فال حافظ
تاریخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۰
کد خبر: ۴۰۶۱۴
شعر ستایش فارسی دوازدهم غزل زیبایی از سنایی غزنوی شاعر قرن پنجم هجری است. معنی شعر ملکا ذکر تو گویم را با آرایه ها و معنی واژگان این درس به صورت سطر به سطر بخوانید.

ستاره | سرویس فرهنگ و هنر - یکی از  زیباترین اشعار در مورد خدا در ادبیات فارسی، شعری است از حکیم سنایی غزنوی. این شعر زیبا به عنوان شعر ستایش در آغاز کتاب فارسی دوازدهم آمده است. در این مطلب معنی شعر ملکا ذکر تو گویم را که از بهترین اشعار سنایی غزنوی است، به همراه آرایه های ادبی و نکات دستوری این درس می‌خوانید. 

  • قالب شعر: غزل
  • وزن شعر: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
  • محتوا: عرفانی، ستایش خداوند

معنی شعر ملکا ذکر تو گویم

 

معنی شعر ملکا ذکر تو گویم

۱- ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی / نروم جز به همان ره که توأم راهنمایی

ای پادشاه (خداوندا) نام تو را بر زبان می‌آورم؛ زیرا تو پروردگار پاک هستی. فقط در راهی که تو به من نشان می‌دهی قدم می‌گذارم.

معنی واژه ها: ملک: پادشاه، نقش «منادا» / ذکر: یاد / مرجع ضمیر «تو»: خداوند / توأم: جهش ضمیر

آرایه ها: «توام راهنمایی» را به دو صورت می‌شود معنی کرد:

  • ۱- که تو راهنمای من هستی [ تو: نهاد / راهنما: مسند/ ام(من): مضاف الیه / یی: مخفف ”هستی”]
  • ۲- که تو به من راه را نمایی (نشان دهی ) [تو: نهاد/ ام (من): متمم/ راه: مفعول/ نمایی: فعل]

~★~★~★~

۲- همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم / همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

فقط بارگاه تو را جست وجو می‌کنم. تنها در پی فضل و بخشش تو هستم. فقط توحید و یگانگی تو را بر زبان می‌آورم؛ چرا که تو سزاوار توحید و یگانگی هستی.

معنی واژه ها: همه: فقط، تنها / درگاه: بارگاه / جستن: جستجو کردن (بن ماضی: جست، بن مضارع: جو) / فضل: بخشش، کرم / پوییدن: تلاش، رفتن، حرکت به سوی مقصدی برای به دست آوردن و جست و جوی چیزی / توحید: یکتایی،یگانگی / سزا: سزاوار و شایسته (بن ماضی: سزید، بن مضارع: سز) 

آرایه ها: جویم، پویم، گویم: جناس ناهمسان / همه، تو: تکرار، واژه آرایی / واج آرایی: تکرار صامت «ت»

~★~★~★~

۳- تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی / تو نماینده فضلی تو سزاوار ثنایی

[پروردگارا] تو حکیم و بزرگ و بخشنده هستی. تو دارای فضل و بخشش بی نهایت و سزاوار حمد و ستایشی.

معنی واژه ها: حکیم: دانا به همه چیز، دانای راست کردار / عظیم: سترگ / کریم: بخشنده، بزرگ منش / رحیم : بسیار مهربان / نماینده: نشان دهنده / ثنا: ستایش، سپاس (هم آوا: ثنایی، سنایی)

آرایه ها: تو: تکرار / واج آرایی: تکرار صامت «ت» و مصوت‌های «و» و «ی»

~★~★~★~

۴- نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی / نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

نمی‌توانم تو را توصیف کنم؛ زیرا در فهم و ادراک محدود انسان نمی‌گنجی. نمی‌توان مثل و مانندی برایت آورد؛ زیرا تو حتی به وهم و خیال انسان در نمی‌آیی.

معنی واژه ها: وصف: توصیف / فهم: درک، دریافت / شبه: مانند / وهم: گمان، پندار، خیال

آرایه ها: فهم، وهم: جناس ناهمسان / جمله «نتوان شبه تو گفتن»: تلمیح به “لیس کمثله شیء” / آرایه “موازنه “ در بیت (رشته انسانی)

~★~★~★~

۵- همه عزّی و جلالی همه علمی و یقینی / همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

تو سراسر عزّت و بزرگواری و علم و یقین و نور و شادمانی و بخشش و پاداش هستی.

معنی واژه ها: همه: فقط، سراسر ‌/ عزّ: عزیز شدن، ارجمندی / جلال:  بزرگواری، شکوه، از صفات خداوند که به مقام کبریایی او اشاره دارد / یقین: امری که واضح و ثابت شده باشد / سرور:  شادی، خوشحالی / جود: بخشش، سخاوت، کرم / جزا: پاداش کار نیک /

آرایه ها: همه: تکرار / واج آرایی: تکرار مصوت «ای» و مصوت کوتاه «و» / ترصیع (رشته انسانی)

~★~★~★~

۶- همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی /  همه بیشی تو بکاهی، همه کمی تو فزایی

[خداوندا] تو به تمام امور غیبی و ناپیدا آگاه هستی و همه عیب‌ها را می‌پوشانی. همۀ کم و زیاد شدن‌ها به دست توست.

معنی واژه ها: غیبی: پنهان / غیبی، عیبی: جناس ناهمسان /  همه غیبی تو بدانی: اشاره به “عالم الغیب”بودن خداوند / پوشیدن: پوشاندن (فعل دووجهی) / همه عیبی تو بپوشی: اشاره به “ستار العیوب ” بودن خداوند / بیشی: افزونی، زیادی / بکاهی: از مصدر “کاستن”: کم کنی (بن ماضی: کاست، بن مضارع: کاه) / فزایی: بیفزایی، زیاد کنی

آرایه ها: بیشی، کمی: تضاد / بکاهی، فزایی: تضاد / همه، تو: تکرار / تلمیح به آیه ” تعزّ من تشاء وتذلّ من تشاء” (خداوند) هر که را بخواهد عزیز می‌گرداند و هر که را بخواهد ذلیل می کند) / واج آرایی: تکرار مصوت ”ای” / ترصیع (رشته انسانی)

~★~★~★~

۷- لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید / مگر از آتش دوزخ بوَدَش روی رهایی

سنایی با همه وجود، یگانگی تو را اقرار می کند. امید است (شاید) برای او (سنایی) از آتش دوزخ [راه] رهایی باشد.

معنی واژه ها: مرجع “ش” در “بودش”: سنایی (جهش ضمیر) / بوَد: باشد (بن ماضی: بود، بود: بو)

آرایه ها: لب و دندان: مجاز از “کل وجود”/ لب و دندان: تناسب / سنایی: نام هنری شاعر (تخلص شاعر) / مگر: ایهام، (امید است، شاید) / آتش، دوزخ: تناسب / روی: ایهام تناسب (چاره، امکان، راه)

~★~★~★~

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره