برگزیده شعر عید نوروز و بهار از شاعران قدیم و معاصر

مجموعه ای از شعر عید نوروز مبارک از شاعران بزرگ فارسی از گذشته تا شاعران معاصر را بخوانید. شعر عید نوروز سعدی و حافظ، شعر عید نوروز مولانا، شعر صائب درباره عید، شعر فریدون فروغی، اخوان ثالث و ... همچنین شعر کودکانه عید نوروز با عکس نوشته و عکس پروفایل شعر در مورد نوروز.
شعر عید نوروز

11ستاره | سرویس سرگرمی – در ادبیات فارسی از گذشته تا کنون شعر در مورد عید نوروز بسیار سروده شده است و هر کدام رنگ و بوی زیبای خود را دارد. در این مطلب گزیده ای از زیباترین شعر عید نوروز را از شاعران بزرگ ایران می‌خوانید که می‌توانید از این اشعار نوروزی به همراه عکس پروفایل و عکس نوشته سال نو و عید نوروز برای تبریک سال نو استفاده کنید. 

شعر عید نوروز

جهان از باد نوروزی جوان شد

زهی زیبا که این ساعت جهان شد

شمال صبحدم مشکین نفس گشت

صبای گرم‌رو عنبرفشان شد

تو گویی آب خضر و آب کوثر

ز هر سوی چمن جویی روان شد

چو گل در مهد آمد بلبل مست

به پیش مهد گل نعره‌زنان شد

کجایی ساقیا درده شرابی

که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد

قفس بشکن کزین دام گلوگیر

اگر خواهی شدن اکنون توان شد

چه می‌جویی به نقد وقت خوش باش

چه می‌گوئی که این یک رفت و آن شد

یقین می‌دان که چون وقت اندر آید

تو را هم می‌بباید از میان شد

چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر

که همره دور رفت و کاروان شد

بلایی ناگهان اندر پی ماست

دل عطار ازین غم ناگهان شد

«عطار نیشابوری»

∼❀∼

چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا

جهان انجمن شد بر تخت او
شگفتی فرو مانده از بخت او

به جمشید بر گوهر افشاندند
مران روز را «روز نو» خواندند

سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج روی زمین

بزرگان به شادی بیاراستند
می ‌و جام و رامشگران خواستند

چنین جشن فرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار

«فردوسی»

∼❀∼

آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار نزهت و آرایش عجیب

اکنون خورید باده و اکنون زیید شاد
کاکنون برد نصیب حبیب از بر حبیب

ساقی گزین و باده و می خور به بانگ زیر
کز کشت سار نالد و از باغ عندلیب

هر چند نوبهار جهان است به چشم خوب
دیدار خواجه خوبتر، آن مهتر حسیب

«رودکی»

∼❀∼

در گـــوش من صحیفه‌ی تبریک عیــد گفت

ســالی دگر ز عمـر تو ای بی خبـر گذشت

نشــگفته غنچه های بهار و امید و عشــق

دیدی که عمـــرهمچو نســیم سحر گذشت ؟

روح کهـن نه تــازه شــود با حلـــول عیـــد

راح کهــن بیـــار کـه آبـم ز ســــر گـــذشت

تبریک نیست، تسلیت است اینکه دوست را

گویی: خوشـــا ز عمـر تو سـالی دگر گذشت

«باستانی پاریزی»

شعر اخوان درباره عید نوروز

شعر اخوان درباره عید نوروز

عید آمد و ما خانه ی خود را نتکاندیم
گردی نستردیم و غباری نستاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز
از بیدلی آن را ز در خانه براندیم

هر جا گذری غلغله شادی و شور است
ما آتش اندوه به آبی ننشاندیم

آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما 
پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

احباب کهن را نه یکی نامه بدادیم
و اصحاب جوان را نه یکی بوسه ستاندیم

من دانم و غمگین دلت، ای خسته کبوتر
سالی سپری گشت و تو را ما نپراندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند 
ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

ماننده افسون‌زدگان، ره به حقیقت
بستیم و جز افسانه بیهوده نخواندیم

از نه خم گردون بگذشتند حریفان
مسکین من و دل در خم یک زاویه ماندیم

طوفان بتکاند مگر امید که صد بار 
عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

«مهدی اخوان ثالث»

∼❀∼

ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه‌ی‌ رنگین نمی‌پوشی به کام
باده‌ی رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن مِی که می‌باید تهی‌ست؛
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
«فریدون مشیری»

همچنین ببینید: عکس نوشته تبریک عید نوروز

شعر عید نوروز سعدی

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

چو آتش در درخت افکند گلنار
دگر منقل منه آتش میفروز

چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست
حسد گو دشمنان را دیده بردوز

بهاری خرم است ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز

جهان بی ما بسی بوده‌ست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز

نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بدآموز

منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این گوز

دریغا عیش اگر مرگش نبودی
دریغ آهو اگر بگذاشتی یوز

«سعدی»

شعر درباره عید نوروز

شعر درباره عید نوروز

برخیز که می‌رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نِه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد ز پیش ایوان
برخیز که باد صبح نوروز
در باغچه می‌کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بوی گل بامداد نوروز
و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار
بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست
آنَک سر دشمنان و سندان
چشمی که به دوست برکند دوست
بر هم ننهد ز تیرباران
سعدی چو به میوه می‌رسد دست
سهلست جفای بوستانبان

«سعدی»

∼❀∼

شعر عید نوروز مولانا

امروز جمال تو، بر دیده مبارک باد
بر ما هوس تازه، پیچیده مبارک باد

گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد
ای پرگل و صد چون گل خندیده مبارک باد

خوبان چو رُخت دیده افتاده و لغزیده
دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد

نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران باریده مبارک باد

بی گفت زبان تو بی‌حرف و بیان تو
از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد…

∼❀∼

بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را
از آن پیغمبر خوبان پیام آورد مستان را

زبان سوسن از ساقی کرامت‌های مستان گفت
شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را

ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل
چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را

ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی
چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

«سقاهم ربهم» خوردند و نام و ننگ گم کردند
چو آمد نامه ساقی چه نام آورد مستان را

درون مجمر دل‌ها سپند و عود می‌سوزد
که سرمای فراق او زکام آورد مستان را

درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی
ز پنهان خانه غیبی پیام آورد مستان را

چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر
که ساقی هر چه درباید تمام آورد مستان را

که جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یار آورد
ببین کز جمله دولت‌ها کدام آورد مستان را

ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت
به جام خاص سلطانی مدام آورد مستان را

∼❀∼

رعد همی زند دُهل ؛ زنده شده اسـت جزء و کل
در دل شاخ و مغز گل بوی بهار می‏کشد

آن‏کـه ضمیر دانه را علت میوه می‏کند
راز دل درخت را بر سر دار می‏کشد

لطف بهار بشکند رنج خمار باغ را
گرچه جفای دی کنون سوی خمار می‏کشد

عکس پروفایل شعر عید نوروز از مولوی

عکس پروفایل شعر عید نوروز از مولوی

بیشتر بخوانید: شعر بهار مولانا؛ منتخب اشعار نوروزی مولانا و عیدانه های دلنشین

شعر درباره عید نوروز از حافظ

ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن
که قارون را غلط‌ها داد سودای زراندوزی
ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است
که زد بر چرخ فیروزه صفیر تخت فیروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست
مجال عیش فرصت دان به فیروزی و بهروزی
∼❀∼
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

شعر عید نوروز از خیام

بر چهره گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

∼❀∼

چون ابر به نوروز رخ لاله بشُست

برخیز و به جام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رُست

∼❀∼

از آمدن بهار و از رفتن دی

اوراق وجود ما همی گردد طی

می خور! مخور اندوه که فرمود حکیم

غمهای جهان چو زهر و تریاقش می

عکس نوشته شعر عید نوروز از خیام

عکس نوشته شعر عید نوروز از خیام

بیشتر بخوانید: گلچین رباعی و دوبیتی درباره بهار

شعر عید نوروز مبارک

فرخنده و مبارک و میمون و سعد باد
نوروز و مهرگان و بهار و خزان تو

«انوری»

∼❀∼

هر طرف بهر مبارکباد نوروز بهار
می‌فرستد گل به کف کرده صبای خویش را

یک دم امروز از چمن ما را به مجلس راه ده
تا ستانیم از تو جام با صفای خویش را

«امیرخسرو دهلوی»

∼❀∼

نوروز بمانید که ایام شمایید 

آغاز شمایید و سرانجام شمایید

آن صبح نخستین بهاری که به شادی

می‌آورد از چلچله پیغام شمایید

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار

آن گنبد گردننده آرام شمایید

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند

خورشید شما عشق شما بام شمایید

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟

اسطوره جمشید و جم و جام شمایید

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان 

افسانه بهرام و گل اندام شمایید

هم آینه مهر و هم آتشکده عشق

هم صاعقه خشم ِ بهنگام شمایید

امروز اگر می‌چمد ابلیس، غمی نیست 

در فنّ کمین حوصله دام شمایید

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است

در کوچه خاموش زمان، گام شمایید

ایام به دیدار شمایند مبارک 

نوروز بمانید که ایام شمایید

«پیرایه یغمایی»

بیشتر بخوانید: شعر تبریک عید نوروز؛ جدیدترین مجموعه اشعار برای تبریک سال نو

شعر صائب درباره عید نوروز

ای روشن از فروغ تو چشم چراغ ها

پر گل ز جوش حسن تو دامان باغها

نوروز شد که جوش زند خون باغ ها

از بوی گل، پَری‌زده گردد دماغ ها

∼❀∼

باد یارب ز سعادت همه روزش نوروز
هر که در عید نیاید به مبارکبادم!

∼❀∼

بس که بد می‌گذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند

«منسوب به صائب تبریزی»

همچنین بخوانید: مجموعه شعر در مورد تحویل سال

شعر عید نوروز کودکانه کوتاه و بلند

یک گل، ده گل، صدتا گل

این‌جا، آن‌جا، هر جا گل

دامن، دامن، فروردین
می‌روید بر دل‌ها گل

باغ و دره پُر گل شد
کوه و دشت و صحرا گل

لب‌ها را گل خندان کرد
شد از شادی لب‌ها گل

«محمود کیانوش»

شعر کودکانه عید نوروز

شعر کودکانه عید نوروز

کلاغه روی دیوار

صدا می‌کرد قار و قار

می‌گفت خبر خبردار

اومده فصل بهار

هوا شده پاک پاک

سبزه دراومد از خاک

برف‌ها دیگه آب شدن

چشمه‌ها پر آب شدن

بهار و عید نوروز

آمده اند از امروز

در این بهار زیبا

دنیا شده با صفا

∼❀∼

سنجد و سیب و سرکه

چند تخم مرغ رنگی

با سمنو و سرکه

چه سفره ی قشنگی

با یک قرآنِ زیبا

کنار تنگ ماهی

همراهش سیر و سبزه

چیده شده چه عالی

منتظر مهمونیم

به فکر هم می مونیم

با خوشحالی ، همیشه

شعرهای شاد می خونیم

با صحت و سلامت

هفت سین ما کامله

اگر که خوش نباشیم

تعطیلات ما مشکله

همچنین بخوانید: شعر کودکانه برای عید نوروز




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور