تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۲:۰۰
کد خبر: ۳۲۰۴۰
آرایه های ادبی به دو دسته بدیع لفظی و بدیع معنوی تقسیم می‌شوند که هر کدام تعدادی از تکنیک‌های لفظی یا معنایی را به خود اختصاص داده اند. جناس و واج‌آرایی از آرایه‌های لفظی و تشبیه و استعاره و تناسب از مهم‌ترین آرایه‌های معنوی هستند.

آرایه‌ های ادبی


ستاره |
سرویس فرهنگ و هنر -
ممکن است از شما خواسته شده باشد تا آرایه های ادبی یک بیت شعر را پیدا کنید یا این که خودتان دوست داشته باشید ظرافت‌های شعر و ادبیات را بهتر درک کنید. آرایه های ادبی یا به عبارت دیگر علم بدیع، در این زمینه به شما کمک فراوانی خواهد کرد. در اینجا سعی نموده‌ایم مجموعه نسبتا کاملی از تعریف‌های آرایه‌ های ادبی را از کتاب‌های معتبر برای شما گردآوری کنیم و امیدواریم بتوانید به خوبی از آن ها بهره‌مند شوید.


آرایه ‌های ادبی

آرایه های ادبی را می‌توان به طور کلی به دو دسته بدیع لفظی و بدیع معنوی تقسیم کرد.

۱. بدیع لفظی

بدیع لفظی به تکنیک‌هایی که در حوزه لفظی اتفاق افتاده است دلالت می‌کند

روش تسجیع

 سجع در لغت به معنی صدای کبوتر و در اصطلاح آوردن کلمات هم آهنگ است. سجع بر چند نوع است:

  • سجع متوازی: تغییر صامت نخستین واژگان یک هجایی است بدون آن که واک‌های آن تغییری کند. مانند واژگان شمایل و قبایل.
  • سجع مطرف: سجع مطرف بر دو نوع است. در نوع نخست دو کلمه دارای تعداد هجای متفاوت هستند و صامت آغازین هجای قافیه متغیر است؛ مانند دست و شکست. در نوع دوم سجع مطرف کلمات سجع از نظر تعداد هجا مساوی است؛ ولی هجاهای غیر قافیه از نظر کمیت یکسان نیستند و به عنوان مثال یکی بلند و دیگری کشیده هستند. مثل جهان و یزدان.
  • سجع متوازن: در سجع متوازن واژگان از نظر تعداد و کوتاهی و بلندی هجاها مساوی هستند؛ اما در واک روی مشترک نیستند. مانند واژگان مواج و نقاد.

ترصیع

ترصیع آن است که در دو جمله سجع‌های متوازی در مقابل یکدیگر قرار گیرند. به کلام آراسته به ترصیع، «مرصع» (=جواهر نشان) گفته می‌شود. ترصیع کلام را از لحاظ موسیقایی بسیار قوی می‌کند.

موازنه

هم آهنگ کردن دو یا چند جمله به وسیله تقابل اسجاع متوازن را موازنه یا مماثله می‌گویند. سجع‌های موازنه می‌تواند به صورت ترکیبی از متوازی و متوازن هم باشد. هر چه تعداد سجع‌ها در بیت بیش‌تر باشد، ارزش موسیقایی آن بالاتر می‌رود.

مزدوج یا قرینه

وقتی دو جمله یا مصراع که قرینه هستند، یعنی تقریبا متساوی هستند، با سجعی به هم بپیوندند. مانند:
ز گرزش دل آسمان چاک شد
ز گردش فلک روی در خاک شد

تجنیس

روش تجنیس یا جناس یکی دیگر از روش‌های افزایش موسیقی در سطح واژگان یا جملات است. هم‌جنس کردن یا تجنیس مبتنی بر نزدیک کردن هر چه بیش‌تر واک‌هاست به طوری که واژگان هم جنس به نظر بیایند و یا هم جنسی آن‌ها به ذهن متبادر شود.

