اصل شعر علی ای همای رحمت را همراه معنی ابیات و شرح داستان آن میخوانید.
در شعر علی ای همای رحمت سروده سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار، از معروفترین شاعران سده چهاردهم، به داستانهای منقول مذهبی که در تاریخ اسلام و بهویژه برای شیعیان درسهای اخلاقی و اهمیت فراوانی دارد، اشاره شده است و بازنویسی این شعر بهصورت داستان میتواند برای دانشآموزان بسیار جذاب باشد. به عنوان مثال، بخشش انگشتر به گدا و داستان رفتار حضرت علی در بستر مرگ با ابن ملجم قاتل از جمله تلمیحات این شعر زیباست.
در این بخش از ستاره، متن کامل شعر علی ای همای رحمت با معنی و همچنین داستان خواب آیت الله مرعشی درباره این شعر را خواهید خواند. شرح نوشته شده از شعر علی ای همای رحمت برای کودکان و یا انشا درباره حضرت علی (ع) نیز مفید خواهد بود، با ما همراه باشید.

متن شعر علی ای همای رحمت کامل
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
که به ماسوا فکندی همه سایهی هما را
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم به خدا قسم خدا را
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
برو ای گدای مسکین در خانهی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من
چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
چو علی که می تواند که بسر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چه زنم چو نای هردم ز نوای شوق او دم
که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را:
«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایی بنوازد و آشنا را»
ز نوای مرغ «یا حق» بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

فایل صوتی شعر علی ای همای رحمت فارسی دهم
معنی شعر علی ای همای رحمت
حالا که متن شعر علی ای همای رحمت دهم را از نظر گذراندید و خوانش آن را نیز گوش دادید، در ادامه با معنی این شعر بینظیر همراه ما باشید.
۱. ای حضرت علی که همانند پرندۀ سعادتبخش هما، به دیگران بخشش میکنی، تو عجب نشانه ای برای وجود خداوند هستی.
۲. ای انسان اگر میخواهی خدا را بشناسی، فقط به چهرۀ حضرت علی نگاه کن. به خدا قسم میخورم که من خدا را از طریق حضرت علی (ع) شناختم.
۳. ای ابر رحمت الهی (ای حضرت علی) مگر اینکه در روز قیامت، تو شفاعت ما را بکنی، وگرنه آتش جهنم تمام موجودات را میسوزاند.
۴. ای گدای بیچاره برای گدایی به خانۀ حضرت علی برو، زیرا آنقدر بخشنده است که انگشتری شاهانهاش را به گدا میبخشد. (اشاره به داستان حضرت علی و گدا در مسجد)
۵. به غیر از حضرت علی چه کسی به پسرش میگوید حالا که قاتل من اسیر توست، با او به نرمی رفتار کن. (اشاره به داستان حضرت علی و ابن ملجم قاتل ایشان)
۶. به جز حضرت علی چه کسی پسری پرورش میدهد که خالق شگفتیها باشد؟ و شهیدان کربلا را به دنیا معرّفی کند.
۷. از میان انسانهای عاشق چه کسی میتواند مانند حضرت علی، وقتی پیمانی میبندد، به پیمانش وفادار باشد؟
۸. نه میتوانم بگویم حضرت علی خداست و نه میتوانم او را انسان بنامم، حیرت زده ام که پادشاه سرزمین جوانمردی را چه بنامم که در خور ایشان باشد؟
۹. ای نسیم بخشنده آگاه باش، که از کوچۀ حضرت علی گرد و غباری را به عنوان توتیا (داروی چشم) برای چشم من بیاوری.
۱۰. به این امید که شاید پیغامهای من به تو برسد هر روز صبح، پیامهایی را با سوز دل به باد صبا میسپارم تا به تو برساند.
۱۱. [ای حضرت علی] حالا که تو سرنوشت را عوض میکنی، تو را به دعای انسانهای فقیر قسم میدهم که سرنوشت بد را از ما دور کن.
۱۲. چرا هر لحظه مثل نی، از اشتیاق او سخن بگویم در حالی که حافظ شیرازی این سخن را بهتر گفته است:
۱۳. (بیت از حافظ شیرازی) تمام شبها به این امید هستم که باد ملایم صبحگاهی با پیغام عشقی که از طرف معشوق میآورد، مرا خوشحال کند.
۱۴. ای شهریار به ناله های انسانهای شبزندهدار گوش کن و ببین در نیمه های شب، غم دل را به دوست گفتن چقدر لذتبخش است.

کاملتر بخوانید: معنی شعر علی ای همای رحمت و آرایه های آن
داستان های مورد اشاره در شعر علی ای همای رحمت
در متن شعر علی ای همای رحمت کلاس چهارم به دو داستان مهم اشاره شده که در ادامه هریک را برایتان شرح دادهایم.
- اولین داستان مورد اشاره، داستان انگشتر امام علی (ع) و گدا، در بیت چهارم است:
روزی مردی نیازمند وارد مسجد مسلمانان شد و از مسلمانان تقاضای کمک کرد اما کسی به او توجهی نکرد. مرد نیازمند دستش را به سمت آسمان بلند کرد و گفت خدایا شاهد باش در مسجد رسول تو ازمسلمانان تقاضایی کردم ولی کسی به من پاسخ نداد.
حضرت علی علیه السلام در حال نماز بود و در آن وقت به رکوع رفته بود. وقتی شکایت مرد نیازمند را شنید دستش را به طرف او دراز کرد و به او اشاره کرد تا انگشترش را بردارد. نیازمند جلو آمد و انگشتر حضرت علی علیه السلام را از دستش درآورد و با خود برد.
پیامبرخدا نیز درحالیکه نماز می خواند صحنه را مشاهده فرمود. طولی نکشید که جبرئیل نازل شد و این آیه را برای پیامبر آورد:
إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ (مائده،آیه ۵۵): بدانیدکه ولی شما (فرمانده شما) فقط خدا و پیامبر او و كسانى هستند كه ایمان آوردهاند؛ آنها كه نماز را به پا مىدارند و در حالى كه در ركوع نماز هستند، زکات میدهند.
- دومین تلمیح در بیت پنجم به داستان حضرت علی و رفتار ایشان با ابن ملجم در بستر مرگ اشاره دارد:
زمانی که ابن ملجم را دستگیر کردند و نزد امام حسن مجتبی (ع) و پدر ایشان حضرت علی که در بستر بودند بردند، امام حسن رو به پدر کرد و فرمود: پدر جان، این دشمن خدا و دشمن تو ابن ملجم است که هم اکنون در اختیار ماست.
امام، چشمانش را باز کرده و با صدایی ضعیف فرمود: کار شگفتی کردی و گناه بزرگی را مرتکب شدی. آیا من نبودم که به تو مهربانی کردم و تو را در بخشش بر دیگران ترجیح دادم؟ پس چرا پاداشم را چنین دادی؟
سپس امام روی به فرزندش کرد و درباره قاتلش سفارش به نیکی کرد و فرمود: او را غذا بدهید و به او آب بنوشانید. اگر زنده ماندم، صاحب خون خویش هستم. اگر خواستم او را میکشم و اگر نخواستم از او می گذرم. اگر مردم، او را بکشید ولی در حقش زیادهروی نکنید که خداوند اسرافکاران را دوست ندارد.

امام حسن از سفارش پدرش به نیکی و خوش رفتاری درباره قاتل خودش متحیر شد و فرمود: پدر جان، این ملعون تو را به قصد کشتن ضربت زده است و ما را اندوهگین و عزادار ساخته است؛ اما تو ما را به مهربانی در حق او سفارش می کنی.
امام خطاب به امام حسن (ع) فرمود:
فرزندم، ما خاندان رحمت و بخشایشیم، از آن چیزی که می خوری به قاتلم بده و از آنچه که می نوشی به او نیز بنوشان. اگر من مردم، او را به مرگ قصاص کن. ولی بدنش را قطعه قطعه نکنید. چرا که از جدت پیامبر خدا (ص) شنیدم که فرمود: مبادا کسی را قطعه قطعه کنید و اگر چه سگ هار باشد. و اگر زنده ماندم، می دانم با او چه کنم؛ زیرا ما خاندانی هستیم که بر گناهکار و ستمگر خویش چیزی جز بخشش و بخشایش نمیافزاییم.

خواب آیت الله مرعشی و شعر علی ای همای رحمت به صورت داستان
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند:
شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمومنین (علیه السلام) با جمعی حضور دارند.
حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند : شاعران ایرانی را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و چند تن از شاعران ایرانی آمدند. فرمودند : شهریار ما کجاست؟! شهریار آمد. حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان! آنگاه شهریار شعر علی ای همای رحمت را بهصورت کامل خواند.
آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد از خواب بیدار شدم چون من شهریار را ندیده بودم. فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست؟
گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند. گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید.

چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (علیه السلام) دیدهام.
از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساختهای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساختهام؟ چون من نه این شعر را به کسی دادهام و نه درباره آن با کسی صحبت کردهام.
مرحوم آیت الله مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند: چند شب قبل من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) تشریف دارند. حضرت شاعران اهل بیت را احضار فرمودند: ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند. آنها نیز آمدند. بعد فرمودند شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید! و شما هم آمدید . آن گاه حضرت فرمودند: شهریار شعرت را بخوان! و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید.
شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلا عرض کردم تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده من آن خواب را دیده ام.
ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند:
یقینا در سرودن این غزل به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است.
در پایان، پیشنهاد میکنیم در ستاره بخوانید: گزیدهای از بهترین اشعار ترکی شهریار
