تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۴:۲۰
کد خبر: ۱۲۰۲۰
غزل شماره ۱۱۳ حافظ صرفاً عاشقانه و بدون ایهام و اشارات عرفانی است و به نظر می‌رسد مربوط به ایام جوانی شاعر باشد. حافظ شعر را با مناظره بنفشه و گل و فخرفروشی بنفشه بر زیبایی خود آغاز می‌کند. در ابیات بعدی در حق کسی که به ناتوان یاری رسانده دعای خیر می‌کند و به نصیحتگوی ریاکار توصیه می‌کند که در پی اصلاح معایب خود باشد.
فال حافظ - بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
ستاره | سرویس فرهنگ و هنر

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تاب من به جهان طره فلانی داد
 
دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد
 
شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد
 
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد
 
برو معالجه خود کن ای نصیحتگو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد
 
گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد
 
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰

تعبیر فال حافظ شما

مدت‌ها دلت از عشق دور بود و اکنون دلستانی دل تو را تصاحب کرده است؛ اما گاهی احساس می‌کنی که اندوه و غمی وجودت را فراگرفته است. از خدا دوری مکن و خالصانه به سمت او برو. به ناتوانان کمک کن و هرگز امیدت را از دست مده. راز دلت را برای هرکسی فاش مکن و سعی کن که بتوانی دوستان واقعی خود را بشناسی.
 
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰

شاهد فال:
 
〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰 〰
 

معنی و تفسیر غزل شماره ۱۱۳ حافظ


بیت اول


بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تاب من به جهان طره فلانی داد


دیشب بنفشه، با گل سرخ سخن می‌گفت و نشانی درستی داد که زلف فلان کس یعنی یار حافظ مرا در جهان به تب و تاب انداخت.

✦✦✦✦

بیت دوم


دلم خزانه اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد


دلم گنجینه اسرار زیادی بود، اما دست تقدیر و سرنوشت در آن را بست و کلیدش را به محبوبی دلستان سپرد.

✦✦✦✦

بیت سوم


شکسته‌وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد


من به آستانه تو، شکسته و خمیده آمدم، زیرا که طبیب، داروی شکستگی مرا، مهربانی تو دانست.

✦✦✦✦

بیت چهارم


تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد


آن کسی که دست عدل و بخشش او به ناتوانی یاری رساند امید که بدنی سالم، دلی شاد و خاطری آسوده داشته باشد.

✦✦✦✦

بیت پنجم


برو معالجه خود کن‌ ای نصیحتگو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد‌

 
ای نصیحتگر، برو خودت را معالجه کن، شراب و زیباروی شیرین کار، به چه کس زیان می‌رساند.

✦✦✦✦

بیت ششم


گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد


محبوب از برابر من درمانده گذشت و با مراقبان خود گفت: افسوس بر حافظ بیچاره که چه سخت جان داد.
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
مطالب پیشنهادی