یلدا
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۷
کد خبر: ۲۲۱۶
یک آشی برات بپزم که یک وجب روش روغن باشه، یک روده راست تو شکمش نیست، یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم و ... بخشی از پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی هستند که با حرف ی شروع می‌شوند. با داستان، طرز استفاده و معنی این ضرب المثل ها همراه ستاره باشید.

فهرست انواع ضرب المثل با حرف ی

  •  یا زنگی زنگ، یا رومی روم

      یا این طرفی یا آن طرفی، دل به دریا زدن، تردید را کنار گذاشتن و بر یک عقیده پا برجا شدن برای انجام کاری.

 

  • یا نصیب و یا قسمت

      امید و اعتقاد به خدا و قسمت داشتن.

 

  • یک آشی برات بپزم که یک وجب روش روغن باشه

      خط و نشان کشیدن برای کسی، تهدید کردن.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • یک بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک

      تذکر و نصیحت به کسی که کار خطرناک و اشتباهی را چندیدن بار تکرار نموده و از آن رهیده باشد و هشدار به اینکه بالاخره گیر می‌افتد.

 

  • یک تخته‌ش کمه

      دیوانه و کم عقله، مغزش عیب داره.

 

  • یک تیر و دو نشان

      با انجام یک کار به دو هدف و مقصود رسیدن.

 

  • یک خوبی می‌مونه یک بدی

      همه چیز می‌گذرد اما یاد و اثر کارهای خوب و بد همیشه برجا خواهد ماند.

 

  • یک دست صدا ندارد

      به تنهایی نمی‌توان کاری را از پیش برد، موفقیت در سایه اتحاد و همکاری بدست می‌آید.

 

  • یک دل نه صد دل عاشق شدن

      عشق مفرط، با تمام وجود عاشق و از خود بی‌خود شدن.

 

  • یک ده آباد به از صد شهر خراب

      یک چیز یا کار درست و حسابی و کامل بهتر از چندین کار جور واجورِ ناقص و بدردنخور می‌باشد.

 

  • یک دیوانه سنگی به چاه می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند بیرون بیاورند

      اشاره به خراب شدن و گره خوردن به دست اقراد نادان و بی‌فکر و کم تجربه که باعث دردسر بقیه شده و حتی افراد مجرب هم از اصلاح آن ناتوانند.

 

  • یک روده راست تو شکمش نیست

      اشاره به آدم دروغگو و پشت هم انداز.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • یک روزی می‌دهد یک روزی هم می‌گیرد

      دلداری به شکوه کننده و اشاره به لطف و عنایت و حکمت و مصلحت خداوند در دادن و گرفتن چیزی، اینکه باید راضی بود و ناراحت نشد.

 

  • یک سر داره هزار سودا

      کسی که مشغله و گرفتاری زیادی دارد.

 

  • یک سوزن به خودت بزن، یک جوالدوز به مردم

      در هنگام عیجب‌جویی و توقع بی‌جا از مردم خود را به جای آن‌ها بگذار و اگر عیوب آن‌ها را بزرگ و بی‌شمار می‌بینی منصف باش و کمی هم به عیوب خودت نگاه کن.

 

  • یک سیب را که بالا بیندازی هزار چرخ می‌خوره تا پایین بیاد

     نباید زود ناامید و یا حتی بی‌جهت دلخوش و امیدوار شد زیرا روی کارهای روزگار نمی‌توان حساب کرد و معلوم نیست چه پیش خواهد آمد، آینده را نمی‌توان پیش‌بینی کرد و هر لحظه ممکن است وضع عوض شود.

 

  • یک شبه مهمان، صد ساله دعاگو

      حرف مهمان یا تازه واردی که با بی‌اعتنایی میزبان روبرو شده باشد.

 

  • یک کلاغ چهل کلاغ

      حرف یا خبری که با دهان به دهان گشتن بزرگ و بزرگتر شده و به حّدی ناباوری برسد.

 

  • یک گوشش دره یک گوشش دروازه

      بی‌اعتنا و بی‌توجه به حرف یا اندرز دیگران، حرف نشنو و ادب‌ناپذیر.

 

  • یک لاقبا

      به آدم فقیر و بی‌پول و آس و پاس می‌گویند.

 

  • یک لب و هزار خنده

      آدم خوش اخلاق و خوش‌رو.

 

  • یک لحظه نادانی، یک عمر پشیمانی

      یک آن غفلت و سهل‌انگاری ممکن است به قیمت عمری گرفتاری و ندامت تمتم شود بنابراین باید هوشیار و آگاه بود.

 

  • یک من رفتم صد من برگشتم

      سر حال و امیدوار به جایی رفتن و با ناامیدی و حقارت و دلِ پُر برگشتن.

 

  • یک من ماست چقدر کره می‌ده

      خطاب به کسی که بخواهند به او زحمت و رنج به‌دست آوردن مال یا حسن سابقه و نظایر آن را نشان دهند.

 

  • یک نون بخور صد نون خیر کن

      سفارش شکرگذاری و سپاس به کسی که از خطر یا ضرری بزرگ رهیده باشد.

 

  • یک نه بگو نُه ماه به دل نکش

      هنگام مواجه شدن با پیشنهاد کار یا برخورد با موقعیتی مشکل و نامساعد و خارج از توان، بهتر است از همان ابتدا با رد کردن و جواب منفی دادن خود را از دام بلا و گرفتاری و دردسر خلاص نمود.

 

  • یک وقت از سوراخ تو می‌ره، یک وقت از دروازه تو نمی‌ره

      متغیرالحال، دو شخصیته، کسی که هر وقت یک حالت و یک رفتار را در پیش بگیرد.

 

  • یکه یالقوز

      آدم تنها و مجردی که بی‌کس و کار باشد.

 

  • یکی به نعل می‌زنه یکی به میخ

      دوپهلو و دوجور حرف زدن، کلام بینابین و ناواضح، مراعات هر دو طرف را کردن و مقصود خود را در لفافه بین نمودن.

 

  • یکی را تو ده را نمی‌دادند سراغ خانه کد خدا را می‌گرفت

      اشاره به کسی که اصل وجودش زجرآور بوده و قبولش ندارند و تقاضا و توقع بی‌جا نیز داشته باشد.

 

  • یکی کمه، دوتا غمه، سه تا که شد خاطر جَمعه

      عقیده‌ای خرافی مبنی بر اینکه: هیچ دویی نیست که سه نشود.

 

  • یکی یک دونه خلو دیوونه

      بعضی‌ها معتقدند تک فرزندها به دلیل لوس و از خود راضی بودن، عقل و رفتار چندان منطقی و درست حسابی و قابل قبولی ندارند.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 


سایر ضرب المثل‌های فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:

الف  ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ
 ر  ز  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف
 ق  ک  گ  ل  م  ن  و  ه  ی    

فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
آی بی شاپ 5