یلدا
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۲۱
کد خبر: ۲۱۹۰
جانماز آب کشیدن، جنگ اول به از صلح آخر، جواب ابلهان خاموشی است، جوانی کجایی که یادت بخیر، جوجه را آخر پاییز می‌شمارند و ... بخشی از پرکاربردترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی هستند که با حرف ج شروع می‌شوند. با داستان، طرز استفاده و معنی این ضرب المثل ها همراه ستاره باشید.

فهرست انواع ضرب المثل ایرانی که با حرف ج آغاز می‌گردند

  •  جا تره بچه نیست

      وقتی چیزی یا کسی در محل مورد انتظار نباشد.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • جانا سخن از زبان ما می‌گویی

      حرف دل خود را از زبان طرف صحبت شنیدن.

 

  • جان به لب رسیدن

      تحمل رنج و سختی زیاد.

 

  • جانماز آب کشیدن

      خشکه مقدسی و تظاهر به تقدس و ایمان، در حدی که پاکی جانماز شک کند.

 

  • جای سوزن انداختن نیست

      شلوغی و ازدحام و فشردگی جمعیت است که به اندازه پایین آمدن سوزن جا وجود ندارد.

 

  • جایی نمی‌خوابه آب زیرش بره

      آدم زرنگ و زیرکی کگه کاملاً مواظب است و کاری نمی‌کند که باعث ضرر و زیانش شود.

 

  • جسته گریخته

      حرف یا موضوعی که کم و بیش پراکنده و ناقص گفته یا شنیده شود.

 

  • جلوی حرف مردم را نمی‌توان گرفت

      سفارش در مورد بی‌اعتنایی به حرف مردم.

 

  • جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است

      در هر مرحله بتوان به ضرر و زیان خاتمه داد کم‌ترین فایده‌اش ضرر کردن بیشتر است.

 

  • جلوی کسی گاو زمین زدن

     نهایت مهمان‌نوازی و خیر مقدم از رودربایستی.

 

  • جمعتان جَمعه، یکی‌تون کَمه

     معمولاً کسی که تازه وارد جایی شود خطاب به جمع می گوید.

 

  • جنس ارزان را پولدارها می‌خرند

      چون جنس ارزان بی‌عیب و یا با دوام نیست، لذا باید مجدداً خریداری شود یا پولی صرف تعمیرش گردد.

 

  • جنگ اول به از صلح آخر

     وقتی تمام حرف‌ها و قرار مدارها و حساب کتاب‌ها در همان ابتدای کار گفته شود بعداً دلخوری و ناراحتی پیش نمی‌آید.

 

  • جنگ زرگری

      جنگ و جدال ساختگی برای گول زدن و سود بردن.

 

  • جواب ابلهان خاموشی است

      با نادان و یا کسی که خود را به نفهمی زده نباید هم کلام شد و جوابش را داد.

 

  • جواب‌ های! هوی

     جواب فحش و بد زبانی، خشونت و بدزبانی و جواب خوبی و خوش زبانی، ملایمت و خوش‌زبانی است.

 

  • جوان است و جویای نام آمده

      تازه‌کار یا جوانی که غرور و جسارت و هارت و پورت زیادی داشته و به دنبال کسب شهرت و مقام باشد.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • جوان‌ها در قفسند، پیرها در هوسند

      معروف است که پیرها بیشتر از جوان‌ها سر وگوششان می‌جنبد.

 

  • جوانی کجایی که یادت بخیر

     کسی که به پیری رسیده باشد و با تاسف و حسرت دوران جوانی و نشاط خود را بیاد آورد.

 

  • جوانیه و نادانی

      تبرئه جوان و توجیه حرکات و اعمال ناپسندش.

 

  • جو بده منزل عوض کن

      امر به آماده شدن برای رفتن و جا عوض کردن و مرخص شدن از جایی.

 

  • جوجه را آخر پاییز می‌شمارند

       نتیجه کار آخرش مشخص می‌شودنباید از ابتدا زیاد دلخوش و امیدوار بود.

 

  • جور استاد به ز مهر پدر

      خشونت و سخت‌گیری و آزار معلم و استاد از محبت و نوازش پدر هم بهتر و مفیدتر است.

 

  • جوش نزن شیرت خشک می‌شه

      به کسی که در مورد چیزی یا در مشاجره سر و صدا می‌کند و حرص می‌خورد می‌گویند.

 

  • جو فروش گندم نما

       کسی که ظاهری خوب و باطنی نازیبا دارد.

 

  • جون به جون کسی کردن

       برای فهماندن مطلب به شخص نفهم، لجوج یا بد جنس و یا برای کار آمدن و جذب او از جان مایه گذاشتن وآخر هم نتیجه نگرفتن.

 

  • جون به عزرائیل نمی‌ده

      سخت‌گیر، خسیس.

 

  • جـون تو جـون خونه، علی‌الخصوص صندوق‌خونه

      کسی که بخواهد خانه‌اش را به کسی بسپارد به شوخی این سفارش را می‌کند.

 

  • جهود بازی در آوردن

      سر و صدا و بی‌آبرویی کردن.

 

  • جهوده خون دیده

      کسی که از اندک خون و جراحت بترسد. ترسو

 

  • جیب گدا ته نداره

       اشاره به اشخاصی که برای جمع‌آوری پول حرص می‌زنند.

 

  • 3جیبش را تار عنکبوت زده

      بی‌پول و فقیر شدید.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • جیک نزدن

      کوچک‌ترین حرفی نزدن، صدایی از کسی در نیامدن.

 

  • جیک و پیکشون یکی است

      همه حرف‌ها و راز و رمزشان پیش هم است.

 

  • جیگر جیگره، دیگر دیگره

      عشق و محبت نسبت به جگر گوشه با عشق و محبت دیگران فرق می‌کند.

 

  • جیم شدن

      گریختن و ترک کردن جایی به طور پنهانی و ناگهانی.

 

سایر ضرب المثل‌های فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:

الف  ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ
 ر  ز  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف
 ق  ک  گ  ل  م  ن  و  ه  ی    

گروه سرگرمی ستاره

فال حافظ
وبگردی
یلدا
تخفیف لوازم آرایشی
قاصدک 24
بلدرچین اسکندری
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
یلدا
مطالب پیشنهادی