مرجع کامل تعبیر خواب
تاریخ انتشار: ۰۵ آذر ۱۳۹۹ - ۱۶:۲۰
کد خبر: ۴۱۳۷۶
گلچینی از اشعار وفات حضرت معصومه (س)، شعر کوتاه وفات حضرت معصومه (س)، اشعار بلند وفات حضرت معصومه (س)، متن نوحه و مداحی وفات حضرت معصومه (س).
اشعار وفات حضرت معصومه (س)
 
ستاره | سرویس سرگرمی - حضرت معصومه یکسال پس از ورود برادرشان حضرت امام رضا (ع) به ایران به همراه عده‌ای از برادران و خواهران و عده دیگری از خویشان به منظور دیدار امام رضا (ع) وارد ایران شدند. پس از آنکه حضرت معصومه و همراهیان ایشان به ساوه رسیدند، ماموران حکومتی با آن‌ها درگیر شدند و بسیاری از افراد این قافله را به شهادت رساندند.

پس از ورود حضرت معصومه به قم، ایشان بیش از هفده روز زنده نمانده و در تاریخ ۱۰ ربیع الثانی سال ۲۰۱ هجری قمری در سن ۲۸ سالگی به دیدار معبود شتافت. با مجموعه‌ای زیبا از اشعار وفات حضرت معصومه (س) کریمه اهل بیت همراه ستاره باشید.
آنچه در ادامه خواهید خواند:

 

اشعار وفات حضرت معصومه (س) (اشعار کوتاه)

 

دخت پاک موسی ، آینه دار قم است
عمه ی سید ها ، آبرو دار قم است

گرچه در غفلت ها ، همگی خوابیدیم
خواهر خوب رضا ،شمع بیدار قم است

 

☆☆☆

 

آن بانویی که در خاک قم بارگاهش مطهر است
دردانه معصومه دخت موسی ابن جعفر است

در نجابت در طهارت در مطیع ولایت،گویا
قبله عشق و عفاف ، الگو و مظهر است

سالروز وفات غریبانه خواهر امام رضا،حضرت فاطمه معصومه(س) بر همگان تسلیت باد
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

ناگهان عطر سفر، راه معطّر باشد
بغض آتش زده در سینۀ مجمر باشد

آسمان پشت سرت کاسۀ آبی پاشید
خواست در بدرقه‌ات پلک زمین تر باشد

جاده بر دوش کشیدت که سفر هموارست
مقصدت عشق شد و طوس و برادر باشد

رضا یزدانی

 

☆☆☆

 

شفیعه ی روز جزا یا معصومه
ای زینب امام رضا یا معصومه

مزار تو بود مرا یا معصومه
مدینه و کرب و بلا یا معصومه
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

دل شکسته شد مرثیه خوان،برای دخت موسی بن جعفر
تمام هست و دار و ندارم،فدای دخت موسی بن جعفر

بـه دیدن ِ برادرش آمد ولی نشد حاجتش روا
بـه خاک قم ز درد و غم در حسرتش شده جان ِ او فدا

آید از سوی طوس عطر پیراهنش
ذکر جانش شده وقت ِ جان دادنش

جانم رضا جانم رضا…
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

زینب حضرت رضایی و
چشم‌هایی پر از شفق داری

دیدن غربتِ «ولی» سخت است
بانوی بی قرار حق داری

یوسف رحیمی

 

☆☆☆

 

ای که از نسل اهل بالایی
ای که در اوج حجب پیدایی

زینب حضرت رضایی تو
همه افتخار بابایی

دخت موسایی و ولی مریم
چون رقیه شبیه زهرایی

باب مشکل‌گشای امروزی
شافع مهربان فردایی

مثل اجداد و نسلتان بانو
آبرویی برای دنیایی

سرشکسته به محضرت آید
هر که دارد مدال آقایی

بی‌نگاهت نمی‌شوم آدم
بار کج کی رسیده بر جایی

کاسه‌ام را همیشه پرکردی
قبل آن که کنم تمنایی

من بدون قم و خراسانت
می‌رسیدم به مرز رسوایی

گله از هجر کربلا دارم
با دل من تو راه می‌آیی؟

محمدحسین رحیمیان
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

شعله‌ی آه و ... قلب بی تابت
در تب اشتیاق می‌سوزد

باز هم قصه‌ی جدایی‌ها
جگرت از فراق می‌سوزد

یوسف رحیمی

 

بیشتر بخوانید: گلچینی از تاثیرگذارترین اشعار وفات حضرت معصومه (س)

 

☆☆☆

شعر وفات حضرت معصومه (س)

← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

☆☆☆

 

مرغ دلم راهی قم می‌شود
در حرم امن تو گم می‌شود

عمه سادات، سلامٌ علیک
روح عبادات، سلامٌ علیک

کوثر نوری، به کویر قمی
آب حیات دل این مردمی

عمه سادات، بگو کیستی؟
فاطمه یا زینب ثانیستی

از سفر کرب و بلا آمدی
یا که به دیدار رضا آمدی

من چه کنم شعله داغ تو را
درد و غم شاه چراغ تو را

کاش شبی مست حضورم کنی
با خبر از وقت ظهورم کنی

کاش جاروکشی صحن نصیبم می‌شد
دل من خادم مولای غریبم می‌شد

محمدرضا آقاسی
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

عصمت حقی و بانوی مظلومه ای
نوری از کوثری,حضرت معصومه ای

دیده گریان تو,جان به قربان تو
ای قبله ی حاجات,یا عمّه ی سادات

واویلا واویلا واویلا واویلا…

از قدوم تو قم مدینه ای دیگر است
طلعت قدسی ات آینه ی مادر است

دل به تاب و تبت,ذکر روز و شبت
ای جان و جانانم,رضا رضا جانم

واویلا واویلا واویلا واویلا…

محملت غرق گل شده ز مهر و وفا
سوزم از روضه ی کوفه و شامِ بلا

دیدگانِ تر و,سنگ و خاکستر و
غمهای پی در پی,سرها به روی نِی

واویلا واویلا واویلا واویلا…
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

اشعار وفات حضرت معصومه (اشعار بلند)

 

سوخت در غم جهان معصومه
اشک بر دیده گان معصومه
سخت خورشید عشق را کم داشت
وسعت آسمان معصومه

یک طرف درد سینه سوز پدر
کشته ی زهر کینه های عجیب
یک طرف در اریکه مامون
روزگار برادریست غریب

در دل روزهای تلخ فراق
غم خورشید پرپرش می کرد
همه ی لحظه های هجران را
وقف یاد برادرش می کرد

لحظه ها می گذشت با اندوه
روزهایش نمی گذشت ولی
بین این خواهر وبرادر بود
آسمانی محبت ازلی

روزها تلخ در غمی جانکاه
اشک جاری ترین بهانه ی شب
آه یک سو برادری چو حسین
مانده در غصه خواهرش زینب

جان خواهر زغم رسیدبه لب
بسته بار سفر به مقصد عشق
شوق دیدار می کِشد اورا
می رود روبه سوی مشهدعشق

راه سختیست راه این دیدار
«ما رایت» به روی لبهابش
از سرتیغ خار در صحرا
می چکد اشک تاول پایش

راهی کوی دوست شد باعشق
جانش از شوق وصل سرشار است
راه سخت وبه عشق ٱسان است
جان معصومه مست دیداراست

مثل زینب به عشق کرد قیام
قصه ی غربت رضا برلب
داغ معصومه است ومی گویم
السلام علیکِ یازینب

زینب عصر خویش شد باعشق
کرد تنویر ذهن مردم قم
تاکه راه رضای او نشود
درمیان هجوم دشمن گم

کشته ی راه عشق معصومه
زخمه بر جان عاشقی مشتاق
کشته ی عشق راچه باشد فرق
برسر زهر کین وزهر فراق

دختر پاک موسی ی جعفر
حرمت قبله ی شکسته دلان
با توآرام می شود دلها
مهربان ِتمام خسته دلان

غزل عشق در دل این خاک
با وجود شما ترنم شد
کربلای رضاست درمشهد
تربت زینبیه اش قم شد

ای کریمه به عمه ات زینب
جانمان را جلای تازه بده
بر ولایت تو ای شهیده ی عشق
عهدمان را وفای تازه بده

تو به شوق رضا سفر کردی
عمه ات هم به شوق روی حسین
به خدا گوشه گوشه ی حرمت
می رسد برمشام بوی حسین

عشقتان زینبیست ای بانو
حرمت کوی انس مردم ماست
روضه ی عمه جان تان زینب
باز در کوچه های قم برپاست

احمدرفیعی وردنجانی
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

مطالب مرتبط: برگزیده متن های وفات حضرت معصومه (س)

 

☆☆☆

اشعار بلند وفات حضرت معصومه (س)

← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

☆☆☆

 

مائیم گدای حضرت معصومه
محتاج عطای حضرت معصومه

همراه رضا ز دیده خون می ریزیم
در روز عزای حضرت معصومه

 

آمد ز مدینه تا که در قم باشد
در مملکت امام هشتم باشد

یعنی که خدا نخواست تا مرقد او
مانند مزار فاطمه گم باشد

 

در سَر هوس دیدن دلبر دارد
بر سینۀ خود داغ برادر دارد

افسوس که تا دیار ساوه آمد
دیگر نتوانست قدم بردارد

 

مجروح بـه جگر داشت ودر تب می سوخت
از داغ برادرش مرتب می سوخت

هر جا که سَرِ دردِ دِلش وا می شد
میگفت: امان از دل زینب… می سوخت

 

با ناله دو چشمان ترش را وا کرد
تا سِیر کند دور و برش را، وا کرد

نومید ز دیدن برادر بودو
با ذکر رضا بال و پرش را وا کرد

 

صد آه اگر بر جگرش افتاده
هر چند جدا ز دلبرش افتاده

کی بر بدن برادرش رقصیدند؟
کی دست کسی بـه معجرش افتاده

 

او خواهر یک امام بودو زینب….!
او شاهد احترام بودو زینب….!

کی راهی شهر شام بود؟ و زینب
در مجلسی از حرام بود؟ و زینب

محمود مربوبی
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

بـاز هم جـام دیـده ها خـون شـد
سینـه همـچـون مدینه محزون شـد

از مـدینـه بـه سینه آه افتـاد
شـهر تا شـهر؛ نالـه راه افتـاد

کاروانـی دوبـاره از یثـرب
راه مشـرق گرفـت از مغـرب

بـاز هم نیمه شب؛ قیـام غـریب
در پیِ یـاریِ امـام غـریـب

خـواهـری از تبـار کوثـرها
بود در حـلقـه ی بـرادرهـا

در فـراق امـام خـود بانـو
مثـل زینب سفیر شد هر سـو

تـا پیـام غـریـب را بِبرد
بار صـبر و شکـیب را بِبرد

ناگهان بیـن راه غوغا شد
کربلایی دگر مهیّا شد

پیش چشمان خواهری رنجور
هجمه شد بر برادران غیور

داغ زهرا دوباره تازه شده
مقتل خون پر از جنازه شده

مقتل هیجده برادر وای
همه ی این ها بـه پیش خواهر وای

اگر چـه غمها کشید معصومه
شام کوفه ندید معصومه

روسری ها بـه نیزه ها نشدند
شعله ها خصم خیمه ها نشدند

خواهر این جا سپاه شام ندید
بدن بی سر امام ندید

داغ معصومه مثل زینب نیست
شاهد خیلِ سُمِّ مرکب نیست

کی خرابه نشین شد این بانو
کی بـه زندان شده غمین بانو

قسمتش کی شده بـه روی کبود
ازدحام نگاه هـای یهود

بسکه در شام و کوفه غوغا کرد
جان خودرا فدای مولا کرد

تا دم آخرش حسینی ماند
همه ی ی ی ی لشگرش حسینی ماند

دیده طشت طلا و سر؟ هرگز
دیده بر چهره اش اثر؟ هرگز

هیجده سر بـه نیزه دیده؟ نه
آستین بر سرش کشیده؟ نه

سیلی آیا چشیده رخسارش؟
تازیانه نموده دیدارش؟

سنگ کین کی نشست روی سرش
معجرش کی کشید در خطرش

ای امان – آه از دل زینب
تا کجا رفت محمل زینب

پیش چشم حرامیان پلید
تهمت خارجی ز خصم شنید

ای بنازم بـه سبک زندگی اش
بـه مرامش بـه طرز بندگی اش

هرچه داغ و بلا ز اعدا دید
همه ی ی ی را گفت خوب و زیبا دید

محمود ژولیده
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

شعر وفات حضرت معصومه (س) بلند

← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

☆☆☆

 

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سال ها منتظر روی برادر بودم

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
اینهمه راه بیایم ,تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم
سال ها می شود و از پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه ی دور ربرم ریخته اند
چه میزان دسته ی گل روی سرم ریخته اند

چه میزان مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

چادرم دور و برم بود و به پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود و به جایی نگرفت

من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشاق همه ی مال هم اند
هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سمت شاه خراسان رفتید
من نبودم به سمت مرقد جانان رفتید

روی قبرش بنویسید برادر بوده
سال ها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه ی عریان نشده

بنویسید کفن بود,خدایا شکرت
هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

بنویسید سری بر سر نی جا می‌کرد
خواهری از جلوی خیمه تماشا می‌کرد
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

آمد اینگونه ولی هرچه که آمد نرسید
عشق همواره به مقصود و به مقصد نرسید


که اویس قرنی هم به محمد نرسید
عاقبت حضرت معصومه به مشهد نرسید


آه بانو چه کشیدید نفس تازه کنید
خسته از راه رسیدید نفس تازه کنید


دل این شهر گرفته ست شما می دانید
تشنه ی آمدن است و شما بارانید


و کویر دل قم، رحل و شما قرآنید
به دل شعر من افتاده شما می مانید


قم کویر است؛ کویری که تلاطم دارد
چادرت را بتکان قصد تیمّم دارد


صبح شب می شد و شب نیز سحر، هفده روز
چشم او چشمه ای از خون جگر هفده روز


بین سجاده ولی چشم به در هفده روز
چشم در راه برادر شد اگر هفده روز


دم به دم چشم ترش روضه مرتّب می خواند
شک ندارم که فقط روضه ی زینب می خواند


بمان تا پنجره ی باغ ارم وا باشد
و از آن آینه در آینه پیدا باشد


حرم اش موجب آرامش دلها باشد
حرم او حرم حضرت زهرا باشد


تا که ما روضه ی بسیار بخوانیم در آن
روضه های در و دیوار بخوانیم در آن


روضه ی گریه ی مادر به سر سجاده
مادرم بر سر سجاده زمین افتاده

حمیدرضا برقعی
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

اشعار وفات حضرت معصومه (س)

← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

☆☆☆

 

خاتون شهر آینه‌هایی بزرگوار
زهرای شهر یثرب مایی بزرگوار

چشم ملک ندیده دمی سایه تو را
ناموس بارگاه خدایی بزرگوار

این قوم را به راه حقیقت کشانده‌ای
موسای بی عبا و عصایی بزرگوار

بر شانه‌های باد، جهاز تو حمل شد
فرمانروای ملک صبایی بزرگوار

گم کرده‌ایم کعبه حاجات و آمدیم
نزد شما که قبله‌نمایی بزرگوار

من گریه می‌کنم که نگاهی کنی مرا
آری همیشه عقده‌گشایی بزرگوار

باران رحمت ازلی سهم‌مان شده
بی شک دلیل فیض شمایی بزرگوار

بانوی مهربان کدامین قبیله‌ای؟
امشب بگو که اهل کجایی بزرگوار

خلقت شبیه پیر کریم عشیره است
الحق ز نسل شیر خدایی بزرگوار

فهمیدم از شلوغی صحن و سرای‌تان
هر لحظه مأمن فقرایی بزرگوار

فرقی نمی‌کند چقدر نذر می‌کنند
باب المراد شاه و گدایی بزرگوار

اینجا مریض‌ها همگی خضر می‌شوند
سرچشمه حیات و بقایی بزرگوار

از لحن گریه کردن زوار واضح است
در قم، بقیع اهل بکایی بزرگوار

یادت نمی‌رود چه قراری گذاشتیم؟
محشر دم بهشت بیایی بزرگوار

وحید قاسمی
← اشعار وفات حضرت معصومه (س) →

 

☆☆☆

 

اشعار وفات حضرت معصومه (س) که می‌توان نام آن را متن مداحی وفات کریمه اهل بیت نیز گذاشت معمولا توسط شاعرات آیینی و دوستداران اهل بیت سروده می‌شود. این اشعار به دو دسته کوتاه (متن و پیام تسلیت وفات حضرت معصومه (س)) و اشعار بلند تقسیم می‌شوند.

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره