غزل شماره ۲۱۶ حافظ یکی از غزلهایی است که شاعر درباره فراق (نه مرگ) شاه شیخ ابو اسحاق سروده و از دوری او ناله میکند. یاری که همچون فرشتگان پاک و معصوم بوده و با حضور او خانه حافظ همچون...
مجموعه جملات انگیزشی انگلیسی را میتوانید در دسته بندی های جملات انگیزشی کوتاه انگلیسی، متن انگیزشی انگلیسی، متن انگلیسی در مورد موفقیت و متن انگلیسی درباره آرزوها مطالعه کنید.
غزل شماره ۲۱۵ حافظ پس از یک شبنشینی و حضور در مجلس شاه شجاع، در سالهای اولیه که میان حافظ و شاه روابط حسنه برقرار بوده، سروده شده است. این مجلس چنان باشکوه بوده که در آن زیبارویان، ساقی، شمع...
غزل شماره ۲۱۴ حافظ به یاد شاه شیخ ابواسحاق سروده شده و در بیت سوم از بت مشکین کلاله (لقب شیخ ابواسحاق) نام برده است. این غزل با خوابی که حافظ دیده و تعبیر نیکوی آن آغاز میشود که تعبیر...
غزل شماره ۲۱۳ حافظ در زمان شاه شجاع و هنگام دوری از شاه شیراز سروده شده است. در نظر حافظ همه چیز بدون تغییر مانده است. رازهای عاشقی و گنج مهربانی همانگونه که قبلاً بودند، دست نخورده هستند. عاشقان امانتدار...
غزل شماره ۲۱۲ حافظ در رابطه با گله و شکایت از حضور شاه یحیی که یکی از رجال لئیم و منافق آن زمان بوده و دوری از شاه شجاع سروده شده است. در هنگام سحر حافظ با جام می و...
غزل شماره ۲۱۱ حافظ زمانی سروده شده است که شاه شجاع تصمیم به تغییر رویه و حفظ شعائر دینی میگیرد و با حافظ رفتاری سرد و سری سنگین داشته است. حافظ میگوید ممدوح دل غمزدگان بسیاری را سوخته و این...
غزل شماره ۲۱۰ حافظ در زمانی سروده شده که شاه شیخ ابواسحاق از شیراز متواری و در اصفهان به سر میبرد و حافظ دوست و حامی خود را از دست داده است. حافظ میگوید شب گذشته در جمعی از دوستداران...
غزل شماره ۲۰۹ حافظ در زمان تبعید شاعر به یزد و به یاد شاه شجاع (هر چند که او حافظ را به یزد تبعید کرده است) سروده است. حافظ میگوید من توسط شمشیر تو به قتل نرسیدم، چون تقدیر الهی...
غزل شماره ۲۰۸ حافظ یکی از غزلهایی است که در زمان تبعید شاعر به یزد و در جهت تقرب و نزدیکی به شاه یحیی سروده شده است. حافظ خود را خستهای میداند که خواهشی دارد اما توان خواستن ندارد، سپس...
غزل شماره ۲۰۷ حافظ یکی از مراثی و سوگنامههایی است که در رابطه با قتل شاه شیخ ابو اسحاق توسط امیر مبارزالدین سروده است. حافظ از دوری یار غصهدار است و از روزگاری یاد میکند که مقیم سر کوی او...
غزل شماره ۲۰۶ حافظ پس از گلایه، یاد میکند از شبهایی که در محفل شاهانه درباره حسن خلق و امتیاز آن بر زیبایی بحث میکرده است. در ابتدای غزل به یار میگوید که قبلا بیشتر از اینها به فکر عاشقان...