شعر شب؛ انواع شعر و متن در مورد شب و تنهایی

با مجموعه‌ای از شعر شب، متن در مورد شب، متن تنهایی در شب، شعر در مورد شب و تنهایی، احساسی و زیبا همراه ما باشید.

«شب» یکی از مفاهیم پرکاربرد در متن ها و اشعار عاشقانه و عرفانی در زبان پارسی می باشد که ادیبان زیادی به آن پرداخته اند. مفهوم شب ناخودآگاه دربردارنده مفاهیم دیگری مانند سکوت، تنهایی، آرامش و … است. لذا در این مطلب ما قصد داریم زیباترین مجموعه متن و شعر شب با مضامین تنهایی، عاشقانه و احساسی را برای شما ارائه دهیم؛ همراه ما باشید.

 

مجموعه شعر شب زیبا

شب است و در شب من خوش‌نشینی‌ات زیباست
به بوسه از لب من خوشه‌چینی‌ات زیباست

 

♦♦♦

 

در این شب سیه که فرو مرده شمع ماه
ای مه! چراغ کلبه من باش ساعتی

رهی معیری

 

♦♦♦

 

شب سردیست
و من با دل سرد
به خودم می گویم:
خبری نیست، بخواب!
باز هم خواب محبت دیدی!

 

♦♦♦

 

دور ازین روز شب تاریکی
چند چون صبحدم از نزدیکی

 

♦♦♦

 

امشب شب عجیبی است
هرچه ملافه را
از صورت آسمان کنار می زنم
به صبح نمی رسم

پوریا پلیکان

 

♦♦♦

 

شب است و باز دل من بهانه می خواهد
به وصف تو غزلی عاشقانه می خواهد

 

شعر در مورد شب

شعر در مورد شب

 

شب که دوری از دلم من انتظارت می کشم
بر سر این عشق زیبا چشم دشمن در کمین

دست در دستم بده، دل را به من بسپار تا
حال دل زیبا شود با حرفهای دلنشین

 

♦♦♦

 

امشب از شب‌های تنهایی است رحمی کن بیا
تا بخوانم بر تو امشب دفتر سودای من

همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم
تا خوش و صافی برآید ناله‌ها و وای من

“مولوی”

 

♦♦♦

 

من به زیبایی مهتاب قسم خوردم و به تلخی این خاطره ها…
به غروبی که گذشت
به طلوعی که دمید
به صدای شبِ تنهایی و غم
که به جایی نرسید
که تو برمیگردی
و من از هجمه ی تنهایی و بی مهری این شهر شلوغ
می توانم به جهان تو پناهنده شوم…

 

♦♦♦

 

اینجا یکی از حس شب احساس وحشت می‌کنه
هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت می‌کنه

جایی که من تنها شدم شب قبله‌گاه آخره
اینجا تو این قطب سکوت کابوس طولانی تره

“روزبه بمانی”

 

♦♦♦

 

شب ما تا به قیامت نشود روز، که هست
پردهٔ روز قیامت شب تنهایی ما

مگرش زلف تو زنجیر نماید ور نه
در همه شهر نگنجد دل صحرایی ما

“فروغی”

 

♦♦♦

 

شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد

“حافظ”

 

♦♦♦

 

حکایت شب هجران و روز تنهایی
زمن بپرس، که شب تا بروز بیدارم

ز شهر نیز بدر می‌روم، که خانهٔ خلق
خراب می‌شود از آب چشم خونبارم

“اوحدی”

 

♦♦♦

 

شب بخیر ای سبب مستی و شیدایی من
شده عشقِ تو یقین، علتِ رسوایی من

آرزویم همه این است ببینم رویت
تا به پایان برسد این غمِ تنهایی من

 

شعر شب زیبا و احساسی

شعر شب زیبا و احساسی

 

شعر شب از سعدی

شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

 

♦♦♦

 

مپرسم دوش چون بودی به تاریکی و تنهایی
شب هجرم چه می‌پرسی که روز وصل حیرانم

شبان آهسته می‌نالم مگر دردم نهان ماند
به گوش هر که در عالم رسید آواز پنهانم

 

♦♦♦

 

شبی خوش هر که می‌خواهد که با جانان به روز آرد
بسی شب روز گرداند به تاریکی و تنهایی

 

♦♦♦

 

نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست
شب فراق تو هر شب که هست یلداییست

خلاص بخش خدایا همه اسیران را
مگر کسی که اسیر کمند زیباییست

 

♦♦♦

 

سعدیا نوبتی امشب دهل صبح نکوفت
یا مگر روز نباشد شب تنهایی را

 

♦♦♦

 

شب فراق نخواهم دواج دیبا را
که شب دراز بود خوابگاه تنها را

 

متن در مورد شب

شب و تنهایی نه تاریک هستند و نه سفیر تنهایی، نه پر از غم هستند و نه غرق در غبار غربت، بلکه آرامشی هستند در آغوش سکوت، و رویشی را سبب می شوند، بعد از فصل آرامش سکوت، که طول آن تا بلندای آسمان است و عرض آن به ارزش خاص شدن در بین آسمانی ها.

 

♦♦♦

 

امشب رها از زمان !
تنها به تو می اندیشم . . .
آهنگ های تکراری !
خاطرات تکراری !
و اشک های تکراری !
تکرار در بودن تو که هیچ گاه تکراری نمی شود !
این بی نهایت من است . . .

