مرجع کامل تعبیر خواب
تاریخ انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۲
کد خبر: ۷۸۰۸
تعداد نظرات: ۲ نظر
با نزدیک شدن به سالروز ولادت با سعادت خاتم‌الانبیاء حضرت محمد (ص) شما را به خواندن مجموعه شعر میلاد پیامبر اکرم صلوات الله علیه دعوت می‌کنیم

با سروده‌ها و اشعاری از شاعران مختلف در باب میلاد پیامبر اکرم (ص) تا انتها با ما همراه باشید.

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

 

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص) - مجموعه اشعار برای ولادت پیامبر اسلام


شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)


"امین" و "امن"  و "مومن"   آنقَدَر دنیا خطابت کرد

خدا طاقت نیاورد و سرانجام انتخابت کرد

برای هر سری از روشنایت سایه‌بان می‌خواست

که شب را پیش پایت سر برید و آفتابت کرد

حجازِ وحشیِ زیبا ندیده دل به حسنت باخت

که بت‌ها را شکست و قبله دل‌ها حسابت کرد

خدا از چشم زخم مردمان ترسید پس یک شب

تو را تا آسمان‌ها برد و مثل ماه قابت کرد

تو را از آسمان بارید مثل عشق بر دنیا

زمین را تشنه دید و در دل هر قطره آبت کرد

دوای درد دین و درد دنیا ، درد بی دردی

حضورت دردهای مرگ را حتی طبابت کرد

شاعر: سودابه مهیجی

*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*


شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)


زمين گهواره كابوس‌های تلخ انسان بود
 
زمان چون كودكی در كوچه های خواب حيران بود

خدا در ازدحام ناخدایان جهالت گم

جهان در اضطراب و ترس در آغوش هذیان بود

صدا در كوچه‌های گیج می‌پیچید بی‌حاصل

سكوتی هرزه سرگردان صحرا و بیابان بود

نمی‌رویید در چشمی به جز تردید و وهم و شک

يقین تنها سرابی در شكارستان شیطان بود

شبي رؤیای دور آسمان در هیأت مردی

به رغم فتنه‌های پيش رو در خاک مهمان بود

جهان با نامش از رنگ و صدا سیراب شد آخر

«محمد» واپسین پیغمبر خورشید و باران بود

شاعر: سید ضیاءالدین شفیعی

*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)


تو آمدی و زمین در هوای تو افتاد

و عرش در هوس خنده‌های تو افتاد

برای درک تنفس در این جهان سیاه

هوای تازه‌ای از ابتدای تو افتاد

جهان شرک به خود آمد از بزرگی تو

به گوش كعبه و بت‌ها صدای تو افتاد

شكست طاق بلندی كه عرش كسری بود

همین كه روی زمین رد پای تو افتاد

پس از نگاه سیاه و سفید اربابان

نژاد عشق بشر در لوای تو افتاد

زمان شكست زمانی كه آمدی احمد

تویی كه یک شبه دنیا به پای تو افتاد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از بركات و كمال تو صلوات

به احترام محمد زمین تبسم كرد

تو آمدی و جهان دست و پای خود گم كرد

ترك نشست به چشمان آبی ساوه

همین كه چشم تو بر آسمان ترنم كرد

فروخت گوشه جنت به شوق خال لبت

كه آدمی به هوایت هوای گندم كرد

هنوز دختركان زنده زنده می‌مردند

خدا به خلق تو بر خلق خود ترحم كرد

تو آمدی، به زمین احترام برگردد

تو رحمتی كه خدایت نصیب مردم كرد

خدا به خلق رسول گرامی خاتم

گذاشت سنگ تمام و سپس تبسم كرد

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از بركات و كمال تو صلوات  

تو احمدی كه خدا را به عرش فهمیدی

شبی كه غیر خودت تا خدا نمی‌دیدی

كنار چشم تمام فرشته‌های خدا

فراتر از پر جبریل عشق بالیدی

تو در ضیافت عرشی لیلةالاسری

به طاق عرش خدا عكسی از علی دیدی

صدای مرتضوی علی‌ست آن بالا

كه از زبان خدا عاشقانه بشنیدی

تو در كنار علی و فروغ شمشیرش

بساط كفر زمان را ز خاک بر چیدی

برای خلق بهشت این بهانه كافی بود

به لحظه‌ای كه به زهرای خویش خندیدی

بیا و كفر مجسم ز كعبه بیرون كن

تویی كه پایه‌گذار جدید توحیدی

تو احمدی و به نور جمال تو صلوات

به هر یک از بركات و كمال تو صلوات

شاعر: حسن کردی

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)

سالروز ولادت پیامبر اکرم - شعر میلاد پیامبر


شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)


هراس و دلهره خواهد رفت همان شبی که تو می‌آیی

همان شب آمنه می‌بیند درون چشم تو دنیایی


همین که آمده‌ای از راه، قریش محو تو شد ای ماه!

یتیم کوچک عبدالله! ببین نیامده، آقایی!


گل قشنگ بنی هاشم، سلام بر تو ابوالقاسم

دلم کنار تو شد مُحرم، ندیده خوش‌تر از این جایی


چنان کنار ابوطالب، ستوده حُسن تو را یثرب

که وحی شد به دل راهب همان ستوده عیسایی


به هیچ آینه جز حیدر، نه پادشاه و نه پیغمبر

شکوه و حُسن تو را دیگر، خدا نداده به تنهایی


به دختران نهان درگل، ببار ساقی نازک دل

ببار تا بشود نازل به قلب پاک تو زهرایی


به آرزوی نگین تو درآمده‌ست به دین تو

مسیح من! به کمین تو نشسته است یهودایی


قسم به «لیل» و به گیسویت، به ذکر «یاحق» و «یاهو»یت

به آیه‌، آیه‌ی ابرویت به آن دو چشم تماشایی


در این هزاره ظلمانی از آن ستاره که می‌دانی

برای این شب توفانی کمی بخوان دل دریایی!


بخوان که در عرفاتم من، کنار آب حیاتم من

طنین یک صلواتم من به شوق این همه زیبایی

شاعر: قاسم صرافان

*‍‍~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*~*

شعر میلاد پیامبر اکرم (ص)


باران گرفت و سقف مدائن نشست كرد

دندانه‏‌هاى كنگره قصد شكست كرد

نورى به صحن معبد زردشتیان رسید

كآتشكده ز نابى آن‏ نور مست كرد

بالا بلند آمد و هر ارتفاع را

در زیر پا نهاده و پایین و پست كرد

در هر دلى نشست و به شكلى ظهور داشت

این گونه بود كآینه را خود پرست كرد

وقتى سؤال كردم از او خود اشاره‏‌اى

در پاسخم به پرسش روز الست كرد

حُسنش به غایت است و ظهورش قیامت است

زیباترین هر آنچه كه زیباتر است كرد

فیض مقدسى و تعجب نمى‌‏كنم

این چیزها كه هست، نگاه تو هست كرد

شاعر: رضا جعفری


گروه فرهنگ و هنر ستاره
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۱ سال پیش
عالیه بود مرسی
نازنین
۲ سال پیش
خیلیییییییی عالی بود ممنونم
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۱ سال پیش
عالیه بود مرسی
نازنین
۲ سال پیش
خیلیییییییی عالی بود ممنونم