فال حافظ
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۰
کد خبر: ۴۰۸۵۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
درس هم‌نشین که در کتاب فارسی نهم آمده است، ترکیبی از نثر و ابیات معروف درباره تاثیر دوستان و هم نشینان بر افراد است. معنی درس همنشین و آرایه های ادبی آن را به همراه معنی واژگان و نکات دستوری بخوانید.

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - درس چهارم فارسی نهم درباره تاثیر دوستان و همنشینان انسان بر اوست. در این مطلب معنی درس همنشین و آرایه های ادبی آن را سطر به سطر می‌خوانید. شما می‌توانید معنی شعر همنشین تو از تو به باید به همراه ریشه و تفسیر را نیز در ستاره بخوانید. 

 

معنی درس همنشین و آرایه های ادبی آن

 

مصاحبت با یک دوست خوب و شکیبا، همچون وزش نسیم دل انگیزی است که احساس آرامش و سبکی و صفای درون را در ما زنده می‌سازد.

همنشین بودن با دوستی خوب و صبور ، مانند وزش باد ملایم و خوبی است که احساس آرامش و راحتی و پاکی درون را در ما شاداب می‌کند.

معنی واژه ها: مصاحبت: هم‌صحبتی، هم‌نشینی / شکیبا: بردبار، صبور / دل انگیز : خوب، پسندیده / سبکی: راحتی، آرامش / صفا: پاکی

آرایه ها: تشبیه مصاحبت دوست خوب به وزش نسیم 


دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ؟ ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد

آیا می‌دانی دیدن دوستی که مدتی دور بوده، چگونه لذّتی دارد؟ این دیدار درست مانند ابری است که در بیابان بر انسان تشنه ای می بارد و او را سیراب و خنک می‌کند.

 

بیشتر بخوانید: معنی دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد به زبان ساده

 

معنی واژه ها: دیدار : دیدن ، ملاقات کردن / غایب : کسی که در جایی حضور ندارد. / ذوق : شوق و اشتیاق

آرایه ها: تشبیه دیدار یار غایب به ابر بارانی/ تکرار « ر » و « ب »: نغمه حروف / ابر و باریدن: مراعات نظیر

نکته دستوری: بیت از چهار جمله تشکیل شده است. (بعد از ابری فعل «است » حذف شده ) [آیا می دانی - دیدار یار غایب چه ذوق دارد - مانند ابری است - که بر تشنه می بارد]


چه بسیارند کسانی که لاف دوستی می زنند، اما در حقیقت ، گرگانی در جامه ی میشان اند.

انسان های زیادی وجود دارند که بیهوده، ادعای دوستی می کنند. امّا در حقیقت، مانند گرگ های درنده ای هستند که خود را در لباس گوسفند ، مهربان و دوست داشتنی نشان می دهند.

معنی واژه ها: لاف زدن: ادّعای زیاده از حد، بیهوده گویی، خودستایی کردن / جامه : لباس

آرایه ها: لاف زدن: کنایه / گرگانی هستند: تشبیه / گرگان و میشان: تضاد / گرگانی در جامه ی میشان اند: کنایه


از همنشینی با بدان پرهیز کن که همچون شمشیر برهنه ، ظاهرش زیبا و اثرش زشت است. (ازامام جواد ع)

از همنشینی با انسان های بد دوری کن ، زیرا مانند شمشیری بی غلاف هستند که ظاهری زیبا دارند ، اما نتیجه دوستی کردن با آن‌ها، ناپسند و زشت است. (نتیجه شمشیر زیبا، قتل و خونریزی است مثل نتیجه همنشینی با انسان های بد که کارهای زشت و ناپسند می‌کنند.)

آرایه ها: همنشینی با بدان مانند شمشیر: تشبیه / زشت و زیبا: تضاد


تا توانی می‌گریز از یار بد

یار بد ، بدتر بود از مار بد

سعی کن از دوست بد دوری کنی، زیرا دوست بد از مار ترسناک و زهرآگین هم بدتر است.

آرایه ها: تکرار « ب » و « د » : واج آرایی / تشبیه یار بد به مار / یار و مار : جناس / بد و بد: تکرار


مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد بر جان و بر ایمان زند

مار بد فقط به جسم و جان تو آسیب می‌زند، اما یار بد علاوه بر جان تو ، ایمان و اعتقاد تو را هم از بین می‌برد.

آرایه ها: مار و یار : جناس / تکرار حرف « ب » : واج آرایی / جان و جان: تکرار


بدان که هر کس صحبت و دوستی را نشاید، بلکه باید که صحبت با کسی دارند که در وی سه خصلت بود:
اول آن که عاقل بود که در صحبت احمق و نادان هیچ فایده نبود؛
دوم آن نیکو خلق بود ، که در بدخو سلامت نبود؛
سوم آن که به صلاح بود ، که هر که به معصیت ، مُصِر بود از خدای نترسد و هر که از خدای نترسد، بر وی اعتماد نبود.

آگاه باش که هر کسی شایسته دوستی و همنشینی نیست، بلکه شایسته است که با کسی همنشین باشیم که دارای سه ویژگی باشد: اول آن که دانا باشد، زیرا همنشینی با انسان احمق و نادان هیچ سود و فایده ای ندارد ؛ دوم آن که خوش اخلاق باشد، زیرا انسان بداخلاق بیمار و ناراحت است؛ سوم آن که درستکار و صالح باشد، زیرا هر کسی که به گناه اصرار دارد از خدا نمی‌ترسد و چنین فردی قابل اعتماد نیست.

