فال حافظ
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۰
کد خبر: ۱۲۵۸۸
تعداد نظرات: ۴۶ نظر
فردوسی از شاعران نامدار ایرانی است که با سرودن شاهنامه زبان فارسی را زنده نگه داشت. با گلچینی از بهترین اشعار فردوسی با موضوعات عاشقانه، جنگ رستم و سهراب، شعر در مورد ایران و شعر شاهنامه برای کودکان همراه مجله ستاره باشید.
ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - فردوسی شاعر حماسه‌سرای پارسی و سراینده شاهنامه حماسه ملی ایران است. فردوسی در سطح جهان دارای نام و آوازه بلند است و دوستداران اشعار درباره ایران به این شاعر بزرگ بسیار علاقه‌مند هستند.
 

زندگی نامه حکیم ابوالقاسم فردوسی

ابوالقاسم فردوسی طوسی سال ۳۲۹ هجری قمری در روستای پاژ شهرستان طوس در خراسان دیده به جهان گشود. پژوهشگران سرودن شاهنامه را برپایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی می‌دانند. تنها سروده‌ای که روشن شده از اوست، شاهنامه است. فردوسی شاهنامه را در ۳۸۴ هجری سه سال پیش از برتخت‌نشستن سلطان محمود غزنوی، به‌پایان برد و در ۲۵ اسفند ۴۰۰ هجری در هفتاد و یک سالگی، تحریر دوم را به انجام رساند. سروده‌های دیگری نیز به فردوسی منتسب شده‌اند، که بیشترشان بی‌پایه هستند. فردوسی در سال ۴۱۶ هجری قمری، در طوس خراسان از دنیا رفت.
آنچه در ادامه خواهید خواند:

 

اشعار زیبای فردوسی -  اشعار فردوسی درباره ی ایران

 

گلچینی از بهترین اشعار فردوسی

شعر فردوسی در مورد اعراب
 
ﻋﺮﺏ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖ
 
ﭼﻮ ﺑﺨﺖ ﻋﺮﺏ ﺑﺮ ﻋﺠﻢ ﭼﯿﺮﻩ ﮔﺸﺖ
ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﮔﺸﺖ
 
ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻪ ﺷﺪ ﺭﺳﻢ ﻭ ﺭﺍﻩ
ﺗﻮ ﮔﻮﯾﯽ ﻧﺘﺎﺑﺪ ﺩﮔﺮ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺎﻩ
 
ﺯ ﻣﯽ ﻧﺸﺌﻪ ﻭ ﻧﻐﻤﻪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﺭﻓﺖ
ﺯ ﮔﻞ ﻋﻄﺮ ﻭ ﻣﻌﻨﯽ ﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﻓﺖ
 
ﺍﺩﺏ ﺧﻮﺍﺭ ﮔﺸﺖ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺷﺪ ﻭﺑﺎﻝ
ﺑﻪ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻝ
 
ﺟﻬﺎﻥ ﭘﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﯼ ﺍﻫﺮﯾﻤﻨﯽ
ﺯﺑﺎﻥ ﻣﻬﺮ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩ ﻭ ﺩﻝ ﺩﺷﻤﻨﯽ
 
ﮐﻨﻮﻥ ﺑﯽ ﻏﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺣﺎﺟﺖ ﺑﻪ ﻣﯽ
ﮐﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﻪ ﺳﻮﺩﯼ ﺍﺯ ﺁﻭﺍﯼ ﻧﯽ
 
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺰﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﺮﺯﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﺎﻡ
ﮔﻨﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﮔﺮﺩﺵ ﺁﺭﯾﻢ ﺟﺎﻡ
 
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﺸﮑﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﯿﺎﻩ
ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺏ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﻨﺎﻩ
 
ﭼﻮ ﺑﺎ ﺗﺨﺖ ﻣﻨﺒﺮ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﻮﺩ
ﻫﻤﻪ ﻧﺎﻡ ﺑﻮﺑﮑﺮ ﻭ ﻋﻤﺮ ﺷﻮﺩ
 
ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ
 
ﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ
ﺗﻔﻮ ﺑﺮﺗﻮ ﺍﯼ ﭼﺮﺥ ﮔﺮﺩﻭﻥ ﺗﻔﻮ
 
ﺩﺭﯾﻎ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﺷﻮﺩ
ﮐﻨﺎﻡ ﭘﻠﻨﮕﺎﻥ ﻭ ﺷﯿﺮﺍﻥ ﺷﻮﺩ
 
★★★★★
 
دانی که ایران نشست منست 
جهان سر به سر زیر دست منست
 
هنر نزد ایرانیان است و بــس 
ندادند شـیر ژیان را بکس
 
همه یکدلانند یـزدان شناس 
بـه نیکـی ندارنـد از بـد هـراس
 
دریغ است ایـران که ویـران شود 
کنام پلنگان و شیران شـود
 
چـو ایـران نباشد تن من مـباد 
در این بوم و بر زنده یک تن مباد
 
همـه روی یکسر بجـنگ آوریـم 
جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
 
همه سربسر تن به کشتن دهیم 
بـه از آنکه کشـور به دشمن دهیم
 
چنین گفت موبد که مرد بنام 
بـه از زنـده دشمـن بر او شاد کام
 
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار 
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار
 
 
 
اشعار عاشقانه فردوسی - اشعار فردوسي در مورد اعراب
 
 گزیده‌ای از بهترین اشعار فردوسی

چو زین بگذری مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
 
سرش راست بر شد چو سرو بلند
به گفتار خوب و خرد کاربند
 
پذیرنده هوش و رای و خرد
مر او را دد و دام فرمان برد
 
ز راه خرد بنگری اندکی
که مردم به معنی چه باشد یکی
 
مگر مردمی خیره خوانی همی
جز این را نشانی ندانی همی
 
ترا از دو گیتی برآورده‌اند
به چندین میانجی بپرورده‌اند
 
نخستین فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
 
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
 
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی ازین به گزین
 
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
 
چو خواهی که یابی ز هر بد رها
سر اندر نیاری به دام بلا
 
نگه کن بدین گنبد تیزگرد
که درمان ازویست و زویست درد
 
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه آن رنج و تیمار بگزایدش
 
نه از جنبش آرام گیرد همی
نه چون ما تباهی پذیرد همی
 
ازو دان فزونی ازو هم شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار


زیباترین اشعار فردوسی
 
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
 
خداوند نام و خداوند جای 
خداوند روزی ده رهنمای
 
خداوند کیوان و گردان سپهر
فروزنده ماه و ناهید و مهر
 
ز نام و نشان و گمان برترست 
نگارنده‌ی بر شده پیکرست
 
به بینندگان آفریننده را 
نبینی مرنجان دو بیننده را
 
نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه
 
سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد
 
خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی
 
ستودن نداند کس او را چو هست 
میان بندگی را ببایدت بست
 
خرد را و جان را همی سنجد اوی
در اندیشه‌ی سخته کی گنجد اوی
 
بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کی توان
 
به هستیش باید که خستو شوی 
ز گفتار بی‌کار یکسو شوی
 
پرستنده باشی و جوینده راه
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه
 
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود
 
از این پرده برتر سخن‌گاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست
 
 
اشعار زیبای فردوسی -  اشعار فردوسی درباره ی ایران - اشعار عاشقانه فردوسی - اشعار فردوسي در مورد اعراب


اشعار زیبای فردوسی

 
از آن پس که بسیار بردیم رنج
به رنج اندرون گرد کردیم گنج
 
شما را همان رنج پیشست و ناز
زمانی نشیب و زمانی فراز
 
چنین است کردار گردان سپهر
گهی درد پیش آرَدَت ، گاه مهر
 
گهی بخت گردد چو اسپی شموس
به نُعم اندرون زُفتی آردت و بؤس    
 
بدان ای پسر کاین سرای فریب
ندارد ترا شادمان بی‌نهیب
 
نگهدار تن باش و آن خرد
چو خواهی که روزت به بد نگذرد
 
بدان کوش تا دور باشی ز خشم
به مردی به خواب از گنهکار چشم
 
چو خشم آوری هم پشیمان شوی
به پوزش نگهبان درمان شوی
 
به فردا ممان کار امروز را
بر تخت منشان بدآموز را
 
مجوی از دل عامیان راستی
که از جست‌ و جو آیدت کاستی
 
وزیشان ترا گر بد آید خبر
تو مشنو ز بدگوی و انده مخور
 
نه خسروپرست و نه یزدان‌پرست
اگر پای گیری سر آید به دست
 
بترس از بد مردم بدنهان
که بر بدنهان تنگ گردد جهان
 
سخن هیچ مگشای با رازدار
که او را بود نیز انباز و یار
 
سخن بشنو و بهترین یادگیر
نگر تا کدام آیدت دلپذیر
 
سخن پیش فرهنگیان سخته گوی
گه می نوازنده و تازه‌روی
 
مکن خوار خواهنده درویش را
بر تخت منشان بداندیش را
 
هرانکس که پوزش کند بر گناه
تو بپذیر و کین گذشته مخواه
 
همه داده ده باش و پروردگار
خنک مرد بخشنده و بردبار
 
چو دشمن بترسد شود چاپلوس
تو لشکر بیارای و بربند کوس
 
به جنگ آنگهی شو که دشمن ز جنگ
بپرهیزد و سست گردد به ننگ
 
وگر آشتی جوید و راستی
نبینی به دلش اندرون کاستی
 
ازو باژ بستان و کینه مجوی
چنین دار نزدیک او آب‌روی
 
چو بخشنده باشی گرامی شوی
ز دانایی و داد نامی شوی
 
تو پند پدر همچنین یاددار
به نیکی گرای و بدی باد دار
 
همی خواهم از کردگار جهان
شناسندهٔ آشکار و نهان
 
که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیک نامی بود یارتان
 
ز یزدان و از ما بر آن کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود
 
نیارد شکست اندرین عهد من
نکوشد که حنظل کند شهد من
 
بیا تا همه دست نیکی بریم
جهان جهان را به بد نسپرسم
 
 
گر ایوان ما سر به کیوان برست
ازان بهرهٔ ما یکی چادرست
 
چو پوشند بر روی ما خون و خاک
همه جای بیمست و تیمار و باک
 
بیابان و آن مرد با تیز داس
کجا خشک و تر زو دل اندر هراس
 
تر و خشک یکسان همی بدرود
وگر لابه سازی سخن نشنود
 
دروگر زمانست و ما چون گیا
همانش نبیره همانش نیا
 
به پیر و جوان یک به یک ننگرد
شکاری که پیش آیدش بشکرد
 
جهان را چنینست ساز و نهاد
که جز مرگ را کس ز مادر نزاد
 
ازین در درآید بدان بگذرد
زمانه برو دم همی بشمرد
 
چو زال این سخنها بکرد آشکار
ازو شادمان شد دل شهریار
 
ز مادر همه مرگ را زاده‌ایم
برینیم و گردن ورا داده‌ایم
 
★★★★★
 
چو شاه اندر آمد چنان جای دید
پرستنده هر جای برپای دید
 
چنین گفت کای دادگر یک خدای
به خوبی توی بنده را رهنمای
 
مبادا جز از داد آیین من
مباد آز و گردنکشی دین من
 
همه کار و کردار من داد باد
دل زیردستان به ما شاد باد
 
گر افزون شود دانش و داد من
پس از مرگ روشن بود یاد من
 
همه زیردستان چو گوهرفروش
بمانند با نالهٔ چنگ و نوش

اشعار عاشقانه فردوسی

چراغست مر تیره شب را بسیچ
به بد تا توانی تو هرگز مپیچ

چو سی روز گردش بپیمایدا
شود تیره گیتی بدو روشنا

پدید آید آنگاه باریک و زرد
چو پشت کسی کو غم عشق خورد

چو بیننده دیدارش از دور دید
هم اندر زمان او شود ناپدید

دگر شب نمایش کند بیشتر
ترا روشنایی دهد بیشتر

به دو هفته گردد تمام و درست
بدان باز گردد که بود از نخست

بود هر شبانگاه باریکتر
به خورشید تابنده نزدیکتر

بدینسان نهادش خداوند داد
بود تا بود هم بدین یک نهاد

 

شعر جنگ رستم و سهراب

 

شعر فردوسی جنگ رستم و سهراب

دگر باره اسپان ببستند سخت
به سر بر همی گشت بدخواه بخت

به کشتی گرفتن نهادند سر
گرفتند هر دو دوال کمر

هرآنگه که خشم آورد بخت شوم
کند سنگ خارا به کردار موم

سرافراز سهراب با زور دست
تو گفتی سپهر بلندش ببست

غمی بود رستم ببازید چنگ
گرفت آن بر و یال جنگی پلنگ

خم آورد پشت دلیر جوان
زمانه بیامد نبودش توان

زدش بر زمین بر به کردار شیر
بدانست کاو هم نماند به زیر

سبک تیغ تیز از میان برکشید
بر شیر بیدار دل بردرید

بپیچید زانپس یکی آه کرد
ز نیک و بد اندیشه کوتاه کرد

بدو گفت کاین بر من از من رسید
زمانه به دست تو دادم کلید

تو زین بیگناهی که این کوژپشت
مرابرکشید و به زودی بکشت

به بازی بکویند همسال من
به خاک اندر آمد چنین یال من

نشان داد مادر مرا از پدر
ز مهر اندر آمد روانم بسر

هرآنگه که تشنه شدستی به خون
بیالودی آن خنجر آبگون

زمانه به خون تو تشنه شود
براندام تو موی دشنه شود

کنون گر تو در آب ماهی شوی
و گر چون شب اندر سیاهی شوی

وگر چون ستاره شوی بر سپهر
ببری ز روی زمین پاک مهر

بخواهد هم از تو پدر کین من
چو بیند که خاکست بالین من

ازین نامداران گردنکشان
کسی هم برد سوی رستم نشان

که سهراب کشتست و افگنده خوار
ترا خواست کردن همی خواستار

چو بشنید رستم سرش خیره گشت
جهان پیش چشم اندرش تیره گشت

بپرسید زان پس که آمد به هوش
بدو گفت با ناله و با خروش

که اکنون چه داری ز رستم نشان
که کم باد نامش ز گردنکشان

بدو گفت ار ایدونکه رستم تویی
بکشتی مرا خیره از بدخویی

ز هر گونه‌ای بودمت رهنمای
نجنبید یک ذره مهرت ز جای

چو برخاست آواز کوس از درم
بیامد پر از خون دو رخ مادرم

همی جانش از رفتن من بخست
یکی مهره بر بازوی من ببست

مرا گفت کاین از پدر یادگار
بدار و ببین تا کی آید به کار

کنون کارگر شد که بیکار گشت
پسر پیش چشم پدر خوار گشت

همان نیز مادر به روشن روان
فرستاد با من یکی پهلوان

بدان تا پدر را نماید به من
سخن برگشاید به هر انجمن

چو آن نامور پهلوان کشته شد
مرا نیز هم روز برگشته شد

کنون بند بگشای از جوشنم
برهنه نگه کن تن روشنم

چو بگشاد خفتان و آن مهره دید
همه جامه بر خویشتن بردرید

همی گفت کای کشته بر دست من
دلیر و ستوده به هر انجمن

همی ریخت خون و همی کند موی
سرش پر ز خاک و پر از آب روی

بدو گفت سهراب کین بدتریست
به آب دو دیده نباید گریست

ازین خویشتن کشتن اکنون چه سود
چنین رفت و این بودنی کار بود

چو خورشید تابان ز گنبد بگشت
تهمتن نیامد به لشکر ز دشت

ز لشکر بیامد هشیوار بیست
که تا اندر آوردگه کار چیست

دو اسپ اندر آن دشت برپای بود
پر از گرد رستم دگر جای بود

گو پیلتن را چو بر پشت زین
ندیدند گردان بران دشت کین

گمانشان چنان بد که او کشته شد
سرنامداران همه گشته شد

به کاووس کی تاختند آگهی
که تخت مهی شد ز رستم تهی

ز لشکر برآمد سراسر خروش
زمانه یکایک برآمد به جوش

بفرمود کاووس تا بوق و کوس
دمیدند و آمد سپهدار طوس

ازان پس بدو گفت کاووس شاه
کز ایدر هیونی سوی رزمگاه

بتازید تا کار سهراب چیست
که بر شهر ایران بباید گریست

اگر کشته شد رستم جنگجوی
از ایران که یارد شدن پیش اوی

به انبوه زخمی بباید زدن
برین رزمگه بر نشاید بدن

چو آشوب برخاست از انجمن
چنین گفت سهراب با پیلتن

که اکنون که روز من اندر گذشت
همه کار ترکان دگرگونه گشت

همه مهربانی بران کن که شاه
سوی جنگ ترکان نراند سپاه

که ایشان ز بهر مرا جنگجوی
سوی مرز ایران نهادند روی

بسی روز را داده بودم نوید
بسی کرده بودم ز هر در امید

نباید که بینند رنجی به راه
مکن جز به نیکی بر ایشان نگاه

نشست از بر رخش رستم چو گرد
پر از خون رخ و لب پر از باد سرد

بیامد به پیش سپه با خروش
دل از کردهٔ خویش با درد و جوش

چو دیدند ایرانیان روی اوی
همه برنهادند بر خاک روی

ستایش گرفتند بر کردگار
که او زنده باز آمد از کارزار

چو زان گونه دیدند بر خاک سر
دریده برو جامه و خسته بر

به پرسش گرفتند کاین کار چیست
ترادل برین گونه از بهر کیست

بگفت آن شگفتی که خود کرده بود
گرامی‌تر خود بیازرده بود

همه برگرفتند با او خروش
زمین پر خروش و هوا پر ز جوش

چنین گفت با سرفرازان که من
نه دل دارم امروز گویی نه تن

شما جنگ ترکان مجویید کس
همین بد که من کردم امروز بس

چو برگشت ازان جایگه پهلوان
بیامد بر پور خسته روان

بزرگان برفتند با او بهم
چو طوس و چو گودرز و چون گستهم

همه لشکر از بهر آن ارجمند
زبان برگشادند یکسر ز بند

که درمان این کار یزدان کند
مگر کاین سخن بر تو آسان کند

یکی دشنه بگرفت رستم به دست
که از تن ببرد سر خویش پست

بزرگان بدو اندر آویختند
ز مژگان همی خون فرو ریختند

بدو گفت گودرز کاکنون چه سود
که از روی گیتی برآری تو دود

تو بر خویشتن گر کنی صدگزند
چه آسانی آید بدان ارجمند

اگر ماند او را به گیتی زمان
بماند تو بی‌رنج با او بمان

وگر زین جهان این جوان رفتنیست
به گیتی نگه کن که جاوید کیست

شکاریم یکسر همه پیش مرگ
سری زیر تاج و سری زیر ترگ


شعر معروف فردوسی در مورد ایران

سیاوش منم نه از پریزادگان
از ایرانم از شهر آزادگان

که ایران بهشت است یا بوستان
همی بوی مشک آید از بوستان

سپندار پاسبان ایران تو باد
ز خرداد روشن روان تو باد

ندانی که ایران نشست من است
جهان سر به زیر دو دست من است

هنر نزد ایرانیان است و بس
ندادند شیر ژیان را به کس

همه یکدلانند و یزدان شناس
به نیکی ندارند از بد هراس

دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود

همه جای جنگی سواران بدی
نشستن گه شهریاران بدی

چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش
زن و کودک وخرد و فرزند خویش

همه سر به سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم

 

شعر شاهنامه برای کودکان

انتخاب یک شعر مناسب که دارای پیام قابل فهمی برای کودکان باشد، کار آسانی نیست. ما در اینجا شعری کوتاه از فردوسی را انتخاب کرده ایم تا به کمک آن بتوان به کودکان آموخت که بدانند خطاها و نیکی های آنان بی جواب نخواهد ماند.

کنون ای سخن گوی بیدار مغز
یکی داستانی بیرای نغز

سخن چون برابر شود با خرد
روان سراینده رامش برد

کسی را که اندیشه ناخوش بود
بدان ناخوشی رای اوگش بود

همی خویشتن را چلیپا کند
به پیش خردمند رسوا کند

ولیکن نبیند کس آهوی خویش
ترا روشن آید همه خوی خویش

اگر داد باید که ماند بجای
بیرای ازین پس بدانا نمای

چو دانا پسندد پسندیده گشت
به جوی تو در آب چون دیده گشت

زگفتار دهقان کنون داستان
تو برخوان و برگوی با راستان

کهن گشته این داستانها ز من
همی نو شود بر سر انجمن

اگر زندگانی بود دیریاز
برین وین خرم بمانم دراز

یکی میوه‌داری بماند ز من
که نازد همی بار او بر چمن

ازان پس که بنمود پنچاه و هشت
بسر بر فراوان شگفتی گذشت

همی آز کمتر نگردد بسال
همی روز جوید بتقویم و فال

چه گفتست آن موبد پیش رو
که هرگز نگردد کهن گشته نو

تو چندان که گویی سخن گوی باش
خردمند باش و جهانجوی باش

چو رفتی سر و کار با ایزدست
اگر نیک باشدت جای ار بدست

نگر تا چه کاری همان بدروی
سخن هرچه گویی همان بشنوی

درشتی ز کس نشنود نرم گوی
به جز نیکویی در زمانه مجوی

به گفتار دهقان کنون بازگرد
نگر تا چه گوید سراینده مرد

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۴۶
در انتظار بررسی: ۰
پروین
۱ ماه پیش
بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی



در تمام شعر های فردوسی یک واژه بیگانه پیدا نمی کنید
مصطفی
۳ ماه پیش
سلام دوستان لازم دانستم که درمورد برخی ابیات ضد عرب در این شعر نظر بدم ، اینها همگی از شاهنامه هستند و نقل قول از افراد داخل داستان ، مثلا این بیت "چو با تخت منبر برابرشود ، همه نام بوبکر و عمر شود" از این قطعه شعر مربوط به پیش بینی کردن رستم از جنگ با مسلمان هاست و گوینده‌ی اونها رستم بوده ، فقط فردوسی اونها رو بصورت شعر گفته
شایسته ی یک ایرانی‌ست که هر مطلبی که بنظرش نامفهوم میاد رو از منبع اصلی پیدا کنه و کاملا درکش کنه و بعد اگر بازهم نا مفهوم بود راجع بهش با افراد صاحب نظر گفتگو کنه
سپاس از سایت شما.
یکا آریامنش
۳ ماه پیش
من نفهمیدم که قالب شعری فردوسی چیه
ناشناس
۲ ماه پیش
مثنوی
تارا محمودی
۳ ماه پیش
زبان فارسی


ای زبان فارسی نامت بلند

در جهان همواره مانی بی گزند



ای زبان ِ شعر و عشق و آشتی

تو همیشه در جهان، گُل کاشتی



ای زبانِ مردمِ اهل خِرد

واژه هایت، معرفت می آورد...



گشته ای در اختلافات جهان

ریسمانِ وحدت ِ ایرانیان...



*یدالله گودرزی
بدون نام
۴ ماه پیش
یکتا
۳ ماه پیش
اصلًا
ییژن
۵ ماه پیش
این شعر از فردوسی نیست و اصولا فردوسی اینگونه سخن نمی گفته

ﻋﺮﺏ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖ
معلم بازیگر نقش خودش
۵ ماه پیش
شعر فردوسی همه حجت است و بهتر است از اشعار گرگها
امیر
۵ ماه پیش
" عرب ﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖ" فردوسی اخلاق گرا بوده اصلا گویش شعر هم مشخصه، این شعر ضد بشری برای فردوسی نیست . کلا انسانهای نادان معمولا نژاد پرست هستند
بدون نام
۵ ماه پیش
درودبرشما،تشکر،فقط اگه میشه عکس نوشته ازاشعاروشاهنامه حکیم فردوسی بزارید،ک بیشتر بشه آثار ایشونو نشر داد
با تشکر از پیشنهاد خوبتان
tomaj
۷ ماه پیش
درود بر شما.واقعا ممنونم از کامنت دوستان و خواستم بگم که خدا رحمت کنه تمام پادشاهان این سرزمین بزرگ رو.ایران یعنی فردوسی و فردوسی یعنی ایران،زنده باد ایران و ایرانی،بدرود
Kiarash
۷ ماه پیش
ادمین جان دمت جلیز بلیز . خیلی کیف کردم
فرهاد مسعودی
۷ ماه پیش
چقدر زیبا این دوران را گفته . افتخار ایران هستی حکیم بزرگ ایران
دختر تکواندو کار
۱ سال پیش
بسیار شعر های زیبایی در اینجا بود.ممنون
فریدون سلیمانی
۱ سال پیش
عرض ادب و احترام دارم خدمت دوستان
تنها خواهشی که از دوستان دارم در مرحله اول شهنامه فردوسی گلچین حکایت ها و داستانها را انتخاب کنند و بخوانند وقتی که متوجه اصل موضوع و در افشانی حکیم بزرگ شدند اونوقت بهتره که به اصل شهنامه مراجعه کنند اگر کسی در این باره سوالی داشت خدمتتون عرض خواهم کرد
با توجه به اینکه الان نزدیک به شصت سال دارم اکثریت شهنامه را حفظم ولی سنگین هست برای کسی با این همه مشگلات و اواع و اقسام فیلم و سریال چیزی مزاحم کلیات نگردد گلچین را تهیه بفرمائید بعد که حاشیه براتون جالب بود و سوال پیش اومد بهتر میتونید بدونید که هر بیت چه ارزشی دارد
عیدتان مبارک
بدون نام
۱ سال پیش
بسیار عالی بود شعر اول از هرشاعر ایرانی که بود بسسار عالیییییییییییییییییییییییییی
محمد
۱ سال پیش
ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ

ﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ
ﺗﻔﻮ ﺑﺮﺗﻮ ﺍﯼ ﭼﺮﺥ ﮔﺮﺩﻭﻥ ﺗﻔﻮ
ناموسن با این قسمتش خیلی حال کردم D:
هانیه حمیدی
۱ سال پیش
تا دسته دسته موی تو جوگندمی که شد
دیدم چه سرزمین پر از خیر و برکتیست
-
ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام
تو قهوه می خوری و من نمی برد خوابم
-
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
-
چند بیت زیبا از دکتر فرامرز عرب عامری
امیر
۳ ماه پیش
لایک افرین
سیدمرتضی کریمی
۹ ماه پیش
سلام این کجاش شعره؟!!
حتی شعر نو هم وزن و قافیه دارد.
سلام. این یک شعر نیست. سه تا بیت از سه تا غزل جداگانه هستند و خب طبعاً وزن و قافیه هرکدام با دیگری فرق دارد. شما هم شعرهای قشنگی را که خواندید با ما و دیگر مخاطبان ستاره به اشتراک بگذارید. موفق باشید
بدون نام
۱ سال پیش
شعر اولی که نوشتید تو شاهنامه نیومده... اگر اومده عکسشم بزارید.
هیچ کجای شاهنامه نیومده چو بخت عرب بر عجم چیره گشت ...
در صورت علاقه به مطالعه بیشتر و تفحص، مطالعه شاهنامه تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق را به شما پیشنهاد می‌دهیم. موفق باشید.
حسنعلی تبرزن
۱ سال پیش
واقعا ناراحت کنندست که برای شاهنامه تبلیغ نمیکنن و تشویقی هم صورت نمیگیره- چون در این قسمت از تمدن ما برنامه ای هم نیست خیلی چیزها فراموش میشود- خانواده ها باید هوشیار باشن تمدن ایران به فرهنگشه.
پویا خوشنام
۱ سال پیش
عالیست من عاشق شما شاعر عزیز هستم
شما بااین شعر های زیبا سربلندی برای کشور اوردید ((هرکه این نظر من را میخونه باش صلوات بفرسته
ناشناس
۲ ماه پیش
عالی بود
بدون نام
۱ سال پیش
منم بندهٔ اهل بیت نبی ستایندهٔ خاک پای وصی ،حکیم این جهان را چو دریا نهاد برانگیخته موج ازو تند باد، چو هفتاد کشتی بر او ساخته همه بادبانها بر افراخته. یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو چشم خروس،محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و ولی ......اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و علی گیر جای گرت زین بد آید گناه من است چنین است و این دین و راه من است. حکیم ابوالقاسم فردوسی لازم به ذکر است که شاهنامه پژوهان و شناسان نامی چون دکتر خطیبی و دکتر خالقی هر دو اذعان و تأیید کرده اند که یقینا این شعر از سروده های خود فردوسی است و هیچ شکی در آن نیست و اینکه فردوسی مسلمان و شیعه بوده است و آقای آر ،سی،زنر پژوهشگر انگلیسی ادیان در کتاب طلوع و غروب زردشتی گری، صفحهٔ ۳۲۳و۳۲۴ می گویند: فردوسی یک مسلمان معتقد و یک شیعهٔ مذهب بوده ضمنا طبق گواهی و تحقیقات دکتر خطیبی و دکتر خالقی دو نابغهٔ شاهنامه شناس کل ابیات سرودهٔ فردوسی در شاهنامهٔ اصلی ۵۰ هزار بیت است که بعدها ۱۲ هزار به ابیات آن دیگران اضافه کردند که در واقع این ۱۲هزار ابدا از سروده های فردوسی نیست .تفکر و مطالعه و بیطرفی راه حل رسیدن به بلوغ فکری و آگاهی و رسیدن به حقیقت است . یاالله
بدون نام
۱ سال پیش
عالیست شعر فردوسی
رضا
۱ سال پیش
چه خوش گفت فردوسي پاك زاد كه رحمت بر آن تربت پاك باد.
زنده باد ايران
Asal
۱ سال پیش
GREAT
بدون نام
۱ سال پیش
یاشاسین
سحر
۲ سال پیش
عالیییییییییییی بود ایولا
z
۲ سال پیش
به به...به به! ايران هميشه قهرمان پرور است و بس!
عباسی
۲ سال پیش
یاشاسین ایرانی لار. عالی بود
هادی
۲ سال پیش
عالی بوددرود بر هر شاعر ایرانی که چنین شعر های را سروده است
حسین
۱ سال پیش
عالی بود شعر خوشم میاد از شعارن قدیمی
Parsa
۲ سال پیش
عالی بود
کاش ما ایرانیها هفته ای یک بیت از اشعار ناب فردوسی رو سرلوحه هفتگی مون قرار بویم . من از امروز میخوام هفته ای یک بیت رو بخونم و بفهمم و حفظ کنم
فرود میری
۲ سال پیش
بسیار عالی درود خدای مهربان و راست گفتار بر فردوسی پاکزاد
ترلان جوننن
۲ سال پیش
بدنبود
Kiana
۱ سال پیش
موافقم باهات
چندان خوشم نیومد
دهنم سرویس شد تا خوندمشون
سعید
۲ سال پیش
عالی بود. درود بر هر ایرانی با شرف چون فردوسی
فهیمه حمید
۲ سال پیش
عالی بود
بهشاد
۲ سال پیش
ناشناس
۱ ماه پیش
واقعا شعرهای شاهنامه فردوسی خوبه
ناشناس
۱ سال پیش
عالی بود
حمید
۱ سال پیش
عالی بود.
واقعا"انسان با خوندن این اشعار زیبا و حکیمانه به وجد میاد.
درود خدا بر حکیم ابوالقاسم فردوسی.
ناشناس
۱ سال پیش
عالی
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۴۶
در انتظار بررسی: ۰
پروین
۱ ماه پیش
بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی



در تمام شعر های فردوسی یک واژه بیگانه پیدا نمی کنید
مصطفی
۳ ماه پیش
سلام دوستان لازم دانستم که درمورد برخی ابیات ضد عرب در این شعر نظر بدم ، اینها همگی از شاهنامه هستند و نقل قول از افراد داخل داستان ، مثلا این بیت "چو با تخت منبر برابرشود ، همه نام بوبکر و عمر شود" از این قطعه شعر مربوط به پیش بینی کردن رستم از جنگ با مسلمان هاست و گوینده‌ی اونها رستم بوده ، فقط فردوسی اونها رو بصورت شعر گفته
شایسته ی یک ایرانی‌ست که هر مطلبی که بنظرش نامفهوم میاد رو از منبع اصلی پیدا کنه و کاملا درکش کنه و بعد اگر بازهم نا مفهوم بود راجع بهش با افراد صاحب نظر گفتگو کنه
سپاس از سایت شما.
یکا آریامنش
۳ ماه پیش
من نفهمیدم که قالب شعری فردوسی چیه
ناشناس
۲ ماه پیش
مثنوی
تارا محمودی
۳ ماه پیش
زبان فارسی


ای زبان فارسی نامت بلند

در جهان همواره مانی بی گزند



ای زبان ِ شعر و عشق و آشتی

تو همیشه در جهان، گُل کاشتی



ای زبانِ مردمِ اهل خِرد

واژه هایت، معرفت می آورد...



گشته ای در اختلافات جهان

ریسمانِ وحدت ِ ایرانیان...



*یدالله گودرزی
بدون نام
۴ ماه پیش
یکتا
۳ ماه پیش
اصلًا
ییژن
۵ ماه پیش
این شعر از فردوسی نیست و اصولا فردوسی اینگونه سخن نمی گفته

ﻋﺮﺏ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﺖ
ﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖ
معلم بازیگر نقش خودش
۵ ماه پیش
شعر فردوسی همه حجت است و بهتر است از اشعار گرگها
امیر
۵ ماه پیش
" عرب ﮐﺞ ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍﺳﺖ" فردوسی اخلاق گرا بوده اصلا گویش شعر هم مشخصه، این شعر ضد بشری برای فردوسی نیست . کلا انسانهای نادان معمولا نژاد پرست هستند
بدون نام
۵ ماه پیش
درودبرشما،تشکر،فقط اگه میشه عکس نوشته ازاشعاروشاهنامه حکیم فردوسی بزارید،ک بیشتر بشه آثار ایشونو نشر داد
با تشکر از پیشنهاد خوبتان
tomaj
۷ ماه پیش
درود بر شما.واقعا ممنونم از کامنت دوستان و خواستم بگم که خدا رحمت کنه تمام پادشاهان این سرزمین بزرگ رو.ایران یعنی فردوسی و فردوسی یعنی ایران،زنده باد ایران و ایرانی،بدرود
Kiarash
۷ ماه پیش
ادمین جان دمت جلیز بلیز . خیلی کیف کردم
فرهاد مسعودی
۷ ماه پیش
چقدر زیبا این دوران را گفته . افتخار ایران هستی حکیم بزرگ ایران
دختر تکواندو کار
۱ سال پیش
بسیار شعر های زیبایی در اینجا بود.ممنون
فریدون سلیمانی
۱ سال پیش
عرض ادب و احترام دارم خدمت دوستان
تنها خواهشی که از دوستان دارم در مرحله اول شهنامه فردوسی گلچین حکایت ها و داستانها را انتخاب کنند و بخوانند وقتی که متوجه اصل موضوع و در افشانی حکیم بزرگ شدند اونوقت بهتره که به اصل شهنامه مراجعه کنند اگر کسی در این باره سوالی داشت خدمتتون عرض خواهم کرد
با توجه به اینکه الان نزدیک به شصت سال دارم اکثریت شهنامه را حفظم ولی سنگین هست برای کسی با این همه مشگلات و اواع و اقسام فیلم و سریال چیزی مزاحم کلیات نگردد گلچین را تهیه بفرمائید بعد که حاشیه براتون جالب بود و سوال پیش اومد بهتر میتونید بدونید که هر بیت چه ارزشی دارد
عیدتان مبارک
بدون نام
۱ سال پیش
بسیار عالی بود شعر اول از هرشاعر ایرانی که بود بسسار عالیییییییییییییییییییییییییی
محمد
۱ سال پیش
ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ

ﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ
ﺗﻔﻮ ﺑﺮﺗﻮ ﺍﯼ ﭼﺮﺥ ﮔﺮﺩﻭﻥ ﺗﻔﻮ
ناموسن با این قسمتش خیلی حال کردم D:
هانیه حمیدی
۱ سال پیش
تا دسته دسته موی تو جوگندمی که شد
دیدم چه سرزمین پر از خیر و برکتیست
-
ببین چقدر صمیمانه در تو حل شده ام
تو قهوه می خوری و من نمی برد خوابم
-
تو در کنار خودت نیستی نمی دانی
که در کنار تو بودن چه عالمی دارد
-
چند بیت زیبا از دکتر فرامرز عرب عامری
امیر
۳ ماه پیش
لایک افرین
سیدمرتضی کریمی
۹ ماه پیش
سلام این کجاش شعره؟!!
حتی شعر نو هم وزن و قافیه دارد.
سلام. این یک شعر نیست. سه تا بیت از سه تا غزل جداگانه هستند و خب طبعاً وزن و قافیه هرکدام با دیگری فرق دارد. شما هم شعرهای قشنگی را که خواندید با ما و دیگر مخاطبان ستاره به اشتراک بگذارید. موفق باشید
بدون نام
۱ سال پیش
شعر اولی که نوشتید تو شاهنامه نیومده... اگر اومده عکسشم بزارید.
هیچ کجای شاهنامه نیومده چو بخت عرب بر عجم چیره گشت ...
در صورت علاقه به مطالعه بیشتر و تفحص، مطالعه شاهنامه تصحیح دکتر جلال خالقی مطلق را به شما پیشنهاد می‌دهیم. موفق باشید.
حسنعلی تبرزن
۱ سال پیش
واقعا ناراحت کنندست که برای شاهنامه تبلیغ نمیکنن و تشویقی هم صورت نمیگیره- چون در این قسمت از تمدن ما برنامه ای هم نیست خیلی چیزها فراموش میشود- خانواده ها باید هوشیار باشن تمدن ایران به فرهنگشه.
پویا خوشنام
۱ سال پیش
عالیست من عاشق شما شاعر عزیز هستم
شما بااین شعر های زیبا سربلندی برای کشور اوردید ((هرکه این نظر من را میخونه باش صلوات بفرسته
ناشناس
۲ ماه پیش
عالی بود
بدون نام
۱ سال پیش
منم بندهٔ اهل بیت نبی ستایندهٔ خاک پای وصی ،حکیم این جهان را چو دریا نهاد برانگیخته موج ازو تند باد، چو هفتاد کشتی بر او ساخته همه بادبانها بر افراخته. یکی پهن کشتی بسان عروس بیاراسته همچو چشم خروس،محمد بدو اندرون با علی همان اهل بیت نبی و ولی ......اگر چشم داری به دیگر سرای به نزد نبی و علی گیر جای گرت زین بد آید گناه من است چنین است و این دین و راه من است. حکیم ابوالقاسم فردوسی لازم به ذکر است که شاهنامه پژوهان و شناسان نامی چون دکتر خطیبی و دکتر خالقی هر دو اذعان و تأیید کرده اند که یقینا این شعر از سروده های خود فردوسی است و هیچ شکی در آن نیست و اینکه فردوسی مسلمان و شیعه بوده است و آقای آر ،سی،زنر پژوهشگر انگلیسی ادیان در کتاب طلوع و غروب زردشتی گری، صفحهٔ ۳۲۳و۳۲۴ می گویند: فردوسی یک مسلمان معتقد و یک شیعهٔ مذهب بوده ضمنا طبق گواهی و تحقیقات دکتر خطیبی و دکتر خالقی دو نابغهٔ شاهنامه شناس کل ابیات سرودهٔ فردوسی در شاهنامهٔ اصلی ۵۰ هزار بیت است که بعدها ۱۲ هزار به ابیات آن دیگران اضافه کردند که در واقع این ۱۲هزار ابدا از سروده های فردوسی نیست .تفکر و مطالعه و بیطرفی راه حل رسیدن به بلوغ فکری و آگاهی و رسیدن به حقیقت است . یاالله
بدون نام
۱ سال پیش
عالیست شعر فردوسی
رضا
۱ سال پیش
چه خوش گفت فردوسي پاك زاد كه رحمت بر آن تربت پاك باد.
زنده باد ايران
Asal
۱ سال پیش
GREAT
بدون نام
۱ سال پیش
یاشاسین
سحر
۲ سال پیش
عالیییییییییییی بود ایولا
z
۲ سال پیش
به به...به به! ايران هميشه قهرمان پرور است و بس!
عباسی
۲ سال پیش
یاشاسین ایرانی لار. عالی بود
هادی
۲ سال پیش
عالی بوددرود بر هر شاعر ایرانی که چنین شعر های را سروده است
حسین
۱ سال پیش
عالی بود شعر خوشم میاد از شعارن قدیمی
Parsa
۲ سال پیش
عالی بود
کاش ما ایرانیها هفته ای یک بیت از اشعار ناب فردوسی رو سرلوحه هفتگی مون قرار بویم . من از امروز میخوام هفته ای یک بیت رو بخونم و بفهمم و حفظ کنم
فرود میری
۲ سال پیش
بسیار عالی درود خدای مهربان و راست گفتار بر فردوسی پاکزاد
ترلان جوننن
۲ سال پیش
بدنبود
Kiana
۱ سال پیش
موافقم باهات
چندان خوشم نیومد
دهنم سرویس شد تا خوندمشون
سعید
۲ سال پیش
عالی بود. درود بر هر ایرانی با شرف چون فردوسی
فهیمه حمید
۲ سال پیش
عالی بود
بهشاد
۲ سال پیش
ناشناس
۱ ماه پیش
واقعا شعرهای شاهنامه فردوسی خوبه
ناشناس
۱ سال پیش
عالی بود
حمید
۱ سال پیش
عالی بود.
واقعا"انسان با خوندن این اشعار زیبا و حکیمانه به وجد میاد.
درود خدا بر حکیم ابوالقاسم فردوسی.
ناشناس
۱ سال پیش
عالی