دکتر مریم ضابطی - 5
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۲
کد خبر: ۱۰۹۲۲
تعداد نظرات: ۳ نظر
خواندن شعر با موضوعیت مبثت پیامبر می تواند ایده های جالبی برای تبریک این عید بزرگ به همراه داشته باشد. تعدادی شعر مبعث پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد (ص) را گردآوری کرده‌ایم که در آن‌ها شاعران خوش ذوق زیبایی عید مبعث را توصیف کرده‌اند.

پیامبر اکرم (ص) به رسالت مبعوث شد تا عالمی از تاریکی به سوی نور رهنمون شود. در ادامه چند شعر مبعث برایتان آورده‌ایم که با زمزمه آن حلاوت عید مبعث را بر خود دوچندان کنید.

 

شعر مبعث پیامبر اکرم (ص)

از حرا آیات رحمان و رحیم آمد پدید

یا نخستین حرف قرآن کریم آمد پدید

 

صوت اقرأ بسم ربک مى‌رسد بر گوش جان

یا که از کوه حرا خلق عظیم آمد پدید

 

بانگ توحید است از هرجا طنین افکن به گوش

فانى اصحاب شیطان رجیم آمد پدید

 

سید امى لقب بر دست قرآن مى‌رسد

یا به گمراهان صراط مستقیم آمد پدید

 

فاش گویم عقل کل فخر رسل مبعوث شد

آن که گردد ز اعجازش دو نیم آمد پدید

 

قصه لولاک باشد شاهد گفتار من

یعنى امشب عالم آرا از قدیم آمد پدید

 

در حرا بر مصطفى امشب شد از حق جلوه گر

آن چه اندر طور سینا بر کلیم آمد پدید

 

نغمه اللّهُ اکبر از حرا تا شد بلند

بت پرستان را به تن لرزش ز بیم آمد پدید

 

گر قریش او را یتیمش خواند اما در جهان

بس شگفتى‌ها ازین دُرّ یتیم آمد پدید

 

منجى نوع بشر داراى آیات مبین

صاحب خلق خوش و لطف عمیم آمد پدید

 

گفته «ما اوذى مثلى» به عالم روشن است

پیشواى خلق با قلب سلیم آمد پدید

 

بود اگر باغ جهان پژمرده از طوفان جهل

حال بر این بوستان خرم نسیم آمد پدید

 

گشت مبعوث آن که عالم زنده شد از کیش او

فاش گویم محیى عظم رحیم آمد پدید

 

حب و بغض او نشانى از بهشت و دوزخ است

قصه کوته، صاحب نار و نعیم آمد پدید

 

زد تفال «ثابت» از قرآن به نام مصطفى

حرف بسم الله الرحمن الرحیم آمد پدید

 

 

شعر مبعث ، شعر درباره مبعث ، شعر بعثت پیامبر

 

❆❆❆شعر مبعث پیامبر❆❆❆

 

آفتابِ عالم آرا آفتابی می‌کند

با اشعه رنگ دلها را شهابی می‌کند

 

این چه دریاییست اعجازی حسابی می‌کند

چشم هر بیننده‌اش را نقره آبی می‌کند

 

خود دل است این، دلبر است این، رهنما و رهبر است

این رسول حق محمّد، حضرت پیغمبر است

 

کوه نور و صخره‌هایش خم شده در سجده‌اش

آشنا غار حرا با نغمه‌‌ هر سجده‌اش

 

بوته‌های این بیابان گوییا در سجده‌اش

می‌کند هم خاک و باد و آب و آذر سجده‌اش

 

کیست این جبریل دارد می به جامش می‌دهد

هم خدا، هم مکه، هم هستی، سلامش می‌دهد

 

نقش پیشانی او تک بیتی از دنیا غزل

رنگ چشمانش زند طعنه به شهد و بر عسل

 

ابروانش فارغ از هر گونه امثال و مثل

بر لبش طراحی حی علی خیر العمل

 

کینه‌های مانده در دل با اخوت ختم شد

تا که با دست محمد این نبوت ختم شد

 

عید مبعث آمد و دیده چراغانی شده

دیو جهل و ناامیدی سخت زندانی شده

 

عرش بنشسته به فرش و فصل مهمانی شده

روح ما با ذکر احمد روح روحانی شده

 

لحظه‌ پرواز آمد بال‌ها را باز کن

شادی بعثت بدین پرپر زدن آغاز کن

 

 



 

