غزل شماره ۳۴۸ حافظ یکی از غزلهای عاشقانه حافظ است که در عین داشتن مضامین ثقیل، موسیقی کلام و مورد انتخاب آوازه خوانان دارد. شارحان از این غزل معانی عرفانی نیز برداشت کردهاند. حافظ میگوید در راه رسیدن به حقیقت...
غزل شماره ۳۴۷ حافظ غزلی است عاشقانه و یکدست و شاعر در آن تعابیر عرفانی به کار نبرده است. در بیت نخست خطاب به معشوق میگوید ای محبوب زیبارو، حیرانم، خودت بگو در غم عشق و دوریات چه تدبیری بکار...
غزل شماره ۳۴۶ حافظ در زمان شاه شجاع سروده شده و منظور حافظ از ذکر تُرک شهر آشوب، در پارهای از نسخ شاه شجاع بیان شده است. حافظ رندی است که زیبارویان و شراب را کنار نمیگذارد، مأمور و محتسب...
غزل شماره ۳۴۵ حافظ در قالب عاشقانه و با مضامین عارفانه و با ایهامهای لطیف در زمان شاه شجاع سروده شده و شاعر با ظرافت تمام از شاه گله میکند. حافظ ممدوح را به سرو روان که نماد معشوق بلندقد...
غزل شماره ۳۴۴ حافظ دارای ابیات با معانی مستقل است در حالی که شاعر به بهترین وجهی ابیات این غزل را به هم تلفیق نموده است. حافظ در بیت نخست میگوید تمام طول عمرم را در راه سیر و سلوک...
غزل شماره ۳۴۳ حافظ در رابطه با تورانشاه وزیر لایق شاه شجاع است که شاعر ادعا میکند بیش از چهل سال است نسبت به او ارادت میورزد. حافظ در این غزل به استعاره میگوید چهل سالست کوچکترین خدمتگزار پیر مغان...
غزل شماره ۳۴۲ حافظ در سنین کمال شاعر سروده شده و چنین برمیآید که این عارف با ایمانی کامل، خود را جزئی از کل و کل را خالق متعال میدانسته است. جسم خاکی شاعر و تعلقات دنیایی مانند پوششی است...
غزل شماره ۳۴۱ حافظ در اوایل حکومت امیر مبارزالدین سروده شده و حافظ که یکی از طرفداران حکومت گذشته بوده ایام سختی را سپری میکرده است. حافظ میگوید در رندی از سرزنش دشمنان نمیترسم و راه و روش خودم را...
غزل شماره ۳۴۰ حافظ به احتمال قوی تحت تأثیر غزلی از اوحدی سروده شده و البته دارای مطلعی بسیار زیباتر از غزل اوحدی میباشد. حافظ خود را همچون ظرف بزرگ شراب در هنگام رسیدن در حال جوشش میداند که این...
غزل شماره ۳۳۹ حافظ در دوران میانسالی شاعر و با تسلطی که بر خلق مضامین بکر داشته سروده شده است. این غزل تنها برای شأن و منزلت چشم ساخته شده است. حافظ محبوب را مخاطب قرار داده و میگوید وقتی...
غزل شماره ۳۳۸ حافظ بیان کننده شرح عاشقی شاعر در شیراز است اما متوجه بار عشق روز ازل شده و آن را قسمت ازلی میداند. در بیت اول علاقه بینهایت خود را به چهره زیبا و موی دلپذیر، چشم خمار...