مرجع کامل تعبیر خواب
تاریخ انتشار: ۰۸ تير ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۴
کد خبر: ۱۱۸۴۴
تعداد نظرات: ۲ نظر
گذر عمر ازجمله موضوعاتی است که همواره توجه شاعران را به خود جلب کرده است. در ادامه تعدادی از اشعار سروده شده درباره گذر عمر را می خوانیم.

ستاره | سرویس سرگرمی - گذر عمر از موضوعاتی است که همواره توجه اندیشمندان، صاحب نظران و به‌خصوص شاعران را به خود جلب کرده است. برخی از آنها از گذرا بودن و کوتاهی عمر گلایه کرده‌اند و برخی دیگر توصیه کرده‌اند که انسان‌ها فرصت کوتاه عمر را غنیمت بشمارند. شاعرانی هم بوده‌اند که تلاش کرده‌اند در شعرهای خود از این راز هستی پرده بردارند. در این مطلب با نمونه‌ای از اشعار کوتاه بودن عمر  با ما همراه باشید.

گذر عمر در شعر شاعران فارسی زبان

 

گذر عمر در شعر شاعران بزرگ ایران

 

این قافله عمر عجب می‌گذرد

دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد

خیام

***************


خرما نتوان خوردن ازین خار که کشتیم

دیبا نتوان کردن ازین پشم که رشتیم

افسوس برین عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تقصیر و خطا درنگذشتیم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند

ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

چون مرغ برین کنگره تا کی بتوان خواند

یک روز نگه کن که برین کنگره خشتیم

سعدی مگر از خرمن اقبال بزرگان

یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیم

سعدی

***************

گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس

زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس

بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین

کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس

نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان

گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست

طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس

حافظ

***************

نشاطی پیش ازین بود آن قدم رفت

غروری کز جوانی بود هم رفت

حدیث کودکی و خودپرستی

رها کن کان خیالی بود و مستی

چو عمر از سی گذشت یا خود از بیست

نمی‌شاید دگر چون غافلان زیست

نشاط عمر باشد تا چهل سال

چهل ساله فرو ریزد پر و بال

پس از پنجه نباشد تندرستی

بصر کندی پذیرد پای سستی

چو شصت آمد نشست آمد پدیدار

چو هفتاد آمد افتاد آلت از کار

به هشتاد و نود چون در رسیدی

بسا سخنی که از گیتی کشیدی

وز آنجا گر به صد منزل رسانی

بود مرگی به صورت زندگانی

اگر صد سال مانی ور یکی روز

بباید رفت ازین کاخ دل افروز

پس آن بهتر که خود را شاد داری

در آن شادی خدا را یاد داری

نظامی


گذر عمر در شعر شاعران فارسی زبان

 

تک بیت و دو بیتی درباره گذر عمر

 

افسوس که عمر خود تباهی کردیم

صد قافله گناه، راهی کردیم

در دفتر ما نماند یک نکته سفید

از بس به شب و روز سیاهی کردیم

شیخ بهایی

***************

 
چه پوشی جوشن غفلت که روزی

تو باشی تیر محنت را نشانه

امل با عمرت اندر نه به معیار

نگه کن تا کجا گردد زبانه

بدیع بلخی

***************

سواریست عمر ، از جهان در گریز

عنان خنگ و شبرنگ را داده تیز

اسدی طوسی

***************

هیچ است وجود و زندگانی هم هیچ

وین خانه و فرش باستانی هم هیچ

از نسیه و نقد زندگانی، همه را

سرمایه جوانی است، جوانی هم هیچ

خاقانی

***************

هوای دنیی دون را جز از دون همتی مپسند

که وامانی به مرداری درین وادی ظلمانی

عراقی

***************

مسافران جهان را چو نیست روی مقام

دو روز منزل و آرامگه چه خوب و چه زشت

انوری

 
***************

 

از بر این خاک توده یک تن آسوده نیست

زیر این سقف مقرنس یک دل خرم نماند

جز نحوست نیست قسم ما ز دوران فلک

کوکب سعد ای عجب کویی برین طارم نماند

جمال الدین اصفهانی

گذر عمر در شعر شاعران فارسی زبان

 

گذر عمر در شعر شاعران معاصر


از زندگانی‌ام گله دارد جوانی‌ام

شرمنده‌ جوانى از این زندگانی‌ام

دارم هواى صحبت یاران رفته را

یارى کن اى اجل که به یاران رسانی‌ام

پرواى پنج روز جهان کى کنم که عشق

داده نوید زندگى جاودانی‌ام

اى لاله‌ى بهار جوانى که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانی‌ام

شمعم گریست زار به بالین که شهریار

من نیز چون تو همدم سوز نهانی‌ام

محمدحسین شهریار

***************

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

دیدیم کزین جمع پراکنده کسی رفت

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ

زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت

 

هوشنگ ابتهاج

***************

عمر از کف رایگانی می‌رود

کودکی رفت و جوانی می‌رود

این فروغ نازنین بامداد

در شبانی جاودانی می‌رود

این سحرگاه بلورین بهار

روی در شامی خزانی می‌رود

چون زلال چشمه سار کوه‌ها

از بر چشمت نهانی می‌رود

ما درون هودج شامیم و صبح

کاروان زندگانی می‌رود

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

***************


در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می‌گذرد

عشق‌ها می‌میرند

رنگ‌ها رنگ دگر می‌گیرند

و فقط خاطره‌هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست ناخورده به جا می‌مانند


مهدی اخوان ثالث

***************

کلام آخر

امیدواریم از مطالعه مجموعه اشعار بالا لذت برده باشید. لطفا نظرات خود را پیرامون اشعار و موضوع این مطلب با ما و سایر همراهان مجله ستاره در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید.

اکرم ادیبی
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
احسان
۱۰ ماه پیش
خیلی خوب عالیی
rashi
۲ سال پیش
بسیار عالی و آموزنده بود
چهره‌ها در ستاره
نظرات و پرسش ها
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
احسان
۱۰ ماه پیش
خیلی خوب عالیی
rashi
۲ سال پیش
بسیار عالی و آموزنده بود