تمرینهای دیکته به دانشآموزان کمک میکند هم بر شکل (دقت زبان) و هم بر معنای متن تمرکز کنند. این تعادل در یادگیری زبان مهم است، زیرا تضمین میکند که دانش آموزان نه تنها در استفاده از زبان درست عمل می کنند، بلکه آنچه که مینویسند یا صحبت میکنند را نیز درک میکنند.
حرف “گ” بیست و ششمین حرف در الفبای فارسی است. در زبان انگلیسی به جای این حرف از g استفاده میشود. نام این حرف «گاف» است. این حرف در الفبای عربی وجود ندارد و به جای آن از غ یا ق استفاده میشود. برای کسب بهترین نتیجه در آموزش حرف (گ) به کودک کلاس اولی خود، کلمات سخت و آسان با حرف (گـ،گ) برای کلاس اول دبستان را با استفاده از تصاویر، ویدیوها، شعر، کاربرگ و کلمات به او آموزش داده و سپس جملات زیر را با لحنی شمرده و آرام به دانش آموز دیکته بگویید.
دیکته با حرف (گ، گـ)
- پدربزرگ در گرگان زندگی میکند.
- پدربزرگم یک زمین کشاورزی بزرگ در گرگان دارد.
- خداوند افراد راستگو را دوست دارد.
- سیگار کشیدن انسان را بیمار میکند.
- آموزگار به دانشآموزان دیکته گفت.
- موش از گربه ترسید.
- مگس حشرهای آلوده و کثیف است.
- نرگس در چیدن سفره به مادرش کمک کرد.
- مادربزرگ در روستای بزرگی زندگی میکند.
- کرم ابریشم برگ توت را خورد.
- در شهر گرمسار باران بارید.
- سگ در حال پارس کردن بود.
- مادربزرگ در ایوان نشسته بود.
- نرگس به داستان مادربزرگ گوش داد.
- در تابستان شهر گرگان زیاد گرم نیست.
- سگ بزرگ پدربزرگ پارس کرد.
- آموزگارِ روستا به پدربزرگ کمک کرد.
- نرگس تا حالا گرگ و گوزن را ندیده بود.
- گوزن از بُز بزرگتر است.
- پدربزرگ و مادربزرگ از گرگان آمدند.
- آسمان بزرگ است.
- گرگ از سگ میترسد و فرار میکند.
- گراز در دشت میگردد تا غذا پیدا کند.
- پدر در کیسه گردو میریزد.
- نرگس و گلاویژ سرگرم بازی هستند.
- من گز پستهای را خیلی دوست دارم.
- میوه در گرما میگندد.
- گوش پدر بزرگ سنگین است.
- مداد من در مدرسه گم شد.
- پرنده پشت توری پنهان شد.
- نگار در گرگان زندگی میکند.
- مادربزرگ یک گاو پیشانی سفید دارد.
- گاو مادربزرگ یک گوساله زیبا به دنیا آورد.
- گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده!
- من و نرگس گل گفتیم و گل شنیدیم.
- گل بود به سبزه نیز آراسته شد.
- گل بیعیب خداست.
- گل پشت و رو ندارد.
- پدربزرگ و مادربزرگ گل سر سبد خانهی ما هستند.
- گردو گرد است.
- پوست گردو سبز رنگ است.
- اگر به پوست گردو دست بزنیم، دستمان رنگی میشود.
- دیروز پدرم برای من گردوی تازه آورد.
- مادرم با دستکش گردو را پوست کند.
- پدرم گردو را با سنگ شکست و به من داد.
- من گردوی تازه را خیلی دوست دارم.
- مادربزرگ نرگس در روستایی نزدیک گرگان زندگی میکند.
- او سه گاو و سه گوسفند دارد.
- مادربزرگ نرگس یک سگ بزرگ و مهربان هم دارد.
- او با آرد گندم، آب و نمک نان میپزد.
- دیروز نرگس و مادربزرگش به گرگان رفتند.
- پرندگان در آسمان آبی پرواز میکردند.
- یک گربه در نزدیکی پرندگان کمین کرده بود.
- نرگس از دیدن پرندگان شاد شد.
- آنان در پایان روز از گردش برگشتند.
- نرگس از مادربزرگش تشکر کرد.
- مادرم برای من یک گوشوارهی طلایی رنگ و یک گردنبند سفید خرید.
- در تابستان هوا خیلی گرم میشود.
- ما برای ناهار آبگوشت داشتیم.
- آبگوشت با نان سنگک خیلی خوشمزه است.
بیشتر بخوانید: نقاشی حروف الفبا فارسی برای آموزش کلاس اول
شما چه جملات دیگری را برای املا گفتن به کودک کلاس اولی خود پیشنهاد میدهید؟ برای ما جملات خود را کامنت کنید.
لطفا نظرات و پیشنهادات خود را در انتهای همین مطلب با ما و کاربران محترم سایت ستاره به اشتراک بگذارید.