تاریخ انتشار: ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۰۱:۰۰
کد خبر: ۳۱۳۶۴
دلنوشته‌ های ولادت امام حسن (ع) متون ادیبانه است که با زبانی شاعرانه به درد دل با آن امام می‌پردازد. در این متون به تولد امام حسن (ع) و زیبایی این اتفاق اشاره می‌شود و می‌توان آن را به صورت دکلمه خواند.
دلنوشته های ولادت امام حسن (ع)
 
ستاره | سرویس سرگرمی - امام حسن (ع) فرزند اول علی بن ابی‌طالب و فاطمه زهرا در شب نیمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدینه تولد یافت. او از اهل بیت و نیز آل کسا به‌شمار می‌آید. با توجه به شنیده‌ها و خوانده‌ها از زندگی امام حسن (ع)، ایشان از جهت ظاهر، پیکر، اخلاق و منش بزرگوارى به رسول اکرم (ص) بسیار مانند بود. به‌روایت تاریخ یعقوبی حسن بن علی سه بار مسموم شد و سرانجام در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری درگذشت. در این بخش تعدادی دلنوشته‌‌ی زیبا و مفهومی که به مناسبت ولادت این امام بزرگوار گفته شده است را گردآوری کرده‌ایم. امیدواریم از خواندن دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) لذت ببرید.


دلنوشته‌ های ولادت امام حسن (ع)

۱. متن اول

دروازه‏‌های آسمان گشوده می‌‏شود و زمین در ستاره‏ باران میلادی بزرگ به هلهله می‏‌نشیند.
در نیمه راه برکت ‏خیز رمضان رایحه شکوفه‌‏های یاس است که کوچه‏‌های مدینه را آکنده است.
حسن علیه‏ السلام با چشمانی علوی می‏‌آید و افق رسیدن ارجمندش را دف می‌‏کوبد.
صدای آمدنش، طنین مهربانی و کرامت است. شانه‌‏های صبورش را زمین به تجربه می‌‏نشیند، آن‏‌چنان‌‏که سمفونی سکوتش را.
او با نگاهی از جنس باران می‏‌آید و آب‏های آزاد جهان، ماهیان تشنه دلش را میزبان می‌‏شوند.
هرگز غروب نمی‏کنی
کوه یعنی تو؛ ولی تو را نادیده انگاشتند و تحمل بی‏ پایانت را بی‏شرافتان تاریخ، این چنین به جولان نامردمی کشاندند.
آسمان، تویی که وسعت دلت، زبانزد آب‏های زمین است.‌
ای فرزند حماسه و رأفت!
تو آن بهاری که دستان خونریز خزان را یارای به خاک ریختنت نیست.
جاودانه‌‏ای؛ آن گونه که عشق‏ خواهی تنید؛ آن‏چنان که باران، رگ‏های خاک را.
ایمان داریم که طلوع مبارکت را هرگز غروبی نیست.
 
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۲. متن دوم

عکس این گلِ حُسن یوسف در آینه را بانوان بهشت، تا ابد آه می ‌کشند.
حُسن حسن، نیمه سیبی است که پیامبر صلی ‏الله‏ علیه‏ و ‏آله ‏و سلم به فاطمه علیه االسلام هدیه داد.
نگاه فاطمه به هر طرف رو کند، آفتاب به آن سو رو می‏‌کند؛ فاطمه علیه االسلام ملکه آفتابگردان‏‌های دنیاست و حسن علیه ‏السلام، گلی که در سایه ‏اش قد کشیده است.
امشب ستاره‌‏ها جشن ساده علی و فاطمه را چراغانی می‌‏کنند.
امشب گلدان آغوش فاطمه، سرشار از عطر این گلِ آسمانی خواهد شد.
امشب بوی سیب، مدینه را بیهوش می‏‌کند؛ سیبی که عطرش، روز‌ها و سال‏ها و قرن‏ها را در می‏‌نوردد، سیبی که عرشی است.
این‏جا خانه فاطمه است. این‏ جا ملکوت عطر سیب است.
امشب کائنات در هوای سیب شناورند، حالا هر کس یک جرعه از این عطر آسمانی می‌خواهد؛ هرکس می‌خواهد کفش ‏های نسیم را بپوشد و یک سبد سلام و صلوات با خودش بیاورد.
امشب شبِ نزول عطر سیب و بالِ فرشته است.
همه می‌‏دانند، قدر امشب کم از شب قدر نیست. امشب در خانه فاطمه علیه السلام کودکی به دنیا می ‌آید؛ کودکی که آمدنش، آسمان را به زمین می‌‏آورد.
 
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۳. متن سوم

تو که آمدی ...
ستاره‌‏ها تکثیر می‏‌شوند و آفتاب در شب ‌های تاریک رخنه می‌کند.
همه پیراهن‏‌ها، بوی یوسف می‏‌گیرند و کبوتران از سقف خانه ‌ها لبریز می‌شوند.
آسمان آن‏قدر آبی می‏‌شود که آب‏‌ها از یاد می‌روند. زندگی از لبخند تو آغاز می‌‏شود و باران‌‏ها ستاره می‌‏بارند بر ایوان ‌های تاریک مانده ما.
با آمدنت غروب‏‌ها کوتاه و کوتاه‏تر شدند و آفتاب بلندتر از همیشه، بر پنجره‏‌های ما پدیدار شد.
تو که آمدی، گریبان‏‌های غریب، بغض شدند و اشک‌ها، باران‏‌های بهاری. جاده‌‏ها عاشقانه به تو ختم شدند و همه راه‌‏ها، صراط مستقیم.
بهار‌ها در حاشیه سبز نام تو جان گرفتند.
تو که آمدی غربت از تنهایی درآمد و عشق، در سینه‏‌های کوچک ما جوانه زد.
پرنده‏‌های بی ‏آشیانه بر شانه‏ هایت آشیان گرفتند و درخت ‌ها به برکت نفس  های معطر تو شکوفه زدند و سیب شدند.
با آمدنت، بوی علی در کوچه ‌های غم ‏زده کوفه جاری شد و صدای گریه‌‏های کودکانه ‏ات در صدای بال فرشتگان پیچید تا شب‏ها، با لالایی آرام تو، کائنات به خواب بروند.
چشم‌‏هایت، دورترین افق‌‏ها را روشن کرده است.
سینه ات، اقیانوسی است که همه اندوه‏‌های عالم را پذیرا خواهد شد.
با تو، دنیای پدرانه علی (ع)، رنگین‏‌تر و تنهایی ‏اش با رنگ مهربانی تو پُر خواهد شد. تو که آمدی، آبشار‌ها همه قد کشیدند تا در تن تو، خودشان را تطهیر کنند و رودخانه‌ها به دنبال کوچه خانه پدری ‏ات دویدند تا بوی قدم‏‌هایت را به دریا‌ها سوغات ببرند.
از نام تو، تنهایی می‌تراود و پرنده ‌ها با آسمان آشتی می‌کنند.
چشمه‏‌ها در تشنگی کویر، جاری ‏اند تا عطش تنهایی تو را تا کربلای غریب برادرت ببرند.
تو آمده‏‌ای تا منادی عشق و مهربانی در دلتنگی دورترین کوچه‌های شب ‏زده باشی.
 
دلنوشته های ولادت امام حسن (ع)
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۴. متن چهارم

امشب به طواف دست‏های تو می‌‏آییم، دست‏هایی که زمین و زمان از فیض زلالشان متبرکند.‌
ای سبط اکبر! نخواه دست خالی برگردیم. مگر تو نبودی که تنها دو بار تمام آنچه را داشتی بخشیدی و سه بار دارایی‏ات را با مستمندان به دو نیم کردی؟!
حالا ما زمینیان عصر پنهانی، در شبی که نام تو را در یاد خود دارد، به طواف دست‏های تو آمده ایم. یاری‏مان کن که تو را بشناسیم. بگذار به قطره شفابخشی از بی‏کران دریای وجودت دست بیاویزیم که سخت تشنه ‏ایم. تو خود بهتر می‏دانی که حاجت شناختنت فریاد می‏‌کند؛ هر چند از لیاقت آن تهی باشیم.
متولد شدی و خاک، گویی دوباره آفریده شد! سرزندگی از سر و روی زمین می‏‌بارید و طراوت روی تمام ذرات هوا پاشیده شده بود.
مدینه، به پیشواز ثمره قلب پیامبر می‌‏رفت و نخل‏‌ها انگار قدبلندتر شده بودند.
شاید به احترام او بود که از جایی برخاستند. فرشتگان، فوج فوج می‌‏آمدند و بال بر گهواره تو می‏‌ساییدند.
زمین، متبرک شد و شانه‏‌هایش زیر قدم‌‏هایت، به یاد وزن مسیح افتاده بود.
 
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۵. متن پنجم

ماه به نیمه رسیده است و در‌های رحمت، بر روی جهانیان باز است. فراوانی رحمت و نعمت است و جان‏‌ها آکنده از عشق است.
ماه به نیمه رسیده است که این چنین در کامل‌ترین صورت خویش به جلوه‏‌گری، دست ‏افشانی می‏‌کند.
ستارگان به تکاپو درآمده ‏اند گرداگرد ماه. بدری در آستانه حُسن خودنمایی می‌‏کند؛ ماه تمامی که از ذخیره هستی به زمین هدیه داده شده است.
حَسَن، آینه حُسن خداوندی است؛ تصویر زیبایی خداوند است که در صورت خاکی نقش بسته است.
مجتبی، در آغوش پاک‏‌ترین مادران عالم چشم به جهان گشود و میوه قلب رسول اللّه‏ شد.
آمد و کرامت را از پدر آسمانی ‏اش آموخت و چراغ کرامتش را برای اهل زمین برافروخت.
ثمره زندگی علی و فاطمه (ع)، پا به جهان خاکی گذاشت. خاک تا افلاک غرق نور و سرور شود.
نیمه ماه است؛ ماهی که در‌های رحمت بر روی جهانیان گشوده شده است.
خدایا! به «کریم اهل بیت» سوگند، سایه کرامت خویش را از ما دریغ مدار!
 
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۶. متن ششم

چشمه سخاوت!
امشب هر ستاره‌ای را که رصد می‌کنم، نام تو را می‌بینم که به وسعت یک آسمان شکیبایی، می‌درخشد و شوق پرواز را در دل عاشقانت به تپش وا می‌دارد. دست‌های نیازمان را از چشمه سخاوتت کوتاه مکن؛ بگذار با وضو در نور امامتت، شیرینی کرامتت را چشیده باشیم!‌ ای شعله خدا!
هم خانه با حسین!
هم شانه با علی، چون چلچراغ علم!
بر دل خوش آمدی!‌ ای امام غربت!
آن‌که از آبروی تو وساطت می‌طلبد، تشنه باران هدایت توست و آن‌که حاجت را بهانه کرده، تشنه رفاقت با تو.
به حق شادی میلادت، قفل بسته چشمان ما را با عنایت و کرمت بگشای تا طعم سفره مهربانی تو را بچشیم؛ که هیچ زخمی از بارش کرامت بارانی ات بی مرهم نمی‌ماند؛ یا کریم اهل هدایت!
 
دلنوشته های ولادت امام حسن (ع)
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۷. متن هفتم

بر آتش دل آبی نشان،‌ ای روزگار شیعه که تلخی غیبت به کام داری!
روشن شو،‌ ای فانوس چشم عاشقان آل یاسین!
نهان شو در سینه،‌ ای غم!
خنده نگاه مهربان حسن بن علی (ع) را در طلوع آفتاب امروز دیده ام.
کرامت نامش را در بارش ستاره‌های دیشب حس کرده ام.
باده‏ ام ده، ای امید؛ ساغرم را مشکن،‌ ای غم که بوی کرامت پسر فاطمه، شادی آسمانیان را وعده داده است.
به خانه فاطمه خوش آمدی!
آرام بگیر در آغوش فاطمه! بگذار بوی یاس آمدنت را حس کنم.
آرام بگیر تا صدای قلبت به قلب فاطمه، جان بدهد! تنهایی خاک مدینه را از دل فاطمه ببر! لختی از گریه دست بردار، کودک دلفریب خانه علی!
بوی پدرم از تو به مشام می‏‌رسد.
جلوه کرامت خدا، جلوه جمال محمد به خانه تنهایی فاطمه
به دنیای غربت خوبان خوش آمدی!
 
⇔ دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) ⇔


۸. متن هشتم

ستاره‌های سوسو زن، در آسمان رمضان، نشسته بودند و ماه کاملِ درخشنده را تحسین می‏‌کردند. ناگاه، بارقه‏ ای از زمین به پشت آسمان درخشیدن گرفت.
از آن بالادست دور، از آن ملکوت اوج گرفته، ستاره‌‏ها دیدند که در زمین، ماه نورسیده ‏ای در قنداقه متبرکش؛ به سمت آسمانیان لبخند می‏‌زند. دیدند که آغوش فاطمه، شکلی مادرانه به خویش گرفت و آن ماه منیر را به سینه فشرد و دیدند که مهتاب، از شرم آن رخساره روشن، سر در ابر‌ها فرو کرد.
خدایا! این چه شبی است که جای آسمان و زمین عوض شده... که ماه در زمین نشسته و به سمت آسمان، رخساره نشان می‌‏دهد!
ستاره‌ها، از تلألؤ خود دست کشیدند و مبهوت به تماشا ماندند و حسرتی ممنوع، سرا پایشان را فراگرفته است؛ حسرتی به رنگ یک آرزو؛ آرزویی که زیر لب زمزمه می‏‌کرد:‌ ای کاش من ستاره این ماه سپیدبخت بودم و اطراف او، در طوافی ابدی سو سوی خویش را شب و روز عرضه می‏‌کردم.
سلام بر اقیانوس کرامت!
سلام بر لحظه‌هایی که تو را آوردند!
سلام بر آغوش «کوثر»، که با رسیدن تو مادرانه شد!
سلام بر لبخند سرافراز علی (ع)، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر لب‏‌های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بی ‏شائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاسته و مقدر است که در روزگارانی نه چندان دور، وارث تمام صبر فاطمی و عدل علوی، در زمانه بی‏ حیدر، امیرالمؤمنین باشد و زخم‌‏ها و طعنه‌های روزگار را جز به سکوت، پاسخی بر زبان نیاورد!
امیدواریم این دلنوشته های ولادت امام حسن (ع) مورد پسند شما قرار گرفته باشد. لطفاً نظرات خود را با ما و دیگر مخاطبان ستاره در پایین صفحه و در قسمت "ارسال نظر" در میان بگذارید.
الناز صفاجوئی
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره