سوره قصص – صفحه ۳۲۵ قران

حضرت مسوی زمانی به پیامبری مبعوث شد که ناخواسته یکی از فرعونیان را کشته بود و می‌ترسید که به این دلیل نتواند به اهدافش برسد. اما خداوند او را یاری کرد و در نهایت بر فرعونیان پیروز شد و مردم را به خداپرستی هدایت کرد.

نتیجه استخاره با قران

 

استخاره

 شرح استخاره

 

مهلت انتظار به سر آمده است به سوی هدفت حرکت کن؛ چون در آن رخدادی است که به ذهنت خطور نمی کند و به زودی تو را به سوی کمال و سربلندی بالا خواهد برد.

 

 

آیات استخاره به همراه ترجمه

سوره قصص (صفحه ۳۲۵)
ﭐلْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ ءَانَسَ مِن جَانِبِ ﭐلطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهْلِهِ ﭐمْکُثُواْ إِنِّی ءَانَسْتُ نَاراً لَّعَلِّی ءَاتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ ﭐلنَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ (۲۹)

فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ مِن شَاطِئِ ﭐلْوَادِی ﭐلْأَیْمَنِ فِی ﭐلْبُقْعَةِ ﭐلْمُبَارَکَةِ مِنَ ﭐلشَّجَرَةِ أَن یَا مُوسَىٰ إِنِّی أَنَاْ ﭐللَّهُ رَبُّ ﭐلْعَالَمِینَ (۳۰)

وَأَنْ أَلْقِ عَصَاکَ فَلَمَّا رَءَاهَا تَهْتَزُّ کَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّىٰ مُدْبِراً وَلَمْ یُعَقِّبْ یَا مُوسَىٰ أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّکَ مِنَ ﭐلْئَامِنِینَ (۳۱)

ﭐسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَﭐضْمُمْ إِلَیْکَ جَنَاحَکَ مِنَ ﭐلرَّهْبِ فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّکَ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ کَانُواْ قَوْماً فَاسِقِینَ (۳۲)

قَالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ (۳۳)

وَأَخِی هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِسَاناً فَأَرْسِلْهُ مَعِیَ رِدْءاً یُصَدِّقُنِی إِنِّی أَخَافُ أَن یُکَذِّبُونِ (۳۴)

قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَنَجْعَلُ لَکُمَا سُلْطَاناً فَلَا یَصِلُونَ إِلَیْکُمَا بِئَایَاتِنا أَنتُمَا وَمَنِ ﭐتَّبَعَکُمَا ﭐلْغَالِبُونَ (۳۵)

فَلَمَّا جَاءَهُم مُّوسَىٰ بِئَایَاتِنا بَیِّنَاتٍ قَالُواْ مَا هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَـٰذَا فِی ءَابَائِنَا ﭐلْأَوَّلِینَ (۳۶)

وَقَالَ مُوسَىٰ رَبِّی أَعْلَمُ بِمَن جَاءَ بِـﭑلْهُدَىٰ مِنْ عِندِهِ وَمَن تَکُونُ لَهُ عَاقِبَةُ ﭐلدَّارِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ ﭐلظَّالِمُونَ (۳۷)

 

مدت خود را و همراه خانواده‏ اش (از مدین به سوى مصر) حرکت کرد، از جانب طور آتشى دید! به خانواده‏ اش گفت: «درنگ کنید که من آتشى دیدم! (مى‏روم) شاید خبرى از آن براى شما بیاورم، یا شعله‏ اى از آتش تا با آن گرم شوید!» (۲۹)

هنگامى که به سراغ آتش آمد، از کرانه راست دره، در آن سرزمین پر برکت، از میان یک درخت ندا داده شد که: «اى موسى! منم خداوند، پروردگار جهانیان! (۳۰)

عصایت را بیفکن!» هنگامى که (عصا را افکند و) دید همچون مارى با سرعت حرکت مى‏ کند، ترسید و به عقب برگشت، و حتى پشت سر خود را نگاه نکرد! ندا آمد: «برگرد و نترس، تو در امان هستى! (۳۱)

دستت را در گریبان خود فرو بر، هنگامى که خارج مى ‏شود سفید و درخشنده است بدون عیب و نقص؛ و دستهایت را بر سینه‏ات بگذار، تا ترس و وحشت از تو دور شود! این دو (معجزه عصا و ید بیضا) برهان روشن از پروردگارت بسوى فرعون و اطرافیان اوست، که آنان قوم فاسقى هستند!» (۳۲)

عرض کرد: «پروردگارا! من یک تن از آنان را کشته ‏ام؛ مى‏ ترسم مرا به قتل برسانند! (۳۳)

و برادرم هارون زبانش از من فصیحتر است؛ او را همراه من بفرست تا یاور من باشد و مرا تصدیق کند؛ مى ‏ترسم مرا تکذیب کنند!» (۳۴)

فرمود: «بزودى بازوان تو را بوسیله برادرت محکم (و نیرومند) مى‏ کنیم، و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏ دهیم؛ و به برکت آیات ما، بر شما دست نمى ‏یابند؛ شما و پیروانتان پیروزید!» (۳۵)

هنگامى که موسى معجزات روشن ما را براى آنان آورد، گفتند: «این چیزى جز سحر نیست که بدروغ به خدا بسته شده؛ ما هرگز چنین چیزى را در نیاکان خود نشنیده‏ ایم!» (۳۶)

موسى گفت: «پروردگارم از حال کسانى که هدایت را از نزد او آورده‏اند، و کسانى که عاقبت نیک سرا (ى دنیا و آخرت) از آن آنهاست آگاه تر است! مسلما ظالمان رستگار نخواهند شد!» (۳۷)




نظری ثبت نشده است

نظر شما چیست؟

ستاره
Logo
ثبت نام رایگان در سایت
عضویت در سایت
تعییر رمز عبور