معنی شعر کاووس کیانی که کی اش نام نهادند و آرایه های ادبی

خواندن معنی شعر کاووس کیانی که کی اش نام نهادند با آرایه های ادبی آن برای بررسی قلمرو ادبی و قلمرو فکری این ابیات که در درس از پاریز تا پاریس در کتاب فارسی دوازدهم آمده است به شما کمک می‌کند.

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر – در قسمتی از درس هشتم فارسی دوازدهم، یعنی درس از پاریز تا پاریس نوشته ابراهیم باستانی پاریزی، شعری از حاج میرزا حبیب خراسانی در قالب قطعه آمده است که مفهوم آن تمثیلی است برای سختی هایی که هر ملت برای شکل گیری و پایدار ماندن کشیده و ستم هایی که بر آن رفته . در این مطلب معنی شعر کاووس کیانی که کی اش نام نهادند را با آرایه های ادبی و معنی کلمات هر بیت می‌خوانید. 

 

معنی شعر کاووس کیانی که کی اش نام نهادند

معنی شعر کاووس کیانی که کی اش نام نهادند

 

 

کاووس کیانی که کی‌اش نام نهادند / کی بود؟ کجا بود؟ کی‌اش نام نهادند؟

بازگردانی:

کاووس کیانی که او را کی‌کاووس نامیده‌اند و به او پادشاه پادشاهان می‌گفتند، (روزی شکوه و عظمتی داشت) چه وقت و کجا پادشاهی می‌‌کرد؟ چه زمانی و چه کسانی اورا به این نام نامیدند؟ (حالا اثری از او باقی نمانده است)
کی در مصراع اول با کی در مصراع دوم: جناس تام

معنی کلمات:

کِی: پادشاه بلندقدر و بزرگ مرتبه، پادشاه پادشاهان/ کیانی: منسوب به کی؛ هر یک از پادشاهان ایران از کی قباد تا دارا / نام نهادن: نامگذاری کردن، نامیدن

آرایه های ادبی:

واج آرایی «ک» / تلمیح به داستان کیکاووس/ «کی» مصراع اول به معنی پادشاه با «کی» مصراع دوم به معنی چه زمانی: جناس تام/ مصراع دوم کی بود و کجا بود: کنایه از دیگر نیست و دوران شکوه و عظمتش سر رسیده است.

 

خاکی است که رنگین شده از خون ضعیفان / این مُلک که بغداد و ری‌اش نام نهادند

بازگردانی:

این سرزمین که آن را بغداد و ری می‌خوانند (بیهوده پایدار و استوار نمانده)؛ چه بسیار بیچارگانی که جانشان را در راه این کشور از دست داده‌اند.

معنی کلمات:

مُلک: کشور، سرزمین

آرایه های ادبی:

 رنگین شده از خون: کنایه از جان باختن/ خاک، مُلک: تناسب / بغداد و ری: تناسب

 

صد تیغ جفا بر سر و تن دید یکی چوب / تا شد تهی از خویش و نی‌اش نام نهادند

بازگردانی:

تکه چوبی که به آن نی می‌گویند، به راحتی نی نشده است، چه بسیار چاقو و تیغ ظلم و ستم را بر سر و جسم خود تحمل کرده و از درون خالی شده تا تبدیل به نی خوش نوا شده است.

معنی کلمات:

صد: مجاز از بسیار / جفا: ستم /

آرایه های ادبی:

تیغ جفا: اضافه تشبیهی (جفا به شمشیر یا چاقو تشبیه شده) / تیغ: مجاز از شمشیر یا چاقو / سر، تن: تناسب / چوب و نی: تناسب / چوب: مجاز از نی /  بیت: کنایه از بریده شدن و تراشیده شدن چوب نی و تلمیح به امر «ریاضت» صوفیانه و عارفانه که عارفان باید با تحمل رنج‌ها و حفاها، از خودخواهی تهی شوند.

 

دل گرمی و دم سردی ما بود که گاهی/ مرداد مه و گاه دی‌اش نام نهادند

بازگردانی:

اگر ماه‌ها نام خاصی به خود گرفتند و مرداد و دی نامیده شدند، به این دلیل بوده که ماه مرداد، گرما و رشد و زایش خود را از نفس گرم (امیدواری) ما دارد و ماه سرد دی، سردی و افسردگی خود را از یأس و نا امیدی ما گرفته است.

معنی کلمات:

دلگرمی: امیدواری/ دم‌سردی:‌ ناامیدی/ مردادمه: مرداد ماه 

آرایه های ادبی:

دل گرمی: کنایه از امیدواری / دم سردی: کنایه از نا امیدی و افسردگی / بیت اغراق دارد / بیت حسن تعلیل دارد (علت شاعرانه دادن به نام ماه ها) / گرم و سرد (دلگرمی و دم‌سردی): تضاد / مرداد و دی و مه: تناسب / واج آرایی «م» / دی: مجاز از زمستان و فصل سرما/ مرداد: مجاز از تابستان و فصل گرما

 

آیین طریق از نفس پیر مغان یافت/ آن خضر که فرخنده پی‌اش نام نهادند

بازگردانی:

خضر پیامبر که او را خضر فرخنده پی (قدم مبارک) نامیدند به واسطهٔ همصحبتی (یا دعای) پیر مغان به این جایگاه رسیده است.

معنی کلمات:

طریق: طریقت (راه و روش عارفان و صوفیان در راه شناخت خدا) / پیر مغان: موبدان زرتشتی؛ در ادبیات عرفانی، پیر مغان نماد عارف کامل و مرشد است. / فرخنده پی: خوش قدم، مبارک‌قدم /  خضر: نام پیامبری که بر اساس روایات از معجزاتش این بود که روی هر زمین خشکی که پا می‌گذاشت، زمین سبز و خرم می‌گشت و دلیل نامش، خضر (سبز) نیز همین است.

آرایه های ادبی:

نفس: مجاز از سخن؛ یا استعاره از دعا / بیت تلمیح به داستان خضر دارد.


شما می‌توانید معنی ضرب المثل از ترس عقرب جراره به مار غاشیه پناه می برد را نیز که در همین درس از پاریز تا پاریس آمده و در کارگاه متن پژوهی قسمت قلمرو ادبی نیز از آن سوال آمده است در ستاره بخوانید. 

نظرات و پرسش‌های خود را با ما در میان بگذارید. 

 

فال حافظ آنلاین بگیرید!

ستاره
Logo