  • جناس تام: جناس تام آن است که تلفظ واژگان عینا مشابه یکدیگر باشد ولی دارای معانی مختلفی باشد.
  • جناس لفظ: جناس لفظ در اصل با جناس تام فرق چندانی ندارد. بدین معنی که تلفظ واژگان در هر دو یکی است؛ ولی شیوه نگارش آن‌ها متفاوت است.
  • جناس مرکب: جناس مرکب یا مرفو (=رفو شده) از فروع جناس تام است و بدین صورت است که دو واژه هم وزن در تکیه اختلاف دارند. بدین معنی که یکی از آن‌ها یک واژه است و دومی از دو واژه تشکیل شده است.
  • جناس خط یا تصحیف: در این نوع جناس اختلاف واژگان تنها در نقطه گذاری آن‌هاست. بدین شکل شاید نتوان گفت که این دو واژه تشابهی در تلفظ دارند؛ بلکه تشابه آن‌ها در شیوه نوشتن آن‌هاست.
  • جناس ناقص یا محرف: در این نوع از جناس دو کلمه از لحاظ تعداد هجا مساوی هستند و حرف روی در آن دو یکی است؛ اما یکی از مصوت‌های کوتاه در آن‌ها متفاوت است.
  • جناس اقتضاب یا اشتقاق: در این نوع از جناس کلمات متجانس از لحاظ مصوت بلند با یکدیگر تفاوت دارند. مثل زمین و زمان.
  • جناس اشتقاق: به این نوع از تجنیس «جناس کلمات هم خانواده» یا «جناس ریشه» نیز گفته می‌شود. در این نوع از جناس معنی هم دخالت دارد؛ اما از آنجا که واژگان تشابه ظاهری نیز در تلفظ دارند، در دسته جناس لفظی قرار گرفته است. مثل پر و پرنده.
  • جناس زاید: جناس زاید وقتی شکل می‌گیرد که یکی از واژگان متجانس نسبت به دیگری واک یا واک‌هایی اضافه داشته باشد. سه نوع جناس زاید وجود دارد:
    الف) مختلف الاول (جناس مطرف یا مزید): واک یا واک‌های اضافی در ابتدای یکی از واژگان است. مثل نار و کنار.
    ب) مختلف الوسط (جناس وسط): واک یا واک‌های اضافی در میان یکی از واژگان است. مثل بند و بلند.
    ج) مختلف الآخر (جناس مذیل): واک یا واک‌های اضافی در آخر یکی از واژگان است. مثل ناز و نازک.
  • جناس قلب یا مقلوب: اختلاف در توزیع واک‌های مشترک کلمات است که خود بر دو نوع است:
    الف) قلب بعض: وقتی جای یک صامت در واژه تغییر کند، جناس قلب بعض رخ داده است. مثل برده و بدره.
    ب) قلب کل: وقتی توزیع واک‌ها درست (یا با یک اختلاف) وارونه یکدیگر باشد. 

تکرار

تکرار بر چند نوع است:

  • واج آرایی: این روش مبتنی بر تکرار واک در یک جمله یا بیت است. مانند: سرو چمان من چرا میل چمن نمی کند. (که در این مصراع واج آرایی صامت چ وجود دارد.) یا: یاد باد آن که ز ما وقت سحر یاد نکرد. (واج آرایی مصوت آ)
  • تکرار واژه: تکرار واژه انواعی دارد. مانند رد الصدر علی العجز و رد العجز علی الصدر. رد الصدر علی العجز وقتی است که اولین کلمه بیت در آخر بیت نیز تکرار شود و رد العجز علی الصدر وقتی است که آخرین واژه بیت در اولین کلمه بیت بعد تکرار شود.
  • تکریر: تکریر یا تکرار آن است که در بیت دو کلمه پشت سر هم تکرار شود. مثال:
    فراز آوریدند چون کوه کوه ...
    بزرگان لشکر همه تن به تن...

آرایه‌های ادبی

♥ ♥ ♥ آرایه های ادبی ♥ ♥ ♥


۲. بدیع معنوی

بدیع معنوی تکنیک‌هایی است که در حوزه معنا اتفاق می‌افتد. 

روش تشبیه

تشبیه یعنی همانند سازی دو یا چند چیز با یکدیگر. تشبیه چهار رکن دارد:
مشبه: چیزی است که آن را به چیزی دیگر مانند می کنند.
مشبه به: چیزی است که به آن تشبیه شده.
وجه شبه: صفتی است که مشبه و مشبه به در آن مشترکند.
ادات تشبیه: کلمه‌ای است مبتنی بر یک تشبیه.
مثال: قد معشوق در بلندی مانند سرو است.  مشبه: قد معشوق. مشبه به: سرو. وجه شبه: بلندی. ادات تشبیه: مانند.
از یک نظر تشبیه به دسته های مفصل، مجمل، مرسل، مؤکد، بلیغ و تشبیه حماسی تقسیم می شود. در تشبیه مفصل، بر خلاف تشبیه مجمل، وجه شبه دیده می شود. در تشبیه مرسل، بر خلاف تشبیه مؤکد، ادات تشبیه هم ذکر می شود. در تشبیه بلیغ وجه شبه و ادات تشبیه در جمله دیده نمی شود و از میان انواع تشبیهات نزدیک ترین نوع به استعاره است و در تشبیه حماسی که بدان تفضیلی هم گفته می شود، مشبه گسترش می یابد و گاه سه بیت به آن اختصاص داده می شود.

