مرجع کامل تعبیر خواب
تاریخ انتشار: ۱۳ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۱
کد خبر: ۱۶۰۶۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
شعر درباره سکوت آنقدر متنوع و گسترده است که از فواید خاموشی در ادبیات تعلیمی تا تحمل سکوت از دوری محبوب در ادبیات عاشقانه را دربرمی گیرد.

بن مایه سکوت در انواع شعر پارسی دیده می‌شود. شعر درباره سکوت اگر در ادبیات تعلیمی باشد، فواید خاموشی و به زبان نیاوردن حرف‌های بیهوده را به نظم درآورده است و به این گونه سکوت در معنای مثبت به کار رفته است. در اشعار عرفانی سکوت از تواضع و فروتنی و خاموشی در برابر حق نشان دارد. در اشعار عاشقانه شاعر گاهی از سکوت معشوق و جواب ندادن او به ناله‌های عاشقانه‌اش گلایه دارد یا خود شاعر از نداشتن همزبان ناچار سکوت کرده است. شعر در مورد سکوت از بزرگان ادب پارسی، شعر معاصر در قالب سنتی با موضوع سکوت، شعر نو درباره سکوت و سکوت در شعر شاعران جهان را در ستاره بخوانید.

تصویر سکوت


گلچین اشعار درباره سکوت از شاعران بزرگ پارسی


اگر پای در دامن آری چو کوه

سرت ز آسمان بگذرد در شکوه

زبان درکش ای مرد بسیار دان

که فردا قلم نیست بر بی زبان

صدف وار گوهرشناسان راز

دهان جز به لؤلؤ نکردند باز

فروان سخن باشد آگنده گوش

نصیحت نگیرد مگر در خموش

چو خواهی که گویی نفس بر نفس

نخواهی شنیدن مگر گفت کس؟

نباید سخن گفت ناساخته

نشاید بریدن نینداخته

تأمل کنان در خطا و صواب

به از ژاژخایان حاضر جواب

کمال است در نفس انسان سخن

تو خود را به گفتار ناقص مکن

کم آواز هرگز نبینی خجل

جوی مشک بهتر که یک توده گل

حذر کن ز نادان ده مرده گوی

چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

صد انداختی تیر و هر صد خطاست

اگر هوشمندی یک انداز و راست

چرا گوید آن چیز در خفیه مرد

که گر فاش گردد شود روی زرد؟

مکن پیش دیوار غیبت بسی

بود کز پسش گوش دارد کسی

درون دلت شهر بندست راز

نگر تا نبیند در شهر باز

ازان مرد دانا دهان دوخته‌ست

که بیند که شمع از زبان سوخته‌ست

سعدی

✦✦✦✦✦✦

ای برادر گر تو هستی حق طلب

جز به فرمان خدا مگشای لب

گر خبر داری ز حی لایموت

بر دهان خود بنه مهر سکوت

ای پسر پند و نصیحت گوش کن

گر نجاتی بایدت خاموش کن

هر کرا گفتار بسیارش بود

دل درون سینه بیمارش بود

عاقلان را پیشه خاموشی بود

پیشه جاهل فراموشی بود

خامشی از کذب و غیبت واجبست

ابلهست آن کو بگفتن راغبست

ای برادر جز ثنای حق مگو

قول حق را از برای دق مگو

هر که در بند عبارت می‌شود

هرچه دارد جمله غارت می‌شود

دل ز پر گفتن بمیرد در بدن

گرچه گفتارش بود اندر عدن

وانکه سعی اندر فصاحت می‌کند

چهره دل را جراحت می‌کند

رو زبان را در دهان محبوس دار

وز خلایق خویش را مایوس دار

هر که او بر عیب خود بینا شود

روح او را قوتی پیدا شود

عطار نیشابوری

✦✦✦✦✦✦

...نفس تو گر ز نطق یابد قوت

لب ببند از سخن به مهر سکوت

ور ز خاموشی‌اش نصیب افتاد

بایدت لب به گفت و گوی گشاد

گفت و گویی کلید صدق و صواب

نه که گردد مزید بعد و حجاب

گر کند عقل و شرع حکم سخن

تو به طبع و هوا خموش مکن

ور نباشد سخن فروشی خوش

رخت بر ساحل خموشی کن

جامی

✦✦✦✦✦✦

صمت عادت کن که از یک گفتنک

می‌شود تاراج، این تخت الحنک

ای خوش آنکو رفت در حصن سکوت

بسته دل در یاد «حی لایموت»

رو نشین خاموش، چندان ای فلان

که فراموشت شود، نطق و بیان

خامشی باشد، نشان اهل حال

گر بجنبانند لب، گردند لال

شیخ بهایی

عکس سکوت


شعر معاصر درباره سکوت در قالب سنتی


من سکوت خویش را گم کرده‌ام

لاجرم در این هیاهو گم شدم

من که خود افسانه می‌پرداختم

عاقبت افسانه‌ مردم شدم

ای سکوت، ای مادر فریادها

ساز جانم از تو پرآوازه بود

تا در آغوش تو راهی داشتم

چون شراب کهنه، شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت

تو مرا بردی به شهر یادها

من ندیدم خوش‌تر از جادوی تو

ای سکوت، ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو، گم شدم

تو کجایی تا بگیری داد من؟

گر سکوت خویش را می‌داشتم

زندگی پر بود از فریاد من

فریدون مشیری

✦✦✦✦✦✦

روزی دل من که تهی بود و غریب

از شهر سکوت به دیار تو رسید

در شهر صدا که پر از زمزمه بود

تنها دل من قصه مهر تو شنید

چشم تو مرا به شب خاطره برد

در سینه دلم از تو و یاد تو تپید

در سینه سردم، این شهر سکوت

دیوار سکوت به صدای تو شکست

اردلان سرافراز

✦✦✦✦✦✦

از تو سکوت مانده و از من صدای تو

چیزی بگو که من بنویسم به جای تو

حرفی که خالی‌ام کند از سال‌ها سکوت

حسّی که باز پُرکُنَدَم از هوای تو

این روزها عجیب دلم تنگِ رفتن است

تا صبح راه می‌روم و پا به پای تو

در خواب حرف می‌زنم و گریه می‌کنم

بیدار می‌کنند مرا دست‌های تو

هی شعر می‌نویسم و دلتنگ می‌شوم

حس می‌کنم کنارَمی و آه! جای تو...

این شعر را رها کن و نشنیده‌ام بگیر

بگذار در سکوت بمیرم برای تو

اصغر معاذی

✦✦✦✦✦✦

گفتم که ای غزال! چرا ناز می‌کنی؟

هر دم نوای مختلفی ساز می‌کنی؟

گفتا: به درب خانه‌ات ار کس نکوفت مشت

روی سکوت محض تو در باز می‌کنی؟

کارو دِردِریان

✦✦✦✦✦✦

سکوت کرده‌ای رفیق! سکوت سهم ما نبود

سکوت اگر چه حرف داشت به خوبی صدا نبود

دل شکسته کسی وبال گردن تو نیست

چه بی‌هوا دلم شکست! ولی نه بی‌هوا نبود

کسی که شیشه دل ترانه مرا شکست

صدای بی محبتش برایم آشنا نبود

رفیق! زندگی همین دو روز ‌های و هوی نیست

وگرنه عمر غاز‌ها به کوچ مبتلا نبود

هزار بار گفته‌اند: «چرا سکوت می‌کنی؟»

مگر همین سکوت تلخ جواب این چرا نبود؟!

سکوت کرده‌ام رفیق! سکوت زخم کهنه ایست

کبوتر صدایمان از اولش رها نبود!

منا کرمی

تایپوگرافی سکوت


تک بیتی های ناب با موضوع سکوت


خلوتیان گریخته نقل سکوت ریخته

ز آنک سکوت مست را هست قوی وقایتی

✦✦

تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیایی

مگر احمقم گرفتی که سکوت شد جوابم

✦✦

چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم

هوش مرا به رغم من ناطق راز می‌کنی

مولانا

✦✦✦✦✦✦

مرا نه زهره گفت و نه صبر خاموشی

رقیب نامتناسب چه اهل صحبت توست

✦✦

سعدی ثنای تو نتواند به شرح گفت

خاموشی از ثنای تو حد ثنای تست

سعدی

✦✦✦✦✦✦

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم

حافظ

✦✦✦✦✦✦

نیست از کوته زبانی بر لبم مهر سکوت

تیغ‌ها پوشیده در زیر سپر باشد مرا

✦✦

مهر سکوت بر لب ساحل نهاده‌اند

چون ناله جرس تهی از خویش گشتگان

✦✦

جاهلان را پرده پوشی نیست بهتر از سکوت

پای خواب آلود بیدارست تا در دامن است

✦✦

هر که صائب چون صدف بر لب زند مهر سکوت

از دهانش گوهر سیراب می‌آید برون

✦✦

مهر سکوت با دل بی آرزو خوش است

از خامشی چه سود چو گویاست آرزو

صائب تبریزی

✦✦✦✦✦✦

ز ما و من به سکوت ای حباب قانع باش

که غیر ضبط نفس نام این معما نیست

بیدل دهلوی

✦✦✦✦✦✦

چو با جمعی دچارم کرد از من صد سخن پرسد

چو تنها بیندم مهر سکوتش بر دهن باشد

محتشم کاشانی

✦✦✦✦✦✦

از عشق کز اوست بر لبم مهر سکوت

هر دم رسدم بر دل و جان قُوَّت و قوت

هاتف اصفهانی

✦✦✦✦✦✦

سکوت معنویان را بیا و کار بساز

لباس مدعیان را بسوز و دور انداز

سکوت معنویان چیست عجز و خاموشی

لباس مدعیان چیست گفتگوی دراز

سنایی

✦✦✦✦✦✦

نیست حالی در دل شاعر خیال‌انگیزتر

از سکوت خلوت اندیشه‌زای نیم‌شب

رهی معیری

✦✦✦✦✦✦

تو شهریار بیان از سکوت نیم‌شب آموز

گمان مبر که گرم لب تکان نخورد خموشم

✦✦

ماهتابست و سکوت و ابدیت یا نیز

سر سپاریم به مرغ حق و هوئی بزنیم

✦✦

زمینه‌ای‌ست سکوت از برای صوت و صدا

ولی سکوت طبیعت زبان لال و کری

شهریار

✦✦✦✦✦✦

اگر دانی زبان اختران را

شبانه بشنوی راز جهان را

سکوت شب به صد آهنگ خواند

به گوشت قصه‌های آسمان را

خلیل الله خلیلی

✦✦✦✦✦✦

ساحل جواب سرزنش موج را نداد

گاهی فقط سکوت، سزای سبکسری‌ست

✦✦

به دست لفظ به معنا شدن نمی‌گنجم

سکوت آهم و در صد سخن نمی‌گنجم

فاضل نظری

✦✦✦✦✦✦

به گوش می‌شنوم هر شب از هجوم خیال

صدای گرم تو را در سکوت خانه هنوز

برای کودک گریان ترانه می‌خواندی

مرا ز خواب برانگیزد آن ترانه هنوز

نادر نادرپور

✦✦✦✦✦✦

من بغض سنگینم، سکوتم، تو صدایم باش

حرفی بزن! هنگامه آوازهایم باش

ناصر فیض

✦✦✦✦✦✦

سکوت می‌کنم و حرف می‌زنم با تو

دراین مباحثه دیوانه‌تر منم یا تو؟

پوریا شیرانی

✦✦✦✦✦✦

بخوان نگاه مرا از سکوت سنگینم

بفهم حال مرا از سری که بر میز است

مسعود جعفری

✦✦✦✦✦✦

اذان گریه بلند است از مناره چشم

به روزه‌دارِ سکوتت بگو که افطار است

مسیح مسیحا

✦✦✦✦✦✦

به تب و لرز تلخِ تنهایی

به سکوتی که نیست عادت کن

امید صباغ نو

✦✦✦✦✦✦

تنها تلاشش انتظار است و سکوت است

پروانه‌ای که توی تار عنکبوت است

عظیم زارع

عکس لب دوختن


گلچین شعر نو در مورد سکوت


سکوت آب

می‌تواند خشکی باشد و فریاد عطش

سکوت گندم

می‌تواند گرسنگی باشد و غریو پیروزمند قحط

هم‌چنان که سکوت آفتاب

ظلمات است

اما سکوت آدمی

فقدان جهان و خداست:

غریو را

تصویر کن!

✦✦

هیچ کس

با هیچ کس

سخن نمی‌گوید

که خاموشی

به هزار زبان

در سخن است

احمد شاملو

✦✦✦✦✦✦

این شعرها که بوی سکوت می‌دهند

از غیبت لب‌های توست

کلمات

مثل زنجره‌های خشکیده تابستانی

از معنا خالی شدند

و در انتظار مورچه‌هایند

توشه بار زمستانی‌شان را

در حفره تاریک خالی کنند

اندوهی که سرازیر می‌شود

در سینه خاموش من

شمس لنگرودی

✦✦✦✦✦✦

سکوت کرده‌ام

که فراموشت کنم

اما مدام

مثل زنبوری سرگردان

رانده از کندویش

دورِ گلم می‌گردم

شهاب مقربین

✦✦✦✦✦✦

تو سکوت می‌کنی

فریاد زمانم را نمی‌شنوی

یک روز من سکوت خواهم کرد

و تو آن روز برای اولین بار

مفهوم «دیر شدن» را خواهی فهمید...

حسین پناهی

✦✦✦✦✦✦

بودن من بی‌مخاطب مانده است

من و عشق تنها مانده‌ایم

تا تنهایی نیز بر راز آفرینش افزوده شود

امشب از آن شب‌هایی است

که سکوت حرف اول را می‌زند!

✦✦

سکوت که می‌کنی

وزن جهان را تنها به دوش می‌کشم

و کم که می‌آورم

زمین آنقدر کند می‌چرخد

که تو توی تقویم می‌ماسی

و من

آونگ می‌مانم

بین حقیقتِ تو

و افسانه‌ای که از تو در سرم دارم

سکوت که می‌کنی

شب پشتِ پلک‌های سکوت

حتم می‌کند که تو هم تنهایی

مهدیه لطیفی

✦✦✦✦✦✦

وقتی که دور از همگان

بخواهی خواب عزیزت را برای آینه تعبیر کنی

معلوم است که سکوت علامت آرامش نیست...

سیدعلی صالحی

✦✦✦✦✦✦

گفتی: سال‌های سرسبزی صنوبر را

فدای فصل سرد فاصله‌مان نکن!

من سکوت کردم!

گفتی: یک پلک نزده،

پرنده پندارم

از بام خیال تو خواهد پرید!

من سکوت کردم!

گفتی: هیچ ستاره ای

دستاویز تو در این سقوط بی‌سرانجام‌ام

نخواهد شد!

من سکوت کردم!

گفتی: دوری دست‌ها و هم‌کناری دل‌ها

تنها راه رها شدن است!

من سکوت کردم!

گفتی: قول می‌دهم هر از گاهی

چراغ یاد تو را در کوچه بی‌چنار و چلچله

روشن کنم!

من سکوت کردم!

سکوت کردم، اما

دیگر نگو که هق هق ناغافلم را

از آن‌سوی صراحت سیم و ستاره نشنیدی!

یغما گلرویی

✦✦✦✦✦✦

تو هیچ می‌دانستی از سکوت هم می‌شود الهام گرفت؟

که روشنی همیشه بشارت‌بخش

و پرواز همیشه هم رهایی‌بخش نیست؟

که باید ساعت‌ها فقط بنشست تا رهایی آموخت؟

گیتا صرافی

✦✦✦✦✦✦

تو را از شاخه می‌چینم

که برایم گنجشک باشی

این ‌روزهای سکوت و وحشت را

پُر از آوازِ رفتن کنی...

رضا کاظمی

✦✦✦✦✦✦

آن‌قدر از عشق می‌گویم

آن‌قدر می‌نویسم

که صدای سکوت من

دنیا را پر کند

تو فقط دست‌های من را

عاشقانه بگیر

فریادش با من!

علیرضا اسفندیاری

تایپوگرافی سکوت


منتخب شعر جهان با مضمون سکوت


سکوت

سرشار از سخنان ناگفته است

از حرکات ناکرده

اعتراف به عشق‌های نهان

و شگفتی‌های بر زبان نیامده

در این سکوت

حقیقت ما نهفته است

حقیقت تو

و من

مارگوت بیکل

ترجمه احمد شاملو

✦✦✦✦✦✦

به تو اندیشیدن سکوت من است

عزیزترین، طولانی‌ترین و طوفانی‌ترین سکوت

تو درونم هستی، همیشه

همچون قلبی که ندیده‌ام

همچون قلبی که به درد می‌آورد

همچون زخمی که زندگی می‌بخشد

روبر دسنوس

✦✦✦✦✦✦

در زیر سکوت تو گنجی است

خاموش و مغرور

همچون میراث یک دهکده دور

گنجی پنهان

در خطر هجوم غارتگران

گنجی که من دیده‌ام

و خود را به ندیدن می‌زنم

آنتوان دوسنت اگزوپری

✦✦✦✦✦✦


سکوت را می‌پذیرم

اگر بدانم

روزی با تو سخن خواهم گفت

تیره بختی را می‌پذیرم

اگر بدانم

روزی چشم‌های تو را خواهم سرود

مرگ را می‌پذیرم

اگر بدانم

روزی تو خواهی فهمید

که دوستت دارم

جبران خلیل جبران


گروه فرهنگ و هنر ستاره

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
محمودی
۱ سال پیش
در این غروبِ سرد، تَشَر می زند سکوت

امشب دوباره سازِ دگر می زند سکوت



وقتی دهانِ پنجره ها بسته می شود

یعنی که بی ملاحظه پر می زند سکوت



خورشید مُرده است و در این زمهریرِ مرگ

در لا به لای آینه سر می زند سکوت!



وقتی زبانِ زنجره ها را بُریده اند

بر حنجرِ ترانه، تبر می زند سکوت



نقشی شبیه بُغضِ کبودِ کبوتران

در کوچه های سردِ سحر می زند سکوت



…من در اتاقِ کوچکِ خود فکر می کنم

روزی هزاربار به در می زند سکوت !



دکتر یدالله گودرزی
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
محمودی
۱ سال پیش
در این غروبِ سرد، تَشَر می زند سکوت

امشب دوباره سازِ دگر می زند سکوت



وقتی دهانِ پنجره ها بسته می شود

یعنی که بی ملاحظه پر می زند سکوت



خورشید مُرده است و در این زمهریرِ مرگ

در لا به لای آینه سر می زند سکوت!



وقتی زبانِ زنجره ها را بُریده اند

بر حنجرِ ترانه، تبر می زند سکوت



نقشی شبیه بُغضِ کبودِ کبوتران

در کوچه های سردِ سحر می زند سکوت



…من در اتاقِ کوچکِ خود فکر می کنم

روزی هزاربار به در می زند سکوت !



دکتر یدالله گودرزی