گلچین روضه و مداحی شهادت امام کاظم (صوتی) از مداحان معروف

فایل صوتی مداحی شهادت امام کاظم (ع) را با نوای مداحان معروف همچون محمود کریمی، میثم مطیعی، بنی فاطمه، سماواتی، نریمانی و حجت الاسلام میرزا محمدی بشنوید و چند متن مداحی و روضه امام کاظم موسی بن جعفر را بخوانید.
مداحی شهادت امام کاظم

ستاره | سرویس مذهبی – ۲۵ رجب روز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعیان است. متن روضه ها و مداحی شهادت امام کاظم (ع) درباره زندگی سخت و مشقت‌بار ایشان در زندان و نحوه شهادت امام کاظم در زندان است. در این مطلب گلچینی از بهترین و مشهورترین مداحی ‌های شهادت امام موسی کاظم را از مداحان معروف اهل بیت می‌شنوید. سپس چهار متن برگزیده روضه امام موسی بن جعفر را می‌خوانید. 

دانلود مداحی امام موسی کاظم از محمود کریمی

  • روضه به سیاهچال زندان چه خوش است شور و حالم
  • روضه من و توسل به صحن و سرای موسی ابن جعفر

 

مداحی امام موسی کاظم از محمود کریمی

مداحی شهادت امام کاظم با نوای محمود کریمی

مداحی شهادت امام کاظم میثم مطیعی

  • روضه با حال خسته گوشه زندان چه می کشید
  • ما سائلیم، سائل آقای کاظمین

 

مداحی شهادت امام موسی کاظم نریمانی

  • گره افتاده به كارم، نگرانم آقا
  • مداحی شهادت امام کاظم ناگهان خلوت من با زدنی ریخت به هم

 

روضه امام کاظم سماواتی

  • صیاد را ببین که چه بیداد می کند نه می کشد مرا و نه آزاد می کند
  • روضه خانگی شهادت امام موسی بن جعفر ع با نوای مهدی سماواتی

 

مداحی شهادت امام کاظم میرزا محمدی

مداحی شهادت امام کاظم میرزا محمدی

مداحی شهادت امام کاظم میرزا محمدی

مداحی شهادت امام کاظم علیه السلام با نوای بنی فاطمه

  • عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را 

 

بیشتر بشنوید: دانلود مداحی شهادت امام موسی کاظم (ع)

 

متن روضه امام کاظم علیه السلام

۱. متن روضه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از حاج محمودکریمی

ای مهر و ماه مشتری مهربانیت، وی آسمان اسیر دل آسمانیت
تنها ترین امیر دیار محبتی زنجیر کینه هم سخن مهربانیت
موسای عشق حضرت باب الحوائجی موسی ،مسیح،دل شده دل ستانیت
کاش این دل رمیده و هرجایی و سیاه گردد به یک اشاره هوایی و فانیت
درکوه طور صوت خدائی توبلند موسی زهوش رفته از آن لن ترانیت
باب الحوائج همه خسته حال ها از آن به بعد شد لقب جاودانیت
با تو چه کرده طعنه دشنام کای عزیز گردیده روز مرگ شب شادمانیت
روز و شبت به گوشه زندان یکی شده طی گشته در هوای جوانت جوانیت
چهره به خاک می نهی و شکر می کنی حرفی بزن زغصه و درد نهانیت
رقاصه شد به سجده مسلمان ناله ات شلاق داغ آمده بر هم زبانیت
پر می کشی شکسته به دیدار فاطمه با دست بسته و بدن ارغوانیت
آمد رضا به غسل وجود شکسته ات نالید پای جسم نحیف و کمانیت
از گردن شریف تو غل وانمود و گفت بابا! فدای خسته تن استخوانیت

عمریست اسیر ظالمانم پر بسته و دور از آشیانم
از بس که ستم رسیده بر من دیگر به لبم رسیده جانم
با پیکر خسته بال و پر بسته خواهم زخدا مرگ با قلب شکسته
دیگر نبود زمن نشانی غیر تن زار و نیمه جانی
از پیکر من نمانده باقی جز پوست به روی استخوانی

آی رفقا بدن امامتونُ روی یه تخته پاره گذاشتند ، یعنی تو این شهر خراب شده یه تابوت نبود ، گفتند چطور بدنُ بیرون ببریم ، گشتند یه لنگه دری پیدا کردند ـ در پوسیده ـ در کوتاه بود ، میگه دیدم سر امام از تخته آویخته شده به دیوار می خوره ، در بازشد چهار حمال آمدند بدن امام زمین و آسمان را دارند می برند…زیارت نامه آقا موسی بن جعفر روحی فدا این جمله رو داره ، سلام به تو آقائی که اومدن جارزدن گفتند بیاین بدن آقاتون رو ببرین ، بدنُ روی پل گذاشتن ، یکی داد می زنه : هذا امام الرفضه این امام از دین خارج شده هاست ؛ اصلا همه روضه ها تو کربلا خلاصه شده ، دم دروازه ساعات هم گفتند این سر…گفتم هفتا کفن آوردن ، امام رضا کفن هارو پیچید… ای بی کفن حسین .
بیست تا غلام آورده بودن از حبشه برای موسی بن جعفر ، هیچکس زبانشونو بلد نبود ، آقا شروع کرد با زبان خودشون باهاشون صحبت کرد ، به یکی از اونها سیصد دینار پول داد گفت بین اینها قسمت کن ، آقا چی شده؟! فرمود : این فرزند پادشاه حبشه است بزرگ این قومه ، حالاشده نوکر اما بزرگ قوم رو باید بزرگ بشماری ، مگه شهربانو نیومد مدینه مگه همسر ابی عبدالله نشد ، من بزرگ قوم سراغ دارم از تو کوچه ها که رد می شد همه سنگ برداشتن ، بزرگ قوم سراغ دارم جلو چشمش با خیزران … السلام علی ساکن کربلا.

***متن مداحی شهادت امام کاظم ***

۲. متن روضه حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از سعید حدادیان

در دل حبسم و حبس است به دل فریادم
فرصتی نیست که از سینه برآید دادم
میوه دلم رضا جان
نور چشمم معصومه جان
سال ها می‌گذرد رفته‌ام از یاد همه
کاش می‌کرد اجل گوشه ی زندان، یادم
طایر عرش کجا، قعر سیه‌ چال کجا
من کجا بودم و یا رب به کجا افتادم
همه شب خُرَم از آنم که در این گوشه ی حبس
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
زندان های قبلی دلم خوش بود یه خلوتی برای مناجات گیرم اومده، اما زندان آخری یه یهودی کنارم گذاشتن انگار میخواد انتقامش از اسلام بگیره….
بارها سوختم و ساختم و جان دادم
به امیدی که رضا لحظه‌ ای آید به برم
خدا نیاره برا کسی گرفتار حبس بشه، همه ی اوقات زندان یه طرف، تنگ غروبش یه طرف (این دارم واسه زمینی ها میگم ها نه وجود آسمانی امام)، زندانی تنگ غروب که میشه دلش برا زن بچه اش میگیره از اون طرف خانواده ی زندانی هم غروب که میشه یاد عزیزشون زنده میشه، خدا نکنه دختر داشته باشه، هر چی خواستگار میومد میگفت من بابام گوشه ی زندانه، تا بابام آزاد نشه جواب به کسی نمیدم،
من کیستم فرشته ی عرش آشیانه ام
دردا که گشته قعر سیه چال لانه ام
از حلقه ‌های سلسله باشد نشانه‌ ها
بر دست و پا و گردن و بر پشت و شانه‌ام
من در کنار قبر نبی خانه داشتم
کردند بی‌ گناه به زندان روانه ‌ام
گر شیعه ‌ای به شهر مدینه کند عبور
جرأت نمی‌کند که زند سر به خانه‌ام
هر شب بود چهار ملاقاتی ‌ام به حبس
زنجیر و کُند و قاتل و اشک شبانه ‌ام
از بس که تیرگی نِگه ام را گرفته است
روز و شبم یکی شده در آشیانه ‌ام
خدایا چشمم درد میکنه، برا چی آقا چشمت درد میکنه؟ یکی شبا میاد به دیدنم، گاهی با تازیانه میاد، گاهی سیلی میزنه، سن سالی از موسی بن جعفر گذشته
نشنیده ماند ناله ی شب ‌های تار من
خاموش در میان قفس شد ترانه ‌ام
دیدم بسی شکنجه و خواهند اگر شهود
این زخم‌های سلسله باشد نشانه‌ام
یه شب گفتن براش پرونده بسازیم یه زن بدکاره رو فرستاند گوشه ی زندان، بهش گفتن چه باید بکنه، اما از در زندان وارد شد دید تنش داره می لرزه، نزدیک تر شد دید یه صدای زمزمه جانسوز مناجات داره میاد، فرستادنش داخل دید یه آقایی به سجده افتاده، صدا میزنه: لا اله الا الله حقاً حقا، لا اله الا الله …. افتاد رو زمین گفت: خدا غلط کردم، خدا این کیه داره اینجوری باهات حرف میزنه، صورت رو خاک گذاشت هر چی مولا می گفت اون هم می گفت، اللهم انی اسئلک راحت عند الموت….. زندان بان گفت برم ببینم چه می کنن این زن موفق شد یا نه، اومد دید فضا یه فضا دیگه اس، زن بدکاره توبه کرد، آی وارث ائمه امام زمان، آقا جان یه سوال ازت دارم، برا چی تو سنوات معصوره اومد مولای ساق پاش، نه اینکه شکسته بود، نوشتن خورد شده بود، استخوان خورد شدن نمی تونه مال کُند و غل زنجیر باشه، اگه غل و زنجیر استخون خُرد کنه پا رو قطع کرده، اگه از منه روضه خون بپرسید میگم: خیال خودش زندانبان راحت کرد، گفت قلم پاش خُرد میکنم نتونه هیچ وقت از زندان بره….

***متن مداحی شهادت امام کاظم ***

۳.

چاه زندان قتلگاه یوسف زهرا شده

چشم یعقوب زمان در ماتمش دریا شده

اختران اشک جاری ز آسمان دیده گر

چون نهان ماه رخش در هالۀ غم ها شده

بس که جانسوز است داغ آن امام عاشقان

در عزایش غرق ماتم خانۀ دلها شده

ای طرفداران قرآن و شریعت بنگرید

موسی جعفر شهید مکتب تقوا شده

او نه تنها تازیانه خورده از دست ستم

صورتش نیلی ز سیلی چون رخ زهرا شده

ابواسحاق اسماعیل بن قاسم بن سوید بن کیسان شناخته‌شده به ابوالعَتاهیه شاعر عربی گوی ایرانی در روزگار عباسیان بوده است .

ابوالعتاهیه مدتها در مجلس هارون الرشید حاضر نمی شد ، اما روزی باشاره هارون ، جعفر برمکی او را به مجلس هارون آورد از ابوالعتاهیه خواستند اشعاری بخواند ، اشعاری خواند اول هارون را به نشاط آورد ، بعد ابوالعتاهیه اشعار دیگری خواند هارون را بشدت متأ ثرساخت . گفتند : ابو العتاهیه چی می خواهی ؟

گفت : هارون نه مال می خواهم ، نه مقام می خواهم ، من آزادی امام موسی بن جعفر را می خواهم که سالها گوشۀ زندان است هارون اجازه بده آقا را آزاد کنند ، بچه هایش در مدینه منتظرند ، برگۀ آزادی موسی بن جعفر را گرفت خیلی خوشحال است . الحمد الله دل پیغمبر و زهرا را شاد کردم . فردای آن روز ابوالعتاهیه به طرف زندان می رفت دید جنازه ای را چهار نفر می آوردند ، پرسید این جنازه ی کیست ؟ گفتند : جنازۀ موسی بن جعفر امام هفتم شیعیان است .

***متن مداحی شهادت امام کاظم ***

۴.

به شاخه ی گل احساس من لگد می زد

ز روی دشمنی و کینه وحسد می زد

مرا به جرم خطایی که مرتکب نشدم

هزار مرتبه با تازیانه حد می زد

درون سینه ی خود عقده ها ز خیبر داشت

به استناد همان مدرک و سند می زد

همیشه موقع سیلی زدن‎‏‏‎‎، به لبخندی

به اهلبیت نبی حرف های بد می زد

اگر اجل به سراغم نمی رسید آنجا

گمان کنم که مرا تا الی الابد می زد

دلها را ببریم کاظمین ، کنار حرم با صفای مولا مون موسی بن جعفر ،

خوشا به حال آنهایی که الان پروانه وار کنار حرم آقا موسی بن جعفرند

از آن روزی که امام هفتم را دستگیر و زندانی کردند

هر شب بستر امام رضا را در دهلیز خانه پهن می کردند ، این زن بچه ای که سالها بابا ندیدند

جمال امام رضا را بجای بابا تماشا می کردند .

اما مثل امشب (25 ماه رجب ) بستر امام رضا در دهلیز خانه پهن کردند هر چه منتظربودند دیدند امام رضا نیامد ،

شب نیمه شد حضرت رضا نیامد ، یک وقت خواهرش معصومه دید امام رضا وارد شد

اما شال عزا بر گردن انداخته فوراً آمد مقابل برادر ، برادر کجا بودی ؟ دیر آمدی ؟ دیدند آقا مثل ابر بهار گریه می کند

آقا مگر چه شده ؟ فرمود: خواهرم برو لباس عزا بتن کن دارم از گوشه زندان بغداد می آیم ،

بابای غریب مان غریبانه گوشه زندان جان داد .

درب زندان را برویش غیرغم کس وا نکرد جز اجل در گوشه زندان کسی شادش نکرد

اما کربلا ، امام سجاد نتوانست بیاید گودی قتلگاه ، یک وقت نگاه کند ببیند سر بریده بابا بالای نیزه است

***متن مداحی شهادت امام کاظم ***

بیشتر بخوانید: متن روضه امام موسی کاظم (ع) به سبک مداحان اهل بیت




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور