مرجع کامل تعبیر خواب

تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ - ۰۹:۰۳
کد خبر: ۱۳۵۹۷
انشا در مورد عید قربان، متن ادبی در مورد عید قربان برای نوشتن انشا و متون و پیام های تبریک به مناسبت عید قربان و دهم ماه ذی حجه.
ستاره | سرویس سرگرمی - عید قربان یکی از اعیاد بزرگ و گرامی مسلمانان است که برابر با روز دهم ذی حجه می‌باشد. بنابر روایات و آیات قرآنی در چنین روزی خداوند به ابراهیم نبی امر فرمود تا فرزندش اسماعیل را به درگاه خداوند قربانی کند. ابراهیم اسماعیل را به قربانگاه برد و خداوند قوچی را فرستاد تا ابراهیم نبی آن را به جای اسماعیل ذبح کند. سنّت قربانى کردن در روز عید قربان در سرزمین منا به یاد آن رخداد است. عید قربان در کشورهای اسلامی، تعطیل رسمی است و مسلمانان در این روز جشن می‌گیرند.

 

انشا و متن ادبی در مورد عید قربان

ابراهیم و اسماعیل آرام آرام قدم برمی‌دارند. و پرنده‌ها از امتداد گامهایشان پرواز می‌کنند. قدم بر می‌دارند و در تمام ثانیه‌های پیشرو باران می‌بارد. آسمان سنگین است. خورشید چشمانش را می‌بندد و زمین در درون خود به خود می‌پیچد. همه از درد و رنج پدری که پسرش را به قربانگاه می‌برد. سخت است دل کندن، سخت است ندیدن و نبودن اما خدا خواسته است و این ابراهیم نبی است که از شوق رضایت پروردگار تنها پسرش را به قربانگاه می‌برد و عشق مثل پروانه‌ای بیخبر روی شانه‌اش می‌نشیند. ستاره‌ها به زمین می‌آیند و ماه پیشانی بلندش را سجده می‌کند.

ابراهیم علیه السلام می‌رود تا در مسلخ عشق پسرش اسماعیل را به اذن خدا قربانی کند. می‌رود تا رها شود از تعلقات زمین تا برسد به آسمان برسد به ملکوت خدا. می‌رود تا رها شود از بندهای نیاز تا به بی‌نیازی پروردگارش متصل شود. تا عشق برای همیشه سبز باشد و بندگی تا ابد شکوفه بار.

 
عید قربان مبارک ، انشا در مورد عید قربان

انشا در مورد عید قربان 

اما خدایا چه سخت و توان فرساست این آزمایش. در دل ابراهیم آشوبی به پا است و صدای امواجی پریشان را در قلبش می‌‌توان حس کرد. اشک‌هایش چون پرده حریر چشمانش را پوشانده بود. خدایا از چه بگویم از ماه یا خورشید از صحرا یا دشت از اشک یا عشق یا از خنجری که در برابر گردن اسماعیل به اذن خدا دیگر سخت نبود و توان مقاومت از دست داد. تیغ بر گلوی فرزند می‌چرخید، ولی نمی‌برید.

و ناگاه ندای جانبخشی به گوش می‌رسد ندایی که تکه‌های شکسته قلبش را به هم نزدیک می‌کند. ناگهان قوچی برای قربانی شدن در پیش چشمان ابراهیم نمایان شد و هاتفی ندا داد. ابراهیم! تو از این آزمون سربلند بیرون آمدی؛ پس دوستی خدا گوارایت باد! آری خداوند به جای اسماعیل قوچی را به قربانگاه فرستاد و پسر را به پدر بخشید. آری ابراهیم سربلند بود، خنجر را رها کرد و اسماعیل را در آغوش کشید. ابراهیم نبی آرام می‌گیرد. او نمونه‌ی بالا از بزرگمردانی می‌شود که زندگی را زیبا دور می‌زند. و چنین روزی عید نام می‌گیرد عید عشق و ایمان، عید قربان.

 

 

عید قربان یادآور زیباترین نمونه تعبّد انسان در برابر خداوند متعال است. عید قربان، عید فداکاری، ایثار، قربانی، اخلاص و عشق است. فدا کردن فرزند دلبند خود، در راه خدا، امتحانی الهی برای حضرت ابراهیم علیه السلام بود که عید قربان یادآور آن است. اسلام نیز خواسته است که مسلمانان هر سال عید قربان را جشن گیرند تا این اصول و ارزش‌های الهی را همواره مدّنظر داشته باشند و همواره برای تبعیّت از دستورات خداوند و کسب رضایت الهی آماده هرگونه ایثار و فداکاری باشند.

ایثار و فدکاری پدری به نام ابراهیم و پسری به نام اسماعیل که هر دو از بندگان بزرگ خداوند بودند. ابراهیم از جانب پروردگار، مأمور قربانی کردن فرزند دلبندش اسماعیل شد. هنگامی که ابراهیم فرمان الهی را به پسرش ابلاغ کرد، اسماعیل گفت: پدر جان! فرمان خدا را اجرا کن که مرا از صابران خواهی یافت. خوشحال بود از این که خداوند متعال، او را برگزیده است.

قرآن کریم، ضمن بیان داستان‌های آموزنده، که از مهمترین برنامه‌های تربیتی آن کتاب الهی است، نمونه‌هایی از مقامات والای انسان‌های واقعی را نشان می‌دهد، تا هدف از این دستورات متین آسمانی را به بشر بفهماند. هدف قربانی نمودن فرزند و یا ذبح گوسفند نیست، بلکه هدف، پرورش افکار ناب، دل‌های پاک و جان‌های منزه است. خداوند در قرآن می‌فرماید: پس همین که ابراهیم و اسماعیل سر تسلیم فرود آوردند و ابراهیم، او را بر پیشانی بر زمین خوابانید، ندایش دادیم که ای ابراهیم! بحق، تصدیق مأموریت در خواب نمودی و مابه نیکوکاران این چنین پاداش می‌دهیم.

 
متن ادبی عید قربان ، انشا در مورد عید قربان

و این گونه بود که ابراهیم و اسماعیل به عموم جهانیان نشان دادند که آنچه عیار گوهر انسانیّت را بالا می‌برد و او را موجودی شریف می‌گرداند، همان حالت خضوع و تسلیم در برابر حق تعالی است. امروز نیز حاجیان، در موسم حج، به درگاه خداوند قربانی می‌کنند تا بگویند: خداوندا! ما نیز چون ابراهیم تسلیم توییم. پس در این روز زنجیرهای اسارت و تعلقات را می‌بریم تا بیش از پیش به تو نزدیک شویم.

آری اکنون تو حاجی در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای. اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ شغلت؟ پولت؟... در زندگی‌ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش، از بلندی فرود می‌آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم‌وارت را از دست می‌دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک "نقطه ضعف"! آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می‌کند، آنچه تو را از رفتن بازمی‌دارد، آنچه دلبستگی‌اش نمی‌گذارد تا پیام را بشنوی و حقیقت را ببینی.

وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
چهره‌ها در ستاره