 

♦♦♦

 

شب و تنهایی در کنار هم می نشینند تا در خود فرو رویم، کنکاشی کنیم، درون را صاف کنیم و از نو در صبحی زیبا متولد شویم؛ نوتر، با انگیره تر برای آینده ای طلایی و درخشان.

 

متن در مورد شب

متن در مورد شب

 

تنهایی شب رو بشکنی تو خلوتت
آخرشم خیابونا هم صحبت دردات بشن
سخته که اشکات هم قدم شه با بارونای این شهر
چقدر با عشق موهاشو میکردم نوازش
رقصیدم همه جوره به سازش !

 

♦♦♦

 

شب و تنهایی دست در دست هم هوای سکوت را در فضای زندگی مان به این سو و آن سو پراکنده می کنند، تا در آرامش بی صدایی، صدای دل مان را بشنویم و دنیای فردای خویش را به تمامی «دلی» بسازیم، نه با اما … و اگر … و ولی ….

 

♦♦♦

 

شب تبسم لطف خداست تا در آرامشی عمیق برای نشاط فردایی پویا جان بگیریم و تنهایی اش پر است از ازدحام معرفت، معرفت به هر آنچه که امروز کرده ایم و هر آنچه که با خود عهد می بندیم، برای به تحقق پیوستنش به منظور دست یابی به فرداهایی روشن تر و روشن تر.

 

♦♦♦

 

شب و تنهایی آغاز پیوستن آدمی است به خود، تا در آرامش و سکوتی بی نظیر، فکر کند، خود را بازیابی نماید و در صبح روشن فردا دوباره تولدی دیگر را در دل روزگار خویش خلق نماید؛ تولدی از جنس تحول، با درخششی به اندازه ی تابیدن در طول تاریخ، که حق این است و خواست احدیت از خلقت هستی نیز همین است و بس.

 

♦♦♦

 

سکوت و تنهایی شب برای آن هایی آرامش محض است که نه غم بر دل کسی نشانده و نه باری بر دوش دیگران تحمیل کرده اند، تا هستند، مهر آفرین می باشند و سایرین زیر بارش محبت آن ها پر از طراوت می شوند، این ها خوبان روزگارند و وجودشان کیمیای سعادت. آرامش و سعادت قرین لحظه لحظه های شان باد.

 

♦♦♦

 

هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق
گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن

“دهلوی”

 

♦♦♦

 

شب آغاز تنهایی، شب پایان باور بود

“اردلان سرفراز”

 

♦♦♦

 

هیچ چشم اندازی ترسناک تر از آسمان شب نیست

آن هم بدون یار

 

متن درباره شب زیبا

متن درباره شب زیبا

 

من به درماندگی صخره و سنگ
من به آوارگی ابر و نسیم
من به سرگشتگی ‌آهوی دشت
من به تنهایی خود می‌مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می‌آید
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
شعر چشمان تو را می خوانم
چشم تو چشمه شوق
چشم تو ژرفترین راز وجود
برگ بید است که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می‌سپرد

“حمید مصدق”

 

♦♦♦

 

شب و  تنهایی لحظه لحظه های نابی است برای آنان که از ازدحام و شلوغی روز رسته اند و در تاریکی شب با چشم باز دل خویش دانه دانه از سفره ی پر از رزق الهی معرفت بر می چینند تا فردا و فرداها در روشنایی روز و در ازدحام جمعیت گم نشوند و راه هستی را از چاه نیستی باز شناسند.

 

♦♦♦

 

شب و تنهایی عاشقان شاید تاریک تر از دیگران باشد ولی به طور قطع زیباتر خواهد بود؛ چراکه مالامال است از یاد و خاطرات دلنشین یار.

 

♦♦♦

 

شب و تنهایی عاشقان روشن ترین شب هاست؛ چراکه خاطرات دلنشین یار عزیزشان مانند ستاره هایی درخشان در آسمان دل آن ها می درخشند.

 

♦♦♦

 

شب من پنجره‌ای بی فردا
روز من قصه‌ی تنهایی ما

مانده بر خاک و اسیر ساحل
ماهی‌ام، ماهی دور از دریا

 

♦♦♦

 

گفته اند که شب و تنهایی قرین دل های عاشقان هستند، شب های آن ها بسیار طولانی و تنهایی آن ها بسیار عمیق، اما نگفته اند که در تمام طول شب، کام آن ها از یاد یار دلبندشان شیرین است و در عمق تنهایی شان غرق در مرور خاطرات با محبوب خویش هستند، پس نه طول شب برای شان بلندایی بیهوده دارد و نه عمق تنهایی آن ها عمقی دیوانه کننده. شب و تنهایی عاشقان همه شور است و عشق به وجود هستی.

 

متن تنهایی در شب

متن تنهایی در شب

 

شب و تنهایی برای عاشقان یک فرصت عاشقانه است برای دل دل کردن در فضای خاطرات روز پیش، روزی که به عاشقی گذشت، برای مشق کردن بهتر بودن و بهتر عاشقی کردن برای روزهای بعد، روزهایی که قرار است به بیش تر عاشق شدن بگذرد.

 

سخن آخر

امیدواریم از خواندن این مجموعه شعر و متن در مورد شب و تنهایی لذت برده باشید. فراموش نکنید نظرات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید. شما می توانید در این رابطه مطلب زیبای «انواع شعر کوتاه دلتنگی» را نیز در انگیزه بخوانید.

شما نیز شعر یا متن در مورد شب از شاعران دیگری سراغ دارید؟ لطفا نظرات و پسشنهادات خود را با ما به اشتراک بگذارید.


ستاره
Logo