معنی واژه ها: صحبت: همنشینی / نشاید: شایسته نیست / خصلت: ویژگی / عاقل: دانا / احمق: نادان / نیکو خلق : خوش اخلاق، نیکوکار، درستکار / بدخو: بد اخلاق / صلاح: نیکی ، درستی / معصیت: گناه ، نافرمانی / مُصِر : اصرار کننده ، پافشاری کننده / اعتماد: پشت گرمی

آرایه ها: عاقل و احمق: تضاد / عاقل و نادان: تضاد / نیکو خلق و بد خلق: تضاد


با بدان کم نشین که صحبت بد
گرچه پاکی ، تو را پلید کند

آفتابی بدین بزرگی را
لکه ای ابر ، ناپدید کند

با انسان های بد کم تر دوستی و هم نشینی کن ، زیرا انسان های بد تو را که پاک هستی ، آلوده می سازند. لکه ای ابر ، آفتاب به این بزرگی را پنهان و ناپدید می سازد. ( دوستی با بدان مانند لکّه ای ابر است که آفتاب را پنهان می کند ، انسان را آلوده می سازد)

آرایه ها: این بیت یک تمثیل است . پلید و پاک : تضاد / تکرار « ب » در مصراع اول : نغمه ی حروف

 

بیشتر بخوانید: معنی بیت تو اول بگو با کیان زیستی

 


هر کس با بدان نشیند اگر نیز طبیعت ایشان در او اثر نکند، به طریقت ایشان متّهم گردد .

هر کسی که با انسان های بد همنشینی کند، حتی اگر خلق و خوی آن ها در او تأثیر نگذارد، راه و روش نادرست آن ها به او نسبت داده می‌شود. (بر اساس رفتار همنشینانش قضاوت و متهم می‌شود.)

معنی واژه ها: طبیعت : سرشت، خلق و خوی / طریقت: راه و روش / متّهم: کسی که کار بدی به او نسبت داده می شود، مورد تهمت واقع شده

آرایه ها: نشیند، نکند و گردد: سجع


پسر نوح، با بدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد

سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد

پسر نوح (ع) (با وجود اینکه فرزند پیمبر بود) به خاطر همنشینی با انسان های بد از خاندان پیامبری رانده شد و مقام و مرتبه ی خود را از دست داد.
اما سگ اصحاب کهف (یاران غار) به خاطر همراهی با انسان های خوب، به مرتبه و مقام انسانی رسید. [اصحاب کهف چند نفری بودند که در دورۀ دقیانوس از شهر بیرون رفتند و در غاری خوابیدند و ۳۰۰ سال در خواب بودند.]

معنی واژه ها: خاندان: خانواده ، دودمان / نبوّت: پیامبری، رسالت / اصحاب: ج صاحب ، یاران / کهف (kahf): غار / مردم: انسان

آرایه ها: نوح و نبوت : مراعات نظیر / تلمیح به داستان حضرت نوح (ع) / تملیح به داستان اصحاب کهف

نکته دستوری: در مصرع دوم « مردم » اسم جمع نیست. گاهی در گذشته بر خلاف امروز، مردم به معنی مفرد انسان به کار می‌رفت و فعل آن هم به صورت مفرد بود.


مَثَل همنشین بد چون آهنگر است، اگر جامه نسوزد، دود در تو گیرد و مَثَل همنشین نیک چون عطار است که اگر مشک به تو ندهد، بوی در تو گیرد.

همنشین بد مانند آهنگری است که اگر لباس تو را نسوزاند (ظاهر تو را تغییر ندهد) بوی دودش در تو اثر می‌کند. (رفتار و باطن تو را تغییر می‌دهد.) و همنشین خوب مانند عطر فروشی است که حتی اگر ماده ای خوشبو به تو ندهد ( باطن تو را تغییر ندهد) ، دست کم، بوی خوش او در تو اثر می‌گذارد. (در ظاهر و رفتار تو تأثیر می‌گذارد.)

معنی واژه ها: عطّار : عطر فروش / مشک : مادهّ ای خوشبو

آرایه ها: آهنگر، دود و سوختن: مراعات نظیر / عطار، مشک و بوی: مراعات نظیر (در این عبارت شبکه معنایی وجود دارد.) / نسوزد، گیرد: سجع / مثل همنشین …: تمثیل / بد و نیک: تضاد / تشبیه همنشین بد به آهنگر و همنشین نیک به عطار


هم‌نشین تو از تو بِه باید
تا تو را عقل و دین بیفزاید

همنشین تو باید از خودت بهتر باشد ، تا این که چیزی را به عقل و دین تو اضافه کند .

نکته دستوری: به ( = بهتر ): صفت تفضیلی است.

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۱ ماه پیش
ببخشید پس ارایه های ادبی و دستوری درس کجاست ؟؟؟ لطفا این ها هم قرار بدید
کاربر عزیز آرایه های هر سطر زیر آن قرار داده شده است. با دقت بخوانید.
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
۱ ماه پیش
ببخشید پس ارایه های ادبی و دستوری درس کجاست ؟؟؟ لطفا این ها هم قرار بدید
کاربر عزیز آرایه های هر سطر زیر آن قرار داده شده است. با دقت بخوانید.