❆❆❆شعر مبعث پیامبر❆❆❆
 

نور عترت آمد از آیینه‌ام

کیست در غار حرای سینه‌ام

رگ رگم پیغام احمد می‌دهد

سینه‌ام بوی محمد می‌دهد

من سخن گویم ولی من نیستم

این منم یا او ندانم کیستم

جبرییل امشب دمد در نای من

قدسیان خوانند با آوای من

ای بتان کعبه در هم بشکنید

با من امشب از محمد دم زنید

از هوا گلبانگ تهلیل آمده

دیده بگشایید جبریل آمده

مکه تا کی مرکز نا اهل‌هاست

پایمال چکمه بوجهل‌هاست

مکه دریای فروغ وحی شد

بت پرستان بت پرستی نهی شد

روز، روز مرگ ظلم و ظالم است

بانگ نفرت مرد ، اقرا حاکم است

یا محمد منجی عالم تویی

این مبارک نامه را خاتم تویی

انبیا مشعل ز تو افروختند

وز دمت پیغمبری آموختند

غیرت و مردانگی آیین توست

عزت زن در حجاب دین توست

بر همه اعلام کن زن برده نیست

برده مردان تن پرورده نیست

خاتم توحید در انگشت تو

حق به پیش روی و حیدر پشت تو

ما تو را زهرای اطهر داده‌ایم

شیر مردی مثل حیدر داده‌ایم

ما تو را دادیم در بین همه

یک خدیجه یک علی یک فاطمه

 

 

 

 

شعر مبعث پیامبر ، شعر برای عید مبعث ، شعر درباره عید مبعث

 

❆❆❆شعر مبعث پیامبر❆❆❆
 

شکفته غنچه دین در دل غار

ز کوه نور آید عطر گلزار

گل افشان شد همه دشت و بیابان

شکوفه سر زد از بام وز دیوار

رسیده موسم انگیزشی نو

شنود گفته‌های ناب دادار

شده وقت رسالت یا محمد

رسد وحی و ندا از سوی دادار

محمد در حرا مبعوث حق شد

ز سیمایش نبوت شد پدیدار

ز عید مبعث از شادی چه مستیم

صلوات بر محمد می‌فرستیم

حرا در انتظار انقلاب است

دگر وقت شکست دیو خواب است

پی راز و نیازهای شبانه

محمد سینه‌اش پر التهاب است

میان قوم جهل و کفر و الحاد

هم اینک موعد یک انتخاب است

به پایان آمده عمر جهالت

اوان پویش و وقت صواب است

ز کوه آمد ندا اقرا محمد

زمان بعثت و روز خطاب است

ز عید مبعث از شادی چه مستیم

صلوات بر محمد می‌فرستیم

زمان بعثت فردی امین است

کسی که در رسالت بهترین است

ندا آمد ز حق سوی محمد

همو که صاحب علم‌الیقین است

خطاب آمد به احمد از دل کوه

بخوان اقرا کنون آغاز دین است

به نام خالق ارض و سماوات

به نام او که رب‌العالمین است

ز عید مبعث از شادی چه مستیم

صلوات بر محمد می‌فرستیم

محمد خاتم پیغمبران شد

محمد بهترین خلق جهان شد

گرفته از خدا امر رسالت

کزو قرآن و عترت جاودان شد

محمد صاحب لطف و کرامت

که اعجازش کتاب آسمان شد

چهل از عمر ناب او گذر کرد

که مبعوث خداوند جهان شد

به جنبش پرچم اسلام احمد

به دوش مهدی صاحب زمان شد

ز عید مبعث از شادی چه مستیم

صلوات بر محمد می‌فرستیم

شاعر: بهروز رها

 

 



  

سمیه قندهاری
وبگردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر:
کلیه پاسخ هایی که توسط کارشناسان و متخصصان هر رشته به کاربران داده میشود کاملا حالت پیشنهادی دارند و نباید به عنوان تشخیص, تجویز, یا رهنمودهای تخصصی و قانونی تلقی شوند و در صورت لزوم شخصی بایستی حتما از منابع تخصصی تر مانند پزشکان متخصص, وکلا, و ... نیز کمک بگیرد. این مسئولیت کاملا بر عهده مخاطبان است که قبل از هر نوع تصمیم گیری یا اقدامی از صحت و مفید بودن این اطلاعات برای خود اطمینان حاصل کرده و صرفا با مسئولیت خودشان به این پیشنهادات عمل کنند.
کلیه سوالات توسط کارشناسان رشته مربوط به هر مطلب پاسخ داده میشود.
به سوالات تکراری, خارج از موضوع, و غیرقابل انتشار پاسخ داده نمیشود.
نظر کاربران
انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
13:18 - 1397/01/26
خوب بود
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
20:57 - 1397/01/25
خیلی قشنگ بودن
پاسخ ها
ناشناس
| Iran, Islamic Republic of |
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۱/۲۶
قهرمانی خوب بود