M5
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۱۸
کد خبر: ۲۱۸۹
تعداد نظرات: ۳ نظر
تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها، تخم دو زرده کردن، تا تنور گرمه نون و بچسبون، ترس برادر مرگ است، تر و خشک با هم سوختن و ... بخشی از زیباترین ضرب المثل های فارسی و ایرانی است که با حرف ت شروع می‌شوند. با داستان، طرز استفاده و معنی این ضرب المثل ها همراه ستاره باشید.

فهرست انواع ضرب المثل که با حرف ت آغاز می‌گردند

  • تا بوده چنین بوده

       از گذشته تا حال وضع به همین منوال بوده.

 

  • تا تنور داغ است

      تا فرصت هست و موقعیت مناسب وجود دارد باید از آن استفاده کرد.

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • تا چشم بر هم زنی

       در مدت زمان خیلی کوتاه، فوری و زود.

 

  • تا ریشه در آب است امید ثمری هست

      هیچ‌گاه نباید ناامید شد همیشه روزنه امیدی وجود دارد.

 

  • تا کور شود هر آنکه نتواند دید

      خطاب به آدم حسود یا پیغام برنده به حسود.

 

  • تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود

      اشاره به انتظاری سخت و طولانی جهت رسیدن به نتیجه مطلوب.

 

  • تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

      با اینکه خبر از دهانی به دهان دیگر بزرگ می‌شود، اما به هر حال در ابتدا نکته‌ای هر چند کوچک وجود داشته است.

 

  • تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

      باید دید قسمت چیت و طالع و شانس در چه حد است.

 

  • تب تند زود عرق می‌کنه

      علاقه شدید در مورد کاری یا نسبت به چیزی و کسی که که معمولاً به همان اندازه هم زود از بین ‌می‌رود.

 

  • تحفه نطنز

      اصطلاحاً به چیز و حتی به شخص بی‌مقدار کم‌ارزش می‌گویند.

 

  • تخم دو زرده کردن

      کنایه از کسی که کار کوچکی را بزرگ جلوه داده است.

 

  • تخم مرغ به چانه بستن

      پر حرفی، ورّاجی.

 

  • تخم مرغ دزد شتر دزد می‌شود

      دزدی کوچک و بی‌اهمیت آخرش به دزدی بزرگ و رسوا کننده منجر می‌شود.

 

  • تخم نابسم‌الله

      اشاره به یچه یا آدم شرور و شیطان و پرآزار.

 

  • تدبیر دگر باشد و تقدیر دگر

      تدبیر و چاره‌جویی انسان در برابر تقدیر و سرنوشتی که از سوی خداوند رقم خورده هیچ است و قدرت مقابله با آن ندارد و همان خواهد شد که خدا خواهد.

 

  • ترحم بر پلنگ تیز دندان- ستم‌کری بود بر گوسفندان

      رحم وشفقت نسبت به ظالم، ستم بر مظلوم است.

 

  • ترس برادر مرگ است

      مساوی دانسات ترس و مرگ؛ و چه بسا که ترس به دلیل تکرار و استمرار بدتر از مرگ باشد.

 

  • ترش کردن

      ناراحت شدن.

 

  • ترشی نخوری یک چیزی می‌شی

      به طعنه مسخره به کسی می‌گویند که تا حدی چیزی را بلد است و از آن سر در می‌آورد.

 

  • ترک عادت موجب مرض است

      کنار گذاشتن عادت‌ها کار بسیار مشکلی است و موجب ناراحتی و آزار شخص و یا حتی بیماری روحی یا جسمی او می‌شود.

 

  • ترمز بریدن

      دور برداشتن و عدم خودداری در امری.

 

  • تر و خشک با هم سوختن

      هنگامی که مقصر و بی‌تقصیر، گناهکار و بی‌گناه همه با هم مجازات شوند.

 

  • تره به تخمش می‌ره حسنی به باباش

      نسبت دادن بچه به پدر که غالباً در مورد کارهای زشتِ بچه گفته می‌شود.

 

  • تره خرد نکردن

      اعتنا نکردن و ارزش و اهمیت ندادن به کسی.

 

  • تعارف آمد نیامد دارد

      تعارف باید سنجیده و حساب شده باشد؛ زیرا ممکن است طرف مقابل آن را بپذیرد و شخص گرفتار و پشیمان شود.

 

  • تعارف شاه عبدالعظیمی

      تعارف زبانی و ظاهری نه از ته دل.

 

  • تف سر بالا

      عیب‌گویی و بد گفتن از متعلقان و منتسبان خود که به خود شخص بر می‌گردد.

 

  • تکه بزرگش گوشش است

      تهدید و ضرب و جرح یا دچار ساانحه شدن طوری که بزرگ‌ترین عضو گوشش باشد.

 

  • تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

      بی‌حساب و بدون رنج و زحمت نمی‌توان به بزرگی رسید.

 

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • تند رفتن

       مبالغه و زیاده‌روی کردن.

 

  • تنبل نرو به سایه سایه خودش می‌آیه

       در تمسخر آدم سست و بی‌حالی که منتظر است همه چیز برایش حاضر و آماده شود.

 

  • تن را چرب کردن

      خود را برای دعوا و کتک خوردن آماده کردن.

 

  • تنش می‌خارد

       اشاره به کسی که هوس کتک خوردن کرده باشد.

 

  • تو آن ور جوی، من این ور جوی

      جدایی از یکدیگر و قطع رابطه، از هم سوا شدن و کاری به کار یکدیگر نداشتن.

 

  • تا بگی «ف» می‌گم فرحزاد

      کسی که بخواهد از هوش و فراست خود تعریف کند.

 

  • توبه گرگ مرگ است

     کسی که پیوسته توبه کند اما آن را بشکند و نتواند دست از عادت زشت خود بردارد.

 

  • توپش پُره

       خیلی شاکی و عصبانی است.

 

  • تو حرف دویدن

      داخل حرف دیگران شدن و قطع کردن سخن گوینده به خاطر حرف خود.

 

  • تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

      نمود و اشاره مختصری به موضوع که از آن بتوان به مطالب و معانی فراوانی پی‌برد.

 

  • تو دعوا نان و حلوا خیرات نمی‌کنند

      در بین دعوا و شلوغی کسی به فکر رعایت چیزی نسیت.

 

  • تو را چه کار با این و آن، نونت را بخور خرت را بران

      سرت به کار خودت باشد و به کار دیگران دخالت نکن.

 

  • توزرد در آمد

       طرف مورد نظر بی‌لیاقت و ناجور و بدرد نخور از آب در آمد.

 

  • تو شیشه‌اش هم بکنی نم خودش را پس می‌دهد

       بیشتر منظور زن بی‌عفت است که محدودیت و سخت‌گیری در موردش فایده‌ای ندارد.

 

  • تو قوطی هیچ عطاری پیدا نمی‌شه

      مطلب و سخن ناشنیده و غیر قابل قبول.

 

  • تو کوک کسی رفتن

       در بحر کسی رفتن و حواس خود را معطوف او کردن.

 

  • تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمی‌ره

       خطاب به نصیحت‌گو و صاحب نظری که خودش به می‌گوید عمل نمی‌کند.

 

  • تو مو می‌بینی و من پیچش مو

       خطاب به آدم بی‌تجربه و ناپخته که سطحی و ظاهری با چیزی یا موضوعی برخورد کرده و عمیق و موشکافانه آن را بررسی نمی‌کند.

 

  • تو هفت آسمان یک ستاره نداشتن

       کنایه از بد شانس و بی‌چاره و بی‌پول.

 

  • توی پایه کسی کردن

       گول زدن و مغبون ساختن کسی در معامله.

 

  • توی پول غلت می‌خوره

      اشاره به آدم بسیار ثروتمند و پول‌دار.

 

  • توی دل ریختن

      مشکل یا غصه و ناراحتی را درون خود نگه داشت و تحمل کردن و به رو نیاوردن.

 

  • توی ذوق کسی زدن

      ایراد گرفتن و حقیر کردن کار یا رفتار کسی به طوری که از شور و شوق بیفتد.

 

  • تیر به سنگ خوردن

      بی‌نتیجه ماندن کار و به مقصود و منظور نرسیدن.

 

  • تیری در تاریکی انداختن

      شانسی و با حدس و گمان کاری انجام دادن.

 

  • تیشه به ریشه زدن

      از هستی ساقط کردن، چیزی را از بیخ و بُن از بین بردن.

 

  • تیغ زدن

      پول یا چیز مفت از کسی گرفتن، گوش بُری.

ضرب المثل‌های ایرانی، طنز، حکایت، داستان‌های شیرین، لغت نامه دهخدا، کاریکاتور، گلستان سعدی، بوستان سعدی

 

  • تیمم باطل است آنجا که آب است

      فرع در مقابل اصل، نامرغوب در مقابل مرغوب و هر چیز پست و بی‌ارزشی در برابر نوع عالی و آن به حساب نیامده و بی‌رونق و بی‌قدار خواهد بود.

 


سایر ضرب المثل‌های فارسی و ایرانی به ترتیب حروف الفبا:

الف  ب  پ  ت  ث  ج  چ  ح  خ  د  ذ
 ر  ز  س  ش  ص  ض  ط  ظ  ع  غ  ف
 ق  ک  گ  ل  م  ن  و  ه  ی    

گروه سرگرمی ستاره

فال حافظ
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظر کاربران
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
21:50 - 1396/09/20
عالییییییییییییییی
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
10:11 - 1395/10/18
من تو نیکی می کن ودر دجله انداز می خوام
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
09:25 - 1395/10/18
تو نیکی مکن
زولا 5
ایران تندر 5