غزل شماره ۲۶۲ حافظ: حال خونین دلان که گوید باز

غزل شماره ۲۶۲ حافظ از گفته‌ها و شکواییه‌های دوران جوانی شاعر و مربوط به اوایل حکومت امیر مبارزالدین است که به دستور او در میخانه‌ها را بسته بودند. حافظ به دنبال کسی می‌گردد که اوضاع افرادی را که از دست اقدامات شاه دلخون شده‌اند، بازگو کند. در انتهای غزل می‌گوید اگر عمر حافظ کفاف دهد، دوباره در میخانه‌ها گشوده خواهد شد.
غزل شماره ۲۶۲ حافظ

تعبیر و تفسیر این غزل در فال حافظ شما

احساس می‌کنی دنیا پر از ناجوانمرد است، تو مثل دیگران نباش و جواب بدی را با خوبی بده تا طرف مقابلت از رفتار خودش شرمنده شود. نگرانی و غم را از دل خارج کن و به خدا توکل نما. گاهی خون دل می‌خوری از اینکه افراد نیازمند آبرومند در روزگار سختی هستند و کسی به داد آنها نمی‌رسد، حتی اگر در راه بهبود اوضاع، احساس تنهایی کردی، خودت یا علی بگو و مطمئن باش موفق می‌شوی. به زودی به یک سفر زیارتی مشرف خواهی شد.

 

 

 

غزل شماره ۲۶۲ حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

 

متن غزل شماره ۲۶۲ حافظ

حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز

 

معنی و تفسیر غزل شماره ۲۶۲ حافظ

بیت اول

حال خونین دلان که گوید باز
وز فلک خون خم که جوید باز

چه کسی حال مردم خون به جگر را بازگو می‌کند و چه کسی خون‌بهای خُم شراب را پس می‌گیرد؟

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

شرمش از چشم می‌پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز

اگر نرگس که چشمان مست دارد از این به بعد از زمین بروید، باید از چشم‌های خمارین باده‌خواران محروم خجالت‌زده باشد.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

جز فلاطون خم‌نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز

به‌غیر از شراب که افلاطون‌وار در ظرف بزرگ شراب در انتظارِ رسیدن نشسته، چه‌کس دیگری می‌تواند اسرار فرزانگی و دانایی را به ما باز گو کند؟

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز

هرکسی که مانند لاله برای گدایی، کاسه‌گردانی کرد، از این ستمی که بر عزت نفس خود روا داشته، باید چهره خود را با خون دل بشوید.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز

اگر دل من جام لب یار را دوباره نبوید؛ همچون غنچه، همیشه دل‌گرفته و لب‌بسته خواهد ماند.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز

وه! چقدر چنگ در پرده و با رمز و کنایه سخن گفت! رشته‌ها و تار‌های آن را قطع کن تا این همه ناله و زاری سر ندهد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز

اگر عمری برای حافظ باقی باشد، بار دیگر در حرمسرای میخانه با سر، گرد خم شراب طواف خواهد کرد.

منبع: شرح جلالی بر حافظ با تصرف و تلخیص.


ستاره
Logo