سوره قصص – صفحه ۳۲۳ قران

در این آیات از سوره قصص: زمانی که مادر حضرت موسی او را به رود نیل سپرد تصورش را هم نمی‌کرد که فرزندش دوباره به خود او سپرده شود. آن زمان آنقدر به او سخت می‌گذشت که نزدیک بود راز خود را فاش کند، ولی خداوند دل او را آرام کرد و به خواسته اش رسانید.

سوره قصص

ستاره | سرویس مذهبی – با استخاره سوره قصص صفحه 323 همراه باشید.

نتیجه استخاره با قران

 

استخاره

 

 شرح استخاره

 

 

اگر خسته شده اید و صبر و طاقت تان کم شده باز هم رازت را محفوظ بدار زیرا تا آخر این هفته از جایی که فکرش را نمی کنی به خواسته ات خواهی رسید.

 

 

آیات استخاره سوره قصص به همراه ترجمه

سوره قصص (صفحه ۳۲۳)

لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَىٰ قَلْبِهَا لِتَکُونَ مِنَ ﭐلْمُؤْمِنِینَ (۱۰)

اگر دل او را (بوسیله ایمان و امید) محکم نکرده بودیم، نزدیک بود مطلب را افشا کند! (۱۰)

❈❈❈

وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّیهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۱۱)

و (مادر موسى) به خواهر او گفت: «وضع حال او را پیگیرى کن!» او نیز از دور ماجرا را مشاهده کرد در حالى که آنان بى ‏خبر بودند. (۱۱)

❈❈❈

وَحَرَّمْنَا عَلَیْهِ ﭐلْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَیْتٍ یَکْفُلُونَهُ لَکُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ (۱۲)

ما همه زنان شیرده را از پیش بر او حرام کردیم (تا تنها به آغوش مادر بازگردد)؛ و خواهرش (که بیتابى ماموران را براى پیدا کردن دایه مشاهده کرد) گفت: «آیا شما را به خانواده‏ اى راهنمایى کنم که مى ‏توانند این نوزاد را براى شما کفالت کنند و خیرخواه او باشند؟!» (۱۲)

❈❈❈

فَرَدَدْنَاهُ إِلَىٰ أُمِّهِ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ ﭐللَّهِ حَقٌّ وَلَـٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ (۱۳)

ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود و غمگین نباشد و بداند که وعده الهى حق است؛ ولى بیشتر آنان نمى ‏دانند! (۱۳)

❈❈❈

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَﭐسْتَوَىٰ ءَاتَیْنَاهُ حُکْماً وَعِلْماً وَکَذَالِکَ نَجْزِی ﭐلْمُحْسِنِینَ (۱۴)

و هنگامى که (موسى) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را جزا مى‏ دهیم! (۱۴)

❈❈❈

وَدَخَلَ ﭐلْمَدِینَةَ عَلَىٰ حِینِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِیهَا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِیعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَـﭑسْتَغَاثَهُ ﭐلَّذِی مِن شِیعَتِهِ عَلَى ﭐلَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَیْهِ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ ﭐلشَّیْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِینٌ (۱۵)

او به هنگامى که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکى از پیروان او بود (و از بنى اسرائیل)، و دیگرى از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى کمک نمود؛ موسى مشت محکمى بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد)؛ موسى گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‏ کننده آشکارى است‏» (۱۵)

❈❈❈

قَالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَـﭑغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ ﭐلْغَفُورُ ﭐلرَّحِیمُ (۱۶)

(سپس) عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است! (۱۶)

❈❈❈

قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِّلْمُجْرِمِینَ (۱۷)

عرض کرد: «پروردگارا! بشکرانه نعمتى که به من دادى، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود!» (۱۷)

❈❈❈

فَأَصْبَحَ فِی ﭐلْمَدِینَةِ خَائِفاً یَتَرَقَّبُ فَإِذَا ﭐلَّذِی ﭐسْتَنصَرَهُ بِـﭑلْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَىٰ إِنَّکَ لَغَوِیٌّ مُّبِینٌ (۱۸)

موسى در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه‏ اى (و در جستجوى اخبار)؛ ناگهان دید همان کسى که دیروز از او یارى طلبیده بود فریاد مى‏ زند و از او کمک مى‏ خواهد، موسى به او گفت: «تو آشکارا انسان (ماجراجو و) گمراهى هستى!» (۱۸)

❈❈❈

فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن یَبْطِشَ بِـﭑلَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ یَا مُوسَىٰ أَتُرِیدُ أَن تَقْتُلَنِی کَمَا قَتَلْتَ نَفْساً بِـﭑلْأَمْسِ إِن تُرِیدُ إِلَّا أَن تَکُونَ جَبَّاراً فِی ﭐلْأَرْضِ وَمَا تُرِیدُ

و هنگامى که خواست با کسى که دشمن هر دوى آن‌ها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد، (فریادش بلند شد) گفت: اى موسى مى ‏خواهى! مرا بکشى همان گونه که دیروز انسانى را کشتى؟! تو فقط مى ‏خواهى جبارى در روى زمین باشى


ستاره
Logo