها نشسته بودم

بی حال و کم حوصله
غمگین و خسته بودم

برادرم به من داد
چند کتاب قصه

گفت بخوان ای خواهر
دوری بکن ز غصه

من آن کتاب‌ها را
خوشحال و شاد خواندم

با قصه غصه‌ها را
از قلب خویش راندم

شد باز در به رویم
درهای روشنایی

می یافتم از آن پس
رفیق آشنایی

 

✦✦✦

 

کتاب من یه قصه است
قصه‌ای از یه دنیا

کتاب من یه دوسته
دوست همه بچه‌ها

کتاب چه مهربونه
هرچیزی رو می‌دونه

یاد می‌گیریم از کتاب
درس‌های خوب و زیبا

 

✦✦✦

 

بچه‌ها من کتابم آماده جوابم
از دست بچه لوس، همیشه در عذابم

‎ بچه لوس کتابو می‌اندازه این ور و اون ور
جر می‌دهدکاغذاش و از اولش تا آخر

بچه خوب کتاب و تو قفسه می‌ذاره
هر وقت که لازم داره از اونجا بر میداره

 

✦✦✦

 

اون چیه که لباس
ورق ورق پوشیده

هزار هزار تا لغت
رو دامنش خوابیده

پیرهنش از کاغذه
رو پوشش از مقوا

رو پیرهنش گاهی هست
نقاشی‌های زیبا

دوست همه‌ بچه‌ها
کتاب خوب و زیبا

 

✦✦✦

 

روز کودک مادرم
هدیه ای زیبا خرید

بعد از این انگار من
دوستی دارم جدیدیک رفیق کاغذی

یک رفیق از جنس چوب
نازک است و نازنین

خوشگل و دانا و خوبدر کنار دوستم
می نشینم روی تخت

این رفیق مهربان
می دهد بود درخت

در دلم این روزها
شوق بی اندازه است

توی دست کوچکم
یک کتاب تازه ست

“دادیار احمدی”

 

✦✦✦

 

من یه کتاب دارم
پر از گل و ستاره

یه خونه عروسک
هزار تا قصه داره

کتاب خوشگل ما
قصه می گه برامون

قصه مادربزرگ
تو شب های زمستون

تو باغ قصه ما
حیووانا مهربونن

پرنده ها تو باغش
با هم آواز می خونن

 

✦✦✦

 

هر کی کتاب می خونه
اینو باید بدونه

کتاب برای همه
یه دوست مهربونه

 

در انتها متن‌هایی را بخوانید که اگرچه شعر نیستند ولی با بیانی آهنگین کتاب را برای خواننده توصیف می‌کنند

 

سرت را قدری بیاور جلوتر تا باز هم آهسته‌تر بگویم:
بهترین دوستِ انسان؛ انسان است نه کتاب.
کتاب‌ها، تا آن حد که رسمِ دوستی و انسانیت بیاموزند، معتبرند.
نه تا آن حد که مثل دریایی مُرده از کلمات مُرده، تو را در خود غرق کنند و فرو ببرند.
تو در کوچه‌ها انسان خواهی شد نه در لا به لای کتاب‌ها.
تو در کوه‌ها، در جاده‌ها، و در کنارِ ستمدیدگانِ واقعی،
رسم زندگی را یاد خواهی گرفت
نه با غوطه خوردن در آثاری که در اتاق‌های دربسته نوشته شده

و نویسندگانش هرگز نسیم را ندانسته‌اند و قایقی در تن طوفان را…

نادر ابراهیمی

 

✦✦✦

 

من زندگی کردم،نگاه کردم و خواندم.

مگر با خواندن چه میشود کرد؟باخواندن تقریبا همه چیز را میفهمی.
من هم میخوانم . . . ولی یک نوع خواندن در همه موارد مناسب نیست ، بلکه هر خواننده نیاز به نوع خاصی از خواندن دارد.
عده ای حتی یک عمر میخوانند ولی هرگز از حد متن فراتر نمیروند ، آنها به صفحه ای میچسبند و نمیدانند که کلمات ، همچون سنگ های بستر رودخانه برای رفتن به آن طرف هستند.

 

از اینکه با مجموعه شعر کتاب (شعر در مورد کتاب و کتابخوانی) همراه ما بودید بسیار سپاسگزاریم. ۲۴ آبان‌ماه روز کتاب و کتابخوانی است. روزی که در ان توصیه به خواندن کتاب و بالا بردن دانش فردی شده است. آیا شما فرد اهل مطالعه هستید؟ چقدر از ساعات شبانه روز را به مطالعه کتاب اختصاص می‌دهید؟


ستاره
Logo