استعاره

استعاره نیز بر پایه تشبیه بنا شده است. در استعاره یکی از دو رکن اصلی تشبیه، یعنی مشبه به، ذکر می شود و خواننده به یاری قرینه صارفه متوجه استعاره در سخن می شود.

  • استعاره مصرحه (=محققه، تحقیقیه): وقتی از چهار رکن تشبیه تنها مشبه به در لفظ آمده باشد.
  • استعاره مکنیه (=بالکنایه): وقتی تنها مشبه در لفظ آمده باشد؛ اما یکی از ملائمات مشبه به نیز در کلام باشد که خواننده را به آن متوجه کند.
  • استعاره تخییلیه: آن است که با استعاره مکنیه چیزی از لوازم مستعار منه (مشبه به) را هم در لفظ بیاورند.
  • استعاره مرشحه (=ترشیح): آن است که با استعاره مرشحه چیزی را ذکر کنند که با مستعار منه نسبت داشته باشد.

مبالغه، اغراق و غلو

مهم‌ترین شاخص این صنعت‌ها بزرگ نمایی است. در تفاوت این سه می‌گویند مبالغه عقلا و عادتا امکان پذیر است. اغراق عقلا امکان پذیر اما عادتا غیر ممکن است و غلو نه عقلا و نه عادتا امکان پذیر نیست.

  • مبالغه: اندرون با تو چنان انس گرفته است مرا/ که ملالم ز همه خلق جهان می آید (سعدی)
  •  اغراق: ز دیدنت نتوانم که دیده بر دوزم/ و گر معاینه بینم که تیر می آید (سعدی)
  • غلو: هیچ است آن دهان و نبینم ازآن نشان/ موی است آن میان و ندانم که آن چه موست (حافظ)

روش تناسب

تناسب انواعی دارد که به قرار زیر است:

  • مراعات النظیر: مراعات النظیر وقتی شکل می‌گیرد که برخی از واژه‌های کلام اجزایی از یک کل باشند و از این جهت بین آن‌ها تناسب و رابطه باشد.
    بدش تیر باران و خنجر تگرگ
    روان گشته از برق بارانش مرگ
    در این بیت صحنه‌ای از کشتار توصیف می‌شود و کل صحنه در یک تصویر کلی به باریدن تیر و خنجر تشبیه شده است. از این رو واژگان باران و برق و تگرگ با یکدیگر صنعت مراعات النظیر را شکل می‌دهند.
  • تضاد (طباق): تضاد که به آن طباق یا مطابقه نیز گفته می‌شود، در لغت به معنای انداختن دو چیز در مقابل هم است و در اصطلاح آن است که کلماتی را ضد یکدیگر بیاورند. مثل شب و روز.
  • حشو ملیح (اعتراض): حشو ملیح یا جمله معترضه معمولا در توضیح یک کلمه یا عبارت یا برای دعا، نفرین یا مواردی از این دست کاربرد دارد. مانند:
    دی – که پایش شکسته باد- برفت
    گل – که عمرش دراز باد - آمد
  • ازدواج (مزاوجت): در این صنعت معنای کلی مصراع نخست با توجه به معنی واژگان در مصراع دوم تکرار می‌شود.
  • صدا معنایی: در صدا معنایی واژه‌ای وجود دارد که صدای حاصل از تلفظ آن شنونده را به منبع صوت دلالت می‌کند. مثل: واژه چکاچاک که صدای به هم خوردن شمشیرها به یکدیگر است.

روش ایهام

ایهام از زیباترین و پیچیده‌ترین روش‌های تناسب است. در این روش کلمات یا عبارات و جملات معانی مختلفی دارند و امکان دارد با معانی مختلف خود با واژگان دیگر کلام رابطه‌ای داشته باشد و بر چند نوع است:

  • ایهام (توریه، توهیم، تخییل): ایهام بدین صورت است که کلمه‌ای حداقل به دو معنا به کار رفته باشد و تمامی معانی واژه به کلام معنا بدهد. شعر حافظ پر از انواع ایهام است. مثال:
    ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
    ببین که در طلبت حال مردمان چون است
    در این بیت واژه مردمان دو معنای دور و نزدیک دارد. در یک حالت شاعر به مردمک چشم خودش اشاره می‌کند و در حالت دیگر به مردمی که عاشق معشوق شده‌اند، اشاره دارد.
  • ایهام تناسب: وقتی شکل می‌گیرد که فقط یکی از دو معنی واژه در کلام حضور داشته باشد و معنی غایب با واژه یا واژگانی از کلام دارای رابطه و تناسب باشد. مثال:
    چنان سایه گسترد بر عالمی
    که زالی نیندیشد از رستمی
    در این بیت منظور از زال، پیرزن است و منظور از رستم هم انسان تنومند و قوی است؛ اما وقتی واژه رستم نیز در بیت می آید، انسان را به یاد داستان رستم و زال می‌اندازد که البته در این بیت منظور شاعر نبوده است.
  • ایهام تضاد: در این نوع از ایهام معنی غایب واژه با یک یا چند واژه در بیت تضاد دارد.
  • ایهام تبادر: وقتی است که واژه‌ای از کلام واژه دیگر را که تقریبا با آن هم شکل و هم صداست، به ذهن متبادر کند و واژه‌ای که متبادر می‌شود، با یک یا چند واژه دیگر در کلام دارای تناسب باشد.
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
    یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
    واژه خویش به معنی «خود» به قرینه کلماتی چون مزرع، سبز، کشته، داس و درو، واژه «خیش» را که در کشاورزی از آن استفاده می شود، به ذهن متبادر می کند.

استخدام

استخدام نیز از نوع تناسب و بر سه نوع است:

  • استخدام تشبیهی: آن است که فعل ایهام دارد و در ارتباط با مشبه و مشبه به معانی مختلفی را به وجود می‌آورد.
    شنیدم که جشنی ملوکانه ساخت
    چو چنگ اندر آن بزم خلقی نواخت
    فعل نواختن در رابطه با چنگ معنی آهنگ زدن دارد و در رابطه با خلق معنی نوازش کردن می‌دهد.
  • استخدام غیرتشبیهی: همان استخدام تشبیهی است با این تفاوت که ساختار آن بر مبنای تشبیه نیست.
  • استخدام ضمیر: لفظی است که دارای دو معناست و به یک معنا به کار می‌رود؛ اما در کلام ضمیری به کار می‌برد که به معنای ثانوی دلالت می‌کند.

ترتیب کلام

این شیوه مبتنی بر آوردن اسامی، افعال و ... به تعداد و یا ذکر اعداد است و شیوه‌های مختلفی دارد:

  • اعداد: چنان است که چند اسم را که متوالیا ذکر شده‌اند، از یک جهت منظور کنند و برای همه یک فعل یا صفت بیاورند.
  • سیاقه الاعداد: سیاقه الاعداد ذکر اعداد در شعر است.
  • تنسیق الصفات: تنسیق الصفات آن است که برای یک اسم صفات متعدد و متوالی بیاورند یا برای یک فعل قیدهای متفاوتی ذکر کنند.

مذهب کلامی

مذهب کلامی وقتی است که مطلبی را با قیاس و برهان عقلی و خطابی اثبات کنند. این گونه مطالب در ادبیات به مسائل عاطفی از قبیل مرگ و زندگی، عشق و نفرت، داد و بیداد و مواردی از این دست می‌پردازد.

آرایه‌های ادبی

♥ ♥ ♥ آرایه های ادبی ♥ ♥ ♥


سخن آخر

آرایه‌ها آن جوهر خلاقانه و هنری است که یک نوشته را به «ادبیات» ارتقا می‌دهد. در این مطلب بطور خلاصه آرایه های ادبی را معرفی کردیم. امیدواریم که توانسته باشید از این متن به خوبی استفاده کنید. لطفا سوالات و دیدگاه‌های خود را از طریق بخش «ارسال نظر» با ما و خوانندگان ستاره به اشتراک بگذارید. توصیه می‌کنیم اصول استفاده از علائم نگارشی با مثال‌های کاربردی را نیز در مجله ستاره مطالعه کنید.

طیبه صابری
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره