زیباترین اشعار و غزلیات درباره غدیر

شعر عید غدیر خم نشان ارادت شاعران شیعه بوده و در ادبیات فارسی از جایگاه ویژه برخوردار است. با مجموعه‌ای از قصیده و غزل و مثنوی های مختلف با مضمون عید غدیر خم در این مطلب با ستاره همراه شوید.

ستاره | سرویس سرگرمی – عید غدیر خم مصادف با 18 ذی الحجه است که آیه «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى»(آیه 3 سوره مبارکه مائده) بر قلب حضرت محمد(ص) نازل شد و پس از آن پیامبر اکرم (ص) با فراخواندن همه حج‌گزاران فرمودند: «مَن کُنتُ مولاه فَهذا علیّ مولاه أللهم والِ من والاه و عادِ من عاداه» و به این ترتیب جانشینش را برای تمامی مسلمانان اعلام و تمام کرد. به این مناسبت‌ مجموعه زیبایی از شعر عید غدیر را برای شما گرداوری کرده‌ایم. با ما همراه باشید.

شعر عید غدیر

 

شعر عید غدیر

قسم به جان تو ای عشق ای تمامی هست
که هست هستی ما از خم غدیر تو مست

در آن خجسته غدیر تو دید دشمن و دوست 
که آفتاب برد آفتاب بر سر دست

نشان از گوهر آدم نداشت هر که نبود 
به خمسرای ولایت خراب و باده پرست

به باغ خانه تو کوثری بهشتی بود 
که بر ولای تو دل بسته بود صبح الست

در آن میانه که مستی کمال هستی بود 
به دور سرمدی‌ات هر که مست شد پیوست

بساط دوزخیان زمین ز خشم تو سوخت 
چو در سپاه ستم برق ذوالفقار تو جست

هنوز اشک تو بر گونه زمان جاری‌ست 
ز بس که آه یتیمان، دل کریم تو خست

ز حجم غربت تو می‌گریست در خود چاه 
از آن به چشمه چشمش همیشه آبی هست

هنوز کوفه کند مویه از غریبی تو 
زمانه از غم تنهایی‌ات به گریه نشست

دمی که خون تو محراب مهر رنگین کرد 
دل تمامی آیینه‌ها ز غصه شکست

نصرالله مردانی

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

باز تابید از افقْ روزِ درخشانِ غدیر
شد فضا سرشار عطرِ گل ز بستان غدیر

موج زد دریای رحمت در بیابان غدیر
چشمه های نور جاری شد ز دامان غدیر

شد غدیر خُم تجلی گاه انوار خدا
تا در آن جا جلوه گر شد نور مِصباحُ الهُدی

آفرینش را بُوَد بر سوی آن سامان نگاه
ما سوی اللّه منتظر تا چیست فرمان اِله

ناگهان خَتمِ رُسُل، آن آفتاب دین پناه
بر فراز دست می‌گیرد علی را همچو ماه

تا شناساند به مردم آن ولی اللّه را
«والِ مَن والاه» خواند، «عادِ مَن عاداه» را

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام
بر تو ای روز امامت از همه امت سلام

از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام
ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

از ولای مُرتضی دل را چراغان می‌کنیم
با علی بار دگر تجدید پیمان می‌کنیم

سیدرضا مؤید

← شعر عید غدیر →

 

رباعی و دوبیتی عید غدیر

غدیر خم از غیرت به جوش است‏
ببین قرآن ناطق را خموش است

خم غدیر از کف این مى ترست‏
زآنکه على ساقى این کوثر است

احمد عزیزى

✿☆✿

 

ماه صد آئینه دارد نیمه شب‌ها در غدیر
روزها می‌‏گسترد خورشید، خود را بر غدیر

پیش چشم آسمان، پیشانى باز على‏
آفتاب روى زهرا در پس معجر غدیر

یوسفعلى میر شکاک

✿☆✿

سایبان باور نکردم مه شود بر آفتاب‏
تا ندیدم بر فراز دست احمد بو تراب

آرى آرى ماه بر خورشید گردد سایبان‏
مصطفى گر آفتاب آید، على گر ماهتاب

طائى شمیرانى

✿☆✿
← شعر عید غدیر →

بیاویزد آن کس به غدر خداى‏
که بگریزد از عهد روز غدیر

چه گوئى به محشر اگر پرسدت‏
از آن عهد محکم شبر یا شبیر

حکیم ناصر خسرو

✿☆✿

بر شیعه کنون وقت سرور و طرب است
جام طرب از غدیرخم لب به لب است

شادی خود اظهار نما با صلوات
گر شیعه‌ای و شاد نباشی عجب است


✿☆✿

 

امروز نبی هم به علی می‌بالد
تا روز ابد نام علی می‌ماند
عالم به هزار لهجه در عید غدیر
آوای قشنگ یا علی می‌خواند

جواد مزنگی

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

بر ختم رسل یار و وزیر است علی
شیر است و شهیر است و دلیر است علی
مقصود خدا و نبی از عهد غدیر
این بوده که بر خلق امیر است علی

✿☆✿

با هیچ کسم غیر علی عهدی نیست
شیرین‌تر از این نام مرا شهدی نیست
با پور علی تازه کنم عهد غدیر
فرقی به میان حیدر و مهدی نیست

عیسی ثاقب بخشایش

✿☆✿

امروز که دین مصطفی شد تکمیل
با آیه اکملت لکم در تنزیل
بر ختم رسالت و ولایت صلوات
رفتن به بهشت جاودان شد تسهیل

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

ای غدیر خم که هستی روز بیعت با امام
بر تو ای روز امامت از همه امت سلام
از تو محکم شد شریعت، وز تو نعمت شد تمام
ما به یاد آن مبارک روز و آن زیبا پیام

✿☆✿

در عید غدیر شادی ام افزون است
اندوه و غم و غصه ز دل بیرون است
شکرانه این عید فرستم صلوات
این سینه ام از حب علی مشحون است

✿☆✿

غافل مشو از عید غدیر و برکات
امروز خدا گشوده است باب نجات
جبریل و ملائک همه با امر خدا
سر داده ز گل دسته هستی صلوات

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

عیدی چو غدیر این قدر معظم نیست
حبلی چو ولایتش چنین محکم نیست
بر رشته محکم ولایت صلوات
بیچاره بود هر که مستعصم نیست

 

گلچین قصیده و غزل عید غدیر

دستی به هوا رفت و دو پیمانه به هم خورد 
در لحظه «می» نظم دو تا شانه به هم خورد

دستور رسید از ته مجلس به تسلسل 
پیمانه «می» تا سر میخانه به هم خورد

دستی به هوا رفت و به تایید همان دست 
دست همه قوم صمیمانه به هم خورد

«لبیک علی » قطره باران به زمین ریخت 
«لبیک علی» نور و تن دانه به هم خورد

یک روز گذشت و شب مستی به سر آمد 
یعنی سر سنگ و سر دیوانه به هم خورد

پس باده پرید از سر مستان و پس از آن 
بادی نوزید و در یک خانه به هم خورد

مهدی رحیمی

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

می‌رسد بر مشام بوی غدیر
مرغ دل پر زند بسوی غدیر

دل بود شاد ومست می‌گردد
چون خورد جرعه از سبوی غدیر

عرشیان هم به عرش حق بودند
سالیانی در آرزوی غدیر

هجدهم از مه خدایی حج
گشت هنگام گفتگوی غدیر

حج پایانی پیمبر بود
کاروان رفت سمت و سوی غدیر

جمع گشتند پیروان رسول(ص)
همگی در میان کوی غدیر

امر حق را بیان نمود رسول
کردفریاد به چارسوی غدیر

که علی(ع)بعد من بود مولا
شد علی وار رنگ وبوی غدیر

زآنزمان افتخار شیعه بود
سند محکم نکوی غدیر

دوستدار علی گرفته بسی
آبرویی زآبروی غدیر

کل اعیاد مسلمین یکسو
یکطرف عید تازه روی غدیر

تا ابد شرمسار حق باشد
دشمن مرتضی،عدوی غدیر

هرچه خواهی بخواه در این روز
می‌دهد حق به آبروی غدیر

اسماعیل تقوایی

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

به رسم عشق گشودم زبان… عجب دستی
و دست! رفته سوی آسمان، عجب دستی

غدیر! عید غدیر است در تمام کرات
که دم گرفته زمین و زمان، عجب دستی

نبی! به حکم ید الله فوق ایدیهم
به حکم سوره اقرا بخوان عجب دستی

بگو که اشهد ان علی، ولی الله
کشیده دست به کل اذان عجب دستی

قسیم جنت و نار است علی خدا رو شکر
که هست «دست علی یارتان» عجب دستی 

قسم به وصله نعلین و پینه دستش
که لال مانده به وصفش زبان… عجب دستی

غدیر لحظه شیرین و فاطمیه غم است
بگو که بسته شده روضه خوان عجب دستی

محمد موحدی مهرآبادی

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

صدای کیست چنین دلپذیر می‌آید؟
کدام چشمه به این گرمسیر می‌آید؟

صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر می‌آید؟

چه گفته است مگر جبرئیل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر می‌آید

خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید:‌ کسی دستگیر می‌آید

کسی بزرگ‌تر از آسمان و هر چه در اوست
به دست‌گیری طفل صغیر می‌آید

علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری به نذیر می‌آید

کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی که به نرمی موج حریر می‌آید

کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بی‌نظیر می‌آید

خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر می‌آید

به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر می‌آید

خبر دهید به یاران:‌ دوباره از بیشه
صدای زنده یک شرزه شیر می‌آید

خم غدیر به دوش از کرانه‌ها، مردی
به آبیاری خاک کویر می‌آید

کسی دوباره به پای یتیم می‌سوزد
کسی دوباره سراغ فقیر می‌آید

کسی حماسه‌تر از این حماسه‌های سبک
کسی که مرگ به چشمش حقیر می‌آید

غدیر آمد و من خواب دیده‌ام دیشب
کسی سراغ من گوشه‌گیر می‌آید

کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش
به دیده‌بوسی عید غدیر می‌آید

شبیه چشمه کسی جاری و تپنده، کسی
شبیه آینه روشن ضمیر می‌آید

علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر می‌آید

شبیه آیه قرآن نمی‌توان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر می‌آید؟

مگر ندیده‌ای آن اتفاق روشن را؟
به این محله خبرها چه دیر می‌آید

بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه‌گاه قیامت اسیر می‌آید

بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر می‌آید

علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر می‌آید

مرتضی امیری اسفندقه

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

گل همیشه بهارم غدیر آمده است‏
شراب کهنه ما در خم جهان باقى است

خداى گفت که «اکملت دینکم»، آنک‏
نواى گرم نبى در رگ زمان باقى است

قسم به خون گل سرخ در بهار و خزان‏
ولایت على و آل، جاودان باقى است

گل همیشه بهارم بیا که آیه عشق‏
بنام پاک تو در ذهن مردمان باقى است

سید مصطفى موسوى گرمارودى

 

عکس نوشته عید غدیرخم عید الله الاکبر

← شعر عید غدیر →

 

سر زد از دوش پیمبر، ماه در شام غدیر
تا که جبرائیل او را داد پیغام غدیر

مژده داد او را ز ذات حق که با فرمان خویش
نخل هستى بار و بر آرد در ایام غدیر

دین خود را کن مکمل با ولاى مرتضى‏
خوف تا کى باید از فرمان و اعلام غدیر

می‌شود مست ولاى مرتضى، از خود جدا
هرکه نو شد جرعه‏‌اى از باده جام غدیر

شد بپا هنگامه‏‌اى در آسمان و در زمین‏
تا ولایت شد على را ثبت، هنگام غدیر

شور و شوقى شد در آن صحراى سوزان حجاز
مرغ اقبال آمد و بنشست بر بام غدیر

عشق مولا در دلم از زاد روز من نشست‏
بر جبینم حک بود تا مرگ خود نام غدیر

محمد على سالارى

✿☆✿
← شعر عید غدیر →

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر
ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

رودها با یکدگر پیوست کم‏ کم سیل شد
موج می‌‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

هدیه جبریل بود «الیوم اکملت لکم»
وحى آمد در مبارک باد مولى در غدیر

با وجود فیض«اتممت علیکم نعمتى»
از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر کس على را دید گفت‏
آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

بر لبش گل‌واژه «من کنت مولا» تا نشست‏
گلبن پاک ولایت شد شکوفا در غدیر

«برکه خورشید» در تاریخ نامى آشناست‏
شیعه جوشیده ا‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

محمد جواد غفورزاده

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

ستاره سحر از صبح انتظار دمید
غدیر از نفس رحمت بهار چکید

گرفت دست قدر، رایت شفق بر دوش‏
زمین به حکم قضا آب زندگى نوشید

بر آسمان سعادت ز مشرق هستى‏
سپیده داد نوید تولد خورشید

به باغ، بلبل شوریده رفت بر منبر
چو از نسیم صبا بوى عشق یار شنید

ز خویش رفته، نواخوان عشق بود و سرود
به بانک زیر و بم، اسرار خطبه توحید

فتاد غلغله در باغ و شورشى انگیخت‏
که خیل غنچه شکفت و به روى او خندید

هوا ز عطر گلاب محمدى مشحون‏
زمین به عترت و آل رسول بست امید

رسول، سدره‌‏نشین شد، على به صدر نشست‏
پى تکامل دینش خداى کعبه گزید

گرفت پرچم اسلام را على در دست‏
از این گزیده زمین و زمان به خود بالید

به یمن فیض ولایت شراب خم الست‏
به عشق آل على از غدیر خم جوشید 

یحیى حدادى ابیانه

 

عکس نوشته عید غدیر؛ بزرگترین عید مسلمانان

← شعر عید غدیر →

 

مثنوی عید غدیر

شد غدیر خم، هلا، ای عاشقان
می‌وزد عطر علی از آسمان

چیست تفسیر غدیر خم؟ علی
عشق را مولا، عدالت را ولی

چیست تفسیر غدیر خم؟ ولا
رستخیز عشق، بیعت با خدا

چیست تفسیر غدیر خم؟ حریم
رو به روی ما، صراط مستقیم

چیست تفسیر غدیر خم؟ امید
مژده رحمت به امت، بوی عید

چیست آیا این غدیر خم؟ سحر
صبح صادق، نور لبخند ظفر

چیست آیا؟‌ ساقی و ساغر، شراب
آتشی در جان هستی، عشق ناب

چیست آیا؟ خنده فتح المبین
روز اکمال رسالت، عید دین

چیست آیا؟ سیب سرخی ناگهان
سهم ما از عشق، آری عاشقان

در غدیر خم خدا شد منجلی
در دل خورشیدی مولا علی

چیره شد فرمانروای آفتاب
گشت سهم آفرینش، نور ناب

عشق بارید و زمین آیینه شد
مهربانی وارد هر سینه شد

گفت پیغمبر: ‌علی نور خداست
بعد من، او پیشوا و مقتداست

ای شمایان! امت سبز زمین
در میان خلق عالم، بهترین

حرف حق این است و در آن شبهه نیست
هم علی حق است و هم حق با علی‌ست

عشق را در قلب خود دعوت کنید
با علی، ‌نور خدا، بیعت کنید

در غدیر خم ولایت شد قبول
برد بالا دست مولا را رسول

رفت بالا دست خورشید غدیر
شد امام و متدای ما، امیر

نور احمد، برگرفت از رخ نقاب
«آفتاب آمد، دلیل آفتاب»

چون علی، نور خدای سرمد است
بیعت ما با علی، با احمدست

شد ز عشق حق، وجودش صیقلی
هر که بیعت کرد، با نور علی

آمده عید ولایت، عاشقان
روز اکمال رسالت، عاشقان

در غدیر خم، بیا کامل شویم
«یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم

«یاعلی» گوییم تا بالا شویم
قطره‌ها، ای قطره‌ها دریا شویم

با علی،‌ نور خدا، بیعت کنیم
عشق را در قلب خود، دعوت کنیم

با علی، هم‌عهد و هم‌پیمان شویم
هم‌زبان و هم‌دل قرآن شویم

با علی، قرآن ناطق، بوتراب
سوره عصمت، امام آفتاب

عکس نوشته عید غدیر - عید ولایت

← شعر عید غدیر →

 

زیباترین سرودهای عید غدیر

سبد سبد گل بیارید
وصیّ خاتم اومده

مژده بدید که در غدیر
علی اعظم اومده

کهکشان‌ها طشتی از نور آوردند
آسمان‌ها دورِ حیدر می‌گردند

حاجیان پیش چشم افلاکیان
جمله با عشق بیعت حیدر بیعت کردند

همیشه قلبم ـ آقام حیدر
توی غدیره ـ آقام حیدر
اینو می‌خوونه ـ آقام حیدر
آقام امیره ـ آقام حیدر
امیر قلبم علی مولا

سبد سبد گل بیارید
وصیّ خاتم اومده

مژده بدید که در غدیر
علی اعظم اومده

در غدیر خم دستش دستِ پیغمبر
دینی گشته رویِ ساقی کوثر

گفته پیغمبر آن که سرورش هستم
بعد از این دیگر باشد سرورش حیدر

آقا فداتم ـ آقام حیدر
خودم گداتم ـ آقام حیدر
تا زنده باشم ـ آقام حیدر
خودم باهاتم ـ آقام حیدر
امیر قلبم علی مولا 

سبد سبد گل بیارید
وصیّ خاتم اومده

مژده بدید که در غدیر
علی اعظم اومده

شیعه در شادی و غم یا علی گوید
آل پیغمبر هر دم یا علی گوید

در سماء ذکرِ مَلَک یا علی باشد
حضرت داور خود هم یا علی گوید

علی کلامه ـ آقام حیدر
علی آقامه ـ آقام حیدر
حسرت عمرم ـ آقام حیدر
جواب سلامه ـ آقام حیدر
امیر قلبم علی مولا

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

افلاکیان، با عرشیان، عاشقن و علی سرشتند
یه یا حیدر، با رنگ سبز، رو طاق عرشِ حق نوشتند

نوشتن عاشق علی چو ماهه
اگه گدا باشه ولی یه شاهه
کسی که بی علی باشه تباهه

دلم علی رو می‌خونه، حبّ علی رو می‌دونه
فکر نکنم حتی آتیش، این دلمو بسوزونه

آسمون‌ها ـ کهکشون‌ها ـ ستاره بارون شدن امشب
عرش اعلا ـ نبی و مولا ـ هر دو تا مهمون شدن امشب

چون شب عید شیعه‌ها، غدیره ـ غدیره
دلا به ذکر یا علی اسیره ـ اسیره
علی مدال رهبری می‌گیره ـ می‌گیره

خوشا به حال سیّدا که جدّ اون‌ها علیه
میون قلب سیّدا یه نورِ سبزِ جلیه

امشب در دل ـ فرشته‌ها ـ عشق غدیر خم و دارند
امشب حیدر ـ با پیغمبر ـ نغمه «اکملتم»و دارند

زمین و آسمون که در خروشند ـ خروشند
لباس عشق و معرفت می‌پوشند ـ می‌پوشند

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

تو دین و دنیای منی (یا علی مولا)
تمام سودای منی (یا علی مولا)

امیر و مولای منی (یا علی مولا)
امید فردای منی (یا علی مولا)

یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی

پشت و پناه من تویی (یا علی مولا)
گرمی آه من تویی (یا علی مولا)

اوج نگاه من تویی (یا علی مولا)
رهبر راه من تویی (یا علی مولا)

یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی

نظر نما شاه عرب شیر یزدان
مدد علی مرتضی شاه مردان

تویی سلطان کرامت ـ تویی آن شاه شهامت
فاتح قلعه خیبر ـ من به قربان مرامت

تو جانشین احمدی (یا علی مولا)
حجت حق سرمدی (یا علی مولا)

بر همگان سرآمدی (یا علی مولا)
نور دلِ محمّدی (یا علی مولا)

یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی ـ یا مرتضی

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

ای اهل ولا هستی خود به کف بگیرید
عیدی خود از شهشنشه نجف بگیرید
تاکه اسمش و می برم گره های کارم وامیشه
من ازش قطره می خوام روزیه دلم دریا می شه
علی مولا علی مولا
عاقل ندیدم عاشق و دیونت نباشه
عاشق ندیدم در به در خونت نباشه
تو هفتا آسمون یه ستاره دارم علیه
توی چهار فصل خدا پائیز و بهارم علیه
علی مولا علی مولا
من قرار گذاشتم تو دلم با علی مولا
تا جون و نفس دارم بگم یاعلی مولا
برا آفرینشت سنگ تموم گذاشت خدا
برا زیبایی تو هیچ چیزی کم نذاشت خدا
علی مولا علی مولا
آب و گلت از کجاست که هیچ ملک ندیده
هیچ کس تو وجودی این همه نمک ندیده
خرج تو کرده خدا هرچی که ذوق وهنره
کی دیده کوه نمکی که از عسل شیرین تره
علی مولا علی مولا

یوسف حق پرست

 

✿☆✿

جرعه جرعه، می عشق ناب می ریزه تو، دلای بی تاب
امشب پیش چشای مهتاب عشقت میشه یه دُر نایاب
دستای ولی الله تو دست رسول الله
جبرئیل میگه ماشالله
دین بی تو نمی مونه رویای ناتمومه
دل بی تو میشه دیونه
فردا حیدر، میشه مولای ما توی ظلمت، ماه شب های ما
عشق یکتای، دل های ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر

شور و غوغا در، آسمون برپاست ملک و حوری، بینشون نجواست
اینه ذکر هر، کسی که اونجاست تویی مولامون تا، دنیا دنیاست
عشق رب فقط حیدر ذکر لب فقط حیدر
نور شب فقط حیدر، حیدر حیدر
آقای همه دل ها ذکر موجای دریا
یا مولا علی یا مولا
با مهر تو کار دل ها بدمستیه مدیون تو همه ذرات هستیه
ذکر حیدر چاره هر بن بستیه
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر

ماه و خورشیدِ، آسمون عشق رسول و حیدر، سایه بون عشق
ولایت میشه، نرده بون عشق دل ما پر شد، ز جنون عشق
دل رو ما به تو دادیم از این عشق تو شادیم
سر تا پا همه فریادیم
تنها راه سعادت تنها راه شهادت
راه سبز ولایت
یک روز میشه که، همه دنیای ما پر میشه از، ولایت مولای ما
یعنی روز، ظهور اون آقای ما
فاتح خیبر و بدر و حنین و فاتح هر دل شیدایی
گرچه خدا نه مثل خدایی ذات تو گشته معمایی
حیدر حیدر حیدر حیدر

حسین ایزدی

 

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

ولایت حیدر مبارک، امامت حیدر مبارک
از آسمونا داره می باره، ماه و ستاره، بگو دوباره
جشن حیدر مبارک
علی علی مولا یا حیدر

امشب شب عید غدیره، مردم فقط علی امیره
خدا میذاره از آسمونا، تاج ولایت به سر مولا
علی علی مولا یا حیدر

میره بالا منبر پیمبر، می گیره به دست دست حیدر
می خونه که من کنت مولا، فهذا مولا، علیٌ مولا
حیدر گردیده رهبر
علی علی مولا یا حیدر

کامل شده دین الهی، قرآن داره میده گواهی
کسی که تبریک بگه به مولا، حوالش و میدن به زهرا
علی علی مولا یا حیدر

محمد مهدی روحی

✿☆✿

← شعر عید غدیر →

 

تو آسمون، چه شوری برپاست خنده روی، لبای زهراست
عید غدیر، شب جشن آقاست
تو این شبا کار دلم جنونه بگید به دشمن علی بدونه
خدا خبر داد که دیگه از امشب هر چی علی بگه فقط همونه
خشم علی، یه پا قیامته
خصم علی، کمال خفته
اسم علی، خدایی بهترین عبادته
مولانا یاحیدر، یامرتضی
عبد توام، تو آقای منی ستاره، تو شبهای منی
پای توام، تو هم امید فردای منی
بین تموم دلبرا محشری عشقه به والله برا تو نوکری
تا روز محشر به خودم می بالم حیدری‌ام حیدری‌ام حیدری
خوب یا بدم، آقا جون همینم
آرزومه، تو صحنت بشینم
ایشالا که، همه تونو تو نجف ببینم
مولانا یاحیدر، یامرتضی

میثم میرزایی

 

عکس نوشته عید غدیر - انتخاب حضرت علی به جانشینی پیامبر

← شعر عید غدیر →

 

ترکیب بند عید غدیر؛ توصیف وقایع

فردوس به صحرای کویر آمده امروز 
یا با نفس صبح عبیر آمده امروز 

فرمان ز خداوند غدیر آمده امروز 
پیغمبر اسلام بشیر آمده امروز 

عید است ولی عید غدیر آمده امروز 
حیدر به همه خلق امیر آمده امروز 

اصحاب، رس رود ارس را بگذارید 
در عید علی دل به محمد بسپارید 

عید است ولی عید خداوند قدیر است 
عیدی است که پیغمبر اسلام بشیر است 

عیدی است که حیدر به همه خلق امیر است 
عیدی است که بر جان عدو نار سعیر است 

این عید نه نوروز، نه مرداد، نه تیر است 
این عید غدیر است غدیر است غدیر است 

حق است که از پاره دل گل بفشانید 
تا عیدی خود را ز محمد بستانید 

عیدی که ز معبود رضایت شده کامل 
انوار جهانگیر هدایت شده کامل 

از سوی خدا لطف و عنایت شده کامل 
با نطق نبی امر وصایت شده کامل 

آئین پیمبر به نهایت شده کامل 
ابلاغ رسالت به ولایت شده کامل 

جبریل دل از خواجه عالم برباید 
با نغمه اکلمت لکم دینکم آید 

حکم آمده از خالق دادار، محمد 
ابلاغ کن از لعل گهربار، محمد 

ای دست خداوند تو را یار، محمد 
برگیر عنان ناقه نگهدار، محمد 

مگذار رود قافله مگذار، محمد 
فریاد ز اعماق وجود آر، محمد 

اعلام کن این حکم خداوند غدیر است 
بعد از تو علی بر همه خلق امیر است 

او شیر خدا فاتح پیکار تو بوده 
جان بر کف و پیوسته خریدار تو بوده 

در غزوه، احزاب و احد یار تو بوده 
در حمله اشرار طرفدار تو بوده 

در غار حرا شمع شمع شب تار تو بوده 
شمشیر تو و خالق دادار تو بوده 

این است که یک لحظه تو را ترک نگفته 
این است که در موج خطر جای تو خفته 

ظهر است و هوا شعله، زمین گرم، خدا را 
بینید همه تابش خورشید و فضا را 

آورده به یاد همگان روز جزا را 
بگشوده پیمبر دو لب روح فزا را 

یکباره ندا داد همه قافله ها را 
نه قافله ها خلق زمین را و سما را 

حجاج نه، عالم شده سر تا بقدم گوش 
با نطق دل آرای محمد همه خاموش 

منبر ز جهاز شتران حکم ز داور 
داننده و گوینده آن حکم پیمبر 

عنوان سخن رهبری ساقی کوثر 
شمشیر نبی شیر خدا فاتح خیبر 

کای خلق بدانید همه تا صف محشر 
از ابیض و از اسود و از اصفر و احمر 

هر کس که منم بر وی و بر نفس وی اولا 
او راست علی ابن عمم رهبر مولا 

این دست قدیر است قدیر است قدیر است 
بر خلق بشیراست بشیر است بشیر است 

پیوسته نذیر است نذیر است نذیر است 
خورشید منیر است منیر است منیر است 

دانا وبصیر است بصیر است بصیر است 
تا حشر امیر است امیر است امیر است 

این حج و زکوه است و صلوه است صیام است 
تا حشر امام است امام است امام است 

این است که بر دوزخ و بر نار قسیم است 
این است که تاحشر زعیم است زعیم است 

این بر همه اسرار، علیم است علیم است 
این آیت عظمای خداوند عظیم است 

این است که مهرش همه جنات نعیم است 
این است که بغضش شرر نار جحیم است 

این است که از نار بشر را برهاند 
در حشر شما را به محمّد برساند 

ای مردم عالم به علی روی بیارید 
بر خاک علی چهره طاعت بگذارید 

بر صفحه دل نام علی را بنگارید 
میراث نبی را به وصیش بسپارید 

از غیر علی، غیر علی دست خدا را بفشارید 
با دست علی، دست خدا را بفشارید 

این نصّ کلام الله و این قول رسول است 
با مهر علی طاعت کونین قبول است 

این جان نبی اصل نبی دست اله است 
بی دوستیش هر چه ثواب است گناه است 

در حشر تباه است تباه است تباه است 
این است که بر لشگر دین میر سپاه است 

این است که بر خلق پناه است پناه است 
قرآن و خداوند گواه است گواه است 

کامروز زمعبود عنایت شده کامل 
توحید و نبوت به ولایت شده کامل 

این است امیری که خدا خوانده امیرش 
این است وزیری که نبی خوانده وزیرش 

این است بشیری که رسل بوده بشیرش 
این است بصیری که خرد خوانده بصیرش 

این است بزرگی که بزرگیست حقیرش 
این است صراطی که نجات است مسیرش 

بودند علی دوست اگر مردم عالم 
بالله قسم خلق نمی‌گشت جهنم 

سرچشمه لطف و کرم و جود علی بود 
از روز ازل شاهد و مشهود علی بود 

بر لوح و قلم مقصد و مقصود علی بود 
در ارض و سما عابد و معبود علی بود 

بر خیل ملک ساجد و مسجود علی بود 
تا هست علی باشد و تا بود علی بود 

مردم، علی و آل علی مشعل نورند 
بی نور علی مردم عالم همه کورند 

ما غیر علی در دو جهان یار نداریم 
داریم علی را به کسی کار نداریم 

با دشمن او جز سر پیکار نداریم 
بیم از ستم و طعنه اغیار نداریم 

جز دوستی حیدر کرّار نداریم 
بی او همه هیچیم و خریدار نداریم 

روزی که سرشتند به عالم گل ما را 
دادند همان لحظه به حیدر دل ما را 

ای جان نبی جان دو عالم به فدایت 
جنّ و ملک و حوری و آدم به فدایت 

ارواح رسولان مکرم به فدایت 
صد موسی و صد عیسی مریم به فدایت 

لوح و قلم و عرش معظم به فدایت 
هر چند نیم قابل، من هم به فدایت 

تا هست زبان سخن و نطق و سپاسم 
بالله قسم جز تو امیری نشناسم

ای همدم ما پیش تر از آمدن ما 
ای مُهر تولای تو نقش کفن ما 

با مِهر تو حق روح دمیده به تن ما 
با حّب تو جان باز رود از بدن ما 

روزی که زبان یافت توان در دهن ما 
شد نام دل آرای تو اول سخن ما 

میثم نه، همه شفیته دار تو هستند 
خاک قدم میثم تمار تو هستند

غلامرضا سازگار

← شعر عید غدیر →
 

بحر طویل عید غدیر

ساقی از خمّ ولایم بچشان باده که امشب به تولای علی مست شوم، بی خبر از هست شوم، عاشق یکدست شوم، سر بکشم، پر بکشم، حلقه اقبال زنم، از قفس خاکی تن بال زنم، لب به سخن باز کنم، خوانم و پرواز کنم، گویم و اعجاز کنم، بر دو جهان ناز کنم، مدح علی بر همه آغاز کنم، هان منم و عشق امیرم، به همین عشق اسیرم، که کشد سوی غدیرم، روم و دامن دلدار بگیرم، نگهی افکند آنگونه که صد بار شوم زنده و صد بار بمیرم، چه غدیری، چه امیری، چه بشیری، چه مه و مهر منیری، چه قیامی، چه پیامی، چه امامی، چه مقامی، همه جا بحر عنایت، همه جا نور لایت، شده از خالق معبود روایت، که بود عید ولایت، ملک و حور و پری، ارض و سما، کوه و چمن، دشت و دمن، ریگ و حجر، نخل و شجر، جنّ و بشر، یکسره کوشند مگر تا شنوند، از دو لب ختم رُسل، فخر سُبل، هادی کل، مدح علی شیر خدا را

جبرئیل آمده از سوی خداوند تعالی، به رخش نور تجلی، به لبش حکم تولّی، که الا ختم رسالت، گهر بحر جلالت، نبی امی خاتم، پدر عالم و آدم، صلوات از سوی حق بر تو بر آل تو هر دم، به علی باش مبلّغ، به تو امر از طرف خالق سرمد شده، بلّغ، برسان حکم خدا را، وَ بگو گفته ما را، که خدا یار تو باشد، اگر امروز زبان را نگشایی و تولای علی را به خلایق ننمایی و دل اهل ولا را نربایی، به خدایی که تو را داده چنین قدر و جلالت، به تو و حیدر و آلت، همه ابلاغ تو باطل شود از بدو رسالت، بگشا لعل لب و بانگ به عالم بزن و سیطره کفر و دو رویی همه بر هم بزن از شیر خدا دم بزن اینک بچشان بر همگان جام ولا را

چو شنید این سخن از پیک خدا خواجه عالم، شرف دوده آدم، نبی پاک و مکرم، همه توحید مجسم، لب جانبخش مسیحایی او غنچه صفت باز شد از هم، که الا ای همه حجاج، زن و مرد، ز پیر و ز جوان، خُرد و کلان، باز بگیرید عنان، کز طرف ذات خدای دو جهان آمده فرمان، که بگویم به شما آنچه شده وحی به من از سوی خلاق زمن، خلق در آن برکه شده جمع، چو پروانه که بر دور و بر شمع، بفرمود نبی تا ز جهاز شتران گشت به پا منبر و چشم همه بر قامت پیغمبر و بگذاشت نبی پای بر آن منبر و فرمود بسی حمد و ثنای احد داور و پس خواند یکی خطبه غرّای ز هر نقص مبرا، به نوایی که بسی بود دل آرا، به ندایی که زن و مرد شنیدند ز لعل لبش آن طُرفه ندا را

سخن ختم رسل برد ز سر هوش زن و مرد، سراپا همگان گوش، به جز نطق محمد همه خاموش، الا ای همه را بار ولایت به سر دوش، مبادا شود این قصه فراموش، که ناگاه نگاه نبی افتاد به رخسار علی، حجت حی ازلی، شیر خداوند جلی، آن به خداوند ولی، فارس میدان یلی، خواند ورا بر روی منبر به کنارش به چنان عزّ و وقارش، صلوات همه خلق نثارش، نگه ختم رسل سوی علی، شیفته روی علی، گشته ثناگوی علی، آی همه امت احمد بشتابید و بیایید و ببینید، همه دست علی را به سر دست محمد، دو لب خویش گشوده، دل یک خلق ربوده، که هر آنکس که منم رهبر و مولاش، بود تا ابدالدهر علی رهبر و مولاش، علی سرور و آقاش، علی حصن حصین است، علی سرّ مبین است، علی یاور دین است، علی یار و معین است، علی فخر زمان است، علی میر سماوات و زمین است، علی حبل متین است، امام است و امین است، همین است و همین است، علی رهبر و مولاست شما را

علی صوم و صلات است، علی حج و زکات است، علی صبر و ثبات است، علی خضر حیات است، علی نیت و تکبیر، علی حمد و رکوع است، وَ قیام است و قعود است، علی حج و علی کعبه، علی مروه، علی سعی و علی رکن و مفاف است و طواف است، علی اول اسلام، علی آخر اسلام، علی محور اسلام، علی رهبر اسلام، علی سرور اسلام، علی یاور اسلام، علی ردّ و قبول است، علی بحر عقول است، علی جان رسول است، علی زوج بتول است، علی عرش و علی فرش، وَ علی مهر و علی ماه، وَ علی آدم و نوح است، وَ خلیل است و کلیم است و مسیح است، علی یوسف و یعقوب و سلیمان و علی یونس و خضر است، علی فاتح بدر و اُحد و خیبر و احزاب، علی اصل خطاب است، ثواب است و عِقاب است، ظهور است و حجاب است، به ربّی که کریم است و رحیم است و ودود است و غفور است و حلیم است و عظیم است، خدا مثل علی شیر ندارد، دو جهان مثل علی میر ندارد، نتوان یافت همانند علی گر چه بگردید همه ارض و سما را

علی شاهد و مشهود، علی عابد و معبود، علی قاصد و مقصود، علی حامد و محمود، علی ذاکر و مذکور، علی ناصر و منصور، علی آمر و مأمور، علی ناشر و منشور، علی ناظر و منظور، علی باب مراد است، علی مرد جهاد است، علی کیست ولی الّه و وجه الّه و عین الّه و باب الّه و نور الّه و سر الّه یکتاست، علی آیت عظماست، علی عالِم اسماست، علی عالی و اعلاست، علی والی و والاست، علی شوهر زهراست، علی واسطه فیض الهی است، علی آمر و ناهی است، علی مُهر گواهی است، علی را علی را، بجز هو نشناسد، خدا را خدا را، به جز او نشناسد، بخدا غیر خدا و نبی و غیر علی، عالم خلقت نشناسند علی را، به همه خلق بگوئید که بی مهر علی هیزم نار است، گر آرید همه طاعت و تقوا و عبادات و دعا را

سخن ختم رسل را همه حجّاج شنیدند، وَ زدل نعره تکبیر کشیدند، به حیدر گرویدند، وَ مقامش همه دیدند، بدو روی نمودند و پی بیعت او دست گشودند و علی را همه از جان و دل خویش ستودند، بسی نغمه تبریک سرودند، گروهی شده مسرور، گروهی ز حسد کور، که بر خواست ز قلب کره خاک به نُه قلّه افلاک ندای علی مولا علی مولا، همه آئید و ببینید چه غوغای عظیمی شده بر پا که زن و مرد، چه از پیر و چه برنا، همه پروانه مولا، همگی مست تولا، همگی غرق تجلی، همه دلداده مولا، علی عالی اعلی، همه دیدند که عطر گل لبخند محمد به بهشت ابدی کرده مبدّل همه جا را

علی ای سرّ ودودم، علی ای بود و نبودم، علی ای غیب و شهودم، علی ای رکن و سجودم، تو قیام و تو قعودم، به تو پیوسته برازنده بود از طرف ختم رسل خلعت زیبای خلافت، تو امامی، تو قیامی، تو سلامی، تو شه عرش مقامی، تو صلاتی، تو صیامی، کرم و عزت و ایمان و شجاعت بود از تو، تو ولیّی، تو علیّی، تو همان وجه خدایی، تو همان شمس هدایی، تو همه هستی مایی، تو به هر درد دوایی، تو شفیع دو سرایی، تو شه ارض و سمایی، تو همان نفس رسولی، تو همان زوج بتولی، تو دَرِ شهر علومی، تو هماره ز دل ختم رسل عقده گشودی، تویی آنکس که همه خلق نبودند و تو بودی، به خدایی که تو را داد چنین جاه و جلالت، به ولایت، به رسالت، به فضیلت، به عدالت، که ره غیر تو کفر است و ضلالت، همه عالم ز تو گوید، دم «میثم» ز تو گوید، تو امامی، تو امامی، تو امامی، تو وصیّی، تو وصیّی، تو وصیّی، به خداوند قسم شخص رسول دو سرا را
غلامرضا سازگار

در پایان عید غدیر را به مخاطبان عزیز ستاره تبریک می‌گوییم. در صورت تمایل از طریق ارسال نظر برایمان بنویسید کدام شعر را بیشتر از بقیه دوست داشتید.


ستاره
Logo