ستاره | سرویس مذهبی – کفاره نماز قضا برای تمام نمازهای ادا نشده در نظر گرفته میشود. به این معنی که هیچ تفاوتی نمیکند که نماز واجب صبح یک فرد مسلمان که تنها دو رکعت است قضا شده باشد یا آن که نماز چهار رکعتی ظهر او در موقع مقرر خوانده نشده باشد. هر نمازی که در وقت از پیش تعیین شده خوانده نشود در اصطلاح آن را نماز قضا مینامند.
اگر عمل ادا نکردن نمازهای واجب و ترک آنها از روی عمد صورت گرفته باشد و افراد این کار را از روی علم و آگاهی انجام داده باشند، بحث کفاره مطرح میشود. چرا که عمل انجام شده نوعی گناه محسوب میشود و باید برای آن کفاره داد. کفاره نماز قضا نیز به این ترتیب است که ابتدا باید برای ترک نماز واجب توبه کرد و از بارگاه خدا طلب عفو و بخشش نمود.
پس از آن نیز باید قضای نمازهای خوانده نشده ادا شود. در واقع وظیفهی شرعی افرادی که نمازهای واجب خود را به جا نیاوردهاند آن است که قضای این نمازها را به جا بیاورند. البته اگر افراد برای ادا نکردن نمازهای واجب خود عذر موجهی نظیر بیماری یا امثال آن داشته باشند نیازی به توبه نیست و تنها ادای قضای آن نماز کفایت میکند. در این میان برای نمازهای ادا نشده در وقت معین یا همان نمازهای قضا احکامی تعیین شده است که در ادامهی مطلب پیش رو آنها را به اتفاق یکدیگر مرور خواهیم کرد.
اصول مربوط به کفاره نماز قضا
معمولا نخستین نماز واجبی که در ابتدای هر روز باید آن را به جا آورد نماز صبح است. به دلیل ساعت ادای این نماز هر بار عدهای از خواندن آن باز میمانند. در واقع با وجود دو رکعتی بودن و کوتاه بودن نماز صبح نسبت به سایر نمازهای واجب و یومیه، امکان قضا شدن آن تا حدی بیش از آنها است. از همین رو خواندن نماز قضای صبح رواج بیشتری در میان افراد مذهبی و معتقد دارد. در هنگام ادای کفاره نماز قضا صبح بهتر است این نماز با صدای بلند خوانده شود.
یعنی احتیاط واجب آن است که نماز قضای صبح نیز مانند نماز قضای مغرب با صدای بلند خوانده شود. البته این موضوع تنها در مورد مردها صدق میکند و به بانوان اختصاص ندارد. افزون بر آن بهتر است که نماز قضای صبح پیش از خواندن نماز ظهر ادا شود. اگرچه تاکید خاصی روی این موضوع صورت نگرفته است و امر واجبی به شمار نمیرود، اما بهتر است به آن عمل نمود. یعنی اگر شما پس از اذان ظهر قصد خواندن نماز ظهر را داشته باشید و نماز صبح شما هم قضا شده باشد، بهتر است ابتدا نماز قضای صبح را بخوانید و پس از آن به سراغ خواندن نماز ظهر بروید.
حال ممکن است شخصی جنب باشد و در همان حالت به انجام واجباتی نظیر نماز و روزه بپردازد. اگر او به صورت دانسته و کاملا آگاهانه به انجام فرایض واجب خود بپردازد باید این فرایض را از نو تکرار کند. چرا که هیچ کدام از آنها صحیح نخواهد بود. اما اگر فرد مذکور به جنب بودن خود آگاه نباشد و پس از مدتی پی به این موضوع ببرد، روزههایی که گرفته است صحیح خواهد بود و ایرادی به آنها وارد نیست. اما تکلیف نمازهای خوانده شده توسط او کاملا متفاوت است. چرا که نمازهای خوانده شده در شرایط جنب بودن (حتی اگر نا آگاهانه باشد) صحیح نیست و باید در اسرع وقت قضای آنها را به جا آورد.
اگر فردی قصد ادای کفاره نماز قضا خود را داشته باشد اما از نظر جسمی توان این کار را نداشته باشد و مجبور باشد که این کار را به صورت نشسته انجام دهد، هیچ مانعی برای انجام این کار وجود ندارد و میتواند قضای نمازهای خود را به صورت نشسته ادا کند. اما در صورتی که فرد مسلمان از توان و نیروی کافی برای خواندن نماز به شکل ایستاده برخوردار باشد و تنها برای راحتی کار خود بخواهد این کار را به شکل نشسته انجام دهد، نماز او صحیح نخواهد بود.
حال ممکن است نمازهای قضای یک فرد به اندازهای باشد که پس از مدتی حساب و کتاب آن به طور کامل از دست او بیرون برود. در چنین حالتی فرد مورد نظر باید به همان اندازهای که یقین دارد نمازهایش قضا شدهاند، قضای آنها را به جا بیاورد. از نظر کمیت نیز ملاک همواره روی کمترین مقدار ممکن قرار میگیرد. به عنوان مثال اگر فردی شک داشته باشد که بین سه ماه تا پنج ماه از نمازهای واجب خود را به جا نیاورده است، باید ملاک نمازهای قضا شده را روی سه ما قرار دهد و به اندازهی سه ماه نماز قضا بخواند. در واقع هر اندازه از نمازهای واجب که در مورد ادا نشدن آنها شک و تردید وجود دارد، به جا آوردن قضای آنها واجب نیست.
مسلما هر اندازه که تعداد نوبتهای نماز واجب به جا آورده نشده توسط یک فرد مسلمان بیشتر باشد، ادای کفاره نماز قضا توسط او نیز به همان نسبت وقتگیر و دشوارتر خواهد بود. برای راحتی کار توصیه شده است که به جا آوردن قضای نمازهای واجب ادا نشده به تدریج و به مرور زمان صورت گیرد و تعجیلی برای انجام این کار وجود نداشته باشد. به عنوان مثال میتوان در هر نوبت از خواندن نمازهای واجب، یک نوبت نماز قضا نیز به جا آورد. علاوه بر آن اگر بخش قابل توجهی از نمازهای ادا نشده در هنگام رفتن به مسافرت بوده باشد میتوان قضای آنها را به صورت شکسته به جا آورد.
کفاره نماز قضا برای پدر و مادر
عدهای بر این باور هستند که اگر مرد یا زنی نمازهای واجب خود را در وقت معین ادا نکرده باشند و در همان حال از دنیا برود کفاره نماز قضا بر گردن پسر بزرگ خانواده میافتد و مسئولیت ادای آن بر عهدهی او قرار میگیرد. این فرض آن گونه که تصور میشود صحیح نیست و نکاتی در مورد آن وجود دارد. نخستین مورد آن است که آیا این زن و مرد نمازهای واجب خود را از عمد ادا نکردهاند یا آن که برای این کار حال ممکن است زن یا مردی که از دنیا رفتهاند به طور کامل تارک الصلاة باشند. به این معنی که در طول زندگی خود هیچ کدام از نمازهای واجبشان را ادا نکرده باشند.
در چنین حالتی باید به چند نکته توجه داشت. نخست آن که قضای نمازهای مادر بر فرزندان او واجب نیست. البته اگر آنها این کار را انجام دهند به طور قطع کار نیکویی را به انجام رساندهاند. اما حکم کفاره نماز قضا پدر خانواده تا حدی متفاوت است. اگر پدر خانواده نمازهای خود را به عمد و از روی قصد به جا نیاورده باشد، بر پسر ارشد او واجب نیست که قضای آنها را ادا کند. البته اگر این کار را انجام دهد یک فعل مستحب را به انجام رسانده است.
اما اگر قصور پدر خانواده در خواندن نمازهای واجب خود عمدی نباشد بر پسر ارشد او واجب است که پس از فوت پدر قضای آنها را به جا بیاورد. البته برای انجام این کار شرط و شروطی نیز وجود دارد و پسر ارشد خانواده در هر شرایطی مجاب به ادای کفاره نماز قضا پدر خود نیست. یکی از شروط لازم برای انجام این کار آن است که پسر ارشد خانواده صغیر یا مجنون نباشد. صغیر نبودن به آن معنی است که سن پسر از حدی که به عنوان سن تکلیف در نظر گرفته شده است بیشتر یا دقیقا برابر با آن باشد. عدم جنون پسر ارشد خانواده نیز به معنی آن است که او از سلامت کامل عقلی برخوردار باشد.
افزون بر شروطی که به آن اشاره شد شرط محروم از ارث نبودن پسر ارشد خانواده نیز در واجب شدن یا نشدن قضای نماز پدر تاثیرگذار است. به این معنی که اگر پدر خانواده پیش از مرگ فرزند ارشد خود را از ارث محروم کرده باشد دیگر ادای کفاره نماز قضا بر پسر واجب نخواهد بود.
باید توجه داشت که نکات یاد شده تنها در شرایطی که والدین یک فرد مسلمان در قید حیات نباشند مصداق پیدا میکند. به عنوان مثال کسی نمیتواند با این ادعا که پدر یا مادرش نمازهای واجب خود را نمیخوانند به جای آنها نماز قضا بخواند. بلکه هر فرد مسلمان در زمان حیات خود باید واجباتی که برای او تعیین شده است را خود به تنهایی ادا نماید.
سایر احکام مربوط به کفاره نماز قضا
بسیاری از افراد معتقد و مذهبی بخشی از ساعات روز را به انجام فرایض مستحب نظیر دعا یا نمازهای غیر واجب اختصاص میدهند. اما باید به این نکته توجه داشت که فرایضی نظیر نماز یومیه اعمال واجب دینی به شمار میروند و انجام آنها باید پیش از هر عمل مستحبی صورت گیرد. بنابراین اگر کسی مقید به آن است که کفاره نماز قضا خود را ادا کند بهتر است این موضوع را در اولویت قرار دهد و پس از آن به انجام امور مستحب بپردازد. در واقع هنگامی که انجام امور واجب مطرح است پرداختن به امور مستحب لزومی نخواهد داشت.
شاید آن دسته از کسانی که شبها تعداد ساعات بیشتری را بیدار میمانند خواندن نماز عشا را به زمانهای پایانی شب موکول کنند. در این میان عدهای از افراد از این موضوع باخبر نیستند که نماز عشا دقیقا در چه زمانی از شب قضا میشود. باید به این نکته توجه داشت که اگر فرد مسلمان عذر شرعی نداشته باشد باید نماز عشا را تا پیش از نیمه شب ادا کند. اما اگر عذر شرعی خاصی نظیر عدم غسل واجب در زمان معین برای او وجود دارد یا مسایلی نظیر بیماری در موضوع دخیل است میتوان نماز عشا را دیرتر از زمان مقرر ادا کرد. در چنین حالتی باید نماز عشا تا پیش از اذان صبح خوانده شود تا قضا نگردد.
در ادای کفاره نماز قضا ممکن است فردی که قصد به جا آوردن نماز را دارد در تعيين نماز قضا دچار ترديد شود. به این معنی که نداند نماز قضا شده نماز صبح بوده يا نماز ظهر است. در حالتی که فرد به قضای يکی از اين دو نماز یقین دارد بايد يک نماز دو رکعتی و يک نماز چهار رکعتی به جا بیاورد تا به انجام تکليف خود یقین پيدا کند.
در حالت کلی ادا کردن کفاره نماز قضا و به جا آوردن آن زمان مشخصی ندارد و در هر موقعیت مناسبی میتوان این عمل را انجام داد. البته ممکن است تعداد نمازهای قضا شده به اندازهای باشد که ترتیب آنها مشخص نباشد. حال آن که عدهای ترجیح میدهند در به جا آوردن قضای نمازها ترتیب را رعايت کنند. از دید برخی از مراجع احتياط واجب رعايت ترتيب در قضای نمازهای يوميه است. بنابراین اگر ترتیب نمازهای خوانده نشده مشخص است باید به همان ترتیب اصلی خوانده شوند. اما اگر ترتيب قضا شدن نمازها مشخص نباشد میتوان ابتدا نماز صبح را به جا آورد و پس از ادا کردن آن به سراغ خواندن سایر نوبتها رفت.
اگر تعداد نمازهای قضا شده زیاد باشد احتمالا افراد ترجیح میدهند که کفاره نماز قضا را هر چه زودتر ادا نمایند و قضای نمازهای خوانده نشده را در اسرع وقت به جا بیاورند. در چنین شرایطی برای آن که بتوان نماز را زودتر از حالت عادی به پایان رساند میتوان اقامهی آن را نخواند و ذکرهای مستحب و قنوت را ادا نکرد. به طور خلاصه میتوان تنها بخشهای واجب نماز را به جا آورد و مستحبات را کنار گذاشت.
در پایان بد نیست به حکم کفاره نماز قضا در مورد برخی از شرایط جسمانی نیز اشاره شود. در صورت آن که فردی به مدت چند روز بیهوش باشد و نتواند نمازهای واجب خود را بخواند لزومی به ادای قضای آنها نخواهد بود. همچنین نمازهایی که بانوان در روزهای عادت ماهیانه نمیتوانند بخوانند نیز چنین حکمی دارد و نیازی به خواندن قضای آنها نیست. البته نمازهای ديگری که که بدون غسل حيض خوانده شدهاند مورد قبول نبوده و باید در زمان مناسب قضای آنها به جا آورده شود.
به هر حال در مطلب پیش رو به نکاتی در مورد کفاره نماز قضا و چگونگی ادای نمازهای قضا اشاره شد. البته احکام دیگری هم در این زمینه مطرح است که در صورت تمایل میتوانید با مراجعه به کتابهای مذهبی و رسالههای توضیح المسایل از آنها مطلع شوید.